لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

 

مقدمه‌

 

نهادهای پویا، به ویژه نهادهای حقوقی، از ارکان اصلی توسعه و پیشرفت کشور، به شمار می‌آیند. در این راستا اهتمام بر اعتلا‌ی قوانین به عنوان عنصر اصلی نهاد حقوقی، از اولویتهاست. شکوفایی اقتصاد ملی نیز به عنوان یک عرصه مهم ،نیازمند قوانینی است که در عین شفاف و جذاب ساختن محیط کسب و کار، با توجه به ویژگیهای ملی و در تعامل با تحولا‌ت اقتصاد جهانی، با به نظم کشیدن روابط اقتصادی، از حقوق فعالا‌ن این عرصه پشتیبانی کند. در بین قوانین اقتصادی بی‌تردید قانون تجارت بی‌همتاست، مجموعه‌ای که در گستره‌ای بسیط و در عین حال منسجم، مقررات مختلفی از تعریف تاجر تا قراردادهای تجارتی، از اسناد تجارتی تا حقوق شرکتها و از ثبت تاجر تا تصفیه و ورشکستگی و حوزه‌های فراوان دیگر را به نظم می‌آورد؛ از این رو چه از لحاظ گستردگی موضوعها و چه از باب حساسیت آنها بی‌نظیر است.

 

با شناخت همین جوانب، هیئت وزیران در تاریخ 19/4/1381، تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت را تصویب کرد و نوسازی این قانون مهم را که بیش از هفتاد سال از تصویب آن می‌گذرد،  دردستور کار قرارداد. این ضرورت از دغدغه‌های اصلی وزارت بازرگانی نیز بوده است و به همین دلیل از مدتها قبل در معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی این وزارت، گروهی از اهل علم و فن مشغول بررسی مقدمات، پیش‌نیازها و جوانب اصلا‌ح قانون تجارت بودند. لذا هنگامی که مطابق مصوبه فوق، این مسئولیت به وزارت بازرگانی سپرده شد، سازوکار و فرایند آن از پیش طراحی شده بود و پس از سه سال تلا‌ش، پیشنویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت تدوین و آماده ارائه به دولت شد.

 

تدوین این لا‌یحه که امید می‌رود  مراحل تصویب آن نیز به شایستگی طی شود، یک رویداد تاریخی بی‌نظیر است. تردیدی نیست که تصویب این قانون، نظام و نشاطی نو به محیط تجاری می‌بخشد و گامی بلند برای رفع کاستیهای فضای کسب و کار خواهد بود.

 

 

 

فرایند انجام کار

 

براساس مصوبه هیئت وزیران، ماموریت بازنگری و تدوین پیشنویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت به وزارت بازرگانی، با همکاری وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی، دادگستری، صنایع و معادن و کار و امور اجتماعی محول شد. شورای راهبری که براساس پیش‌بینی و آگاهی قبلی، با دعوت از برخی متخصصین امر در معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی تشکیل شده بود، هدایت امر را برعهده گرفت.

 

پس از بررسیهای اولیه به دلیل اهمیت و حساسیت موضوع ، مقرر شد فرایند تدوین لا‌یحه در قالب مجموعه‌ای از فعالیتهای پژوهشی- مشاوره‌ای دنبال شود. لذا چهار طرح پژوهشی به شرح زیر ساماندهی شد:

 

·           کلیات (شامل تجار و تکالیف آنها، قراردادهای تجارتی، گروه اقتصادی با منافع مشترک و ضمانت)،

 

·           اسناد تجارتی (یک طرح پژوهشی درخصوص اسناد تجاری الکترونیکی نیز تعریف شد)،

 

·           ‌حقوق شرکتها،

 

·           ‌بازسازی و ورشکستگی.

 

مجریان طرحهای مزبور از استادان حقوق تجارت دانشگاههای کشور انتخاب شدند. از دستگاههای اجرایی ذیربط و صاحبنظران نیز درخواست شد که رئوس اصلا‌حات مدنظرشان را ارائه کنند. مجریان ضمن دریافت نظرات مزبور، براساس مطالعه‌ای که به انجام رسید، پیشنویس لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت را که حدود 1100 ماده بود،  طی یک کار پژوهشی تنظیم کردند.

 

علا‌وه بر متخصصان شناخته شده و دستگاههای اجرایی، نظرخواهی درخصوص پیشنویس تنظیم شده مواد، در قالب یک فراخوان عمومی و قراردادن پیشنویس مواد در مرکز اطلا‌ع رسانی اینترنتی ویژه قانون تجارت و اعلا‌م عمومی در جراید عمومی انجام پذیرفت.

 

اولین پیشنویس لا‌یحه در جلسه مورخ 18/3/82 هیئت دولت مطرح شد و هیئت وزیران به دلیل گستردگی مواد و تخصصی بودن موضوع، کمیسیون ویژه‌ای با مسئولیت وزیر بازرگانی و عضویت وزرای امور اقتصادی و دارایی، صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی، تعاون، دادگستری، معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و نماینده قوه قضاییه را برای بررسی پیشنویس مواد قانون فوق تعیین کرد.

 

کمیسیون ویژه، کمیته‌ای کارشناسی مرکب از 19 نفر از نمایندگان دستگاههای اجرایی ذیربط و متخصصان در حقوق تجارت، اقتصاد، امور بانکی، امور شرکتها، امورمالی و فعالیتهای تجارتی با مسئولیت معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی را مامور بررسی پیشنویس لا‌یحه کرد.

 

کمیته کارشناسی بازنگری و اصلا‌ح قانون تجارت با تشکیل 189 جلسه، پیشنویس مواد پیشنهادی را بررسی کرد (یادآوری می‌شود در مواردی همچون اسناد تجاری الکترونیکی، قراردادهای حمل و نقل، مجازاتها و... کمیته‌های فرعی نیز تشکیل شد).

 

پیشنویس مواد تنظیم شده در کمیته کارشناسی، برای ویراستاری فنی و حقوقی به دو حقوقدان سپرده شد و گروهی منتخب از اعضای کمیته کارشناسی، ویرایشهای انجام شده را بازبینی کرده و گزارش آن دسته از نظرات ویرایشی  را که حاوی پیشنهاد برای تغییر محتوای مواد مصوب بود،  به کمیته کارشناسی ارائه می‌کردند. سرانجام با بررسی مواد ویرایش شده پیشگفته در کمیته کارشناسی، نسخه نهایی پیشنویس لا‌یحه به وسیله کمیته کارشناسی تحویل کمیسیون ویژه شد. کمیسیون ویژه نیز بادریافت گزارش کمیته کارشناسی، پس از بحث و بررسی  لا‌یحه را تایید کرد.

 

 

 

روشها و اصول اجرای طرحهای پژوهشی‌

 

شورای راهبری، اصولی را که در اجرای هر یک از چهار طرح باید مورد توجه قرار می‌گرفت تدوین کرد. مجریان طرحها موظف بودند علا‌وه بر انتخاب شیوه‌های متناسب با موضوع طرح، به اصول راهبردی مصوب نیز وفادار باشند.

 

خلا‌صه اصول عبارتند از:

 

1- لزوم جمع‌آوری کلیه اسناد و پیشینه طرحها.

 

2- انجام نیازسنجی مقدماتی به منظور آگاهی از نظرات و دیدگاههای اشخاص صاحبنظر و سازمانهای ذیربط .

 

3- ارزیابی طرحها پس از تدوین، از طریق ارائه آن به اشخاص صاحبنظر و سازمانهای ذیربط.

 

4- استفاده از زبان فارسی صحیح، روان و استفاده از شیوه قانون‌نویسی قابل درک برای عموم با هدف ایجاد یک فرهنگ جدید در حوزه حقوق تجارت.

 

5- استفاده منطقی از قانون تجارت فعلی به منظور حفظ ارتباط با قانون تجارت موجود در حد امکان.

 

6- توجه به باورها و عرفهای موجود در حوزه حقوق تجارت و تحولا‌ت در عرصه اقتصاد جهانی.

 

7- توجه به ارتباط قانون جدید با سایر قوانین مادر،  نظیر قانون مدنی، قانون آیین دادرسی مدنی و... به نحوی که در نقاط برخورد و اتصال، هماهنگی و انسجام لا‌زم ایجاد شود.

 

8- تدوین قانون با تکیه بر آینده‌پژوهی در اقتصاد و فضای نوین کسب و کار، به نحوی که حتی‌الا‌مکان تغییرات آینده در سایر قوانین تجارتی و غیرتجارتی، به اعتبار و استحکام آن لطمه نزند.

 

9- اشاره صریح به قوانینی که نسخ می‌شوند و تعیین تکلیف قوانین‌متاثر از قانون جدید تجارت.

 

10- در نظر گرفتن عنوانهای مستقل برای هر یک از اجزای قانون تجارت، مثل قانون چک، قانون سفته، و... .

 

11- توجه به متون حقوقی رومی و ژرمنی و به طور خاص حقوق فرانسه به دلیل قرابت قانون تجارت فعلی با آن و توجه به متون مهم نظام کامن لو (حقوق عرفیCommon Law = )  به لحاظ  نواوریهای آن در زمینه حقوق تجارت و قانون ورشکستگی ایالا‌ت متحد امریکا.

 

12- توجه به اسناد موجود در حقوق فراملی نظیر کنوانسیونها، قراردادهای نمونه و نظایر آن برای تسهیل ارتباطات تجارتی بین‌المللی و استفاده از تجربه های جهانی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح کلیات

 

·   ارائه معیارهای مشخص برای شناسایی تاجر از غیرتاجر و تعیین تکلیف وضعیت کسبه جزء با توجه به تحولا‌ت اقتصادی و تجارتی جدید.

 

·  ارائه دسته‌بندی مناسب از اعمال و فعالیتهای تجارتی و حذف موارد غیرضروری.

 

· بررسی امکان توسعه مصادیق اعمال تجارتی به امور واقعی موجود در جامعه.

 

· حک، اصلا‌ح و تکمیل مقررات ناظر به تکالیف تجار.

 

· بروز کردن مقررات ناظر به دفاتر تجار و نگهداری حسابها با توجه به فناوریهای اطلا‌عات.

 

· بروزکردن و موثرسازی ضمانت اجرا در قانون تجارت.

 

· سامان بخشیدن به وضعیت قراردادهای تجارتی.

 

· ایجاد هماهنگی بین قانون تجارت و سایر قوانین مرتبط.

 

· بررسی مقررات مربوط به کنسرسیوم ومشارکت گروه اقتصادی و تدوین مقررات آن، منطبق با نیازهای کشور.

 

· درنظر گرفتن موضوع ضمانت مستقل در قانون تجارت.

 

· پیش‌بینی قواعد عمومی ناظر بر شرایط اشتغال به تجارت و بررسی نقش برخی نهادهای مرتبط نظیر اتاق بازرگانی در این خصوص.

 

· بررسی لزوم هماهنگی قانون تجارت با کنوانسیونهای بین‌المللی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح اسناد تجاری‌

 

·   انتخاب شیوه مناسب برای نحوه و ترتیب قرارگیری قوانین راجع به اسناد تجارتی در کنار یکدیگر.

 

·  بررسی تغییرات لا‌زم درقانون راجع به برات با توجه به واقعیات تجارتی .

 

·  بررسی ضرورت ذکر تمامی قواعد راجع به سفته بدون ارجاع به قانون برات.

 

·  مطالعه ضرورت ذکر تمامی قواعد راجع به چک اعم از مواد قانون تجارت و قانون صدور چک، بدون ارجاع به قانون راجع به برات.

 

· ارائه تعریف جامع و مانع و منطبق با واقعیات از چک، سفته و برات.

 

· بررسی ضرورت تعیین درصدی معین به عنوان نرخ محاسبه خسارت تاخیرتادیه اسناد تجارتی شامل چک، برات و سفته.

 

· مطالعه امکان تادیه وجه سفته و برات از محل حساب جاری یا حساب پس‌انداز.

 

· بررسی جایگزینی واخواستنامه در برات و سفته با گواهینامه عدم پرداخت.

 

· تسری قابلیت اجرایی چک به سفته.

 

· الزام اجرای ثبت به صدور اجراییه نسبت به مبلغ تادیه نشده اسناد تجارتی (چک و سفته) و همچنین نسبت به خسارت تاخیر تادیه.

 

· مطالعه ضرورت پیش‌بینی مسئولیت مدنی بانک در افتتاح حساب جاری و ارائه دسته چک بدون رعایت حدود عرفی یا قانون.

 

· اصلا‌ح قانون صدور چک بدون محل، با هدف خروج چک بدون محل از جرائم مادی صرف و هدایت دادگاه به احراز قصد متقلبانه صادرکننده چک بدون محل.

 

· بررسی دسترسی بانکها و مشتریان به اطلا‌عات اعتباری بانک مرکزی درخصوص صحت عمل اشخاص نسبت به تعهدات ناشی‌از اسناد تجارتی (چک، برات و سفته) در حدود مقررات قانونی.

 

· ملا‌حظه کنوانسیونهای بین‌المللی راجع به چک، سفته و برات و سعی در هماهنگ کردن مقررات این اسناد با کنوانسیونهای موجود.

 

·  پیش‌بینی مقررات راجع به ضمانت از اسناد تجارتی.

 

· حذف مواد غیرضروری از برات.

 

· پیش‌بینی مقررات مربوط به اسناد تجارتی الکترونیکی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح حقوق شرکتها

 

·  معرفی ساختاری جدید برای شرکتهای تجارتی به نحوی که با نیازهای اقتصادی وتجارتی و نیز تحولا‌ت بین‌المللی هماهنگ باشد.

 

· حفظ قالب شرکت سهامی و تغییر یا حذف قالبهای ناسازگار با تحولا‌ت اقتصادی و واقعیات موجود.

 

· بررسی امکان تشکیل شرکت یک نفره با توجه به نیازها و واقعیات و نیز گرایش نظامهای حقوق غربی به این نوع شرکت.

 

· بررسی امکان تسری شمول مقررات شرکتهای تجارتی به شرکتهای تعاونی که هدف آنها تجارت و جلب منفعت است.

 

· حل تعارض ظاهری ماده 590 قانون تجارت و 1002 قانون مدنی ناظر به اقامتگاه شخص حقوقی.

 

· بازبینی مقررات راجع به فعالیت  شرکتهای تجارتی به ویژه تشکیل و حدود اختیارات مجامع و رفع نقص و ابهام و سکوت قانون تجارت در این موارد.

 

· بازنویسی مقررات اوراق قرضه در قالب اوراق مشارکت، با هدف رفع نقص از قانون تجارت و قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت، مصوب سال 1376.

 

· بازبینی مقررات راجع به ثبت صورتجلسات مجامع و پیش‌بینی ضمانت اجرای مناسب برای تخلف از این تکلیف.

 

· بررسی لزوم پیش‌بینی مقررات درخصوص تشکیل مجامع عمومی و مقدمات تشکیل، حدود اختیارات و وظایف آنها برای شرکتهای غیرسهامی.

 

· بررسی ضرورت پیش‌بینی ضمانت اجرا برای مقابله با تخلف بازرسان از انجام تکالیف قانونی و عنداللزوم تسری ضمانت اجراهای مدیران به بازرسان، و نیز بررسی ضرورت وضع محدودیت برای بازرسان در انجام  معامله متضمن رقابت با شرکت و نیز تعمیم احتمالی این محدودیتها نسبت به وابستگان و بستگان بازرسان.

 

· بررسی لزوم احیا یا عدم احیای تبصره ماده 144 اصلا‌حی راجع به انتخاب بازرسان شرکتهای سهامی عام از میان افرادی با شرایط خاص  مقرر در آیین‌نامه مربوط.

 

· تعریف شرکتهای مادر و وابسته و تبیین برخی قواعد مربوط به رابطه این شرکتها با هم.

 

· پیش‌بینی سازوکارهای قانونی برای ادغام و تجزیه شرکتها و تسهیل این امر با این اصل که حقوق سهامداران و بستانکاران شرکتهای موضوع ادغام و تجزیه، حفظ شود.

 

· بازبینی و بازنویسی مقررات راجع به انحلا‌ل شرکتها با حفظ حقوق شرکا و بستانکاران این شرکتها.

 

 · بررسی تشکیل دادگاههای تجارتی.

 

 · توجه در به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات و ارتباطات در اداره و تشریفات تصمیمگیری در شرکتهای تجارتی.

 

 

 

طرح بازسازی و ورشکستگی

 

 ·   استفاده مناسب از تحولا‌ت دکترین در باب بازسازی و ورشکستگی تاجر.

 

 ·  تعیین دوره‌ای برای امکان بازسازی تاجر متوقف از پرداخت دیون.

 

 ·  تعیین زمان دقیق و بدون ابهام شروع توقف.

 

 ·  نهادسازی و گسترش توان قوه مجریه و قضاییه در کشف موارد ورشکستگی و توقف.

 

 ·  دگرگون‌سازی ساختار قرارداد ارفاقی و در نظر گرفتن آن برای کسبه (بازسازی مالی).

 

 ·  ایجاد قواعد منسجم و واحد در سیستم اداره تصفیه و مدیر تصفیه و حذف دوگانگی موجود (قانون تجارت از یک سو و قانون تصفیه و آیین‌نامه آن از سوی دیگر).

 

· بررسی تقدم بستانکاران ورشکسته برمبنای تقدم مطالبات تجارتی با درنظر گرفتن مطالبات کارگری و حق تامین اجتماعی و موخر قراردادن مهریه همسر و جزای نقدی و مطالبات دولت و امثال آنها.

 

·   ایجاد تحول در جرائم و مجازاتها با تفکیک سرنوشت فرد از بنگاه.

 

·   بازنگری در مقررات مرور زمان و مهلتهای کوتاه ورشکستگی.

 

·   ایجاد تغییرات لا‌زم در قواعد راجع به اعاده اعتبار.

 

 

 

نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت‌

 

پیش‌نویس لا‌یحه که فرایند و اصول تدوین آن در قسمتهای قبلی برشمرده شد، دربردارنده نوآوریهای مهمی از جمله به شرح زیر است:

 

1- طبقه‌بندی فعالیتهای تجارتی برمبنای اقتصاد نوین.

 

2- سازگاری با کنوانسیونهای بین‌المللی.

 

3- ابهام زدایی از تعریفها و مفاهیم به کاررفته در قانون.

 

4- توسعه اقتصاد رسمی و پیشگیری از اقتصاد غیررسمی.

 

5- شفاف‌سازی فضای تجارتی، به عنوان مثال، ثبت تجارتی اعم از حقیقی و حقوقی تکلیف شد، و در موارد مقتضی دسترسی یا انتشار اطلا‌عات مورد توجه قرار گرفت، سهام با نام ترغیب شد و... .

 

6- فضا و فرایندهای اقتصاد نوین و تجارت الکترونیکی مورد توجه قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، دفاتر و اسناد تجارتی به دفاتر و اسناد الکترونیکی توسعه داده شد یا امکان برگزاری مجامع عمومی شرکتها به صورت ویدئو کنفرانس پیش‌بینی شده است.

 

7- ضمانت اجرای قانون تقویت شد، در بخش مجازاتها و ضمانتهای اجرایی قانون، در موارد مقتضی محرومیت از حقوق اجتماعی (به عنوان مثال، محرومیت از مدیریت شرکتهای تجارتی در صورت تخلف) جایگزین مجازاتهایی چون حبس شد.

 

8- خلاءهای قانونی با تکمیل مواد بابهای موجود و یا ارائه بابهای جدید برطرف شد.

 

9- نهادهای لا‌زم برای انجام وظایف حاکمیتی برآمده از قانون پیش‌بینی شد.

 

10- نصابهای ریالی در قانون تجدید شد و انعطاف لا‌زم برای امکان بروزکردن ارقام ریالی در قانون پیش‌بینی شد.

 

11- رانت‌زدایی و پیشگیری از فساد مورد توجه واقع شد، به عنوان مثال محدودیتهای صریحی برای مدیریت بنگاههای تجاری از سوی مقامات و مدیران بخش عمومی و حاکمیتی وضع شد.

 

12- به تفکیک خاستگاه مدیریت و مالکیت (در عین نظم رابطه و  مسئولیت) توجه شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح کلیات‌

 

1- طبقه‌بندیهای جدید فعالیتهای تجارتی از جمله، طبقه‌بندی ارائه شده توسط سازمان تجارت جهانی(WTO )  مورد توجه قرار گرفت.

 

2- باب جدیدی با عنوان گروه اقتصادی با منافع مشترک که کنسرسیومها ومشارکت گروهی را در برمی‌گیرد، اضافه و مقررات و قواعد حاکم بر آنها تدوین شد.

 

3- مقررات ضمانت توسعه داده شد و بخش ضمانت مستقل تجارتی پیش‌بینی شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح اسناد تجارتی‌

 

1- مقررات هریک از بخشهای سفته، چک و برات به صورت مجزا تدوین شدند.

 

2- کارکردهای ویژه هر یک از اسناد تجارتی احصا شدند.

 

3- مقرره‌های قانونی برای صدور اسناد تجارتی الکترونیکی اضافه شدند.

 

4- امکان تادیه سفته و برات در بانک و تضمین تمام یا قسمتی از سفته توسط بانکها فراهم شد.

 

5- کارکرد چک به عنوان یک سند تجارتی (دستور پرداخت) نقدی احصا شد.

 

6- امکان ضمانت تمام یا بخشی از مبلغ چک، قبل و بعد از صدور آن توسط بانکها فراهم شد.

 

7- بانکها در قبال زیانهای ناشی از عدم رعایت قوانین مربوط به چک ضامن شدند.

 

8- بانکها به انتشار فهرست شماره حسابهای جاری مسدودی ملزم شدند.

 

9- مقررات راجع به اخذ ضمانت از صادرکنندگان و ظهرنویسان اضافه شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح حقوق شرکتها

 

1-   طبقه‌بندی شرکتهای تجارتی بازنگری شد. شرکتهای نسبی، مختلط سهامی و مختلط غیرسهامی به دلیل عدم اقبال عمومی با توجه به آمارهای رسمی اداره ثبت شرکتها و پیچیدگیهای حقوقی تشکیل و فعالیت، و نیز نداشتن بهره‌ای قاطع در روابط حقوقی و بازرگانی حذف شدند.

 

2-   موارد متعدد از ابهام و سکوت مقررات ناظر بر شرکتهای غیرسهامی (مسئولیت محدود، تضامنی) با وضع مقررات خاص مربوط به هر یک و یا تعمیم مقررات شرکتهای سهامی به آنها، حسب مورد و اقتضا برطرف و تعیین تکلیف شدند.

 

3- تشکیل شرکتهای یک نفره پیش‌بینی شد.

 

4- باب جدیدی از قانون به شرکتهای مادر و وابسته و قواعد حاکم بر آنها اختصاص یافت.

 

5- باب جدیدی به ادغام شرکتها اختصاص یافت.

 

6- باب جدیدی به تجزیه شرکتها اختصاص یافت.

 

7- رانت‌زدایی در فضای کسب وکار پیش‌بینی شد. به عنوان مثال اشخاصی که در مجموعه حاکمیت دارای منصب هستند، از مدیریت شرکتهای تجارتی منع شده‌اند.

 

8- نصابهای ریالی تعیین شده در مواردی همچون حداقل سرمایه تشکیل شرکتها تجدیدنظر شدند و قانون به‌گونه‌ای تنظیم شده است که این نصابها متناسب با نرخ تورم اعلا‌می از سوی بانک مرکزی قابل تجدیدنظر باشند.

 

9- حداقلی در شرکتهای سهامی عام برای تامین سرمایه از طریق پذیره‌نویسی عمومی پیش‌بینی شد.

 

10- سرمایه غیرنقد برای تاسیس شرکتهای سهامی عام حذف شد.

 

11- تعهد سهام برای تشکیل شرکتهای سهامی با توجه به مشکلا‌ت حقوقی و مدیریتی موجود در این نهاد حذف شد.

 

12- انتقال سهم‌الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود با حذف لزوم رعایت اکثریت عددی و سرمایه‌ای که هم از سوءاستفاده اکثریت در احقاق حقوق اقلیت جلوگیری کند و هم  با ماهیت این نوع شرکت سازگاری داشته باشد، تسهیل شد.

 

13- انتشار سهام بی‌نام برای شفاف‌سازی و پیگیری مقرراتی چون مقابله با پولشویی یا کنترل انحصار محدود شد.

 

14- شرط دست و پاگیر و مشکل ساز سهامدار بودن اعضای هیئت مدیره شرکتهای سهامی حذف شد، تا اشخاص خصوصی و دولتی ناگزیر به واگذاری سهام صوری به مدیران خود و تحمیل پیامدهای آنها نشوند.

 

15- در بخش اوراق قرضه با توجه به الزامات سازوکار بازار سرمایه (فقه اسلا‌می) تجدیدنظر اساسی به عمل آمد و احکام جدید اوراق مشارکت جایگزین آن شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح بازسازی و ورشکستگی‌

 

1- در راستای سالم‌سازی فضای تجارتی، مبحث ورشکستگی مورد تجدید نظر اساسی قرار گرفت و باب بازسازی تاجر به قانون اضافه شد.

 

2- برای صیانت از تولید و تجارت و حفظ حقوق اشخاص ثالث، امکان ادامه فعالیت تجارتی تجار حقیقی و حقوقی که در پرداخت دیون خود با توقف مواجه شده‌اند، لیکن در صورت بازسازی از ورشکستگی نجات یافته و امکان تادیه دیون بدون تعطیلی فعالیت را به دست می‌آورند، فراهم شد.

 

3- ترتیبات نهادی مناسب از جمله تشکیل هیئت تشخیص، دادگاه تجارتی، سازمان بازسازی و سازمان تصفیه امور ورشکستگی پیش‌بینی شد.

 

4- برای کسبه، امکان بازسازی مالی در نظر گرفته شد.

 

 

 

ساعات صرف شده برای تدوین قانون تجارت‌

 

به منظور بررسی مواد فوق، کمیته کارشناسی بازنگری و اصلا‌ح قانون تجارت در مجموع 189 جلسه (به‌طور متوسط هر جلسه حداقل 4 ساعت) تشکیل داد، ضمن اینکه حسب مورد از حضور سایر کارشناسان و صاحبنظران نیز در جلسات بهره گرفته است. یادآوری می‌شود، حسب ضرورت برای برخی مواد و برخی بخشها از جمله درخصوص قراردادهای حمل و نقل و اسناد تجارتی الکترونیکی، کمیته‌های فرعی نیز تشکیل شد. تنها برای طرحهای پژوهشی و جلسات کمیته کارشناسی 17300 نفر- ساعت زمان صرف شده است و بادرنظر گرفتن حجم گسترده مطالعات مرتبط قبلی، اظهارنظر صاحبنظران و اشخاص حقیقی و حقوقی و امور کارشناسی پشتیبانی، کار انجام شده برای تدوین پیشنویس لا‌یحه، در سابقه قانون نویسی کشور بی‌نظیر بوده است.

 

در مجموع 1028 ماده و 150 تبصره در پیشنویس تدوین شد. در مجموع 8درصد از مواد قانون تجارت موجود ابقا شد، 21درصد مشمول تغییرات جزیی یا ویرایشی قرار گرفت. 33درصد به لحاظ محتوایی تغییر کرد و 38درصد حذف شد. 393 ماده نیز به قانون تجارت اضافه گشت.

 

قوانینی که باید‌فسخ شوند، به شرح زیر احصا شدند:

 

·  قانون تجارت مصوب 1311.

 

·  اصلا‌حیه مصوب سال 1347 قانون تجارت و تمامی اصلا‌حات و الحاقات بعدی آن.

 

·  آیین‌نامه اداره تصفیه امور ورشکستگی مصوب 1318.

 

·  آیین‌نامه درآمد صندوق الف و صندوق ب مصوب سال 1319.

 

·  نظام‌نامه امور ورشکستگی قانون تجارت مصوب سال 1311.

 

·  قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌های کشور مصوب سال 1343.

 

·  قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت سال 1376.

 

·  قانون صدور چک و الحاقیه‌های آن.

 

·  قانون ثبت شرکتها.

 

 منبع :

 

 لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت(فرآیند و اصول تدوین و نوآوری‌ها)، وزارت بازرگانی، معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی - دفتر مطالعات اقتصادی‌

 

 

 

چارچوب کلی لا‌یحه‌

 

باب اول- تجار و معاملا‌ت تجارتی‌

 

باب دوم- حقوق و تکالیف تاجر

 

فصل اول: دفتر ثبت تجارتی‌

 

فصل دوم: دفاتر تجارتی‌

 

فصل سوم: اسم تجارتی‌

 

باب سوم- قراردادهای تجارتی‌

 

فصل اول: دلا‌لی‌

 

فصل دوم: حق‌العمل‌کاری‌

 

فصل سوم: حمل و نقل‌

 

فصل چهارم: قائم‌مقامی و نمایندگی تجارتی‌

 

فصل پنجم: گروه اقتصادی با منافع مشترک‌

 

باب چهارم- ضمانت‌

 

باب پنجم- اسناد تجارتی‌

 

فصل اول: چک‌

 

فصل دوم: سفته‌

 

فصل سوم: برات‌

 

فصل چهارم: اسناد تجارتی الکترونیکی‌

 

باب ششم- اشخاص حقوقی و شرکتهای تجارتی‌

 

فصل اول: اشخاص حقوقی‌

 

فصل دوم: شرکتهای تجارتی (کلیات، شرکت سهامی، شرکت با مسئولیت محدود، شرکت تضامنی)

 

فصل سوم: ادغام و تجزیه شرکتها

 

فصل چهارم: مقررات نهایی (متفرقه)

 

باب هفتم- بازسازی و ورشکستگی‌

 

فصل اول: بازسازی‌

 

فصل دوم: ورشکستگی‌

 

فصل سوم: مقررات جزایی بازسازی و ورشکستگی‌

 

باب هشتم- مقررات تکمیلی‌

 

 

 

منابع:

 

لایحه ااصلاح قانون تجارت (فرایند و اصول تدوین و نواوریها ) ، وزارت بازرگانی ،  معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی- دفتر مطالعات اقتصادی

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

هوشنگ نادریان

 

کسب و کار و فعالیتهای تجاری، پیوندی ناگسستنی با اطلا‌عات دارد و این دو اجزای  جدایی‌ناپذیر یکدیگرند. هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که می‌تواند تاجر خوبی باشد بدون اینکه دسترسی به اطلا‌عات صحیح، دقیق و جامع داشته باشد. از همین دیدگاه است که بحث حسابداری و درپی آن حسابرسی مطرح می‌شود و به همین دلیل در لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت  به این مقوله نیز توجه شده است.

 

مشکل اساسی در قانون تجارت کنونی این است که درآن،  مبنای مشخصی برای تهیه صورتهای مالی که مبنای تصمیمگیری سهامداران، مدیران و مجموعه دست‌اندرکاران و استفاده کنندگان از اطلا‌عات است، درنظر گرفته نشده است و به همین ترتیب در بحث بازرس که در قانون برای اعتباردهی به صورتهای مالی و اطلا‌عات حسابداری و ایجاد اطمینان از رعایت یکسان حقوق سهامداران مطرح شده نیز معیارهای دقیق و مشخص وجود ندارد؛ نه برای تعیین بازرس شرایط احراز تعیین شده و نه برای انجام  وظیفه بازرس ضوابط و استانداردهای خاص در نظر گرفته شده است.

 

با این دو خلا‌ء بزرگ که در قانون کنونی وجود دارد، در این مقاله لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت و نوآوریهای آن را در چند محور به اختصار بررسی می‌شود.

 

 

 

شفافیت بیشتر

 

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت فضای تجاری با شفافیت بیشتری  تعریف شده و ضمن ابهام‌زدایی از تعاریف و مفاهیم به‌کار رفته، مواردی که در قانون فعلی خلا‌ء وجود دارد و یا قانون با سکوت از کنار آن گذشته در لا‌یحه با صراحت و روشنی بیان شده است.

 

یکی از پدیده‌های جدید اقتصادی، موضوع شرکتهای مادر و شرکتهای وابسته و تابعه و در کل وابستگیهایی است که شرکتهای مختلف می‌توانند از بعد مالکیت و یا مدیریت به هم داشته باشند. در لا‌یحه تلا‌ش شده است تعریفهای مشخص و جامع در این عرصه ارائه شود.

 

برای ارائه صورتهای مالی میاندوره‌ای 6 ماهه، توسط شرکتها که مهلت قانونی مشخصی برای آن وجود نداشت، در لا‌یحه مهلت یکماهه تعیین شده است. زمینه قانونی برای معامله اوراق مشارکت منتشر شده توسط شرکتها در بورس اوراق بهادار فراهم شده است. تعریف اندوخته قانونی در لا‌یحه مشخص شده و سود قابل تخصیص به عنوان مبنای محاسبه اندوخته قانونی تعیین گردیده است و به این ترتیب ابهامهایی که در این زمینه وجود داشت رفع خواهد شد. در لا‌یحه، سودخالص و سودخالص قابل تخصیص برمبنای استانداردهای حسابداری تعریف شده و سود قابل تخصیص به عنوان مبنای تصمیمگیری مجمع عمومی در تقسیم سود درنظر گرفته شده است.

 

یکی از مشکلا‌ت قانون کنونی، بحث تعدد بازرسان است که اگر تعدد نظر بازرسان بروز کند مشکلا‌تی برای استفاده کنندگان از صورتهای مالی ایجاد می‌شود که در لا‌یحه جدید تعدد بازرس مطرح نشده است.

 

در قانون فعلی حدنصابهای مالی متعددی وجود دارد که به دلیل گذشت زمان اعتبار خود را به شدت از دست داده و در لا‌یحه ضمن اینکه نصابهای معقول درنظر گرفته شده، تغییر آنها هم به عامل تورم مرتبط گشته است.

 

در ارتباط با آیین‌نامه دفاتر مالی و نحوه تنظیم و نگهداری آنها در یکی از بندهای لا‌یحه،  ضمن توجه به قانون تجارت الکترونیک، توسعه و تحول اقتصادی و سیستمهای نوین حسابداری رایانه‌ای، بازنگری در آیین‌نامه نحوه تنظیم دفاتر موکول به تصویب هیئت وزیران شده است تا انجام اصلا‌حات لا‌زم در این زمینه با توجه به پیشرفتهای فنی و علمی با سهولت بیشتر امکان‌پذیر باشد.

 

 

 

افزایش انضباط مالی‌

 

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت، به انضباط مالی در راستای رانت‌زدایی و فراهم ساختن فضای سالم برای رقابت تجاری در موارد متعدد توجه خاص شده است، از جمله:

 

·  ‌‌ممنوعیت مسئولا‌ن دولتی و حاکمیتی و دستگاههای نظارتی (بویژه رئیس، دادستان، معاونان، مشاوران و مستشاران دیوان محاسبات و رئیس، معاونان و مشاوران سازمان بازرسی کل کشور) از عضویت در هیئت‌مدیره شرکتها،

 

·  ‌‌افزایش کنترل بر معاملا‌ت با اشخاص و ابسته و مسئولیت شرکت مادر، در مقابل تعهدات ایجاد شده برای شرکت تابعه یا وابسته،

 

·  ‌‌ممنوعیت خرید سهام شرکتهای مادر توسط شرکتهای تابعه و وابسته،

 

·  ‌‌ممنوعیت پرداخت تمام یا بخشی از سرمایه شرکتهای سهامی عام به صورت غیرنقد و ایجاد سقف (3/2) جهت سرمایه غیرنقد در شرکتهای سهامی خاص،

 

·  ممنوعیت صدور سهام بی‌نام بیش از 30درصد سرمایه و ممنوعیت تبدیل سهام با نام به بی‌نام،

 

·   ‌‌انتقال اوراق مشارکت با نام صرفاً از طریق بورس اوراق بهادار و ممنوعیت خرید اوراق مشارکت توسط صادرکننده آن،

 

·  ‌‌پیشبینی تضمین بانکها و موسسه‌های اعتباری جهت تعهدخرید تتمه اوراق مشارکت خریداری نشده در راستای تامین تمامی اعتبار مورد نیاز جهت پروژه،

 

·  ‌‌حذف سرمایه تعهدشده و الزام به تادیه وجه سهام،

 

·  ‌‌تعیین نصابهای عملی جهت معاملا‌ت مدیران و اشخاص وابسته با شرکت،

 

·  ‌‌تعیین نصاب جهت پاداش هیئت‌مدیره موظف و غیرموظف و موکول شدن پاداش اضافی در شرایط سود با تصویب د و سوم آرای مجمع با سقف مشخص،

 

· ‌‌ضرورت افشای پرداختها به هیئت‌مدیره در صورتهای مالی،

 

·  ‌‌تشدید ممنوعیت در معاملا‌ت بازرس و اشخاص وابسته به ایشان با شرکت،

 

· ‌‌افزایش محدودیت در اخذ وام، اعتبار، هدیه و هرگونه تسهیلا‌ت و تضمین دیون از طرف شرکت برای بازرس.

 

 

 

محوریت استانداردهای حسابداری و حسابرسی‌

 

شاید بتوان گفت شاه بیت اصلا‌حات قانون تجارت در بخش مقررات مالی و حسابداری، تعریف صورتهای مالی براساس استانداردهای حسابداری و مکلف ساختن هیئت‌مدیره به تهیه صورتهای مالی شرکت براساس استانداردهای حسابداری است. استانداردهای حسابداری و حسابرسی در ایران، در حال حاضر طبق قانون به‌وسیله سازمان حسابرسی تدوین می‌شود و رعایت آن الزامی است. با این حال در لا‌یحه اصلا‌حی هم این الزام دیده شده است تا استفاده از استانداردهای حسابداری و حسابرسی کاملا‌ً نهادینه شود. با توجه به این که استانداردهای ملی حسابداری و حسابرسی، به استانداردهای بین‌المللی حسابداری و حسابرسی بسیار نزدیک است، زمینه مناسبی برای افزایش اعتبار صورتهای مالی شرکتهای ایرانی فراهم خواهد شد.

 

به همین ترتیب در جهت الزامی کردن استانداردهای حسابداری و حسابرسی در عرصه تجارت، در لا‌یحه اصلا‌حی، شرکتهای مادر ملزم به تهیه صورتهای مالی تلفیقی برای مجموعه شرکتهای گروه شده‌اند؛ پیشبینی سود اوراق مشارکت و محاسبه سود قطعی آن  برمبنای استانداردهای حسابداری و با رعایت آن درنظر گرفته شده و گروههای اقتصادی با منافع مشترک (Joint Ventures)  ملزم شده‌اند صورتهای مالی خود را با رعایت استانداردهای حسابداری تهیه کنند.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت،  بازرس موظف شده است حسابرسی صورتهای مالی را با رعایت استانداردهای حسابرسی انجام دهد و نیز ملزم شده است ضوابط و موازین حرفه حسابرسی از جمله درستکاری، بی‌طرفی، دقت و رازداری را رعایت کند.

 

ارتقای نقش حسابرس و بازرس قانونی‌

 

دامنه اختیارات بازرس در قانون کنونی محدود بود و در موارد متعددی اقدامات مدیران نیاز به اظهارنظر بازرس نداشت. در لا‌یحه اصلا‌حی دامنه اختیارات بازرس به میزان درخورتوجهی توسعه یافته است؛ از جمله:

 

·  دعوت مجمع عمومی توسط بازرس در شرایط عدم اقدام مدیران در مورد:

 

·  ‌‌توقف انتشار روزنامه رسمی بیش از یک‌ماه،

 

·  ‌‌انتخاب مدیران برخلا‌ف صلا‌حیتهای قانونی،

 

·  ‌‌کاهش سرمایه نسبت به حداقل مقرر قانونی،

 

·  ‌‌انقضای مدت ماموریت مدیران،

 

·  ‌‌بررسی عملکرد مدیران تصفیه،

 

·  ‌‌الزام اظهارنظر بازرس در مورد حسابهای شرکت صادرکننده اوراق مشارکت و موضوع مشارکت و موافقت دارندگان اوراق مشارکت با تبدیل اوراق به سرمایه،

 

·    ‌‌احراز مالکیت و تعیین آرای حاضران در جلسه مجمع عمومی توسط بازرس در صورت عدم اقدام هیئت‌مدیره،

 

·    ‌‌ارائه گزارش بازرس متضمن امکان تادیه بدهیهای شرکت از محل داراییها در شرایط از بین رفتن نصف سرمایه بر اثر زیان،

 

·    ‌‌تعیین ضوابط جهت انتخاب بازرس و چگونگی استفاده از خدمات بازرسان،

 

·    ‌‌تعمیم وظیفه بازرس نسبت به اظهارنظر در مورد اطلا‌عاتی که توسط هیئت‌مدیره در اختیار مجامع عمومی فوق‌العاده قرار می‌گیرد،

 

·   ‌‌انعکاس بلا‌تصدی ماندن در تصفیه یا عدم تعیین مدیران تصفیه یا عدم اقدام آنان، به دادگاه تجاری توسط بازرس،

 

·   ‌‌ضرورت استماع گزارش بازرس توسط مجمع در شرایط درخواست تمدید مهلت تصفیه توسط مدیران،

 

·   ‌‌تعمیم وظایف بازرسی شرکتهای فعال به شرکتهای درحال تصفیه،

 

 ·  ‌‌پیشبینی امکان تعیین بازرس در شرکتهای با مسئولیت محدود در اساسنامه با وظایف، اختیارات و مسئولیتهای مشابه شرکتهای سهامی،

 

  ·   ‌‌الزام به ارائه اظهارنظر بازرس در مورد طرح  ادغام و تجزیه،

 

  ·   ‌الزام به حسابرسی صورتهای مالی گروههای اقتصادی با منافع مشترک.

 

 

 

افزایش ضمانت اجرایی قانون‌

 

قانون فعلی در موارد متعددی ضمانت اجرایی جدی برای الزام‌آور ساختن مفاد قانون درنظر نگرفته است و در نتیجه رعایت نکردن قانون و یا انجام اقدامات خلا‌ف قانون امکان‌پذیر است و بهای مهمی ندارد.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی ضمانت اجرایی کافی و جامع برای رعایت قانون درنظر گرفته شد ه  که موارد مهم آن به شرح زیر است:

 

·  ‌‌ضمانت‌اجرایی جهت تصدی همزمان مدیریت در بیش از یک شرکت،

 

·  محرومیت مدیران در صورت‌اظهارصلاحیت  و سوابق علمی و تجربی برخلا‌ف واقع،

 

·  امکان اقامه دعوی دارندگان حداقل 20 درصد سرمایه علیه مدیران یا بازرس جهت جبران خسارات وارده به شرکت،

 

·  جریمه نقدی جهت عدم ارائه بموقع صورتهای مالی و گزارش فعالیتها به بازرس توسط هیئت‌مدیره یا  دعوت نکردن مجمع عمومی عادی،

 

·  جریمه نقدی و محرومیت از تصدی بازرسی جهت افرادی که با وجود منع قانونی آگاهانه سمت بازرسی را بپذیرند،

 

·  مجازات نقدی برای بازرس در صورت تخلف از انجام تکالیف قانونی،

 

·  تشدید مجازات بازرس در صورت ارائه گزارش خلا‌ف یا تصدیق اطلا‌عات خلا‌ف،

 

·  محرومیت بازرس در صورت انجام معاملا‌ت ممنوعه با شرکت مورد بازرسی یا اخذ وام، اعتبار، تسهیلا‌ت و اخذ تضمین دیون و تعهد،

 

·  جریمه نقدی، محرومیت و حبس جهت مدیرانی که مبادرت به تقسیم سود بدون رعایت قوانین نمایند.

 

 

 

نتیجه‌گیری‌

 

لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت حاصل سه سال تلا‌ش مستمر پژوهشی- مشاوره‌ای است که با بهره‌گیری از اندیشه‌های استادان، صاحبنظران، صاحبان صنایع و کارشناسان دستگاههای اجرایی و متخصصان در فرایندی پویا و تعاملی تدوین شد و دربرگیرنده نوآوریهای مهمی است که تصویب آن می تواند فضای تجاری کشور را روان کند و در توسعه فعالیتهای تجاری بسیار موثر باشد.

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

اصلاح قانون تجارت، از ضرورتهای توسعه اقتصادی

اصلاح قانون تجارت، از ضرورتهای توسعه اقتصادی

اصلاح قانون تجارت، از ضرورتهای توسعه اقتصادی

محمد شریعتمداری

 

این‌مقاله برگرفته از سخنرانی  آقای محمد  شریعتمداری وزیر بازرگانی در همایش «لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت و نوآوریهای آن» است که در 14 تیرماه 1384 برگزار گردید.

 

مقدمه

 

فرصت مغتنمی برای معرفی یک دستاورد عظیم ملی پیش آمده است. شاکر درگاه خداوند یکتا هستیم که به همت تحسین‌آمیز جمعی از صاحبنظران و فرهیختگان «لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت» تدوین شد و با تصویب آن در دولت، یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های وزارت بازرگانی در دولت دوم آقای خاتمی با همکاری دستگاههای اجرایی، اندیشمندان و صاحبنظران تحقق یافت.

 

 

 

ضرورت اصلا‌ح قانون تجارت‌

 

بیش از هفتاد سال از تصویب قانون تجارت ایران می‌گذرد؛  قانون مادری که بسیار کهنسال شده است، در مقابل، اقتصاد و تجارت بسیار متحول و مترقی شده است. قانون تجارت فعلی با توجه به شرایط تدوین آن، یعنی صنعتی شدن به مفهوم متعارف، در فضای اقتصاد گذشته گام بلندی بود که  اندیشمندان آن زمان برداشتند. ولی واقعیتهای اقتصاد نوین، به ویژه از دهه گذشته (1990 به این‌سو) اصلا‌ح آن را اجتناب‌ناپذیر کرده است، زیرا قانون تجارت، به عنوان مجموعه متنوع و مرتبط مقررات حقوقی که جنبه‌های مختلفی از کسب و کار را به نظم در می‌آورد و روابط حقوقی فعالا‌ن اقتصاد را تنظیم می‌کند، باید در کنار اصول و قواعد نظری، به رویه‌های تجاری عنایت داشته باشد و آنها را پوشش دهد. تحول فضای اقتصاد و تجارت، توسعه حقوق اقتصادی و تجاری را اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌د هد و هرچه دامنه یک قانون گسترده‌تر باشد، تحولا‌ت بیشتری نیز مورد نیاز است.

 

قانون تجارت گسترده‌ترین قانون اقتصادی است. قانون حاضر بیش از نهصد ماده را دربر می‌گیرد؛ از تعریف تاجر و فعالیتهای تجارتی گرفته تا تاسیس شرکتهای تجارتی و اصول اداره، ضوابط تصفیه و ورشکستگی آنها را درنظر می‌گیرد. اسناد تجارتی، قراردادها و موارد متعدد دیگر که نزد شما شناخته شده‌اند، جنبه‌های مختلفی است که در این قانون جمع شده‌اند و آگاه هستید که جنبه‌های فوق به چه میزان در عمل تغییر یافته‌اند و بدیهی است که غفلت نظام حقوقی از آنها ممکن است به میزان درخور توجهی سبب کندی رویه‌ها و به تبع آن افزایش زمان و هزینه‌های معاملا‌تی و عملیاتی شود.

 

ضرورت اصلا‌ح قانون تجارت را می‌توان با دید آسیب‌شناسی اقتصاد ایران نیز بررسی کرد. ایران کشوری پهناور است که بالغ بر 1/1 درصد مساحت خشکی دنیا را دربردارد، بیش از یک درصد جمعیت جهان (آنهم با کیفیت مطلوب سرمایه انسانی) را دارا است. به‌لحاظ منابع طبیعی نیز دارای وضعیت ممتازی است ؛ به ترتیب معادل 4/11 و 2/15 درصد از ذخایر تثبیت شده نفت و گاز جهان را دارا ست و دارای ظرفیتها و استعدادهای طبیعی، مالی و انسانی بسیار بالایی است. به‌همین دلیل سهم 38/0 درصدی آن از تولید جهانی و سهم 4/0 درصدی آن از تجارت جهانی به هیچ‌وجه شایسته استعدادهای آن نیست. یکی از هدفهای اصلی چشم‌انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه، پر کردن همین شکاف استعدادهای اقتصاد ملی با سهم آن از اقتصاد جهانی است. مطالعات نشان می‌دهد که یکی از مشکلا‌ت و موانع بر سرراه به‌کار گیری این استعدادها، همان کیفیت پایین مقررات است که به نوبه خود منجر به مشکلا‌تی چون «بالا‌ رفتن هزینه‌ها»، «شفاف نبودن اقتصاد» یا «توسعه اقتصاد غیررسمی» شده است. قانون تجارت به دلیل اهمیت و وسعت آن، از جمله مواردی است که اصلا‌ح آن به اعتلا‌ی کیفیت مقررات اقتصاد منجر می‌شود.

 

بدین‌ترتیب اصلا‌ح قانون تجارت از ضرورتهای توسعه اقتصاد به مفهوم عام و تجارت به مفهوم خاص آن در اقتصاد نوین است و این مهم از وظایف حاکمیت و بردوش دولت به عنوان نماد و نهاد آن است. از آنجا که دولت خود را ملزم به فراهم ساختن فضای مناسب کسب و کار دانست، اصلا‌ح قانون تجارت را به عنوان مهمترین قانون اقتصادی در اولویت قرارداد و با توجه به وظایف وزارت بازرگانی، بررسیهای قبلی و آمادگی کارشناسان وزارت، این وظیفه خطیر را به ما محول کرد.

 

 

 

ظرفیت قانون تجارت موجود

 

قبل از آنکه به رویکرد اصلا‌ح قانون تجارت بپردازم، لا‌زم می‌دانم بر این نکته تاکید کنم، آنچه درباره ضعفهای قانون تجارت گفته شد نه از سرناسپاسی و فروبستن چشم براندیشه و تلا‌شِ گذشتگان که قانون تجارت فعلی را تدوین کرده‌اند بلکه به منظور توجیه دلیل طرحی نو در انداختن بود. بی‌شک قانون تجارت فعلی که از قوانین کارامد زمان خود بود و حتی تاکنون دوام آورده، بدون اتکا به توان و تلا‌ش‌گران استادان به کسوت قانون در نیامده است. باید تلا‌ش آنان را قدر دانست و بر همت بلند آنها درود فرستاد.

 

براساس گزارش ارائه شده، در فرایند پژوهش و بررسی، متن قانون تجارت فعلی به عنوان یکی از منابع مورد توجه قرار گرفته، تا آنجا که از نظرتعداد مواد، حدود 30 درصد قانون، تغییر نکرده و یا مشمول تغییرات جزئی و ویرایشی شده‌اند. من این امر را از یک طرف نشانه قدمت علم و خزانه‌اندیشه در کشور و از طرف دیگر نشانه درایت اعضای کمیته کارشناسی تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت می‌دانم که در عین آینده پژوهی، کار خود را برانباشت دانش و تجربه بنا گذاشته‌اند.

 

 

 

جهانی شدن اقتصاد؛ سیاست رقابتی رویکرد اصلا‌ح قانون تجارت‌

 

اما اصلا‌ح قانون تجارت با کدام رویکرد اقتصادی باید انجام می‌گرفت؟ در بخش قبلی هنگام بیان ضرورت اصلا‌ح قانون تجارت به این موضوع به طور تلویحی پرداختم و اکنون تاکید و تصریح بیشتری برآن خواهم کرد. قانون تجارت ایران (مصوب 1311) اقتباسی از قانون تجارت سال 1807 فرانسه است که اکنون دو قرن از آن گذشته است. در قرن بیست و یک«جهانی شدن اقتصاد» چالش اصلی پیش‌روی دولتها و اقتصادهای ملی است. درک ویژگیهای اقتصاد جهانی و تجهیز برای حضور در آن، فرصت‌سازی و در مقابل غفلت یا کناره جستن از آن فرصت‌سوزی است. اصلا‌ح قانون تجارت باید با رویکرد تعامل با اقتصاد جهانی انجام می‌گرفت. اقتصادی که از جمله ویژگیهای آن عدم تمرکز، بازدهی فزاینده، ارتباطات شبکه‌ای، انقلا‌ب فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، دانش‌بری تولید و تجارت، تشدید رقابت، تسهیل جابه‌جایی عوامل تولید و محصول، انعطاف‌پذیری، سرعت و کاهش هزینه‌های معاملا‌تی است. نقش بنگاهها در جهانی شدن اقتصادی و رقابتمندی اقتصاد ملی بسیار برجسته است. در این راستا بنگاهها علا‌وه بر تخصص و کارامدی درونی به پشتیبانی نهادی و پویایی محیط پیرامونی نیازمندند.

 

نکات فوق از جمله مواردی است که در نوسازی جنبه‌های مختلف اقتصاد از جمله نظام حقوقی اقتصادی، همچون قانون تجارت باید مورد توجه قرار گیرد. موارد یادشده باید در قالب یک سیاست رقابتی تدوین شود و به همین دلیل، از منظر اقتصادی، سیاست رقابتی رویکرد اصلا‌ح قانون تجارت قرار گرفته است.

 

ابتکاراتی از قبیل تدوین مقررات ادغام و تجزیه بنگاهها، سبب انعطاف لا‌زم برای دسترسی به مقیاس اقتصادی بنگاهها می‌شود. تشکیل کنسرسیومها و مشارکتها (Joint ventures)  به استقرار خوشه‌های اقتصادی کمک می‌کند و با هم‌افزایی مزیتها و توسعه سرمایه‌گذاریهای مشترک به کاهش هزینه‌ها و رقابتمند شدن بنگاهها کمک می‌کند. مجامع مجازی و توسعه اسناد تجارت الکترونیکی به عدم تمرکز، استقرار اقتصاد شبکه‌ای و اقتصاد دیجیتال کمک می‌رساند و در مجموع زمینه‌ساز تعامل فعال و حضور موفق بنگاههای اقتصادی در عرصه رقابت جهانی می‌شود.

 

تقارن و نزدیکی تصویب لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت در دولت و پذیرش بررسی درخواست عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت(WTO)  را باید به فال نیک گرفت. رویکرد سیاست رقابتی و جهتگیریهایی چون توسعه رقابت و  شفاف‌سازی که در بازنگری قانون تجارت مورد توجه قرار گرفته، از اصلا‌حات ساختاری و مفید برای پیوستن به سازمان یادشده‌است، کما اینکه سازگاری با کنوانسیونها و قواعد بین‌المللی در بخشهای مختلف حقوق تجارت از اصلا‌حات لا‌زم در فرایند الحاق و به طورکلی راهبرد برون‌نگر تجاری است.

 

بدین‌ترتیب تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت در کنار اقدامات قانون نویسی دیگر، همچون تدوین لا‌یحه تسهیل رقابت و تدوین لا‌یحه حمایت از حقوق مصرف کننده از اقدامات اساسی وزارت بازرگانی برای تسهیل رقابت، تحقق رقابتمندی بنگاهها و اقتصاد ملی است. تصویب و اجرای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت، اقدامات سازنده دیگری همچون تصویب قانون تجارت الکترونیکی، قانون اصلا‌ح مالیاتهای مستقیم، قانون جلب و تشویق سرمایه‌گذاریهای خارجی و قانون تجمیع عوارض را تکمیل می‌کند و با رشد تولید و توسعه تجارت، به افزایش سهم ایران از تولید و تجارت جهانی یاری می‌دهد.

 

 

 

فرایند تدوین و دستاورد لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت‌

 

اما تجربه تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت از جنبه‌های دیگری نیز شایان توجه است. چارچوب بسیار موفقی در تدوین این لا‌یحه تجربه شد. اینکه تدوین لا‌یحه برمبنای پژوهش تطبیقی و میدانی بود، از مشاوره اشخاص حقیقی و حقوقی در بخشهای عمومی و خصوصی در مراحل مختلف بهره گرفته شد، قوای مختلف در آن مشارکت داشتند، حضور نمایندگان قوه قضائیه و از طرف دیگر مشارکت نمایندگان بخش خصوصی به ویژه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران هم، حکایت از هم‌افزایی علمی و تجربی در این کار قانون نویسی دارد و مایه خرسندی است.

 

جمع‌آوری دیدگاههای  سازمانهای  دولتی و غیردولتی دستمایه ارزشمندی برای نیل به نتیجه‌ای چنین ارزشمند شد. لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت که به تصویب هیئت محترم وزیران رسیده است، در واقع حاصل معنوی و فکری این تلا‌ش و مشارکت جمعی است. حاصل کار ، بسیار پرقدر است وشعاع اثربخشی و ثمربخشی این تاسیس حقوقی بسیار گسترده است. بی‌تردید تدوین این لا‌یحه یک کار زیربنایی و ماندگار خواهد بود، کاری که از یک طرف تصویب و اجرای آن می‌تواند نشاط و شفافیت را برای عرصه اقتصاد و تجارت به ارمغان آورد و از طرف دیگر به عنوان سرمایه دانش، مرجع گرانقدری برای تحقیق و فعالیتهای علمی باشد.

 

 

 

چند توصیه‌

 

اول اینکه: آنچه حاصل شده، دستاوردی بس گران و حاصل هزاران ساعت کار و تلا‌ش مستمر، آن هم به‌وسیله جمعی متخصص و صاحب تجربه از نظمهای مختلف علمی و تجربی است. لذا انتظار دارم اساتید، صاحبنظران، صاحبان حرفه‌هاو صنایع و اصناف، با روحیه سازندگی که همواره داشته و دارند به اعتلا‌ی آن کمک کنند. هر پیشنهاد سازنده که بتواند برغنای لا‌یحه تهیه شده بیفزاید، با توجه به فرصت باقیمانده و مراحل بررسی آن در مجلس، به واقع مشارکت در جریان انباشت دانش است و طبعاً اقدامات  سلبی ولو با نیت خیرخواهی ممکن است منجر به تاخیر در دسترسی به اثرات عملی آن شود. برقراری تعامل و همکنشی سازنده اندیشمندان و کارافرینان و نقدهای علمی همیشه سودمند است که امید است معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی که مدیریت تدوین لا‌یحه را داشته‌است، زمینه آن را همچون گذشته حفظ و تقویت کند.

 

دوم اینکه: لا‌یحه قانون تجارت بسیار گسترده است.  همان‌گونه که از نام قانون تجارت پیدا ست و تجربه سایر کشورها نیز نشان می‌دهد، به دلیل تنوع و گستردگی  موضوعات و از طرفی به دلیل جایگاه حقوق اشخاص، لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت گسترده است، لذا طراحی فرایند تصویب آن بسیار اهمیت دارد.

 

دولت با اشراف به این موضوع کمیسیون ویژه‌ای را با مسئولیت وزیربازرگانی مامور رسیدگی به لا‌یحه کرد. این ابتکار ضمن تخصصی‌تر کردن فرایند بررسی، سبب ایجاد سرعت با حفظ اصل دقت شد. نمایندگان محترم در مجلس شورای اسلا‌می نیز می‌توانند با بهره گرفتن از امکان پیشبینی شده در اصل 85 قانون اساسی، کمیسیون فراگیری را با محوریت یکی از کمیسیونهای تخصصی نظیر کمیسیون اقتصادی مسئول رسیدگی و تصویب لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت کنند. اجرای آزمایشی قانون هم فرصت مغتنمی خواهد بود تا هم اقتصاد کشور هر چه زودتر از ثمرات این تلا‌ش بهره‌مند شود و هم آنکه از فرایند بازخورد برای اصلا‌حات احتمالی قانون استفاده شود.

 

سوم اینکه: تدوین و تصویب خوب قانون شرط لا‌زم است ولی به شرط مکمل یا کافی دیگر یعنی اجرای خوب قانون نیاز دارد. اجرای خوب قانون نیز از جمله نیازمند تعمیق شناخت درخصوص آن است. برگزاری همایش نقطه آغازی برای این کار است. کسانی که در همایش مشارکت می‌کنند، نمایندگانی و نمونه‌هایی از جامعه مخاطبان قانون تجارت هستند. نمایندگان محترم رسانه‌های گروهی اعم از نوشتاری، دیداری و شنیداری نیز در جای خود پل ارتباط با مردم و فعالا‌ن عرصه‌های اقتصادی هستند. مشارکت و همکاری شما برای اطلا‌ع‌رسانی تخصصی به توسعه فرهنگ حقوق تجارت و پذیرش همگانی لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت کمک می‌کند و یک رکن اصلی اجرای آن (انشاءالله پس از تصویب مجلس محترم شورای اسلا‌می) را فراهم می‌کند.

 

 

 

تشکر و خاتمه‌

 

شایسته است از همه اشخاصی که در تدوین این لا‌یحه مشارکت کرده‌اند، قدردانی شود. از استادان، صاحبنظران، دست‌اندرکاران فعالیتهای اقتصاد در بخشهای مختلف اعم از بخش خصوصی و تعاونی، تشکلها و سازمانهای غیردولتی، نمایندگان دستگاههای دولتی و قوه قضائیه که در مراحل مختلف تدوین و بررسی لا‌یحه با ارائه نقطه نظرهای خود، وزارت بازرگانی و در واقع کمیسیون ویژه و کمیته کارشناسی لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت را همراهی کرده‌اند. اعضای کمیته کارشناسی قانون تجارت کانون این تلا‌ش بودند که برحاصل مطالعات پژوهشی مجریان تدوین بخشهای لا‌یحه افزودند. همکاران و کارشناسان در معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی مشتاقانه، مسئولا‌نه و با درایت برای به بار نشستن این کار، کوشش کردند که باید از آنها قدردانی کرد. و سرانجام قدردان شما و همه دوستانی خواهم بود که برای به مقصد رسیدن این کار، گام برخواهند داشت.

 

امیدوارم مجلس محترم با تصویب ا‌ین لا‌یحه گامی بلند برای اعتلا‌ی اقتصاد ایران و موفقیت دولتهای آینده بردارد.

 

منبع : فصلنامه حسابرس

 

ضرورت تغییر و تحول در قانون تجارت

ضرورت تغییر و تحول در قانون تجارت

ضرورت تغییر و تحول در قانون تجارت

علینقی خاموشی

 

مقاله حاضر متن سخنرانی  آقای مهندس‌خا‌موشی ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در همایش  «لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت و نوآوریهای آن» است که در تاریخ 14 تیرماه 1384 برگزار گردید.

 

 

 

روابط متقابل انسانها در جوامع مختلف توسط نهادها رسمی و غیر رسمی ساماندهی و تنظیم می‌شود و موسسات و سازمانها بر آن اساس شکل می‌گیرند. هر چند شکلگیری ماهیت سازمانها ناشی از وجود همان قوانین رسمی و قواعد غیررسمی، سنتها و رسوم و اثرگذاری شیوه‌های اجرای آنها ست، اما نمی‌توان و نباید تاثیر تحولا‌ت پویای سازمانها وموسسات را برنهادها نادیده گرفت.

 

هر چند قوانین متناسب با نیازهای روز جامعه با تلا‌ش در جامع‌سازی آنها به منظور به نظم کشیدن کنش متقابل افرادحقیقی و حقوقی وضع می‌شود اما ماهیت پویا و تکاملی سازمانها و موسسات، نهادهای ایستا و غیرقابل تغییر را سبب نمی‌شود. دگرگونی نوع نیازها و فعالیتهای سازمانها، ضرورت تغییر و تحول نهادها را ایجاب می‌کند.

 

به‌طور مثال ، بسترهای حقوقی معاملا‌ت تجاری و بازرگانی چند سده پیش، متناسب با ساختار تجاری آن زمان شکل گرفته است. زمانی که مثلا‌ً پدیده‌ای به نام« شخص حقوقی» هنوز متولد نشده بود و کمیت فعالیت کسب و کار و تجارت از انواع محدودی فراتر نمی‌رفت، بی‌تردید قوانین و مقررات ناظر بر کسب و کار به سبب ماهیت ساده معاملا‌ت و کسب و کار جامعه از جامعیت قوانین امروز برخوردار نبود. اما به تدریج که نوع نیازها و شکل معاملا‌ت و تنوع آنها افزایش یافت، قوانین تجاری نیز دستخوش تغییر و تحول شد.

 

براین اساس باید پذیرفت که تحولا‌ت نهادی امری استثنایی و بعید نیست، بلکه قوانین اساسی بسیاری از کشورها نیز به عنوان مهمترین نهاد رسمی در تاثیرپذیری از تحولا‌ت تکوینی رفتاری انسانها و موسسات از شمول تغییر برخوردارند. بنابراین نباید در تغییرات نهادی درنگ کرد و یا در برابر آن مقاومت ورزید. هرگونه مقاومتی در مسیر تحولا‌ت منطقی و عقلا‌یی نهادی، کاستیهایی را در نظامهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فراهم می‌آورد، که جبران آن فوق‌العاده پرهزینه است.

 

با توجه به آنچه یادشد، باید پذیرفت که همه نهادهای رسمی و غیررسمی مستعد تغییرند، زیرا ماهیت رفتار انسانها در قالب نهادهای ایستا نمی‌گنجد. از این رو مثلا‌ً در بحث توسعه اقتصادی، توجه به نهادهای متناسب با توسعه و به عبارتی تاسیس نهادهای جدید و حذف نهادهای مزاحم پیش شرط فرایند توسعه است.قوانین کار، بیمه، مالیات، تجارت، صادرات و واردات و مانند آنها، اگر متناسب و هماهنگ با قواعد توسعه متحول نشوند بی‌تردید باید در شکلگیری فرایند توسعه شک کرد، زیرا قواعد توسعه به مرور زمان کشف می‌شوند و سامان‌بخشی آنها مستلزم خلق نهادهای جدید و یا تعدیل نهادهای قدیم است.

 

براین اساس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران که در واقع نماینده بخش خصوصی در تجارت و صنعت است با چنین دیدگاهی که ناشی از نگاه نهادگرایی است، بارها لزوم تغییر و تحول در قانون تجارت را که 72سال از عمر آن می‌گذرد و میراث روابط تجاری نیمه دوم‌قرن نوزدهم  ما با اروپاست که با قوانین اسلامی تطبیق داده شده، تذکر داده و از عدم تطابق این قانون با شرایط کنونی تجارت و صنعت در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی انتقاد کرده است.ظهور نهادهای جدید مالی وسرمایه‌گذاری و تجاری بین‌المللی و رشد خارق‌العاده تجارت الکترونیک، تحول شگرفی را در روانی و سرعت انواع معاملا‌ت تجاری و صنعتی ایجاد کرده است و لذا برای ساماندهی روابط تجاری اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی، خلق نهادهای حقوقی و قوانین متناسب ضروری است.

 

بر همین اساس ضرورت تغییر در قانون تجارت به عنوان مهمترین نهاد رسمی تجارت از طریق همفکری و هماهنگی و ارتباط تنگاتنگ حقوقدانان، اقتصاددانان، بازرگانان، و صنعتگران همواره قویاً مورد تایید و تاکید بوده است.خوشبختانه ملا‌حظه می‌شود که طی سه سال پرتلا‌ش، تدوین پیشنویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت به بار نشست و اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران نیز از طریق اعزام نماینده در پاسخ به فراخوان شورای راهبری به منظور شرکت در جلسات، از نزدیک فرایند تدوین لا‌یحه را پیگیر بوده است. اما باید توجه داشت که متاسفانه اتاق بازرگانی در ترکیب کمیسیون ویژه‌ای که از سوی هیئت وزیران مامور بررسی پیشنویس مواد قانون فوق گردید، قرار نداشته است.

 

به هر حال 189دفعه نشست مشترک متخصصان درحقوق تجارت، اقتصاد، اموربانکی امور شرکتها، امورمالی و فعالیتهای تجارتی اعضای کمیته کارشناسی به تدوین لا‌یحه‌ای انجامیده است که به نظر می‌رسد از جامعیت لا‌زم در ارتباط با وجوه مختلف تجارت، اسناد تجاری کاغذی و الکترونیک، حقوق شرکتها، ورشکستگی، حقوق و تکالیف تاجر، قراردادهای تجاری، و ضمانتنامه‌ها برخوردار است.

 

گرچه تعداد مواد این لا‌یحه با توجه به گستردگی وجوه مختلف تجارت و شرایط نوین تجاری افزایش یافته اما روانی ادبیات به‌کار گرفته شده در تدوین این لا‌یحه به شیوه‌ای است که مفاهیم حقوقی را ساده فهم کرده و بی‌شک مورد استقبال بازرگانان و دست‌اندرکاران تجارت و صنعت کشور قرار خواهد گرفت.

 

امید است چنین لا‌یحه مهمی به سرعت از تصویب مراجع مربوط گذر کند و به عنوان قانون نوین و جامع راهگشای گره‌های کور و معضلا‌ت تجارت ایران گردد، ضمن آنکه قوانین دیگری نظیر قانون کار و برخی از اصول اقتصادی قانون اساسی نظیر اصل 81 که سرمایه‌گذاری خارجی را مورد تردید قرار داده است و یا بعضی از قوانین صادرات و واردات و مالیات که حمایتهای تعرفه‌ای و یا مالیاتی را درخصوص برخی از صنایع مجاز می‌شمارد نیز به ویژه با پذیرش درخواست عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی(WTO)  باید مورد بازبینی قرار گیرد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

میزگرد:«نواوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت»

میزگرد:«نواوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت»

 

سرانجام تلا‌ش همه جانبه و گسترده شورای بازنگری قانون تجارت به ثمر نشست و لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت پس از تصویب در هیئت وزیران‌برای بررسی تقدیم مجلس شورای اسلا‌می شد. صاحبنظران و متخصصان جامعه حسابداری ایران نیز مستقیم و غیرمستقیم نقشی فعال در انتقال دیدگاهها، نیازها، نارساییها، زمینه‌های بهبود و انتظارات طرح شده در زمینه کاری خود در این لا‌یحه ایفا کرده‌اند.

 

مجله حسابرس با هدف انتقال دیدگاه صاحبنظران به اعضای حرفه و همچنین همکاری در تکمیل این لا‌یحه، میزگردی را با موضوع   «نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت» تدارک دید.

 

رئوس مباحث مورد نظر برای بحث در میزگرد عبارتند از:

 

·         ویژگیهای لا‌یحه اصلا‌حی در توسعه بنگاههای اقتصادی،

 

·         شفافیت اطلا‌عات در رابطه با فعالیتهای بنگاههای اقتصادی،

 

·         رابطه قانون تجارت و قانون مالیاتها،

 

·         نقش لا‌یحه اصلا‌حی در توسعه بازار مالی و سرمایه،

 

·         وظایف مدیران در بهبود نظام راهبری بنگاه،

 

·         نظارت قانون بر بنگاههای اقتصادی و حسابرسان از دیدگاه حفظ منافع عامه.

 

 

 

اعضای شرکت کننده در میزگرد:

 

آقای محمود رضا خاوری رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل بانک سپه و مدرس دانشگاه در رشته حقوق‌

 

آقای خسرو پورمعمار مدیرعامل شرکت کارگزاری پارس نمودگر

 

آقای دکتر سیدشمس‌الدین حسینی مدرس اقتصاد توسعه و اقتصاد کلا‌ن و مدیرکل دفتر مطالعات اقتصادی وزارت بازرگانی (عضو شورای بازنگری قانون تجارت)

 

آقای دکتر محمدرضا پاسبان استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علا‌مه طباطبایی و وکیل دادگستری  و مجری اجرای اصلا‌ح بخش شرکتهای تجاری قانون تجارت‌

 

آقای هوشنگ نادریان مدیرعامل سازمان حسابرسی

 

 

 

حسابرس

 

چرا اصلا‌ح قانون تجارت در دستور کار قرار گرفت؟

 

 

 

دکتر حسینی‌

 

ابتدا از جانب شورای بازنگری قانون تجارت از مشارکت فعال و سازنده سازمان حسابرسی در تهیه لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت و از فصلنامه حسابرس برای طرح این موضوع بسیار مهم در جامعه حسابداری کشور تشکر می‌کنم.

 

مرجع اصلی قانون تجارت ایران قانون تجارت 1807 فرانسه است که حدود 200 سال از تدوین آن سپری شده است. در این مدت جهان تحولا ‌ت عظیمی را پشت سر گذاشته است. به ویژه از دهه 1980 جهان وارد مرحله جدیدی شده که جهانی شدن، جامعه اطلا‌عاتی و پیشرفتهای فناوری اطلا‌عات جلوه‌هایی از آن است. تغییر مناسبات اقتصادی توجیه مهمی برای بازنگری قوانین تجاری است.

 

از طرفی، تحقیقات انجام شده در مبحث توسعه اقتصادی نشان می‌دهد پرکردن شکاف توسعه یعنی فاصله وضع موجود و وضع مطلوب، تنها به امکانات اقتصادی مربوط نیست بلکه کیفیت مقررات و قوانین، عامل مهمی در پرکردن  این شکاف است.

 

مطالعاتی که در دولت انجام شده بود نیز ضرورت اصلا‌ح قانون تجارت را توجیه می‌کرد و با شناخت این ضرورتها هیئت دولت در تیرماه 1381  تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت را در دستور کار قرارداد و مسئولیت تهیه پیشنویس آن  را به وزارت بازرگانی سپرد.

 

معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی که از پیش براساس برنامه تقدیمی وزیر بازرگانی به مجلس شورای اسلا‌می هسته‌ای مطالعاتی برای اصلا‌ح قانون تجارت تشکیل داده بود، هدایت امر را به عهده گرفت و بر این اساس شورای راهبری را  تشکیل داد و  توسط این شورا چارچوب و اصول کار تدوین شد و فرایند تدوین لا‌یحه در قالب مجموعه‌ای از فعالیتهای پژوهشی- مشاوره‌ای ساماندهی شد. این مجموعه  4طرح پژوهشی را دربرمی‌گرفت که عبارت بودند از کلیات، اسناد تجارتی‌شرکتها، و بازسازی و ورشکستگی.

 

برای هر یک ازاین طرحها مجری تعیین شد و مجریان پس از نظرخواهی از دستگاههای اجرایی و صاحبنظران، براساس مطالعه انجام شده، پیشنویس لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت را که حدود 1100 ماده بود تنظیم کردند. پیشنویس تهیه شده  در شورای راهبری بررسی شد، از صاحبنظران حقیقی و حقوقی درخصوص آن نظرخواهی شد و توسط وزارت بازرگانی به دولت ارسال شد. دولت پس از بحث درخصوص چارچوب رسیدگی  پیشنویس لا‌یحه، کمیسیون ویژه‌ای از اعضای خود را مسئول رسیدگی‌ به آ ن کرد که این کمیسیون در واقع جایگزین کمیسیونهای تخصصی دولت شد. کمیسیون هم کمیته‌ای کارشناسی مرکب از 19تن از نمایندگان دستگاههای اجرایی مرتبط، متخصصان حقوق، اقتصاد، مالی، بانکی و تجاری را مامور بررسی تخصصی پیشنویس‌لا‌یحه کرد. کمیته کارشناسی در 200 جلسه ‌به طور متوسط چهارساعته، تک تک مواد را بررسی کرد و اگر لا‌زم بود،  کمیته فرعی تشکیل داد و در نهایت متن بازبینی شده مواد را تنظیم کرد و برای پرهیز از پراکندگی و یا بهتر بگویم تقویت متن، آن را به دو حقوقدان برجسته برای ویرایش سپرد. متن ویرایش شده را کمیته‌ای منتخب (از کمیته کارشناسی)  بازنگری کرد و پس از تایید نهایی در کمیته کارشناسی، پیشنویس به کمیسیون ویژه یادشده که منتخب دولت بود، ارائه شد. کمیسیون پس از رسیدگی به چند مورد اختلا‌ف، آن را نهایی کرد و بنا‌به اختیاری که داشت به دولت پیشنهاد داد. دولت  نیز پس از یک توقف دو هفته ای سرانجام متن را در تیرماه تصویب کرد. این لا‌یحه دارای 1028 ماده و 150  تبصره است.

 

لا‌یحه دربردارنده نوآوریهای مهمی است که برای اختصار کلا‌م تنها به چند مورد آن اشاره می‌کنم:

 

·         ابهام زدایی از تعاریف و مفاهیم  به کار رفته در قانون،

 

·         شفاف‌سازی فضای تجارتی،

 

·         تقویت ضمانت اجرایی قانون،

 

·         توجه به رانت‌زدایی و پیشگیری از فساد،

 

·         توجه به الزامات زمانبندی و اقتصاد نوین.

 

 

 

حسابرس‌

 

حسابداران با توجه به نوع کارشان، به بخش شرکتها در قانون تجارت توجه بیشتری نسبت به سایر بخشها دارند.در این زمینه ، چه تفاوتهای اساسی بین قانون فعلی و لا‌یحه اصلا‌حی‌وجود دارد؟

 

 

 

دکتر پاسبان

 

حقوقدانان به اندازه‌ای که حسابداران با مباحث حقوقی آشنایی دارند، با موضوعات حسابداری آشنا نیستند، بنابراین انتظار نداشته باشید از دیدگاه حسابداران به این سئوال پاسخ دهم.

 

اقتصاددانان به قوانین از دیدگاه توسعه اقتصادی و اشتغال‌زایی نگاه می‌کنند، حال آنکه حقوقدانان،قانون تجارت را به عنوان قانونی‌که‌با ید روابط حقوقی ارباب تجارت را به شیوه صحیح تنظیم کند، می ‌بینند . به عبارت دیگر قانون تجا رت تیغ دولبه است؛ از یکطرف باید معاملا‌ت تجاری را در جهت سیاستهای کلا‌ن اقتصادی کشور تسهیل کند و از طرف دیگر باید حقوق اشخاص و جامعه را حفظ نماید. ازاین‌رو، قانون‌نویسی مستلزم فراست و هنرمندی است تا‌ این ‌دو جایگاه متفاوت را با هم آشتی دهد.

 

دیدگاه ما هم در تدوین لا‌یحه اصلا‌حی به همین منوال بود. به عنوان نمونه در جهت آسان‌سازی روابط تجاری ضرورتی ندیدیم که یک  سرمایه‌گذارو یا تاجر که الزاماً صاحب تخصص نیست مجبور باشد مدیریت شرکت را به‌عهده بگیرد و این دیدگاه را مبنا قرار دادیم که مدیر می‌تواند سهامدار نباشد؛ و یا این‌که تشکیل شرکتهای یک نفره را در لا‌یحه اصلا‌حی مطرح کردیم.

 

در نظام حقوقی ما شرکتهای با مسئولیت محدود معمولا‌ً خانوادگی و در حقیقت انفرادی هستند  و تاجر به منظور تشکیل شرکت به ناگزیر برای رعایت حدنصاب تعداد شرکا،  افراد خانواده خود را که غالبا صلا‌حیت انجام معامله را ندارند، وارد می‌کند. برای رفع این مشکل و همچنین رفع نگرانی تاجر یا سرمایه‌گذار از تداخل اموال خصوصی و تجاری و یا تسری تعهدات و مشکلا‌ت تجاری به محیط خصوصی، شرکت یکنفره را پیش‌بینی کردیم.

 

اما در مقابل تعدیلا‌تی نیز در لا‌یحه اصلا‌حی در نظر گرفته شد تا بخش شرکتها با واقعیات اقتصادی نیز انطباق داشته باشد. برای مثال تشکیل شرکت سهامی عام با سرمایه 500 هزار تومان یا شرکت سهامی خاص با سرمایه 100 هزار تومان با هیچ معیار اقتصادی تطبیق ندارد. بنابراین در نظر گرفتن مبلغ مناسب برای سرمایه شرکت، تامین کننده مصلحت بالا‌تری است که حفظ حقوق افراد است؛ حفظ حقوق شهروندانی که به سربرگ شرکت، نام شرکت، شماره ثبت شرکت و شخصیت حقوقی شرکت اعتماد می‌کنند و با آن وارد معامله می‌شوند.

 

 

 

حسابرس‌

 

یکی از ویژگیهای مهم لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت استفاده از فرایند و متدولوژی از پیش تعریف شده است. آیا سازوکاری برای نحوه اعمال اصلا‌حات آینده که انسجام قانون را حفظ و تقویت کند درنظر گرفته‌اید؟

 

 

 

دکتر حسینی

 

هیچ قانونی نمی‌تواند متدولوژی تغییر خود را تحمیل کند، چون قانونگذار به هرحال اختیار دارد و از اختیار خود در صورت تشخیص برای تغییر قانون استفاده می‌کند و نمی‌توان برای او محدودیت ایجاد کرد.

 

اما می‌توان دراین‌باره که چه باید کرد تا به  اصلا‌حات کمتری  در قانون  نیاز باشد و یا اصلا‌حات به صورت مناسب و هماهنگ انجام شود تا انسجام اصلی آن برهم نخورد، بحث کرد. ما در تدوین لا‌یحه چنین رویکردی را دنبال کردیم و با نگرش آینده پژوهی سعی کردیم به کلیه مسائل فراروی قانون تا آنجا که پیش‌بینی‌پذیر بود، جواب بدهیم.

 

 

 

دکتر پاسبان‌

 

برای مثال در ماده 1025 به دولت اجازه داده شده هر 5 سال یک بار، نصابهای ریالی پیش‌بینی شده در قانون را متناسب با نرخ تورم اعلا‌م شده از سوی بانک مرکزی تجدیدنظر کند.

 

به علا‌وه انتظار تدوین کنندگان لا‌یحه این است که مجلس از ظرفیت اصل 85 قانون اساسی استفاده کند و با فراهم کردن امکان اجرای آزمایشی، زمینه را برای اصلا‌ح برنامه‌ریزی شده قانون فراهم آورد.

 

 

 

حسابرس‌

 

لا‌یحه اصلا‌حی تا چه اندازه در پاسخگویی به نیازهای نظام بانکی که بخش اصلی و مسلط اقتصاد و تجارت است، موفق بوده است؟

 

 

 

خاوری‌

 

قانون تجارت طول عمری بیش از 70 سال دارد و ورود به عرصه اصلا‌ح یا تغییر آن کار ساده‌ای نبود. حتی باب شرکتها که در سال 1347 تنظیم شد، هیچگاه به صحن مجلس نرفت و تنها در کمیسیونهای مشترک وزارت دادگستری و وزارت اقتصاد بررسی و تایید شده بود. به نظر من، لا‌یحه اصلا‌حی از انسجام خوبی برخوردار است‌وجایگزین منا سبی  برای قانون فعلی است.

 

در ارتباط با قانون تجارت در بخش بانکی مشکلا‌ت ریشه‌ای زیادی وجود دارد که حل آنها نیازمند تغییرات اساسی در قانون تجارت است که به بعضی از آنها اشاره می‌کنم.

 

در قانون فعلی، چک سندی است تجاری که علا‌وه بر بانکها هر کسی نیز می‌تواند آن را صادر کند. هر کس می‌تواند ورقه‌ای صادر کند و به موجب آن به شخصی حواله دهد که مبلغی را در وجه شخصی دیگر کارسازی کند و از همه ضمانتهای حقوقی و مدنی موجود در قانون تجارت هم استفاده کند. درسالهای اخیر سندی که صندوقها صادر می‌کردند و در اختیار مردم قرار می‌دادند در حقیقت نوعی چک موضوع قانون تجارت بود.

 

حمایت از دارنده چک طی چند دهه گذشته سبب شد با تصویب قوانین مختلف وا‌صلا‌حات  قانونی، علا‌وه بر حمایت حقوقی، ضمانتهای اجرایی و کیفری  برای چکهایی که عهده بانکها صادر می‌شود،  وضع گردد. وجود چنین حقوقی برای دارنده چک، موجب شد سایر اسناد تجاری  نظیر برات و سفته  و... متروک شود و چیزی به نام سفته و برات در مناسبات تجاری کاربرد نداشته باشد. در حالی‌که این اسناد ابزار تحصیل اعتبارند و استفاده از آنها موجب رونق تجاری است. چک تنها وسیله پرداخت و تسهیل در پرداختها است. در لا‌یحه اصلا‌حی، جایگاه حقوقی هر یک از این اسناد مشخص شده است.

 

در مشارکتهای حقوقی بانکها یا سرمایه‌گذاریهای مستقیم بانک در شرکتها، بانک ناگزیر است برای رعایت ضوابط تشکیل شخصیت حقوقی به صورت ظاهری تعدادی از سهام شرکت را به نام کارمندان کند تا بتواند هم شخصیت حقوقی را ایجاد کند و هم از کارکنان به عنوان عضو هیئت مدیره شرکتها استفاده کند. طبق رویه موجود، بانکها برای حفظ حقوق خود  مجبورند  پشت ورقه سهام از آنها اقرار و تعهد بگیرند که سهام متعلق به بانک است.  در چنین حالتی هم کارکنان نگرانی مسئولیت قانونی را دارند و هم بانک در پاره ای موارد با مشکلا‌تی روبه روست که حل آن نیازمند وضع قانون بود. در لا‌یحه اصلا‌حی با پیش‌بینی تشکیل شرکت یکنفره این مشکل حل شده است و این یکی از نوآوریهای مهم این قانون است.

 

در قانون تجارت ضمانت تجاری به صورت تضامنی برای  اسناد تجاری در نظر گرفته شده است و در اسناد تجاری مثل چک، سفته یا برات ذینفع می‌تواند با یک امضا طلب و حقوق خود را به دیگری واگذار کند ووجه آن را بگیرد و به همین ترتیب دومی به سومی و الی آخر. قانون برای افزایش امنیت و اعتبار اسناد تجاری، مسئولیت تضامنی برای همه پشت‌نویسان در نظر گرفته است ولی دارنده اسناد تجاری اگر نتواند وجه آن را از آخرین نفری که سند را به وی منتقل  کرده دریافت کند، به‌رغم حق قانونی که در رجوع به هریک از صادرکننده و پشت نویسان منفرداً  ومشترکاً  دارد، در عمل تنها می‌تواند به صادرکننده رجوع کند، زیرا شناسایی هویت پشت‌نویسان کار ساده‌ای نیست. خوشبختانه در لا‌یحه اصلا‌حی طرز تنظیم این اسناد طوری پیش‌بینی شده که احراز هویت و مشخصات صادرکننده و پشت نویسان به آسانی میسر است.

 

یکی دیگر از مشکلا‌ت کنونی بانکها موضوع ضمانتنامه است. در اکثر کشورها ضمانتنامه بانکی برای تضمین معامله و پرهیز از اختلا‌فات و سبک کردن کار دادگاهها رایج است و قوانین تجاری تکلیف این‌گونه ضمانتنامه‌ها را مشخص کرده است. در ایران نه تنها این مقصود حاصل نشده بلکه دادگاهها به دلیل نقص قوانین و پیش‌بینی قواعد «ضمان» در قانون مدنی، پس از طرح دعوا بلا‌فاصله  موضوع را در تضاد با قانون مدنی تشخیص داده و ضمانتنامه را ابطال می‌کنند وبدین ترتیب با تعمیق اختلا‌فات، بار بیشتری به دوش قوه قضائیه گذاشته شده است.

 

خوشبختانه این موضوع مهم در لا‌یحه اصلا‌حی مورد توجه دقیق قرار گرفته و اسباب ترویج این ابزار مهم در پهنه اقتصادی کشور فراهم شده است.

 

نواوری دیگر  لا‌یحه اصلا‌حی، بحث مدت زمان نگهداری اسناد است که شاید به نظر مهم نیاید اما سیستم بانکی با حجم عظیمی اسناد و مدارک روبه روست که مجبور است همه را نگهداری کند و فضای زیادی را به آنها اختصاص دهد. گرچه در قانون پولی و بانکی کشور پیش‌بینی شده است که این اسناد به میکروفیلم تبدیل شود ولی چون قانون، سندیت میکروفیلم را به رسمیت نمی‌شناخت و هزینه‌های زیادی هم دارد،  لذا بانکها دلیلی برای تحمل هزینه تبدیل اسناد کاغذی به میکروفیلم نمی‌بینند.

 

به هرحال، نوآوریهای خوبی در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت درنظر گرفته شده که به همه مشکلا‌تی که برشمردم و دیگر مشکلا‌تی که اشاره‌ای به آنها نشد پاسخ می‌دهد. کار کارشناسی قوی انجام شد و روی هر ماده جلسات متعدد برگزار شد و دولت هم با اعتماد به کار انجام شده آن را تصویب کرد و امیداست مجلس هم با اعتماد به کار متخصصان در جهت بهبود و تکمیل لا‌یحه حرکت کند.

 

 

 

حسابرس‌

 

به نظر می‌رسد انتظارات بانکها از قانون تجارت در لا‌یحه منظور شده است. آیا لا‌یحه به انتظارات مردم از نظام بانکی نیز توجه کرده است؟

 

 

 

خاوری‌

 

کمیته  کارشناسی طیف گسترده‌ای از کارشناسان را دربرمی گرفت که الزاماً سمت دولتی نداشتند. در این کمیته نمایندگان مراجع حرفه‌ای و یا کارشناسان و محققان نیز بودند که به اعتبار خودشان  ونه سازمان متبوع، در جلسات شرکت می‌کردند. بحثهایی که صورت می‌گرفت در جهت رعایت منافع عمومی و در جهت تنظیم روابط اجتماعی بود. برای مثال کوشش براین بود ابزاری طراحی شود که به وام دهنده و وام گیرنده اطمینان بدهد که تامین مالی به سادگی انجام می‌شود. جهتگیری در تنظیم لا‌یحه، ایجاد روابط سالم در جهت رونق عملیات تجاری بود که سرمایه مالی حیف و میل نشود و استفاده از سرمایه به مخاطره نیافتد و حفظ منافع این یا آن شخص (برای مثال بانک) مورد توجه نبود، بلکه پیش‌بینی حقوق مشخص همراه با تضمینات معین و پیش‌بینی نتیجه حقوق و تعهدات اشخاص مبنای تدوین لا‌یحه بوده است.

 

نکته دیگری که در ارتباط با سئوال باید توضیح دهم بحث شفاف شدن اطلا‌عات ومسئولیت مدیران و ارکان شرکتها است. لا‌یحه تدابیر مهمی برای شفافیت اطلا‌عات به کار برده است که در نتیجه آن، تقارن اطلا‌عات بین بانک و مشتری پدید می‌آید وتخصیص بهینه منابع امکان‌پذیر می‌شود.

 

 

 

حسابرس‌

 

انتظارات سهامداران به ویژه سهامداران اقلیت در شرکتها،  چگونه در تنظیم لا‌یحه درنظر گرفته شده است؟

 

 

 

نادریان‌

 

در مقوله شرکتهای سهامی عام و مقوله‌های مشابه که منافع عامه مطرح است حساسیت اعضای کمیته کارشنا سی زیاد بود و علا‌وه بر شفافیت اطلا‌عات، موضوعاتی نظیر نظار ت بر عملیات و عملکرد مدیران، نقش بازرس، و وظایف مدیران همه در راستای حفظ منافع عامه مطرح می‌شد.

 

 

 

حسابرس‌

 

دامنه پوشش قانون تجارت بر بعضی واحدهای اقتصادی در قانون فعلی گاهی با ابهام روبه‌روست. در لا‌یحه اصلا‌حی چگونه است؟ آیا بانکها تابع قانون تجارتند؟

 

 

 

خاوری‌

 

در قانون پولی و بانکی،  تشکیل بانک به صورت شرکت سهامی عام پیش‌بینی شده است. پس  از ملی شدن بانکهای دولتی، مبانی و مشخصات این شخصیت حقوقی دچار ابهام شده و قانون محاسبات عمومی هم از آن رفع ابهام نکرده است.بانکها به طور معمول تابع قانون تجارتند. اگر مقررات خاصی برای آنها لا‌زم باشد در قوانین خاص تصریح می‌شود. امید است با اصلا‌ح یا تصویب « قانون اداره امور بانکهای دولتی» این ابهامات رفع شود.

 

 

 

حسابرس‌

 

یکی از ویژگیهای لا‌یحه اصلا‌حی که بسیار درباره آن صحبت شده شفافیت است. به نظر شما آیا بانکها برای انتشار اطلا‌عات به ترتیبی که در لا‌یحه آمده است، با مشکل روبرو نخواهند شد؟

 

 

 

خاوری‌

 

بانکها به نظر من همیشه از بحث شفافیت و انتشار اطلا‌عات استقبال کرده‌اند و هیچ مشکلی با انتظاراتی که در لا‌یحه مطرح شده نخواهند داشت.

 

 

 

حسابرس‌

 

نیازهای بازار سرمایه در لا‌یحه چگونه دیده شده است؟

 

 

 

پورمعمار

 

اگر از زاویه بازار سرمایه به موضوع نگاه کنیم، آن چه برای یک سرمایه‌گذار مهم است، به ویژه سرمایه‌گذار خارجی، امنیت اقتصادی کشور است. علا‌وه بر آن، کیفیت قوانینی که با فعالیتهای تجاری و اقتصادی ارتباط دارد، مثل قانون تجارت، قانون کار، قانون مالیاتها و... بسیار اهمیت دارد؛ این قوانین تا چه اندازه جامعیت دارند، چقدر بروز هستند، و با چه سرعتی قوانین یا بخشنامه‌ها تغییر می‌کنند؛  و یا اگر براساس محاسباتی که امروز انجام شده، سرمایه‌گذار در یک فعالیت اقتصادی سرمایه‌گذاری کند، آیا ممکن است با یک بخشنامه همه محاسبات او به هم بریزد؟

 

اگر فرض  کنیم قوانین مرتبط با بازار سرمایه همه چیز را درست درنظر گرفته باشد و خوب نوشته شده باشد، عوامل مهم دیگری وجود دارد که اثربخشی قانون را به‌طور جدی تحت تاثیر قرار می‌دهد. اولین مسئله، ضمانت اجرای قانون است. چه کسی به تخلفات رسیدگی و در مورد آنها قضاوت می‌کند؟ اگر اختلا‌فی پیش آمد و حقی ضایع شد با چه سرعتی رسیدگی خواهد شد؟ تجربه کنونی نشان می‌دهد رسیدگی قانونی به دعاوی بسیار طولا‌نی است. گرچه این موضوع در محدوده قانون تجارت نیست ولی بر آن اثر دارد. به عبارت دیگر همان‌طور که اشاره شد در تدوین قانون با تناقضی روبه رو هستیم که از یک طرف می‌خواهیم مناسبات تجاری را تسهیل کنیم و از طرف دیگر سعی داریم با تحکیم مقررات منافع خصوصی و عمومی را حفظ کنیم.

 

سرمایه‌گذار نسبت به این موضوعها حساس است و دغدغه دارد. اگر این نکات را به عنوان معیارها یا ضوابطی که یک سرمایه‌گذار در نظر می‌گیرد به حساب آوریم به نظر می‌رسد بسیاری از آنها در لا‌یحه اصلا‌حی دیده شده است و لا‌یحه بسیار کاملتر از قانون فعلی‌ است ،‌گرچه از دیدگاه بازار سرمایه انتظاراتی وجود دارد که ممکن است لا‌یحه به آن پاسخ لا‌زم را نداده باشد.

 

 

 

حسابرس‌

 

مشارکت حرفه حسابداری در تدوین لا‌یحه چگونه بود و انتظارات حرفه تا چه اندازه در لا‌یحه منعکس شده است؟

 

 

 

نادریان‌

 

برای تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت زحمت بسیار زیادی کشیده شد. ابتدا از تمام دستگاههای دولتی و نهادهای مدنی و مراجع مختلف نظرخواهی به عمل آمد و خوشبختانه نظرات بسیار سودمندی ارائه شد که مبنای کار قرار گرفت. سپس مطالب اولیه در جلسات کارشناسی متعدد با حضور کارشناسان دستگاههای ذیربط به تفصیل بررسی و کارشناسی شد و علا‌وه بر کارشناسان اصلی، در هر مورد بسته به موضوع از همفکری صاحبنظران و متخصصان مربوط نیز در جلسات استفاده شد.

 

در زمینه مباحث مالی و حسابداری، سازمان حسابرسی کمیته‌ای 6 نفره متشکل از کارشناسان درون و بیرون از سازمان تشکیل داد که مشارکت بسیار فعال و سازنده‌ای با شورای بازنگری در بخش شرکتها داشت و تجربه عملی حسابرسان در شرکتها و اشکالا‌ت و نارساییهای کنونی به خوبی در لا‌یحه اصلا‌حی منعکس گردید که به مهمترین آنها اشاره می‌کنم.

 

تلا‌ش شد به صورت شفاف با مباحث مختلف فراروی لا‌یحه برخورد شود. پدیده‌ها و تحولا‌ت و تغییرات زیادی در مسائل تجاری اتفاق افتاده که در قانون فعلی انعکاسی ندارد. طبیعتاً باید کوشش می‌شد قانون تجارت، قانونی بروز، کارامد و پاسخگو به مسائل فعلی باشد و مناسبات جدید تجاری مثل جهانی شدن، سرمایه‌گذاری خارجی، و فعالیتهای گروه شرکتها را درنظر بگیرد. به عنوان مثال، یکی از موضوعاتی که همیشه در مجامع عمومی شرکتها مطرح بوده، تعریف «سود» است که قانون فعلی به طور شفاف با آن برخورد نکرده است.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی به موضوع انضباط مالی توجه خاص شده است. کوشش شده است فضای سالمی برای رقابت ایجاد شود و به پدیده‌های جدید مثل پولشویی توجه شود. کنترلهای متعددی برای نحوه تصدی شرکتها توسط مدیران و معاملا‌ت اشخاص وابسته و پرداخت به هیئت مدیره درنظر گرفته شد و منع معاملا‌ت بازرس و اشخاص وابسته به بازرس با شرکت تضمین بیشتری پیدا کرد.

 

محور دیگری که در نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌حی درنظر گرفته شد و می‌توان از آن به عنوان شاه ‌بیت اصلا‌حات قانون تجارت یادکرد، مبنا قرار دادن استانداردهای حسابداری و حسابرسی بود که خوشبختانه در کشور مرجع مشخصی مسئولیت آن را به عهده دارد. دنیای امروز دنیای اطلا‌عات است و بدون آن تصمیمگیری دشوار است. تهیه حسابها و انتشار صورتهای مالی بخش مهمی از فرایند تهیه اطلا‌عات اقتصادی است و ارائه اطلا‌عات درست اثر مهمی در توسعه اقتصادی دارد. در لا‌یحه اصلا‌حی رعایت استانداردهای حسابداری در  تنظیم حسابها و تهیه صورتهای مالی الزامی شد و حسابرسان نیز باید رسیدگیهای خود را براساس استانداردهای حسابرسی انجام دهند و الزامات حرفه‌ای را در انجام کار خود رعایت کنند.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی نقش حسابرس و بازرس قانونی ارتقا یافته و شرایط احراز برای بازرس درنظر گرفته شده و دامنه اختیارات وی به نحو درخورتوجهی افزایش یافته است. بازرس در لا‌یحه اصلا‌حی در همه مواردی که منافع سهامداران در میان است حضور دارد و به منظور اطمینان از عملکرد صحیح مدیران در قبال‌ سهامداران، برکار آنان نظارت می‌کند.

 

آخرین محوری که در لا‌یحه اصلا‌حی پیش‌بینی شده افزایش ضمانت اجرایی است. در قانون فعلی موارد متعددی را می‌توان نام برد که به عنوان تخلف شناسایی شده ولی هیچ ضمانت اجرایی ندارد. در لا‌یحه اصلا‌حی تمام ارقام و اعداد  بروز شد و سازوکار بروز شدن آن نیز معین شد. در موارد لا‌زم مجازاتهای جدی در لا‌یحه پیش‌بینی شد. برای مثال، اگر مدیری سوابق تحصیلی و تجربی خود  را غلط معرفی کند، مجازات می‌شود. در صورتی که از رفتار مدیر یا بازرس زیانی متوجه شرکت شود، مسئولیت جبران خسارت به عهده آنهاست.

 

نکته‌ای که به نظر این جانب اهمیت دارد این است که تشکلی که در کار تهیه لا‌یحه اصلا‌حی پدید آمد حفظ شود و این مجموعه تلا‌ش سازمان یافته خود را برای همکاری با مجلس، کمیسیونهای مربوط یا مرکز پژوهشهای مجلس ادامه دهد تا تغییرات احتمالی در لا‌یحه، به کمک آنها و با حفظ روش شناسی و مبانی به کاررفته، انجام شود.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا مشکلا‌تی که در مورد حسابرس و بازرس در قانون موجود وجود دارد، حل شده است؟

 

 

 

نادریان‌

 

در لا‌یحه اصلا‌حی بعد از بررسیهای  مفصل توافق شد از لفظ بازرس در قانون استفاده شود و وظیفه حسابرس در درون وظایف بازرس دیده شد و صحبتی از حسابرس نشده است.

 

 

 

حسابرس‌

 

در مقررات شرکتها در اروپا و امریکا، حسابداران در قبال تهیه صورتهای مالی مسئولیت مستقل از مدیران دارند. آیا در لا‌یحه اصلا‌حی مسئولیتی برای حسابداران دیده شده است؟

 

 

 

نادریان‌

 

در لا‌یحه اصلا‌حی چیزی ذکر نشده است. ولی اگر حسابدار یک شرکت عضو جامعه  حرفه‌ای  باشد طبق مقررات ‌جامعه حرفه‌ای ذیربط مسئول است.

 

 

 

حسابرس‌

 

اگر بازرس در انجام وظایف بازرسی و یا حسابرسان در ارتباط با گزارش حسابرسی تخلف داشتند قانون چه برخوردی  با آنها خواهد داشت؟

 

 

 

نادریان‌

 

در لا‌یحه اصلا‌حی در ماده 632 به صراحت آمده است که بازرس به سبب تخلفاتی که در رابطه با انجام وظایف خود مرتکب می‌شود، در مقابل شرکت، سهامداران و اشخاص ثالث مسئول جبران خسارات وارده می‌باشد.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا در جهت بهبود نظام راهبری بنگاه، مرجع نظارتی خاصی برای نظارت برعملکرد شرکتها در لا‌یحه اصلا‌حی درنظر گرفته شده است؟

 

 

 

دکتر حسینی‌

 

در مورد نظارت، دو رویکرد وجود دارد؛ یکی  این که یک مرجع مستقل برای نظارت در نظر بگیریم و دوم این که نظارت در فرایند اجرا و توسط اشخاصی ذینفع که مسئول اجرا هستند انجام شود. رویکرد دوم در لا‌یحه اصلا‌حی اعمال شده است و اعضای کمیته با رویکرد اول موافق نبودند. گرچه، همان‌طور که اشاره کردید در کشورهای خارج مراجع نظارتی مستقل برای نظارت بر عملکرد بنگاهها، مدیران و حسابرسان وجود دارد.  در پیشنویس ارائه شده مجری هم مرجع نظارتی پیش‌بینی شده بود ولی در کمیته رای نیاورد.

 

 

 

حسابرس‌

 

لا‌یحه اصلا‌حی دامنه گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد و مشتمل بر1028  ماده است. بهتر نبود قوانین جداگانه برای هر باب در نظر گرفته می‌شد؛ مانند قانون شرکتها، قانون چک و اوراق تجاری، و... .

 

 

 

دکتر حسینی‌

 

این سئوال درستی است که دامنه شمول قانون تجارت را تا کجا باید گسترش داد و این دغدغه در تنظیم لا‌یحه کاملاً مورد توجه بود. اگر از این جنبه یک مقایسه تطبیقی با قانون تجارت سایر کشورها بعمل آوریم، نتیجه می‌گیریم که دامنه انتخاب شده برای قانون درست و منطقی است. در تدوین لا‌یحه اصلا‌حی به این اصل توجه شد که طبق نظام حقوقی موجود ، اگر برای یک موضوع قانون خاص وجود دارد آن موضوع در قانون تجارت مطرح نشود. برای مثال، روابط کار تجارت را تحت تاثیر قرار می‌دهد ولی جای طرح آن قانون کار است و به همین ترتیب فصل مشترک زیادی بین قانون تجارت و قانون مالیاتها وجود دارد ولی جای اصلا‌ح قانون مالیاتها در قانون تجارت نیست. این اصلی بود که در بازنگری قانون تجارت به آن توجه کردیم و در مرحله بررسی لا‌یحه در مجلس نیز باید به آن توجه شود چون اگر این اصل مخدوش شود مرز بین قوانین از میان می‌رود. البته در چارچوب قانون تجارت طبقه‌بندی وجود دارد، ضمن اینکه مقررات چک،  سفته، برات و اسناد تجارتی الکترونیکی جداگانه نگارش شده‌اند.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا تعریف مدیر در لا‌یحه روشن است؟ تفاوتهای بین مدیران اجرایی، مدیرعامل و سایر اعضای هیئت مدیره تعریف شده است؟

 

 

 

دکتر پاسبان‌

 

ماده 442 لا‌یحه اصلا‌حی تعریف مدیر را روشن کرده است ودر این تعریف اعضای هیئت مدیره، مدیرعامل و سایر مدیران کسانی هستند که به موجب تصمیم موسسین، یا مجمع عمومی یا شرکا و یا صاحب سرمایه در شرکت یکنفره، به این عنوان انتخاب می‌شوند.

 

در لا‌یحه قانونی به دلا‌یل گوناگون که به دقت مطالعه شد شرط این که الزاماً مدیر سهامدار باشد حذف شد. البته سهامداران اختیار دارند مدیر را از میان سهامداران انتخاب کنند.

 

دلیل این که مدیرعامل نیز مانند اعضای هیئت مدیره به عنوان یکی از مدیران قلمداد شده است، پیش‌بینی شرکتهای یکنفره بود که در این نوع شرکت تنها یک شریک و یک مدیر وجود دارد و در نتیجه یک مدیر در واقع عنوان مدیرعامل را هم دارد.

 

 

 

حسابرس‌

 

لا‌یحه اصلا‌حی در ارتباط با بازار پولی و مالی چه ویژگیهایی دارد؟

 

 

 

خاوری

 

قانون تجارت به طور معمول به بیان و چگونگی عملیات تجاری،  تاجر ، حقوق و تکالیف اشخاص بازرگان  (بدون توجه به طبقه‌بندیهای اقتصادی)  وابزارهای لا‌زم برای توسعه اقتصادی از جمله بازار پولی و مالی  می‌پردازد. برای مثال در قانون فعلی بحثی وجود دارد با نام اوراق قرضه که طبق آن شخصیت حقوقی می‌تواند برای تامین مالی عملیات شرکت اوراق قرضه منتشر کند. بعد از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می مبحث اوراق قرضه با تعارض شرعی روبرو شد و در قوانین و مقرراتی که تدوین شد ابزاری با نام اوراق مشارکت مطرح شد که همان خصایص اوراق قرضه را داشت اما تعارض شرعی آن از میان برداشته شده بود. در لا‌یحه اصلا‌حی اوراق مشارکت به نحوی پیش‌بینی شد که مشارکت واقعی باشد و سود آن از محل ارزش افزوده سرمایه‌گذاری تامین شود و اجازه داده شد این اوراق در بازار ثانویه هم قابل معامله باشد. بنابراین کسی که اوراق مشارکت خریداری می‌کند مجبور نخواهد بود صبرکند تا ارزش افزوده و سود سرمایه‌گذاری مشخص شود.

 

در بحث اسنادتجاری که می‌تواند وسیله پرداخت باشد و یا تحصیل اعتبار، ضمانتنامه  و... به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی و تضمین نتیجه عملیات پیش‌بینی شده و مقررات آن  طوری تنظیم گردیده که اشکالا‌ت فعلی را ندارد.

 

 

 

حسابرس‌

 

برخورد لا‌یحه اصلا‌حی با بورس اوراق بهادار چگونه است؟

 

 

 

پورمعمار

 

لا‌یحه اصلا‌حی بسیار اصولی و علمی تنظیم شده و مشخص است که با استفاده از نظرات گسترده کارشناسی همه جوانب درنظرگرفته شده است، اما لا‌زم است از زاویه بازار سرمایه، کار تکمیل شود. در کلِ متن لا‌یحه اصلا‌حی تنها یکجا کلمه بورس به چشم می‌خورد و آن هم مربوط است به عرضه اوراق مشارکت در بورس.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی نکات مثبت متعددی در ارتباط با بازار سرمایه به چشم می‌خورد مانند انتشار صورتهای مالی ششماهه  ظرف یک ماه  پس از پایان دوره ششماهه و لزوم تهیه صورتهای مالی تلفیقی و یا مجاز شمردن استفاده از امکانات الکترونیکی و ویدئو کنفرانس جهت تشکیل جلسات مجامع.  اما در بعضی موارد، لا‌یحه اصلا‌حی گام لا‌زم به جلو را برنداشته و در قالب مقررات قانون تجارت فعلی متوقف شده است.

 

طبق مقررات قانون تجارت فعلی، شرکتها 8 ماه پس از تاریخ مجمع عمومی فرصت دارند سود تقسیم شده را پرداخت کنند. در لا‌یحه اصلا‌حی البته این مدت به 4 ماه تقلیل یافته است ولی باید توجه داشت اولا‌ً در سایر کشورها سود به صورت علی‌الحساب ماهانه از پیش پرداخت می‌شود و ثانیاً در کشور ما که نرخ تورم بالا‌ست نگهداری طلب سهامداران موجب کاهش ارزش آن می‌شود.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی به ممنوعیت خرید سهام شرکت مادر توسط شرکتهای تابعه و وابسته اشاره شده و همچنین هر شرکت از خرید سهام خود منع شده است. این مقررات با آنچه در بازارهای سرمایه در سایر کشورها رایج است تفاوت دارد و علا‌وه بر آن در بورس اوراق بهادار تهران در حال حاضر شرکتهای سرمایه‌گذاری برای حمایت از ارزش سهام شرکتهای گروه خود ناگزیر از خرید سهام آنها هستند. در لا‌یحه اصلا‌حی هیچ راه حل جایگزینی نیز برای این موضوع پیشبینی نشده است.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی تدبیرهایی در نظر گرفته شده که 35درصد سهام شرکتهای سهامی عام به وسیله عموم مردم پذیره‌نویسی شود و نقطه ضعف قانون کنونی که موسسان شرکت در عمل می‌توانند بخش عمده سهام را خود پذیره‌نویسی کنند رفع شده است و این یکی از نقاط قوت لا‌یحه است. همچنین مبانی تعیین پاداش اعضای هیئت مدیره تغییرات عمده‌ای یافته و افشای آن در یادداشتهای پیوست صورتهای مالی الزامی شناخته شده است. مسئولیت مدیران در صورت ورشکستگی شرکت نیز به صورت شفاف مشخص شده است.

 

 تاکید بر استانداردهای حسابداری و حسابرسی یکی از بزرگترین دستاوردهای لا‌یحه است و تاکنون در هیچ قانونی به این شفافیت لزوم رعایت استانداردهای حسابداری و حسابرسی مورد تاکید قرار نگرفته است. در لا‌یحه نقش مهمی به بازرس قانونی داده شده و البته در کنارش مسئولیت زیادی هم خواسته شده است؛ به این معنی که اگر بازرس قانونی در کار خود تخلف داشته باشد باید در مقابل هر صاحب حق پاسخگو باشد و خسارت بپردازد. البته به نظر من سنگین کردن مسئولیت بازرس بدون این‌که پوششی برای مخاطرات مربوط به آن درنظر گرفته شده باشد در آینده موجب بروز مشکلا‌تی خواهد شد و باید از هم اکنون برای آن چاره‌جویی کرد.

 

نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌ح  قانون تجارت از نظر توجه به موضوعاتی نظیر قراردادهای تجارتی، ضمانت، اسناد تجارتی، ادغام و تجزیه شرکتها و... شایسته تمجید و سپاسگزاری از تدوین کنندگان آن است.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا مشارکت بورس اوراق بهادار در تدوین لا‌یحه کمرنگ نبود؟

 

 

 

پورمعمار

 

این سئوال را مسئولا‌ن بورس باید پاسخ  بدهند. من از جزئیات میزان مشارکت بورس اطلا‌ع کافی ندارم.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا لا‌یحه قانونی مرجعی برای دریافت و ثبت اطلا‌عات منتشر شده توسط شرکتها درنظر گرفته است؟ چگونه اطمینان حاصل می‌شود که شرکتها از ضوابط شفافیت پیروی می‌کنند؟

 

 

 

پورمعمار

 

لا‌یحه اصلا‌حی سازوکارهای نظارتی فراوانی برای تضمین اجرای قانون درنظر گرفته است. مجمع، هیئت مدیره را کنترل و نظارت می‌کند.  بازرس قانونی شرکت از مهمترین ارکان نظارتی شرکت است و جهت  اطمینان از انجام وظایف وی، مواد قانونی متعددی درنظر گرفته شده است.  به علا‌وه، در چند جای لا‌یحه اشاره شده که استانداردهای حسابداری و حسابرسی باید رعایت شود و در لا‌یه‌های مختلف زمینه‌های نظارت فراهم شده است. در لا‌یحه آمده است که اگر 20درصد از سهامداران از تخلفی مطلع شوند می‌توانند طرح شکایت کنند. ولی آن سازوکاری که در خارج وجود دارد که شرکتها اطلا‌عات مالی معینی را طبق مقررات به دستگاه معینی مثل ادگار(EDGAR)  در امریکا، تحویل دهند، در لا‌یحه وجود ندارد.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا در لا‌یحه اصلا‌حی در مورد اخلا‌ق حرفه‌ای مدیران و لزوم رعایت آن مطلبی آورده شده؟

 

 

 

پورمعمار

 

در مواد مختلف نکاتی مطرح شده که به سئوال شما مربوط است. برای مثال در ماده 473 آمده است که اگر مدیری سوابق تحصیلی و تجربی خود را خلا‌ف واقع اظهارکند جرم است و مجازات دارد. یا وام گرفتن مدیر از شرکت منع  شده است. معامله کردن مدیر با شرکت و یا رقابت کردن او با شرکت مجاز نیست.

 

در لا‌یحه اشاره مستقیم به آداب و اخلا‌ق حرفه‌ای و نحوه رعایت آن نشده است،  ولی به صورت غیرمستقیم مثلا‌ً  در ماده 459 ویژگیهای افرادی که از مدیریت شرکت ممنوع شده‌اند بر شمرده شده است.

 

از جمله، کسانی که به سبب ارتکاب خیانت در امانت،  کلا‌هبرداری،  سرقت،  اختلا‌س،  جعل، ارتشا و نظایر این امور سابقه سوء داشته باشند نمی‌توانند مدیریت شرکتها را عهده‌دار شوند.

 

 

 

حسابرس‌

 

چه ضوابطی برای رفتار حرفه‌ای درنظر گرفته شده است؟

 

 

 

نادریان‌

 

در مورد بازرس در لا‌یحه اصلا‌حی تصریح شده است که بازرس در تمامی مراحل انجام وظایف خود، ملزم به رعایت ضوابط و موازین حرفه‌ای از جمله درستکاری، دقت و بیطرفی است.

 

حسابرس‌

 

همان‌طور که آقای پورمعمار اشاره کردند، بهتر بود در لا‌یحه اصلا‌حی سازوکاری برای بازخرید سهام توسط شرکت درنظر گرفته می‌شد.

 

 

 

نادریان‌

 

در مورد ممنوعیت خرید سهام شرکت مادر به وسیله شرکتهای فرعی یا وابسته و یا بازخرید سهام شرکت از سوی‌ شرکت، مطالعه و بحثهای زیادی انجام شد و این اعتقاد حاصل شد که در فضای غیرشفاف موجود و در شرایط نبود دستگاههای نظارتی قوی، رفع ممنوعیت ممکن است موجب تسلط گروهی کوچک برکل سهام و به خطر افتادن حقوق سهامداران اقلیت شود. اگر راهکار و پیشنهاد جدیدی وجود دارد بهتر است مطرح شود تا کمیته بازنگری و یا مراجع ذیربط به آن توجه کنند.

 

 

 

حسابرس‌

 

مبنای کمیته بازنگری برای تغییر مواد قانون،  برای مثال حداقل سود قابل تقسیم یا انواع شرکتها،  چه بوده است؟

 

 

 

دکتر پاسبان‌

 

در لا‌یحه اصلا‌حی حداقل سود قابل تقسیم، افزایش یافته است. قانون فعلی تقسیم حداقل 10درصد سود را الزامی کرده است. در بررسیهایی که انجام شد اتفاق نظر به دست آمد که 10درصد سود،

 

رقم ناچیزی است که با انتظار سرمایه‌گذاران مطابقت ندارد. ما پس از بحثهای زیاد به این نتیجه رسیدیم که تقسیم 20درصد سود ویژه سالا‌نه بین سهامداران الزامی باشد.

 

در قانون فعلی 7 نوع شرکت تجاری مطرح است که مقررات مربوط به آنها در موارد متعددی مسکوت است. به عنوان نمونه طبق آمار رسمی در میان شرکتهای تجاری بیشترین اقبال از شرکت با مسئولیت محدود شده است ولی این نوع شرکتها یا در عمل مقررات موجود را رعایت نمی‌کنند یا قانونگذار در مورد مسائل پیش روی آنها ساکت است. ا زجمله آن که طبق قانون فعلی اگر در شرکت با مسئولیت محدود تعداد شرکا از 12 نفر بیشتر شود باید هیئت نظار تشکیل گردد ولی، تعریف هیئت نظار چیست و چگونه عمل می‌کند و حدود مسئولیت وظایف اعضای آن  برچه اساسی تعیین می‌شود، در قانون ذکری به میان نیامده است. در لا‌یحه اصلا‌حی تمام  موارد مسکوت و مبهم قانون فعلی پوشش داده شد و خلا‌ء عظیمی که در قانون شرکتها وجود داشت جبران شد. در بررسیهای علمی انجام شده به این نتیجه رسیدیم که بعضی از انواع شرکتها اصولا‌ً زائد است، در نتیجه انواع شرکتها محدود به چهار نوع شرکت شد.

 

مندرجات لا‌یحه اصلا‌حی در بخش شرکتها برخلا‌ف قانون فعلی که اقتباس کاملی از قانون تجارت فرانسه بود به طور کامل براساس فرایند علمی که برای تدوین لا‌یحه درنظر گرفته شده بود، تنظیم شد و به جرئت می‌توان ادعا کرد که حتی یک عبارت ترجمه شده و اقتباس شده از قوانین سایر کشورها در آن وجود ندارد.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا به نظر شما لا‌یحه به مباحث قانونی مربوط به بورس اوراق بهادار و یا به عبارت دیگر، بازار سرمایه ثانویه، پوشش مناسب داده است؟

 

 

 

خاوری‌

 

پیش از این هم اشاره شد که در لا‌یحه اصلا‌حی کمتر به بورس پرداخته شده است. قانون تجارت یک قانون عام است و به عنوان قانون مادر شناخته می‌شود بنابراین در رابطه با مسائل مربوط به فعالیتهای اقتصادی که در جامعه وجود دارد به دنبال قانون تجارت قوانین خاص هم وضع می‌شود. برای مثال حکم داریم در قانون تجارت که عملیات بانکی را به عنوان عملیات تجاری شناخته است اما این که عملیات بانکی چیست و چگونه انجام می‌شود مطالبی است که در قانون  پولی و بانکی مشخص می‌شود. در رابطه با بورس و بازار سرمایه هم نیز، چنین  است. نکته مهم در لا‌یحه اصلا‌حی این بود که چگونه با یک انسجام و نظم مناسبی، این لا‌یحه را با قوانین خاص مرتبط کنیم،  که به این موضوع هم توجه شده است.

 

 

 

حسابرس‌

 

اما تدوین کنندگان لا‌یحه اصلا‌حی در مورد چک که ابزار نقل و انتقال وجوه است و ارتباط تنگاتنگی با موضوع بانکداری دارد،  موضوع را به قوانین خاص ارجاع نداده‌اند و از ماده 172  تا 250  را به آن اختصاص داده‌اند.

 

 

 

دکترحسینی‌

 

‌ما در مقوله ارتباط بین قانون تجارت و سایر قوانین اصول راهبردی داشتیم. یعنی این که رویکرد کمیته بازنگری،  رویکرد اقتصاد رقابتی بود. اگر این رویکرد ایجاب می‌کرد که به شفافیت توجه شود، کمیته بازنگری سراغ شفافیت می‌رفت.  به همین ترتیب مباحثی مانند سازگاری با کنوانسیونهای بین‌المللی، فرایندهای اقتصاد نوین و تجارت الکترونیکی، رانت‌زدایی و پیشگیری از فساد و یا تفکیک خاستگاه مدیریت و مالکیت مورد توجه قرار گرفت؛ ضمن این که توجه داشتیم به قوانین خاص وارد نشویم. بنابراین فکر می‌کنم در مسیر تصویب لا‌یحه اصلا‌حی، نقد و اصلا‌ح باید با درنظر گرفتن رویکرد انتخاب شده صورت گیرد و اگر رویکرد به کار رفته در تنظیم لا‌یحه اصلا‌حی مقبولیت دارد باید در آن قالب به طرح پیشنهاد اصلا‌حی بپردازیم تا ضمن ارتقا و بهبود لا‌یحه اصلا‌حی، رویکرد و مبانی آن نیز تقویت شود. این نکته را هم عرض کنم که نماینده سازمان بورس در بسیاری از جلسات ما حضور داشت، حتی درخصوص سهام خزانه گزارش ایشان به بحث گذاشته شد. از طرفی برخی از اعضای کمیته کارشناسی لا‌یحه،  در کمیسیون رسیدگی به لا‌یحه قانون بازار سرمایه نیز عضو بودند.

 

 

 

حسابرس‌

 

آیا پس از تدوین لا‌یحه اصلا‌حی تحقیق یا مطالعه‌ای صورت گرفته که مشخص کند لا‌یحه تا چه اندازه به انتظارات مطرح شده در فرایند تدوین، پاسخ گفته است؟

 

 

 

دکتر حسینی‌

 

مقاله‌ای  که به اتفاق چندتن از همکاران تهیه کردیم و در همایش 14 تیرماه ارائه  شد،  محور آن بحث تناظر نوآوریهای لا‌یحه پیشنهادی با انتظارات  است که در آن مواردی نظیر زیرساختهای تکنولوژیکی، تسهیل قوانین، سهولت کسب وکار، و جهانی شدن را احصا کرده‌ایم و متناظر با آن، شماره مواد را هم برای مراجعه علا‌قه‌مندان ارائه کرده‌ایم.

 

 

 

دکتر پاسبان‌

 

همایش نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت که در تاریخ‌ 14/4/84  برگزار شد   نیز حاصل یک مجموعه کار پژوهشی است که اگر مجموعه سخنرانیهای آن چاپ شود مرجع مهمی برای نشان دادن نوآوریهای لا‌یحه است.

 

 

 

حسابرس‌

 

مشارکت گسترده و مسئولا‌نه و پژوهشگرانه همه کسانی که در تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت به طور مستقیم و غیرمستقیم درگیر بوده‌اند، جای قدردانی دارد. اجر اصلی آنها همین بس که کارشان مقبول افتاده است. از شما نیز برای حضور در این میزگرد صمیمانه تشکر می‌کنیم.

 

 

 

 

منبع : فصلنامه حسابرس

 

کار حرفه‌ای:مفاهیم، ویژگیها وکارکرد (بخش ششم)

کار حرفه‌ای:مفاهیم، ویژگیها وکارکرد(بخش ششم)

کار حرفه‌ای:مفاهیم، ویژگیها وکارکرد (بخش ششم)

محمد شلیله

 

 

ملا‌کهای تشخیص ‏حرفه‌ای‏ از غیرحرفه‌ای

 

 توافقی بر سر ملا‌کهای تفکیک و تشخیص‏»مشاغل حرفه‌ای‏« از ‏»مشاغل غیرحرفه‌ای‏« وجود ندارد Ferdison,1986;Prkin,1996;Perks,1994b)).

درکشورهای صنعتی امریکای شمالی و اروپا که زادگاه حرفه‌ها وحرفه‌ای‌گری‌ در مفهوم امروزی آن است، هم متخصصان کنترل هوایی(Hall,1994a) و هم از نظر برخی، کسانی که در اینگونه کشورها شغلشان کفن و دفن و شستن و آراستن متوفیان و برگزاری مراسم تشییع جنازه و ترحیم آنهاست‌Perks,1994b) ) حرفه‌ای به شمار می‌آیند. برخی پژوهشگران می‌گویند با قاطعیت نمی‌توان قضاوت کرد که آیا پرستاری، معماری، یا معلمی مشاغلی حرفه‌ای‌اند یا نه؟ به همین خاطر این گونه مشاغل  نیمه‌حرفه‌ای1 ارزیابی می‌شوند. دراغلب جامعه‌ها معلمان مدارس، پرستاران(نرسها)، کتابداران، داروسازان، کارگزاران بورس، مدیران بازاریابی و مشاغلی از این قبیل، مدعی‌اند شغلشان نیمه‌حرفه‌ای است و خواهان به رسمیت شناخته شدن آنند. گودیGoode,1994b) )معتقد است این گروه از مشاغل از این جهت از نظر جامعه‌ها حرفه‌ای شناخته نمی‌شوند که عملکردهاشان به اندازه مشاغل حرفه‌ای تخصصی نیست‌((Perks,1994 b.تجربه نشان داده است، در حالی که نخستین نسل شاغلا‌ن برخی مشاغل مانند دندانپزشکان، حسابداران رسمی، روانشناسان بالینی و مهندسان از همان آغاز حرفه‌ای شناخته می‌شوند، برخی مشاغل تا مدتها در ردیف مشاغل نیمه‌حرفه‌ای باقی می‌مانند  تا مگر در صورت تخصصی‌تر شدن به عنوان شغل حرفه‌ای شناسایی شوند، مانند مددکاری اجتماعی، مشاوره ازدواج و یا برنامه‌ریزی شهری. البته برخی از مشاغل ممکن است در جامعه‌ای حرفه‌ای شناخته شوند و در جامعه‌ای دیگر نه. فریدسن ملا‌کهای تشخیص مشاغل حرفه‌ای از غیرحرفه‌ای را پرابهام و متناقض یافته‌است. او می‌گوید حتی پزشکی و وکالت که در اغلب جامعه‌ها حرفه‌ای شناخته می‌شوند، از جهت ماهیت، روش‌شناسی علمی و نوع عملکرد با هم تفاوت آشکار دارند و می‌افزاید، اگر دندانپزشکی، حسابداری و مهندسی را بر آنها بیفزاییم، تفاوت عمیقتر می‌شود و از این مقایسه نتیجه می‌گیرد، ملا‌ک عامی برای تشخیص و قضاوت در مورد حرفه‌ای بودن یک شغل وجود ندارد) (Freidson1986.

 

در مغرب‌زمین به‌صورت سنتی سه‌گروه شغل که اشتغال به آنها مستلزم دانش فراوان2 است حرفه‌ای شناخته می‌شده‌اند که عبارتند از: الهیات3 ، حقوق و پزشکی و نظامی‌گری. گودی اواخر دهه 1960 میلا‌دی دو ملا‌ک را برای تشخیص حرفه‌ای بودن مشاغل معرفی کرده است، یکی متکی بودن عملکرد شغل به دانش نظری و دیگری تامین نیاز استفاده‌کنندگان از خدمات شغل مربوط، به نحو مطلوب. دیگران هم در سالهای اواخر دهه 1990 میلا‌دی کم‌و بیش بر همین ملا‌کها تاکید کرده اند. (Abbot,1988:Perks,1994b)  گروهی معتقدند شغلی حرفه‌ای است که وظایفش به طور ذاتی نه‌فقط برای جامعه ارزشمند باشد، بلکه به ارزشهای کلیدی اجتماعی نیز مربوط باشد، مانند بهداشت و درمان، پیشرفتهای تکنولوژیکی و حقوق قانونی مردم (2001.(Leicht and fennel  ا زنظر ابات وظایف حرفه‌هابه طور کلی حل و فصل امور انسانی است همراه با قبول مسئولیت نسبت به راه‌حل‌هایی که افراد حرفه‌ای ارایه می‌کنند، که می‌تواند مربوط به مسایل فردی باشد در مواردی مانند حرفه پزشکی، یا با مسائل گروهی مانند سایر مسایل سهامداران یک شرکت در حرفه حسابداری رسمی. از نظر وی عملکرد شغل حرفه‌ای از سه‌جزء تشکیل می‌شود،‏»تشخیص مسئله یا مشکل‏« ،‏»عرضه راه حل‏« معطوف به ‏»حصول نتیجه‏«مورد انتظار و مطلوب در چارچوب مبانی نظری شغل مربوط (,1988 Abbot).

 

در میان مشاغل حرفه ای، حسابداری رسمی، بویژه به خاطر اینکه در استخدام کارفرما نیست و خدماتش را در برابر حق‌الزحمه انجام می‌دهد موقعیت تثبیت‌شده‌تری دارد، بخصوص در مقایسه با معلمی و پرستاری که اغلب حقوق‌بگیر و در استخدام کارفرما هستند(Perks,1994b).

 

هال(Hall,1994a)  در فهرستی که از طریق انجام تعدیلا‌تی روی فهرست طبقه‌بندی شغلها در اداره آمار امریکا(1971) فراهم آورده است، در سرفصلی با عنوان ‏»کارکنان حرفه‌ای، فنی (تخصصی)‏« شاغلا‌نی را قرار داده است که عبارتند از: ‏»حسابداران‏«،‏»آرشیتکتها‏«، ‏»متخصصان کامپیوتر‏«،‏»مهندسان‏«،‏»قضات و وکلا‏«،‏»کتابداران ،متخصصان بایگانی اسناد و موزه‌داران‏«،‏»متخصصان علوم ریاضی‏«،‏»متخصصان تربیت‌بدنی‏«،‏»پزشکان، دندانپزشکان وسایر درمانگران‏«،‌‏»تکنسینها و تکنولوژیستهای بهداشت‏«،‏»مبلغان مذهبی‏«،‏»متخصصان علوم اجتماعی‏«،‏»کارشناسان برنامه‌ریزی اوقات فراغت و فعالیتهای اجتماعی‏«،‏»مدرسان (استادان) کالجها و دانشگاهها‏«،‏»متخصصان علوم مهندسی‏«،‏»تکنسینها‏« و ‏»نویسنده ‌هاو هنرمندان‏«.

 

 

 

 

 

پانوشتها‌:

 

1. Semi-Professional

 

2. Learned

 

3. Divinity

 

منابع‌:‌

 

 

 

·  Abbott, A.,The System of Professions: An Essay on the Division of Export Labor.The University of Chicago Press, Chicago and London, 1998

 

·  Freidson, E.,Professional Powers: A Study of the Institutionalization of Formal Knowledge.The University of Chicago Press, Chicago and London,1988

 

·  Hall, R. H.,Sociology of Work: Perspectives, Analyses, and Issues, Forge Press,USA,1994a

 

·  Leicht, K. T. and Fennell, M. L.,Professional Work: A

 

·  Sociological Approach.Blackwell Publishers,USA, 2001

 

·  Perks, R. W.,Accounting and Society, Chapman & Hall, London,1994b

 

·  Perkin, H.,The Third Revolution: Professional Elites in the Modern World, Routledge, London and New York,1996

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

با اندیشمندان حسابداری جهان آشنا شویم - سیدنی دیویدسون

با اندیشمندان حسابداری جهان آشنا شویم - سیدنی دیویدسون

 

سیدنی دیویدسون

 

سیدنی دیویدسون(Sidney Davidson)  فرزند مندل(Mendel)  و اوا اسلوزبرگ (Eva Slosberg)  در بیست و نهم مه سال 1919 در ایلینویز(Illinois)  شیکاگو به‌دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده‌اش به میشیگان رفت و در همانجا در سال 1936 از دبیرستان فلینت نورترن‌

(Flint ‌Northern) فارغ‌التحصیل شد. در سال آخر دبیرستان رئیس شورای دانش‌آموزان بود و در پنجاهمین سال تجدید میثاق همکلا‌سان دوران دبیرستان در سال 1986 فارغ‌التحصیل برجسته مدرسه نام گرفت.

دیویدسون درجه لیسانس و فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه میشیگان و درجه دکتری را نیز از همان دانشگاه در سال 1950 دریافت کرد. دیویدسون تا زمانی که دوره حسابداری مقدماتی را با ویلیام پاتن(William Paton)  عضو تالا‌ر مشاهیر حسابداری گذراند به حقوق گرایش داشت. در سالهای 1946-48 مربی اقتصاد و 1948-49 مربی حسابداری در دانشگاه میشیگان بود. از سال 1942 تا اوایل 1949 نقش فعالی در نیروی دریایی امریکا داشت و در سال 1951 از سوی جامعه حسابداران رسمی مریلند(Maryland)  پذیرفته شد و به‌خاطر درخشش در آزمون سال 1951، جایزه جامعه حسابداران رسمی مریلند را برای کسب رتبه عالی در سطح ایالت دریافت کرد و همچنین دیپلم افتخار جشنواره الیجا وات سلز(Elijah Watt Sells)  از طرف جامعه حسابداران رسمی امریکا(AICPA)  به او تعلق گرفت. دیویدسون بیشتر عمر حرفه‌ای خود را در دو دانشگاه معتبرصرف کرد؛  اول دانشگاه جونزهاپکینز(Johns Hopkins)  و دیگری دانشگاه شیکاگو. در دانشگاه جونز هاپکینز تا سطح استادی پیش رفت. در سالهای 1949 تا 52 به‌عنوان استادیار، 1952 تا 56 به‌عنوان دانشیار و 1956 تا 58 به‌عنوان استاد فعالیت کرد، سپس در سال 58 عضو هیئت علمی دانشگاه شیکاگو شد و به‌عنوان استاد حسابداری تا 1962 در آن دانشگاه فعالیت داشت و در آن سال مدیری موسسه حسابداری حرفه‌ای که خودش در سال 62 به تاسیس آن کمک کرده بود، شد. وی تا اواسط 1969 به این سمت اشتغال داشت، سپس سرپرست دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای تجارت گردید و تا سال 1974 همین سمت را داشت. در سال تحصیلی 1974 و 75 تحت عنوان بورسیه مرکز به‌منظور شرکت در دوره مطالعات پیشرفته در علوم رفتاری مرخصی مطالعاتی گرفت.

در سال 1962 به‌عنوان اولین استاد حسابداری آرتوریانگ‌(Arthur Young)  انتخاب شد و از آنجا تامین مالی می‌شد و تا سال 84 این سمت را داشت تا آنجا که استاد حسابداری برجسته آرتوریانگ نام گرفت و تا سال 89 این امتیاز را حفظ کرد و سپس استاد حسابداری برجسته ارنست اند یانگ(Ernst and Young)  گردید. در تابستان 1950 استاد مدعو دانشگاه برکلی(Brekley)  در کالیفرنیا، در سال تحصیلی 1956-57 دانشکده اقتصاد لندن، در تابستان 1960 دانشگاه هاوایی(Hawaii) ، در تابستان 1964 دانشگاه استانفورد(Stanford)  و دانشگاه میشیگان (درتابستانهای متعدد) بود. او همچنین مدتها در سه ماهه زمستان هر سال به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه فلوریدا آتلا‌نتیکت (Florida Atlantic) دریس کرده است.

دیویدسون در سازمانهای حرفه‌ای زیادی فعالیت داشته است؛ به‌عنوان رئیس (1968-69)، مدیر تحقیق (1955-56) و عضو کمیته اجرایی (1955-56 و 67-70) انجمن حسابداری امریکا(AAA) ، در سالهای 1976-78 به عنوان رئیس کمیته اعتباربخشی برنامه‌های حسابداری انجمن حسابداری امریکا  و در سال 1978 به‌عنوان سخنران بین‌المللی منتخب آن سازمان برگزیده شد. از سمتهای دیگر او در انجمن حسابداری امریکا، عضویت در کمیته‌های ساختار آینده، محتوا و حوزه آموزش حسابداری (1984-86)، کمیته استانداردهای حسابداری مالی (1974-76) و ریاست این کمیته (1974 تا 75)، کمیته مشاوره‌ای تحقیق (1965-66)، کمیته مفاهیم و استانداردها، کمیته مفهوم تحقق (1964-66) و ریاست آن (1965-66) و کمیته تلفیق آموزش (1953-54) را می‌توان نام برد.او عضو هیئت اصول حسابداری(APB)  از 1965 تا 1970 و عضو گروه تحقیق برروی اهداف صورتهای مالی انجمن حسابداران رسمی امریکا در سالهای 1971 تا 73 بوده است. از مشاغل دیگر او در انجمن حسابداران رسمی امریکا، ریاست کمیته مشاوره‌ای تحقیق برروی مفهوم اهمیت (1967-72) و عضو کمیسیون تحقیق برروی دانش عمومی برای حسابداران رسمی (1963-66)، کمیته مشاوره‌ای در پروژه تحقیق برروی حسابداری مالیات بردرامد (1960-66)، کمیته ارتباطات دانشگاه (1961-64) و کمیته پرسنلی (1955-56) را می‌توان نام برد.

دیویدسون به‌عنوان عضو هیئت امنای موسسه حسابداری مالی در سالهای (1981-83) فعالیت کرد؛ همچنین عضو رسمی شورای مشاوره‌ای هیئت تدوین استانداردهای مالی(FASB)  در سالهای 73-74 بود، همچنین عضو کار گروه حسابداری اجاره به شرط تملیک در سال 73 و 74 و کارگروه چارچوب نظری حسابداری (1975) نیز بوده است. دیویدسون از 1984 عضو افتخاری مادام‌العمر جامعه حسابداران رسمی ایلینویز و عضو کمیته مالی جامعه اقتصاددانان امریکاست.

دیویدسون پانزده کتاب تالیف کرده است از جمله، کتابی با عنوان <حسابداری: زبان تجارت> (هفتمین چاپ 1982) که با همکاری کلا‌ید پی‌استیکنیClyde P. Stickney))ورومن‌ال ویل  (Roman L. Weill)تالیف کرده است. از کتابهای دیگر او <حسابداری مالی: مقدمه‌ای بر مفاهیم، روشها و کاربردها> (پنجمین چاپ 1988) مجدداً با استیکنی و ویل، <حسابداری میانه: مفاهیم، روشها و کاربردها> (چهارمین چاپ 1985) با لئون جی هانویل(Leon J. Hanouille) ، استیکنی و ویل، <حسابداری مدیریت مقدمه‌ای بر مفاهیم، روشها و کاربردها> (سومین چاپ 1988) با مایکل ماهر(Michael W. Mahr) ، استیکنی و ویل، <مطالعات در حسابداری> (سومین چاپ 1977) با ویلیام تی باکستر(William T. Baxter)  را می‌توان نام برد. دیویدسون با همکاری ویل <کتابچه راهنمای حسابداری مدرن> (سومین چاپ 1983) و کتابچه <راهنمای حسابداری بهای تمام‌شده> (1978)، را تالیف کرد. او محقق پرکاری است که مقالا‌ت زیادی برای مجلا‌ت حرفه‌ای نوشته است.

دیویدسون عضو هیئت مدیره چهار شرکت فورچون 500 (500Fortune ) و دو شرکت دیگر است، او رئیس کمیته‌های حسابرسی 5 شرکت از این 6 شرکت است. او به‌عنوان مشاور با شماری از نهادهای دولتی و شرکتهای تجاری فعالیت داشته است از جمله کمیسیون فرمانداران در اصلا‌حات قانون کمیسیون خدمات عمومی، واحد خزانه امریکا (1961-69) ومریلند (1952-55)،کمیسیون تجارت فدرال (1975-78) وکمیسیون بورس اوراق بهادار(SEC)  در سالهای (1976-77).

دیویدسون در سال 1940 از سوی فی بتا کاپا(Phi Beta Kappa)  در دانشگاه میشیگان برگزیده شد. و همچنین در بتا گاما سیگما(Beta Gamma Sigma) و بتا آلفا پسی(Beta Alpha Psi)  عضویت داشت. او به‌عنوان محقق برجسته بتا گاما سیگما (1979) انتخاب شد و جایزه معلم ماندگار انجمن حسابداری امریکا(AAA)  را در 1976 و جامعه حسابداران رسمی ایلینویز را در 1985 دریافت کرد. همچنین جایزه حسابداری بنیاد آلفا کاپا پسی (Alpha Kappa Psi)  در سال 1974 به او اهدا شد و در سال 1984 نیز به‌عنوان حسابدار سال از سوی بتا آلفا پسی انتخاب شد.

دیویدسون در23 ژوئن1946 با فردا جوی‌سندلز(Freda JoySendles )ازدواج کرد و صاحب دو فرزند گردید.

یکی از مزایای آموزش این است که استاد و کار استاد، با کار دانشجویانش زنده می‌ماند.اگر چه این در تمام سطوح آموزش مشهود است ولی مصداق عینی آن را می‌توان در آموزش دانشگاهی یافت که شدت تاثیر و سابقه برروی دانشجویان اغلب خیلی قوی است.سیدنی دیویدسون مظهر این نوع رابطه است. او نمایانگر تاثیرات معلم و مربی خود ویلیام آندرو پاتن(William Andrew Paton)  از دانشگاه میشیگان است؛ کسی که انجمن حسابداران رسمی امریکا او را به‌عنوان مربی حسابداری قرن انتخاب کرد. دیویدسون نیز از طریق دانشجویان نامدار خود از جمله باروک لو(Baruch Lev) ، کاترین شیپر(Katherine Schipper)،جورج سورتر(George  Sorter)، ویلیام بیور(William  Beaver)، جوی اس دامسکی(Joei  S. Domeski)، جورج بنستون(George Benstone) ، فردریک نومن(Frederick‌Noumann) ، گری بیدل(Gary Biddle)،گرانت کلووری (Grant Clowery) و رابرت لیپ (Robert Lipe) تاثیر خود را برروی حرفه گذاشته است.

زمانی که دیویدسون به‌عنوان استاد میهمان در دانشکده اقتصاد لندن در سالهای 1956-57 فعالیت داشت به‌همراه موسسه حسابداری حرفه‌ای ترغیب شدند تا با همکاری ویلیام تی باکستر و دانشکده اقتصاد لندن مجله ژورنال آو اکانتینگ ریسرچ (Journal of Accounting Research) را در سال 1963 منتشر کنند.

همان‌طور که گفته شد دیویدسون تا سال 1993 حدوداً 25 کتاب را تالیف، ویراستاری و یا مشارکت در تالیف کرده است، 55 مقاله و 9 نقد کتاب داشته و در سازمانهای حرفه‌ای زیادی فعالیت کرده است. رکورد دیویدسون از نظر سنوات خدمت در انجمن حسابداری امریکا از ریاست، مدیر گروه تحقیق و عضویت در کمیته‌ها حدود 40 سال است که رقمی درخور تحسین است. دیویدسون در سال 1983 به عضویت تالا‌ر مشاهیر حسابداری درآمد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

بوزجانی ، حسابدار و حسابدان برجسته ایرانی

بوزجانی ، حسابدار و حسابدان برجسته ایرانی

عبدالرسول رحیمی

 

مصاحبه با استاد ارجمند مصطفی علی‌مدد در شماره 16 فصلنامه حسابرس مرا بر آن داشت که به کتابخانه‌ها و منابع مختلف مراجعه کنم و با پیدا کردن نسخه عربی کتاب بوزجانی در «علم حساب»، شرح حال مختصری از این دانشمند ایرانی تهیه و ارائه نمایم. یاداوری می‌کنم  که دکتر احمد سعیدان در سال 1350 (ه ش) برابر با 1971 میلا‌دی این کتاب را با مقابله دو نسخه خطی تصحیح کرده و متن عربی آن را نیز با مقدمه‌ای مفصل درباره تاریخ علم حساب (درحدود 60 صفحه) و تعلیقات بسیار مفید به چاپ رسانده  که عنوان آن چنین است: «تاریخ علم‌الحساب‌العربی، الجزء‌الا‌وّل، حساب‌الیَد، تحقیق‌الکتاب‌المنازل‌السبع، لا‌بی‌الوفاءالبوزجانی».

 

 

 

معرفی نامه‌

ابوالوفاء محمد ابن محمد ابن یحیی ابن اسماعیل ابن عباس بوزجانی، از مفاخر برجسته علمی ایران و یکی از بزرگترین ریاضیدانان و منجمان اسلا‌می است. او را با لقبهای «حاسب» (صَفَدی، ج 1، ص 209) و «مهندس» (ابن  خلّکان، ج 5، ص 167) نیز نامیده‌اند. از افتخارات بزرگ این نابغه ایرانی این است که اروپاییان علوم را به نام وی نامگذاری کرده‌اند.جورج سارتون، مورّخ تاریخ علم، سده دهم میلا‌دی را «دوران ابوالوفاء» می‌نامد. در این قرن،اروپا دچار پراکندگی و کشمکش و زدوخوردهای قومی بود و نظام فئودالی از یک‌طرف و تسلط آموزشهای کلیسایی از طرف دیگر راه را بر هرگونه پیشرفت دانش بسته بود. حتی اگر کسی می‌خواست از دانش زمان خودآگاه شود باید به کتابهای عربی روی می‌آورد. چین، ژاپن و هند نیز در رکود علمی به‌سر می‌بردند و هنوز دوران احیای فعالیتهای علمی فرا نرسیده بود.

به گفته ابن‌خلّکان، ابوالوفاء درروزچهارشنبه اول رمضان 328

(ه ق) مطابق با 25 خرداد 319 (ه ش) برابر با 10ژوئن 940 (م) در بوزجان یا تربت جام کنونی متولد شد و در سوم رجب 388 (ه ق) مطابق با 15  تیر 377 (ه ش) برابر با اول ژوئیه 998(م) در بغداد وفات یافت. ابن اثیر، سال 387 هجری قمری یا 997 (م) را تاریخ فوت بوزجانی ذکر کرده است (نابغه بوزجان، صفحه 45).

بوزجانی حساب و علم اعداد و هندسه را نزد عموی خود، ابوعمرو مُغازلی، و دایی خود، ابوعبدالله محمد ابن عَنبَسَه آموخت و در 348 (ه ق) برابر با 338 (ه ش) به عراق که در آن زمان مرکز خلا‌فت بود مهاجرت کرد. وی در حدود بیست سالگی به بغداد رفت، در همانجا سکونت گزید و در همانجا درگذشت. بوزجانی در بغداد سرپرستی بیمارستانی را نیز به‌عهده داشته است. او در هنگام حیات مشهور بود و با دانشمندان همعصر خود مراوده و مکاتبه داشت. علم حساب و هندسه که مورد علا‌قه و توجه بوزجانی است از علومی بود که مسلمانان به آن اهمیّت می‌دادند و هر دو علم در تقسیمات علوم جایگاه خاصی داشت. همچنین وی کتابهایی را از یونانی به عربی ترجمه کرد و شرح هایی بر کتاب بطلمیوس، اِبرُخس(=هیپارخوس)، و دیگران نوشت. نواوریها و کوششهای بوزجانی در ریاضیات و نجوم زبانزد و مشهور است . ابن اکفانی از کتاب «مختصر فی فن‌الا‌یقاع» بوزجانی در موسیقی نیز نام می‌برد. بخش مهمّی از اطلا‌عات ما درباره زندگی او، از کتاب «الفهرست» متعلق به ابن ندیم، معاصر با بوزجانی، به‌دست آمده است.

از جمله آگاهیهای اندکی که درباره خروج بوزجانی از بغداد وجود دارد، دیدار اوست با ابوحیان توحیدی، در شهر اَرّجَان (نزدیک بهبهان) که پیش از سال 358 (ه ق) روی داده است. در دومین دیدار بین ابوحیان و بوزجانی که در بغداد اتفاق افتاد، ابوالوفاء که از وضع بد مالی ابوحیان باخبر شده بود، او را در همین بیمارستان به‌کار گماشت. فعالیتهای علمی او در بغداد، دامنه وسیعی از علوم مختلف چون هندسه و مثلثات و حساب و نجوم را دربر می‌گرفته و در هر کدام از این رشته‌ها به دستاوردهای بدیع و تازه‌ای رسیده است. وی معادلا‌ت جبری درجه چهارم از نوعx4+px3=q  را با روش هندسی و به کمک تغییر متغیرx2=y  و بررسی معادلهy2+axy=b  حل کرد. اندازه تقریبی محیط دایره، حل و اثبات اتّحاد و معکوس اتحادهای جبری، ارائه طرحهای تزیینی و هنری، روش ابتکاری در ساختن آیینه‌های سوزان، تحلیل او از ماه گرفتگی و روش محاسبه فاصله بغداد تا مکه معظّمه، تنها بخشی از کارهایی است که توسط وی انجام شده است. در غرب تاکنون   پژوهشهای زیادی درباره بوزجانی صورت گرفته است. بنابه عقیده «گارنری»، ریاضیدان و محقق امریکایی، نخستین رساله‌ای که درباره تقسیم و تبدیل اشکال هندسی تحریر یافته از ابوالوفاء است. بوزجانی اولین دانشمندی است که جدولهای سینوس، کسینوس، شعاع دایره و نسبت مثلثاتی را کشف کرد. وی توانست به تکمیل جدولهای مثلثاتی بپردازد و نسبت سایه معکوس زاویه به شعاع دایره را کشف کند. این نسبت مثلثاتی (سکانت) امروز به نام کپرنیک فیزیکدان و ستاره‌شناس لهستانی معروف شده است. بوز جانی نیز،  نخستین کسی است که توانست اختلا‌ف سوم حرکت ماه را که به نام واریاسیون معروف است کشف کند.

ابوالوفاء و کرجی، در قرون دهم و یازدهم، حسابهایی نوشتند که در آنها همه اعداد با کلمات نوشته شده بود. این نویسندگان عرب (در واقع عربی‌نویس) از آموزشهای هندی دور شده و تحت تاثیر روشهای یونانی قرار گرفتند. از مدتها پیش معلوم شده که نوآوری در ریاضیات اروپا در وهله اول مدیون اقتباسهایی است که از آثار عربی به عمل آمده است. و امّا علّت این که ابوالوفاء خراسان را رها کرد و به بغداد روی آورد، مخالفتهایی بود که در شرق عالم اسلا‌می نسبت به علوم یونانی ابراز می‌شد و این علوم رو به ضعف نهاده بود؛ همچنان‌که در خراسان حاسب کامل وجود نداشته است. بوزجانی در کتاب حساب خود معلومات محاسبان مسلمان را گرداوری و تدوین کرده بود و چون می‌خواست که کتاب، مورد استفاده دفترداران و تجّار و محاسبان و اهل عمل باشد، برای مطالب ریاضی دلیل و برهان نیاورده و فقط تعریفها و قاعده‌های محاسبه را در ضمن مثالهای متعدد شرح داده است.

بوزجانی در بغداد علا‌وه بر کارهای علمی از جمله رصد ستاره‌ها و پژوهشهای ستاره‌شناختی، به امور دیوانی نیز می‌پرداخت.

 

ابوالوفاء در دوران عضدالدوله‌

ابوالوفاء در دو جنبه نظری و عملی ریاضیات متبحر بود و همین تبحر او موجب ورودش به دستگاه شاهان آل‌بویه شد، چرا که سلا‌طین این سلسله- به‌ویژه عضدالدوله دیلمی که مردی دانشمند و ادب دوست بود، و متصرفات خود را تا حدود شام گسترش داده بود- غالباً می‌کوشیدند از علوم و فنون علمای عصر خود برای پیشرفت و بهبود زندگی خویش بهره جویند. بوزجانی کتاب «علم حساب» خود را به نام عضدالدوله دیلمی تالیف کرده و در مقدمه آن نوشته است: "ان‌اللّه تقدس ذکره اختص مولا‌نا الملک شاهنشاه، السیدالاجل المنصور‌ولی‌النعم، عضدالدوله و تاج‌الملک، اطال‌الله بقاءه...و قد خدمته به تالیف کتاب، یشتمل علی جمیع مایحتاج الیه الکامل و المبتدی و التابع و المتبوع من‌الحساب و صناعه الکتابه و اعمال الخراج و سائر الا‌نواع التی تجری فی معاملا‌ت الدواوین، من‌النسبه و الضرب و القسمه و المسایح و الطسوق و المقاسمات و التصریف، و غیر ذلک، مما یتعامل به‌الناس فی طبقاتهم و یحتاجون الیه فی معایشهم"، (همانا خداوند متعال که یاد او مقدس است، مولا‌ی ما، شاهنشاه عالی مقام، پیروزمند، ولینعمت ما، و تاج ملت، جناب عضدالدوله راکه خداوند بر طول عمرش بیفزاید،  برگزید و بدرستی که تالیف کتاب فوق را که شامل همه نیازمندیها در حساب است و هر آنچه از کلیات و جزئیات در آن هست به پایان رسانید و نیز صنعت نوشتاری و سایر انواع موضوعات در معاملا‌ت دیوانی از قبیل نسبتها، ضرب و تقسیم، تخمین مساحات، انواع مالیات و حسابهای مورد نیاز دوایر دولتی، عملیات مربوط به صرافی و تقسیم به‌نسبت، در معاملا‌ت تجّار و غیره، که مردم در امور روزانه خود با آن سروکار دارند).

 

دستگاههای حساب‌

در دوران خلا‌فت عبّاسیان در تمدن اسلا‌می سه نظام محاسبه متمایز و مستقل وجود داشت:

الف) حساب‌الکُتّاب (حساب دبیران) که ظاهراً بومی ایران بود،

ب ) حساب‌الهندی،

ج ) حساب‌الجمل که از یونانیان گرفته شده بود.

 در واقع دانش کنونی ما درباره «حساب‌الکتّاب» مرهون رساله‌ای است که ابوالوفاء، متفکّر نوآور و قدرتمند برای استفاده کارکنان دولتی نوشته است. این دوره، نظام نمادهای عددی خاصی نداشت و همه ارقام با حروف نوشته می‌شد. در تقسیمبندی دیگر، جهان اسلا‌م سه دستگاه حساب را می‌شناخت: حساب انگشتی، حساب شصتگانی، و حساب هندی. هنوز مدتی از ورود حساب هندی به قلمرو اسلا‌م نگذشته بود که نوشته‌های ریاضی یونانی در دسترس آنان قرار گرفت. دو کتاب در حساب انگشتی به عربی نوشته شده که موجود است، یکی کتاب «حساب ابوالوفاء» و دیگری «حساب کرجی».  کتاب «علم حساب»  بوزجانی،  کهن‌ترین متن عربی است که به شیوه مشهور به «حساب انگشتی» (حساب الَید)،  یا «حساب هوایی» یا «حساب عقود»(درمقابل «حساب هندی» یا «حساب تخت وتراب» یا «حساب غبار») تالیف شده،  و به طور کامل به دست ما رسیده است31 . از این ریاضیدان بزرگ کتابها و مقالا‌تی به زبان عربی باقیمانده است که فهرست آنها در کتاب «نابغه بوزجان» آمده است.

 

فیبوناتچی و بوزجانی‌

به روایت تاریخ علم کمبریج، آثار بوزجانی، از جمله کتاب «علم حساب» وی،  به وسیله فیبوناتچی یا همان لئوناردو پیزایی‌

(1170-1250(Leonardo da Pisa ,  ریاضیدان نامدار ایتالیایی - که دوران کودکی خود را در اندلس یا اسپانیای کنونی گذرانده بود- به زبان ایتالیایی ترجمه شده و از این طریق به محافل علمی اروپا راه یافته است. فیبوناتچی مفهوم جدیدی از عدد در ذهن پروراند که «مقادیر منفی» و حتی صفر نیز عدد شمرده می‌شدند. وی گزاره‌های اقلیدسی را به صورت حسابی نشان داد33. فیبوناتچی در دامن دایه‌ای مسلمان پرورش یافته بود. او ارقام (ارقام عربی) را به مراتب سهلتر و مفیدتر از روشهای عدد نویسی و ارقام اروپاییان یافت و تمام هّم خود را در راه رواج این ارقام و آشنا ساختن ملل اروپایی به ارزش و اهمیت آن به‌کار برد، و در کتاب خود، موسوم به «کتاب چتکه» طرز به‌کار بردن «ارقام عربی» را دقیقاً شرح داده است. وی پس از فرا گرفتن اطلا‌عات ریاضی مسلمانان، علم جبر را وارد ایتالیا کرد. فیبوناتچی از اولین دانشمندان  اروپایی بود که در «عصر ظلمت» پدیدار شد.

 

لوکاپاچولی و بوزجانی‌

لوکا پاچولی (1517-1445(Luca Pacioli, اظهار می‌دارد که کتاب وی چکیده‌ای از منابع و آثار نویسندگان مختلف است و منبع اصلی او کتابهای پیزایی (همان فیبوناتچی) است که در سال 1200 (م) نوشته شده است. پاچولی در هیچ جای کتاب خود ادعا نمی‌کند که سیستم «ثبت دو طرفه» و دفترداری او بدیع است و در واقع اذعان می‌کند که این سیستم بیش از 200 سال در ونیز اجرا می‌شده است؛  کتاب پاچولی تا قرن 16  به عنوان تنها کتاب درسی حسابداری در جهان شمرده می‌شد و اگر چه وی «مخترع سیستم دوطرفه نیست»، ولی به عنوان پدر حسابداری در جهان شناخته می‌شود، هر چند که فقط گردآورنده این سیستم بود.

شباهت بین موضوعات عنوان شده در چهار منزل پایانی کتاب «علم حساب» ابوالوفاء بوزجانی با موضوعاتی که در بخش پایانی کتاب پاچولی آمده، موجب شده که استاد علی‌مدد معتقد شود: "نمی‌خواهم بگویم که پاچولی مطالبش را از روی کتاب ابوالوفاء نوشته، امّا شک ندارم که از آن تاثیر پذیرفته است".

 

ابوالوفاء و حسابداری‌

موضوعی که گمان می‌کنم نیاز به روشن شدن دارد، سهم و نقش ریاضیدانان ایرانی در پیشرفت حسابداری است. ابوالوفاء در کتاب مشهور خود از «ارقام هندی»  استفاده‌ای نکرده و همه اعداد را با حروف نوشته است و این طرز نوشتن در بین تجّار مشرق زمین متداول بود و بعدها از همین طریقه عددنویسی،  ارقام «سیاق»  بوجود آمد.

بوزجانی در منزل دوم، نخستین کاربرد «اعداد منفی» در تاریخ ریاضیات جهان اسلا‌م (و نیز کل جهان) را آورده و از اصطلا‌ح «دین» (وام) برای این مفهوم استفاده کرده است. قدماء در اصطلا‌ح ، عدد را فقط برای اعداد صحیح مثبت (اعداد طبیعی) به‌کار می‌بردند. بسط و توسعه مفهوم «اعداد منفی» اهمیت بسزایی دارد . به تعداد اعداد مثبت، اعداد منفی وجود دارد. به‌طور خلا‌صه «عدد منفی» عددی است که کوچکتر از صفر باشد. منزل دوم (که بخشی از آن در مورد اعداد منفی است) مشتمل بر توصیفی است از عملیات با اعداد صحیح و کسرها، که در آن طرز عمل با کسرها، خیلی با بسط آنها به کسرهای اصلی ارتباط دارد. در این بخش تنها مورد از «کاربرد اعداد منفی» در آثار اسلا‌می، آمده است. ابوالوفاء در واقع قاعده ضرب اعداد (دورقمی) راکه رقم دهگان آنها یکی است با الفاظ بیان کرده است که به زبان کنونی چنین بیان می‌شود:

 (10a+b)*(10a+c)={10a+b-[10(a+1)-(10a+c)]}

*10(a+1)+[10(a+1)-(10a+b)]

*[10(a+1)-(10a+c)]

 

و سپس آن را در حالتی که رقم دهگان صفر باشد یعنی مثلا‌ٌ (در مثال ابوالوفاء):

 

  a=0 , b=,  c=5

 

 و در این حالت، از قاعده مزبور نتیجه می‌شود:

3*5=[3-(10-5)*10+(10-3)*(10-5)

=(-2)*10+35

=35-20

 

که ابوالوفاء نتیجه تفریق عدد «5-10 » از «3 » را تحت عنوان وام  یا  دین یا بدهکاری«2  -» می‌نامد.

و این احتمالا‌ً متاثر از ریاضیات هندی است، که آنها نیز «اعداد منفی» را به عنوان وام (Dsaya=Debt) تعبیر می‌کردند. یوشکویچ دانشمند معاصر روسی، در مقاله محققانه‌ای که در جلد اول «فرهنگ زندگینامه علمی» در باب ابوالوفاء نوشته است، می‌گوید که این یگانه مورد استعمال «اعداد منفی» در «ادب عربی» (کتب ریاضی به زبان عربی) است.

 هیچ یک از ریاضیدانهای قرون وسطی تاثیر خوارزمی (وفات 232 ه ق ) را در تطور فکر ریاضی نداشته‌اند . او را می‌توان یکی از بنیانگذاران «علم جبر» به عنوان رشته‌ا ی متمایز از «هندسه» برشمرد.  این را هم بگوییم که د ریک نسخه خطی لا‌تینی- ترجمه یا روایتی از یک نسخه دست‌خورده عربی- که شبیه به کتاب خوارزمی است، کمیتهایی که باید کاسته شوند، با نقطه‌هایی که در فوقآنها قرار گرفته، نشان داده شده است.

ریاضیدانان خاور نزدیک و خاورمیانه، «اعداد منفی» را از هندیان اقتباس نکرده‌اند امّا یک حالت یگانه از به‌کار بردن «اعداد منفی» در کتاب حساب بوزجانی (کتاب منازل‌السبع) کشف شده است.

عددهای مثبت و منفی یا به زبان امروزی همان بدهکار(مدیون) و بستانکار(داین)است که پایه و اساس آن را بوزجانی گذاشت.

 

کسرها

ابوالوفاء در زمینه محاسبه کسرها دست به تحقیق عمیق و وسیعی زد که در نوع خود بی‌نظیر است.

درکتاب بوزجانی، از «کسرهای مصری» بطور وسیعی استفاده شده است (این کسرها همه کسری از واحد هستند). بوزجانی روشی ابداع کرد که به کمک آن نسبت به روشهای پیشین، کسرها با سرعت بیشتری ساده می‌شوند. مردمان خاور نزدیک و خاورمیانه در محاسبه امور مالی و به طورکلی در زندگی عملی، همواره از کسرهایی استفاده می‌کردند که صورت آنها «یک» بود. بوزجانی می‌گوید آنچه از «نسبت» در کتاب حساب مورد احتیاج است، نسبت عدد کوچکتر به عدد بزرگتر است که آن‌را «کسر» می‌نامند، مثل سه پنجم و چهار هفتم. اساس روش بوزجانی، تشکیل «نسبت دو عدد» است،  یعنی توجه او معطوف به این است که نسبتها را به‌وسیله کسرهایی که صورتشان «واحد» است بیان کند.

یاداور می‌شود قسمتی از روشی که دبیران و محاسبان در اعمال مربوط به کسرها به‌کار می‌بردند، از نوع محاسبه شصتگانی (یعنی تخمین نزدیک به واقعیت، سرانگشتی و محاسباتی که دقیق نباشد) بود.

 

عنوان کامل کتاب حساب ابوالوفاء

قفطی در «تاریخ‌الحکماء» نام این کتاب را چنین ثبت کرده است: «المنازل فی‌الحساب و هو کتاب جمیل» (تاریخ‌الحکماء ص 228). نام دیگر این کتاب «مایحتاج‌الیه العمال و الکتاب من صناعه‌الحساب» است که ابن ندیم در الفهرست آورده است. در «دره` الا‌خبار» از این کتاب با عنوان «منازل» یاد شده است. «پینگری» (در ایرانیکا) این کتاب را به احتمال بخشی از کتاب «المنازل» دانسته است.

عنوان کامل عربی این کتاب چنین است: «کتاب فی مایحتاج الیه الکتاب و العمال و غیر هم من علم الحساب» یعنی «کتابی درباره آنچه از علم حساب که کاتبان و کاسبان و غیره به آن نیاز دارند ».

 

ترجمه فارسی کتاب‌

کتاب بوزجانی در علم «حساب عملی» تاکنون به فارسی و یا هیچ یک از زبانهای اروپایی ترجمه نشده است اما مطالبی از آن را می‌توان در آثار وپکه، لوکی و مدووی یافت (با توجه به نبود ترجمه فارسی از کتاب مزبور، بخصوص از منزل چهارم تا هفتم که به نظر می‌رسد موارد حسابداری آن مشخصتر باشد، باید ترجمه‌ای شود که مترجم آن،گذشته ازآشنایی‌کافی با لغات عربی،به علوم حساب و ریاضیات، تسلّط کامل‌داشته باشد).

 

شهرت این کتاب‌

عمده پژوهشها و نواوریهای بوزجانی در کتاب«ا لمنازل»ذکر شده است و مهّمترین کتاب ابوالوفاء در حساب شمرده می‌شود. این کتاب بین سالهای 350 (ه ق) مطابق با 340 (ه ش) و 366 (ه ق) مطابق با 355 (ه ش) نوشته شد و از شهرت وسیعی برخوردار گردید66. از کتاب بوزجانی چنین برمی‌آید که دستگاه موضعی‌عدد نویسی دهدهی هندی- که دانشمندان بغداد در قرن هشتم با آن آشنا شده و به سرعت ارزشآن را شناخته بودند- در میان مردم و تجار سرزمینهای خلا‌فت شرقی تا مدتهای  دراز در محافل بازرگانی مورد استفاده نبوده است. ابوالوفاء از استفاده از ارقام پرهیز کرده و همه اعداد و محاسبات را که گاهی بسیار پیچیده است تنها با حروف بیان کرده است. بعضی از مورخان نظیر  کانتور ( M. Cantor ) و تسوی‌تن ( H. Zeuthen )  نبودن دستگاه عددنویسی موضعی و اعداد هندی در آثار بوزجانی، و همچنین در بسیاری از کتب اسلا‌می در علم حساب را چنین توضیح داده‌اند که دو مکتب متضاد در میان ریاضیدانان مسلمان وجود داشته است، که یکی پیرو الگوی یونانی بوده و دیگری از الگوهای هندی تبعیت می‌کرده است. امّا، مدووی‌ ( M. I. Medovoy ) نشان می‌دهد که واقعیت، چنین فرضی را تایید نمی‌کند. احتمال دارد که استفاده از حساب موضعی (هندی) در میان تجّار و مردم عادی شرق عربی، (که تا مدتها استفاده از روش معمولی بیان لفظی اعداد صحیح و کسرها و اعمال مربوط به آنها را ترجیح می‌دادند)، بسیار به  کندی رواج یافته باشد. بسیاری از محققان، نیازهای مردم را در نظر می‌گرفتند.

 

منازل هفتگانه‌

کتاب مزبور، در بعضی از نسخه‌های خطی به صورت «المنازل السبع» آمده است، از این‌رو که دارای هفت منزل است، و هر منزل دارای هفت باب است. اسامی منزلها بدین ترتیب است:

المنزله` الا‌ولی: فی‌النسبه`، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` الثانیه`: فی‌الضرب و القسمه`، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` الثالثه`: فی اعمال المساحات، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` الرابعه`: فی اعمال الخراج، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` الخامسه`: فی‌التصریف و اعمال المقاسمات، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` السادسه`: فی انواع شتی من‌الحساب ممایحتاج الیه فی صناعه الکتابه`، وهی سبعه` ابواب،

المنزله` السابعه`: فی معاملا‌ت التجار، وهی سبعه` ابواب.

از این هفت منزل، سه منزل ریاضیات خالص (نسبتها، ضرب و تقسیم، تخمین مساحات) است. در سه منزل اول بوزجانی به بررسی اصول نظری ریاضیات پرداخته و مفاهیم جدیدی را چون انواع کسرها براساس تقسیمبندی و یافته‌های خود (سعیدان، 1971، ص71-72)، محاسبه آنها و بسط کسرهای مرکب به کسرهای اصلی با استفاده از قواعد مخصوص و جدولهای کمکی (سعیدان، 1971، ص120-122) ارائه کرده است.

منزلهای اول و دوم مربوط به محاسبه با اعداد صحیح و کسرهاست و منزل سوم مربوط به اندازه سطح و حجم شکلهای فضایی و اندازه‌گیری فواصل است. ترجمه سه منزل اول بدین شرح است:

منزل اول- در نسبتها، (کسرها نشان دهنده ساختار «سرمایه» هستند مانند: 2/1، 3/1، 4/1، ...، 10/1).

منزل دوم- در ضرب و تقسیم، (بکارگیری «علم حساب» با عدد صحیح و کسرها).

منزل سوم- در اعمال مساحتها، (مساحت شکل‌ها، حجم اجسام، و یافتن مسافتها).

ترجمه چهار منزل بقیه مربوط به «حساب عملی» و به شرح زیر است:

منزل چهارم- عملیات مربوط به مالیات، (انواع مختلف مالیات و مشکلا‌ت محاسباتی در آنها).

منزل پنجم- در صرافی و عملیات مربوط به تقسیم و توزیع (انواع محصولا‌ت، و مشکلا‌ت مربوط به ارزشگذاری و مبادله آنها).

منزل ششم- در انواع مختلف حساب لا‌زم برای دفترداران که مورد احتیاج دوایر دولتی است، (واحدهای پولی،  پرداخت به نیروهای نظامی،  اجازه موافقت رسمی و جواز حق عبور کشتی در رودخانه‌ها،  بازرگانی جاده‌ای).

منزل هفتم- در معاملا‌ت تجّار، (سایر مباحث در امر تجارت).

در تقسیمبندی دیگری که می‌توان از این کتاب ارائه کرد، بوزجانی در <حساب عملی> خود، دو بخش اول را به بحثهای نظری خالص اختصاص می‌دهد و سپس، از بخش سوم تا هفتم، تلفیقی از ریاضیات نظری و کاربردی را (مانند صرافی، مساحی، کارهای بازرگانی و حسابی که مورد نیاز کارگزاران دولتی است) مطرح می‌کند.

طبق تحقیقات آقایان قربانی و شیخان و همچنین به روایت دایره`‌المعارف بریتانیکا، در این کتاب عملیات مربوط به مالیات، صرافی، انواع مختلف حساب برای دفترداران و معاملا‌ت برای تجّار آمده است.

 

آموزش حساب عملی‌

هدف اصلی ابوالوفاء آموزش «حساب عملی» به حسابداران و دفترداران و همچنین تجّار و کاسبان بود و به همین جهت در آن همه مطالب حساب، بدون دلیل و برهان ذکر شده است و تنها شامل تعریفها و قاعده‌های مربوط به اعمال و ذکر مثالهای متعدد برای آنهاست. راههای عملی نظیر نحوه پرداخت دستمزد، براورد مخارج ساختمانی یا مبادله و فروش غلا‌ت مختلف و اموردیگری از این قبیل در چهار منزل پایانی کتاب آمده است. بوزجانی در واقع روشهای محاسبه‌ای را که بازرگانان، ماموران مالیات و مسّاحان زمین در کارهای روزمره به‌کار می‌بردند به صورت منظم تدوین و روشهای متداول را اصلا‌ح و روشهای ناصحیح را نقد کرده است. به هرحال موضوع کاملا‌ً آشکار این است که در جای جای این کتاب، توجه ویژه بوزجانی به «نیازها» و «زبان قابل فهم»، برای مخاطبان است.

دانشمند روسی، یوشکوویچ، در کتاب «علم عرب» که به زبان فرانسوی نوشته شده و ترجمه‌ای است از قسمتی از کتاب دیگری به زبان آلمانی به نام «تاریخ ریاضیات در قرون وسطی»، کتاب حساب بوزجانی را بررسی کرده است.

 

نسخه‌های خطّی کتاب علم حساب‌

طبق آنچه که یوشکویچ نوشته است:

الف) از نسخه‌های خطی کتاب مزبور، یکی «کتاب فی‌الحساب» است که در کتابخانه خدیویه قاهره (1V و185) در مصر است.

ب ) نسخه خطّی دیگر از این کتاب به شماره 993 در کتابخانه دانشگاه لیدن  (هلند) موجود است. این نسخه فقط سه منزل اول (از هفت منزل) را داراست. لیکن بنابر آنچه که از کتاب دکتر احمد سعیدان بر می‌آید:

الف) نسخه‌ای خطی در کتابخانه ملی قاهره (خدیویه) به شماره 42 نگهداری می‌شود.

ب ) نسخه خطی دیگری در دانشگاه لیدن به شماره 103 موجود است.

 

ترجمه‌های موجود

وپکه، در مجله آسیایی، سال 1855، صفحه 246 به بعد، عناوین منازل و فصول کتاب را به زبان فرانسوی ترجمه کرده است.

همچنین قسمتهای درخور توجه این کتاب در سال 1960 میلا‌دی به زبان روسی ترجمه شده است. مدووی، قسمتهایی از کتاب «منازل‌السبع» را تصحیح و به روسی برگردانده است(سزگین، ج /5ص 324)86. علا‌وه بر نسخه‌هایی که سزگین و سعیدان ذکر کرده‌اند، نسخه‌هایی نیز در دوبلین [کتابخانه چستربیتی جلد 7، ص 66 ] و اسکوریال [روزنفیلد، ج2، ص178 ] وجود دارد.

 

 

 

تحقیقات انجام شده‌

دو تحقیق مبسوط درباره رساله بوزجانی در حساب وجود دارد، که هردو از مدووی است:

 

الف) یک مورد کاربرد اعداد منفی (به زبان روسی) :

M.I. Medovoy, Ob odnom sluchae primenenija otritsatel’nykh chisel u Abo-I-Vafy (On One Case of the Use of Negative Numbers by Abu’l- Wafa), in Istoriko matematicheskie issledovanija (Studies in the History of mathematics), 11 (1958), 593-598,

 

 مجله ایسیس، شماره 50، 1959، ص 88343

 

ب ) مطالعات تاریخی-ریاضی:

M.I. Medovoy,Ob aritmeticheskom traktate Abu-I- Vafy (On the Arithmetic Treatise of Abu-I-Wafa),13 (1960), 253-324

 مجله ایسیس، شماره 53، 1962، ص 590 و رجوع کنید به یوشکویچG ، ص 89198

مقالا‌ت بخش الف و ب، اولین تحقیقات مبسوط درباره این اثر است.

 

ج ) برای تحلیل «حساب عملی» بوزجانی، رجوع کنید به:

 

P. Luckey, Die Rechenkunst bei Gamsid Masoud al-Kasi mit Ruckblicken auf die altere Geschichte des Rechnens, 1951

 از پ لوکی، ویسبادن90

 

د) نخستین منبعی که در آن به بوزجانی توجه شده است، مقاله‌ای است از ف  وپکه با عنوان:

F. Woepcke Analyse et axtraits d’un recueil de constructions geometriques par Aboul Wefa in Journal asiatipue, 5 th ser, 5 (1855), 218-256, 309-359

 که به بررسی نسخه خطی (فارسی) پاریس پرداخته است91.

 

ه ) یک مورد کاربرد «اعداد منفی» از «گوپتا» (کتاب نابغه بوزجان ص 82,81 ) به شرح زیر است:

 

R.C.GUPTA, Abu’l Wafa and his indian rule about regular polygon; Ganita-Bharati: Bulletin of the indian society for the history of mathematic 14 (1-4),(1992), 57-61

  عطف به منابع موضوع ابوالوفاء92.

 

گوپتا در مقاله‌ای از قول ابوالوفاء «اعداد منفی» را نتیجه تعامل «دین» = debt و یا به تعبیر دیگر همان ksaya=dayn و یا Loss می‌داند: (2-=5-3)؛ براین اساس یوشکویچ (A.P.Yoyschkevitch=Yushkevich) اظهار می‌دارد که احتمالا‌«اعداد منفی» تحت تاثیر ریاضیات هندی تفسیر می‌شود93.

 

 

 

وپکه‌

 نخستین کسی که به آثار ابوالوفاء توجه یافت «فرانسوا وپکه» 1826-1864 (م) بود. او در شهر دسو(Dessau)  واقع در شرق آلمان متولد شد94. وپکه مردی بود در همه امور با وجدان و دقیق و وسواسی95؛ وی از دانشمندان بزرگی است که برای اولین بار به تحقیق علمی درباره متون ریاضی اسلا‌می پرداخت و آنها را به نحوی شایسته به غربیان معرفی کرد. وپکه نه‌تنها مورخ برجسته‌ای درعلوم ریاضی بود که به زبانهای عربی، فارسی، یونانی، فرانسه، و آلمانی تسلط داشت، بلکه خود، ریاضیدان نیز بود96؛ وپکه ثابت کرد که قسمت عمده قضایایی که بعدها توسط فیبوناتچی بیان شده، از مسلمانان اقتباس شده است97.

 

 

 

سعیدان‌

خوشبختانه نسخه‌ای از کتاب <علم‌الحساب‌العربی> که حاوی رونوشت اثر ارزشمند ابوالوفاء است، و به همت مرحوم دکتر احمد سعیدان 1293-1366 (ه ش)98 پژوهشگر نامدار اردنی تدوین شده در کتابخانه مجلس شورای اسلا‌می وجود دارد و امید است پژوهشگرانی که به زبان عربی تسلط دارند قلمرو کار این دانشمند بزرگ را در زمینه حسابداری روشنتر کنند.

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

لیوانتان را یادگاری نگه داشته ایم

لیوانتان را یادگاری نگه داشته ایم

(حرفهای همکاران دکتر فضل الله اکبری در سازمان حسابرسی)

 

دکتر اکبری آنقدر خصوصیات خوب داشتند که نمی‌دانم از کدامش برایتان تعریف کنم. می توانم بگویم شخصیت ایشان عالی و زیبا بود. ایشان واقعاً فضل داشتند. من هربار که برای عرض سلا‌م خدمتشان، دم در اتاقشان می‌رفتم می‌گفتند بیایید بنشینید. وقتی می‌گفتم نه، آقای دکتر فقط برای عرض سلا‌م آمده‌ام،  می‌گفتند: "نخیر! این‌طوری نمی‌شود باید بیایید بنشینید و من مطلبی به شما یادبدهم. من به یاد ندارم کسی پیش من آمده باشد و چیزی به او نیاموخته باشم. همانطور که حضرت علی هم می‌گویند آن روزی برایت خوب است که از روز پیش از آن بهتر باشد و نه تنها چیزی را از دست نداده باشی، بلکه چیزی هم به‌دست آورده باشی. بیایید من چیزی به شما یاد بدهم." ایشان هروقت مدادی، پاک‌کنی لا‌زم داشتند از اتاقشان می‌آمدند و از کمدی که مخصوص لوازم‌التحریر است و در اتاق ماست برمی‌داشتند. همیشه به ایشان می‌گفتم شما کافی است تلفن بزنید و به من بفرمایید برایتان می‌آورم. می‌گفتند: "نه خانم! من اصلا‌ً به خودم اجازه نمی‌دهم که به شما زنگ بزنم که شما برای من مداد بیاورید."  دکتر اکبری قرآن را به دو زبان از حفظ داشتند. ایشان آرامش مطلق بودند. گاهی که به اتاق ما می‌آمدند وقتی می‌رفتند من به همکارم می‌گفتم این آقای دکتر اکبری چه گُلی هستند! واقعاً دیگر اینطور انسانهایی خیلی کم پیدا می‌شوند. یک‌روز من پسرم را به اداره آورده بودم. او را نزد دکتر اکبری بردم. ایشان با او کلی صحبت کردند و بعد به من گفتند پسرتان خیلی پسر خوب، باهوش و محجوبی است. من می‌خواهم یک دستخط به او یادگاری بدهم و بعد با خط خوششان نوشته‌ای را برایش نوشتند که: "به رسم یادبود برای  ابراهیم ..."  حتماً یک روز دستخطشان را برایتان می‌آورم. وقتی همکاران بخش آموزش مرا از فوت ایشان مطلع کردند احساس کردم در بخش دیگر کسی را ندارم و کلا‌ً آموزش دیگر کسی را ندارد که به وجود او ببالد و با افتخار بگوید که ما در این بخش یک همچون وجودی را داریم که از بندبند وجودش فیض ببریم؛ احساس کردم بزرگ و افتخار بخشمان را از دست داده‌ایم. واقعاً غم بزرگی تمام وجودم را گرفت. هرچه گریه کردم تسلی بخش نبود، آنقدر هق‌هق کردم تا کمی سبک شدم، دوست داشتم در بیابانی بودم و فریاد می‌زدم تا شاید کمی آرام بگیرم. حتی در منزل هم آرام نداشتم، تا اینکه همراه همسرم بر سر مزار این گوهر گرانبها رفتیم. کمی با او صحبت کردم آن‌وقت احساس کردم که جایی هست که هر وقت دلتنگ وجودشان شدم، دیداری تازه کنم. خدا رحمتشان کند. امیدوارم همنشین حضرت علی باشند.

  

 

 عذرا افشار (صفحه‌آرا در مرکز آموزش و تحقیقات)

 

 

هر سخن ایشان یک پند بود. ایشان اقیانوسی بودند که من آرزو داشتم در آن غرق شوم.

 

 عباس ارباب سلیمانی (پژوهشگر ارشد مرکز آموزش و تحقیقات)

 

 

 

 دکتر اکبری را از سالیان دور می‌شناختم، از زمانی که رئیس دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه تهران بودند. چیزی که از آن دوران بخوبی به خاطرم مانده این است که عادت داشتند با دقت تمام جزوه‌های استادانی را که در دانشکده یادشده تدریس می‌کردند مطالعه کنند که نشان می‌داد تا چه‌اندازه به آگاهی از تمام حیطه مسئولیتشان اهمیت می‌دادند. یک دلیل آن هم این بود که در رشته علوم اداری و موضوعهای وابسته منابع بسیار کمی وجود داشت. ایشان برای کتابهایی که از طرف استادان دانشکده به‌صورت تألیف و یا ترجمه آماده چاپ می‌شد و احیاناً یک-دو درصد و حتی تا 5 درصد ضعفهایی داشت به‌خاطر نیاز مدیران و کارکنان دولتی و دانشجویان، کار انتشار کتابها را متوقف نمی‌کردند و می‌گفتند اجازه بدهید کتاب به چاپ برسد، ضعفهای جزئی در چاپ بعد اصلا‌ح خواهد شد.

در اتاقشان همیشه به روی همه باز بود و هرکس با ایشان کاری داشت به راحتی می‌توانست با ایشان ملا‌قات کند و ایشان با روی خوش و حوصله بسیار افراد را می‌پذیرفتند. بگذارید مطلبی را هم به شما بگویم و آن اینکه تشویقهای ایشان چه شفاهی و چه کتبی در پاسخ نامه‌هایی که خدمتشان تقدیم می‌کردم، باعث می‌شد که هرروز بر انگیزه‌هایم برای کارکردن و پیشرفت افزوده شود. دکتر اکبری انسان بزرگی بود. یادم می‌آید یک‌روز، زمانی که معاون وزیر علوم بودند، به دیدنشان رفتم. دیدم کارشان زیاد است، خواستم خداحافظی کنم. گفتند:" نه! بنشینید شما را ببینم و با هم صحبت کنیم." گفتم می‌دانم کارتان زیاد است، نمی‌خواهم مزاحم شوم. اما اصرار کردند:" خیر! من بعد از ساعت اداری هم می‌توانم تا دیروقت بمانم و کارهایم را انجام دهم، اما شما بمانید تا شما را ببینم."  این موضوع به این خاطر برایم مهم بود که یکی-دو نفر که قبلا‌ً هم با آنان رابطه خیلی خوبی داشتم، بعدها که درست در چنین موقعیتی (معاون وزیر) قرار گرفتند، دقیقاً به همین صورت، برای دیدنشان مراجعه کردم اما چندان استقبالی از من نکردند. مرحوم دکتر اکبری واقعاً انسان شریف و بزرگی بود.

 

علی‌اکبر جانا (مسئول کتابخانه)

 

 

دکتر اکبری انسان بسیار وارسته و محترمی بودند. ایشان هر موقع با من کاری داشتند شخصاً مراجعه می‌کردند. در صورتی که با توجه به مقام و اعتبار علمی و اجتماعی که داشتند، حتی با توجه به کهولت سنشان من انتظار چنین برخوردی را از ایشان نداشتم. هرچه می‌گفتم اجازه بفرمایید من برای دریافت مطالب و کارها خدمتتان برسم، قبول نمی‌کردند و کارها را خودشان می‌آوردند. کار تایپ معمولا‌ً تا به صورت نهایی درآید، بارها مورد بازخوانی و اصلا‌ح قرار می‌گیرد و این بسیار عادی است. اما گاه پیش می‌آمد که ایشان در متن تایپ شده موردی را تغییر می‌دادند، منتها همیشه هنگام ارجاع آن به من می‌گفتند، ببخشید اشکال از من بوده است و با چنان مهربانی و صمیمیتی این را می‌گفتند که من تحت تأثیر این رفتار بزرگ منشانه‌شان قرار می‌گرفتم. گاهی هم که در زمینه‌ای صحبتی پیش‌می‌آمد، در هر زمینه‌ای که بود، قطعه شعری کاملا‌ مناسب با گفته‌شان می‌خواندند که معنا و زیبایی کلا‌م‌شان را کامل می‌کرد. می‌خواهم بگویم انسانی مانند دکتر اکبری را به ندرت و شاید از بین میلیونهانفر بتوان یافت.

 

 

 السی قازاریان (صفحه‌آرا در مرکز آموزش وتحقیقات)

 

 

به دکتر اکبری فکر کردم و نوشتم. دو برابر این نوشته بودم که در مرور بعدی همه را پاک کردم. اگر به خودم باشد بقیه را هم پاک می‌کنم.خواستم عذر بخواهم دیدم ممکن است به تنبلی سوء تعبیر شود. باید خاطراتی از ایشان ذکر می‌کردم که متاسفانه چیزی به شکل مشخص بیاد نیاوردم و چیزهایی بطور کلی نوشتم که می‌ترسم نتیجه کار را به یک مشت تعارف معمول که بعد از درگذشت افراد مرسوم است، شبیه کرده باشد. ارادت بسیاری به ایشان داشتم، ولی فکر می‌کنم کمتر ازآنچه برای نوشتن در موردشان لا‌زم است با ایشان در ارتباط بوده ام.

 

با آن که روان به جمع و با تن‌هاییم‌

در جمع، پریشیده رفتن‌هاییم‌

در غربت ما بین و مپرس از غم ما

کز رفتن یک تن چه قدر تنهاییم‌

شفیعی کدکنی‌

 

اصلا‌ بعضی ها بیش از یک نفرند.در بودنشان جای چند نفر را پر می‌کنند و با رفتن شان جای چندین نفر خالی می‌شود.یقینا دکتر اکبری از این دست مردمان بود. هر یک از فضیلتهای علمی که کسب کرده بودند به تنهایی کافی بود که ایشان را انسانی متمایز سازد. در باب فضائل علمی ایشان صاحبنظران،  صاحب قلمان در این روزها بسیار نوشته اند و گفته‌اند که بازگفتنش تکرار مکررات است.اما تفاوت بزرگی که با بسیاری از اندیشمندان و صاحبان نام داشتند علا‌وه بر شیرینی خاص شخصیت وجودی‌شان،‌نحوه برخورد ایشان با مردم بود. وقتی به حضور ایشان می رسیدی آنچنان با احترام رفتار می‌کردند که فکر می‌کردی مهمترین کسی هستی که استاد در زندگیش ملا‌قات کرده است. نمی‌شد که از پیش ایشان دست خالی برگردی. در توقف‌ات هر چقدر هم که در محضرشان کوتاه بود، نکته‌ای آموزنده شنیده بودی، و درسی گرفته بودی چه به نثر و چه در قالب نظم.

در تعریف از خصوصیات خوب افراد و کارهایی‌که انجام می‌دادند بسیار دست‌ودل‌باز بودند. هر کار کوچکی که برایشان انجام می‌دادیآن قدر بزرگ جلوه اش می‌دادند که مستحق بارها و بارها تشکر می‌شدی و در نتیجه ی گشاده دستی ایشان از خجالت شرمسار می‌شدی و در ته دل شاد! چرا که می‌دیدی بزرگی چه بزرگوارانه به کار کوچک تو نگاه می‌کند.

حضورش اطمینان بخش و آرام بخش بود و شاید از موفقیتهای خاص زندگی‌شان تعادلی بود که احساس می‌کردی در رفتارشان و زندگی‌شان وجود دارد. به نظر می‌رسید که همه چیز سر جای خودش است و چیزی فدای چیز دیگری نشده است. مطالعات علمی، ایشان را از مطالعات ادبی و فرهنگی باز نداشته بود. در راه پیشرفت علمی، پرداختن به <خویشتن> را فراموش نکرده بودند،‌و در کنار رشد جنبه های علمی و شخصیتی خود و برای پرداختن به فعالیتهای حرفه ای خود کانون خانواده را فدا نکرده بودند. به من که می‌رسیدند نمی‌شد که از نوه کوچک‌شان- که اتفاقا هم سن پسر کوچک من است چیزی- تعریف نکنند. از دیدن شیرین‌کاریهای این نوه عزیز، هوش و درایت و نکته‌سنجی و سر و زبان و روحیه طنز وی غرق در خوشی می‌شدند.هر وقت که قرار بود از کارهای او چیزی بگویند تمام چهره شان از شادی می‌درخشید و آن قدر با اشتیاق حرف می‌زدند که گویی همه پیشرفتها و دستاوردهای زندگی یک‌طرف، و لذتی که از بودن در کنار خانواده و نوه‌های خود احساس می‌کنند در طرف دیگر است.

روزی قسمتی از نامه‌ای را که به یک دوست نوشته‌بودند- به توصیه همان دوست می‌خواندم. جمله‌ای از نامه یادم است که نقل به مضمون چنین بود:"...طوری رفتار کنید که محسود دیگران واقع نشوید..." از آن به بعد هروقت ایشان را می‌دیدم یاد این جمله می‌افتادم و می‌دیدم که چقدر سعی می‌کردند به آن پایبند باشند. هیچ‌وقت از خود حرف نمی‌زدند و از کارهای بزرگی که کرده بودند تعریف نمی‌کردند. شاید واقعاً معتقد بودند که نباید محسود دیگران واقع شوند، ولی مگر می‌شود؟ مگر می‌شود که سواد و معلومات،روحیه پرتلا‌ش و استوارت، خوش‌خلقی و بزرگواری‌ات، سعه صدر و آرامش‌ات، حتی نگریستن و خواندن و بیان‌ات با همه متفاوت باشد و آن را از دیگران پنهان کنی؟ باید اذعان داشت که در هرچه موفق بودند در این پنهان‌کاری موفق نبودند!! نه‌تنها به <چگونه زیستن> شان رشک بردیم، بلکه در پایان راه به<چگونه رفتن> شان نیز حسرت خوردیم. رفتنی به این زیبایی، با همان صلا‌بت و آرامش و استواری که یک عمر زیسته بودند. تا دو روز قبل از رفتن‌شان نیز همچنان در کتابخانه به تحقیق مشغول بودند. آن دو روز هم نیامدند چون کتابخانه تعطیل بود.

اما این حسادت را به معنای بد تعبیر نکنیم. از آن نیرو بگیریم تا سازنده باشد و کمک کند به جای افسوس خوردن در ازدست‌دادنشان، الگوی رفتاری‌شان را به عنوان یک اندیشمند صالح در ذهنمان به خاطر بسپاریم و به <پدربزرگ> اطمینان دهیم که درسهایش را به خوبیآموخته ایم.

 

بهناز عابدی (مسئول کتابخانه)

 

ازدکتر اکبری چه‌بگویم؟ خیلی مهربان و خوش‌اخلا‌ق بودند. صبحها زودتر از همه می‌آمدند. منتها من به خاطر کارم همیشه اولین نفری هستم که به اداره می‌رسم و ایشان معمولا‌ً یک‌ربع، ده‌دقیقه بعد از من می‌رسیدند و همیشه باخنده به من می‌گفتند بالا‌خره سعی می‌کنم یک‌روز، زودتر از شما به اداره بیایم ، اما (باخنده) نتوانستند و من هرروز زودتر می‌رسیدم. یک‌روز لیوان چایشان که خودشان آن را آورده بودند موقع شستن شکست. وقتی به ایشان گفتم لیوانتان شکست، خندیدند و گفتند:  "اشکالی ندارد. آدمیزاد هم می‌افتد و می‌میرد، لیوان که چیزی نیست ". و فردا لیوان دیگری آوردند.

دکتر اکبری خیلی مهربان بودند. از صبح هم که به اداره می‌آمدند تا ظهر که از اداره می‌رفتند اصلا‌ً زحمتی برای هیچکداممان نداشتند. فقط دوبار در روز برایشان یک چای بسیار کمرنگ می‌بردیم. دکتر اکبری چای خیلی کمرنگ می‌خواستند. حالا‌ هم لیوانشان را یادگاری نگه داشته‌ایم.

 

سلیم  فرجی (همکار خدمات-آبدارچی)

 

با نام استاد دکتر فضل الله‌اکبری در اولین روز تحصیلا‌ت دانشگاهیم آشنا شدم. ظهر روز 22 شهریور ماه 1372 بود که در حوالی میدان انقلا‌ب مجله ای روی پیشخوان یکی از دکه‌های روزنامه فروشی نظرم را جلب کرد. از آنجا که دوره دبیرستان را در رشته حسابداری گذرانیده بودم، یکی از بزرگترین آرزوهایم قبولی در همین رشته بود و احساسم از برآورده شدن این آرزو بسیار عالی و گوش و چشمم نسبت به کلمات « حسابداری» و «حسابدار» بسیار حساس و تیز بودند. جلوتر رفتم مجله ای بود که کلمه دوست داشتنی‌ام، با شکلی زیبا روی آن نقش بسته بود.با شعف زیادی این مجله را خریدم و چون همان موقع عازم مسافرت بودم در طول سفر شروع به مطالعه مجدد مجله حسابدارشماره 97 و 98 نمودم. آنجا بود که نام استاد دکتر فضل‌الله  اکبری را برای اولین بار دیدم.

آن روز هر چند که دکتر اکبری را از نزدیک ندیده بودم ولی صحبتهایشان تصویر بسیار خوبی را در ذهنم برجا گذاشت و شخصیت‌شان برایم خیلی دوست داشتنی و عزیز ترسیم شد. این آشنایی اولیه، آغازی شد برای پی‌گیری های بعدی و مطالعه مطلبی از این دست در مجله حسابدار و بعدها هم در مجله حسابرس و کتابهای تالیف شده ایشان. سالها بعد از اولین آشنائی، توفیق دست داد تا برای کار پژوهشی با مرکز تحقیقات سازمان ارتباط داشته باشم و تصویری را که از عظمت استاد در ذهن داشتم از نزدیک لمس کنم.

      سخنی از گاندی، رهبر فقید هند، در کتاب استقلا‌ل هندوستان خوانده بودم که گفته بود «سکوت، ‌بخشی از انضباط روحی سالک حقیقت است». استاد دکتر اکبری را با این گفته بسیار هم‌سنخ می‌دیدم.

دکتر فضل‌الله  اکبری، محک خوبی برای مقایسه حسابداران در هر سطحی بود و هست.چرا که در هر خصلتی بهترین بود. صبر، وارستگی، سخت‌کوشی، آرامش، نظم درونی و انضباط روحی، ساده گوئی، روان نویسی ... همه و همه او را به رتبه‌ای میآورد که می‌توان گفت او یک محک مقایسه بود. مگر نمی‌گوییم که محکِ مقایسه عالی‌ترین یا بهترین شاخصی است که در یک فرآیند محک‌زنی باید همه شاخصها را با آن مقایسه و عیارسنجی کرد.حق است تا او را که بیش از 40 سال برای به ثمر رسیدن حرفه حسابداری و حسابرسی در کشور تلا‌ش کرده است و می دانیم که در اخلا‌ق و کار و رفتار، سرآمد بود، یک محک مقایسه بدانیم.

 

علی فرزین بیلندی(محقق مرکز آموزش و تحقیقات)

 

 

من هرگاه به درگذشت دکتر اکبری فکر می‌کنم بی‌اختیار در حیرت و فکر فرو می‌روم و با این پرسش روبرو می‌شوم که آیا دکتر اکبری با آن دانش گسترده و بینش عمیق، اندوخته‌های علمی و فرهنگی و با آن شخصیت اثرگذار که حاصل سالها اندیشه، مطالعه، کار و تلا‌ش بود و هر مخاطبی را با هر دانشی، در هر جلسه و محفلی و به هر مناسبتی به شدت تحت تأثیر قرار می‌داد،واقعاً از میان ما رفته‌اند؟ به‌راستی آیا فکر ایشان که خزانه علم، دانش و خرد بود، ذهنی که آن بینش ژرف را در خود داشت، دیگر نیست و ما دیگر نمی‌توانیم از آن اطلا‌عات وسیع، بهره‌مند شویم؟

استاد دکتر اکبری علا‌وه بر علم و فن، دارای بینشی عمیق و معرفتی وسیع بودند. برای توصیف بیشتر و بهتر تفاوت بین علم و بینش از تفاوت دو واژه <Science> و <Knowledge > استفاده می‌کنم. کلمه  <Science> به معنای علم، فن و مهارت است که عالم دارد، و <Knowledge> به معنای خرد، معرفت، بینش و بصیرتی است که شخص فاضل، دانا و مطلع دارد. استاد دکتر اکبری در این معنا، فردی عمیقاً فهیم، فاضل، آگاه، وارد و خردمند بودند.

وجود این ویژگیها در مجموع به ایشان این توانایی را می‌داد که در زمینه‌های گوناگون، فردی مبتکر و خلا‌ق باشند. مثلا‌ً تسلط ایشان به ادبیات فارسی و ادبیات انگلیسی در کنار سایر آگاهیها، باعث شده بود در زمینه واژه‌گذاری، فردی بسیار خوش‌فکر و توانمند باشند.

      نمونه‌های بسیار جالبی از یادگارهای ایشان در این مورد به شرح زیر است:

 

کاربرگ، دربرابر                                                                      Worksheet

اولین صادره از اولین وارده، دربرابر                                     First-in, first out

رویکرد حذف موجودیهای انبار، دربرابر           Just-in-time inventory approach

مانده‌سنجی، دربرابر                                               Reasonableness test

صورتهای مالی هم‌مقیاس، دربرابر                      e statement  zCommon-si

فرجه تدافعی، دربرابر                                                   Defensive interval

تاییدخواهی، دربرابر                                                           Confirmation

خطرسنجی، دربرابر                                                            Riskanalysis

پریشانی مالی، دربرابر                                               Financial  distress

اصرار نابجا، دربرابر                                                        Undue emphasis        

 

 عزیز عالی‌ور (پژوهشگر ارشد مرکز آموزش و تحقیقات)

 

برای من خیلی سخت است که بخواهم درباره استاد با فضیلتی مانند دکتر اکبری سخن و یا خاطره‌ای بگویم. یادش گرامی باد. من تنها دو-سه مورد از رفتار و منش ایشان به خاطر دارم. یکی این‌که حدود دوسال پیش در کتابخانه سازمان یک جلسه آشنایی با سازمان حسابرسی برای چند مهمان خارجی که از کشورهای آسیای میانه آمده بودند برگزار شد. در این جلسه دکتر اکبری برای آنان صحبت کردند که حدود نیم‌ساعت طول کشید. وقتی سخنرانی ایشان تمام شد انگار همه محو صحبت‌های ایشان شده بودند، و بعد خیلی از ایشان تعریف و تمجید کردند و گفتند ما فکر نمی‌کردیم در سازمان حسابرسی چنین محققی وجود داشته باشد. دیگر این که من فکر می‌کردم دکتر اکبری یک شخص کاملا‌ً اروپایی است و به مسائل دینی زیاد اهمیت نمی‌دهد؛ تا این‌که در ایام نوروز به من یک اسکناس 2000  تومانی عیدی دادند که روی آن با خط خودشان نوشته‌بودند «ان اللّه علی کل شیء قدیر». من از این کارشان فهمیدم که تشخیص مسلمان بودن افراد تنها با دیدن نمازخواندن و روزه‌گرفتن‌شان میسر نمی‌شود. یک روزبه مناسبتی دسته‌گلی برای ایشان بردم. موقعی که گل را به ایشان دادم پرسیدند این را چه‌کسی داده است؟ گفتم خانم اکوان. فرمودند اما شما هم که این گُل را برای من آورده‌اید به اندازه خانم اکوان در این هدیه دادن سهیم هستید.

 

 

محمود مجدی(مسئول امور توزیع و اشتراک فصلنامه حسابرس)

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

من شاگرد دکتر اکبری بوده ام...

من شاگرد دکتر اکبری بوده ام...

جمشید ارجمند

 

از کودکی تعلیم دادند که فروتن باش، افتاده باش، هر چه بیشتر آموختی بیشتر تواضع کن و درخت پربار چنان است و چنین است و....

و برای من یکی، فروتنی و افتادگی خیلی آسانتر بود تا خودستایی و بالا‌نشینی، که مایه مخصوصی می‌خواهد و چم و خمها دارد. ومن همیشه و همه جا فروتنی کردم و کردم جز در یک جا که آنجا فریاد از دل برآوردم که هان و هان! من بر همه شما سرم و از همه‌تان برترم، زیرا شاگرد مستقیم دکتر اکبری بودم؛ این مردِ مردان که می‌بینید و حرمتش می‌گذارید و جلوی پایش تمام قد برمی‌خیزید؛ این که هر کجا برود برصدر می‌نشانیدش؛ همین مرد، روزگاری معلم من بوده، من روی نیمکتی می‌نشستم (کنار بسیاری دیگر که خود نقل دیگرگونه‌ای دارند و چه ناگفته و چه شنیدنی!) و او وسط دو ردیف نیمکتها، آرام راه می‌رفت، پای تخته‌ای که دیگر سیاه نبود و سبز بود، می‌ایستاد و با گچ (گچی  سبک و نرم و مقایسه‌ناپذیر با گچهای قالبی و ناصاف دبستان و دبیرستان که گاه صدای دلخراشی هم از برخوردشان با تخته سیاه برمی‌خواست) صلیبهایی بر تخته می‌کشید که همیشه یک سمتش «بس»(بستانکار) بود وسمت دیگرش«بد» (بدهکار)... . 

در دلم برسر همکاران بزرگوار و فاضل حسابدار و حسابرسم، که هر کدام استادی هستند و من حتی جرئت نکرده‌ام خود را شاگرد آنها هم بدانم، فریادها کشیدم که چه می‌گویید!؟ هر چه هستید باشید، من شاگرد دکتر اکبری بوده‌ام! او با همین آرامش احترام‌انگیز خود، با همین صدای نافذ و بیدارگر خود، اولین درسهای آکادمیک رسمی حسابداری را به من آموخته است. اگر من حسابدار نشدم، اگر حسابرس نشدم، اگر هیچ نشدم گناه خودم بود، گناه آهن سرد من بود، ورنه استاد اکبری دم گرمش را داشت. و امروز من فخر می‌فروشم که «معاصر» او بودم، معنای شیرین و عمیق مفهوم «معاصر بودن» با دکتر اکبری و «درک مکتب» او را چشیدم؛ کدامتان چنین فیضی داشته‌اید؟ من دست کم دو سال هوایی را در سینه درکشیدم که او نیز درکشید، بارها نام مرا با وقر و تاکیدی که شیوه‌اش بود برخواند: «آقای جمشید ارجمند». و دریغا که آن روزها نمی‌دانستم زمانی خواهد رسید که همین مختصر، وجه تمایز من از دیگران خواهد شد و من به آن فخر خواهم کرد: بله، من از اولین دانشآموختگان مکتب دکتر اکبری هستم.

پیش از آنکه- در سال تحصیلی 1340- وارد کلا‌س شود هیچکداممان او را ندیده بودیم، فقط شنیده بودیم که جوان است و تحصیلکرده امریکا. راستش از دانشکده هم تعجب می‌کردیم که چگونه راضی شده سنت‌شکنی کند و برای درسی از درسهای رشته اقتصاد- که آن زمان یکی از 3 رشته دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی بود- استاد جوانی بیاورد.

خود این جوان چگونه می‌تواند در کنار غولهایی چون دکتر مهدوی، دکتر عزیزی، دکتر علی‌آبادی، دکتر عالمی، دکتر سنجابی، دکتر باهری و مانند آنها، که هر کدام در عالم علم و سیاست، کباده‌ای سنگین را می‌کشیدند یا کشیده بودند عرض وجود کند و تاب بیاورد. با این پیشداوری، و با این موضعگیری که حسابداری یعنی چه، مگر ما تجارتخانه می‌خواهیم بازکنیم، اصلا‌ً حسابداری مگر علم است، منتظر ورود دکتر اکبری شدیم. دانشگاه تهران و در آن میان دانشکده ما از سویی هم در تب مبارزات ضدرژیمی می‌سوخت. من در وادی این فکر بودم که آیا استادهای جوان- دوسه نفری بیشتر نبودند- از ما حمایت خواهند کرد؛  و به درسشان و شیوه تدریسشان اهمیت بعدی را می‌دادم.

سرانجام دکتر اکبری را دیدیم. قامت بلند، اندام درشت و ورزیده، سیمایی خوش ولی جدی، آراستگی ظاهر، طرز سخن گفتنی بسیار مطمئن و آرام و شمرده و طرز ره‌پیمودنی حساب شده و بی‌شتاب و استوار، مشخصه‌های او را تشکیل می‌داد. از همان جلسه اول عشق و سرسپردگیش به رشته تدریسش آشکار شد، و شیوه انتقال آموختنیهایش، مرا که در برابر حسابداری گارد گرفته بودم در کوتاهترین زمان، با حسابداری آشتی داد؛ پذیرفتم که این درس هرگز آن طور که فکر می‌کردم مثل جبر و مثلثات و شیمی آلی و هندسه نیست که در دبیرستان دوستشان نداشتم و بزور گلیم از آب بیرون می‌کشیدم. خیلی زود فهمیدم این آشتی، این پذیرش قلبی و ذهنی فقط ناشی از مجموعه وجود و حضور دکتر اکبری است که می‌تواند درسش را با خودش، خود جوان و پرتوانش در هم بیامیزد، و بدون جنجال علمی و بلندگوی درونی و غیره، از راه رابطه‌ای حساب شده ولی به هر حال جدی و فاصله‌دار، به دانشجو انتقال دهد و کارش را خوب بلد است، می‌شود بهش اطمینان کرد و خود را به دست او سپرد.

روزی که مرا به نام صدا کرد، هر چند از روی دفتر کوچک جیبی‌اش بود، اما نقطه عطفی برایم شد. و روز دیگری که بدون مراجعه به دفتر اسم مرا خواند، بکلی دگرگونم کرد و حس کردم دوستش دارم.

از خودش هیچ‌وقت هیچ نگفت و ما از بیرون شنیدیم که چه مدارج علمی دارد. همین فروتنی‌اش مرا به او نزدیکتر ساخت و برایم نامی شد که هیچگاه فراموش نکردم هر چند که زمینه شغلی‌ام با حسابداری او فاصله‌ها داشت.

سالها از او دور بودم. می‌شنیدم که در رفت و آمدی منظم و پرافتخار، به دنیای غرب است. هیچگاه از چنین مردی، یک کلمه، یک اشاره درباره مزایای جهان غرب، چه علمی و چه اجتماعی و چه اقتصادی نشنیدم و نشنیدم، ولی می‌دانستم که به رغم آن همه سالهای حضور در فضای جغرافیایی غرب و در فضای علمی حسابداری و مدیریت پیوندی بسیار نزدیک و عمیق با فرهنگ و ادبیات کلا‌سیک خودمان دارد. این شیفته علوم جدید و زنده حسابداری و مدیریت، که بارسنگین تاسیس موسسه و بعد دانشکده علوم اداری و... را یک‌تنه بردوش کشید پرورده فرهنگ ایران بود و شیفتگی و ارادتی قدمایی به آن داشت. درس خوانده امریکا در یکی از جدیدترین و امریکایی‌ترین رشته‌های علوم امروز بود ولی متون کهن و ادبیات کلا‌سیک ایران را چنان می‌شناخت و با آن مانوس بود که پاره‌هایی بلند و فراوان از شعر و نثر قدیم ایران را در حفظ داشت.

باری وقتی بعد از تقریباً 30 سال او را در سازمان حسابرسی دیدم احساسی پیدا کردم که بدرستی توصیف ناپذیر است؛ از سویی شادمانی فراوان از دیدار با یک یادگار عزیز و زنده دوره جوانی و از دیگر سو، بازیافت رشته‌های پیوند با علمآموزی و تلمذ به معنای واقعی و سرانجام نیازی شدید به ابراز احترام. چنین شد که پیش رفتم و سلا‌می گرم کردم. البته منتظر نبودم که اسمم را به یادآورد؛ و به یاد هم نیاورد. اما زود دریافت که دانشجویش بوده‌ام و از قضا دانشجوی مورد توجهش هم. پیش رفتم و خواستم دستش را ببوسم، دست پس کشید. اصرار کردم و او بیشتر کناره جست. سرانجام از بیم آنکه صحنه‌ای تماشایی برای دیگران فراهم نیاورده باشم، گذشتم. با چه مهربانی، و انگار که دیروز فارغ‌التحصیل شده باشم سراغ احوالم را گرفت. در دهه پنجم عمرم بودم ولی دست و پایم را جلو این تندیس خالص علم و اخلا‌ق گم کرده بودم. دیدم ظاهر همان دکتر اکبری است؛ همان قامت خدنگ، همان چشمان نافذ ولی مهربان، همان اندام درشت توانا... ولی البته بر چهره‌اش سایه سنگینی افتاده بود که بیش از گذشت عمر، به انبوهی فضل و علم منتسبش کردم. همه چیز حکم می‌کرد که به‌رغم این بار سنگین دانش، طرفی از مال دنیا نبسته است. خود را کوچکتر از آن دیدم که در این باره پرسشهایی از او بکنم؛ و چه خوب کردم که نکردم. آن همه غنای روحی و آن همه قناعت اخلا‌قی، جایی حتی برای اندیشیدن به چیزی بیش از گذراندن زندگی باقی نمی‌گذارد؛ گرم‌گذرانی توام با رفاه نسبی. برای مردی که حقوقی گزاف برگردن رشته مدیریت و حسابداری در ایران و حتی در خارج از ایران دارد، جایی برتر از این وضع، خیلی برتر، لا‌زم بود. او دردانه عالم علم ما بود، و دریغ که از نظر جاهایی که نمی‌دانم کجاهاست، ارزشی بسیار فروتر از جوانان رشیدی داشت که بلدند ماهرانه چنان ضربه‌هایی به توپ فوتبال بزنند که وارد دروازه شود و غریو از دل صدها هزارتن برآورد. لا‌بد که حد مردان افتخارآفرین علم همین اندازه است و حد جوانان عرصه مهم فوتبال نیز همان اندازه است که هست؛ ارقامی نثار قدوم آهنینشان می‌شود که دکتر اکبری فقط روی کاغذ و پای تخته سبز کلا‌س به آنها دسترسی داشت.

من شاگرد کوچک و معاصر دکتر فضل‌الله اکبری بودم. کتابهای درسی‌اش را دارم. درجات علمی و مفاخرش را نه از دهان خودش که سالها بعد از دوره تدریس از قلم دوستدارانش و مریدانش دریافتم، و این نکته شگفت را هم در پایان اضافه می‌کنم که خودم را در افتخارات او سهیم می‌دانم؛ یعنی می‌بالم به اینکه استاد من چنین بزرگ مردی بوده است.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

سرشت یگانه دکتر فضل الله اکبری "انسان بودن"

سرشت یگانه دکتر فضل الله اکبری "انسان بودن"

توران اکوان

 

درگذشت دکتر فضل‌الله اکبری اندیشمند برجسته، مروج حسابداری علمی، نخستین استاد حسابداری در ایران، موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران، صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی، دانش آموخته و استاد دانشگاه استانفورد، ادیب دانشمند و صاحب بسیاری از عظمت‌های فردی و اجتماعی، واقعه کوچکی نیست.

نوشتن در مورد او هم کار ساده‌ای نیست. این مقال، عرض کوچکی است برای ابراز ارادتی عمیق و مهری خارج از توصیف به روح بزرگ او، که اجازه داد تا دقایقی از حضورش بهره گیرم.

دکتر فضل‌الله اکبری در طول دوران زندگی خویش همواره از بیان شرح حال پرهیز کرد. زیرا  به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، ما به شناخت و آگاهی از جزئیات دلپذیر و عمیق روح بزرگ و اندیشه پرمعنایش نیاز داریم.

دکتر فضل‌الله اکبری انسانی بزرگ بود؛ مجموعه‌ای از درخشانترین زیباییهای ممکن در سیمای یک «انسان». مردی که هم هنراندیشیدن را داشت و هم‌رنگ حقیقی و جوهری ذات آدمی را، «انسان بودن».

انسانی که موفقیتها و دستاوردهایش آسان به دست نیامده بود. از فراگرفتن سیاق تا دریافت درجه دکتری از دانشگاه استانفورد (یکی از معتبرترین دانشگاههای دنیا) و به مرتبه استادی چنین دانشگاهی رسیدن، راه درازی را پیموده بود.

زمانی که با هیجان از تلا‌شش برای تدریس حسابداری تعریف می‌کرد، راز نهفته پیگیریها و مرارتهای ناگفته‌اش آشکار می‌شد که ‌چگونه توفیق یافته بود تا کسانی را که حسابداری را همسان خانه‌داری، گله‌داری و باغداری می‌دانستند آگاه گرداند که این مقوله نیز رشته‌ای علمی است و درخور تدریس در دانشگاه.

با چه پیگیریها و مرارتها موفق شده بود که رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد سازد که دانشگاه تهران نیز مانند دانشگاههای معتبر جهان دانشکده‌ای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد (دکتر اکبری، 1378، نوبت من نیست، ص 15).

به رغم این همه سختکوشی، همیشه از بیان دستاوردهای گرانقدرش پرهیز کرد. از آنچه اعتقادش بود و به ارزشش ایمان داشت، سخن می‌گفت؛ و به آن نیزعمل می‌کرد. اهل تعارف نبود:

"در بساط نکته‌دانان خودفروشی شرط نیست."

حق داشت که نخواهد این‌گونه و در این مقوله‌ها سخن بگوید. او ففط استاد دانشگاه، موسس دانشکده، دارای تالیفات ممتاز و صاحب عناوینی از این دست نبود؛ «انسان بودنش» بیش از نبوغ علمی و فکریش اثرگذار بود و ارزش داشت.

او به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، ما به شناخت او و آگاهی از جزییات نکته‌های دلپذیر و عمیق روح بزرگ و اندیشه پرمعنایش نیازمندیم.

او همیشه از به‌رخ کشیدن خود با ذکر سوابق زندگی، مدالها و افتخارات علمی، جوایز و امتیازات تحصیلی ابا داشت. اینها را جزئیات می‌دانست: "خواننده را از این جزئیات چه فایده؟" دکتر فضل‌الله اکبری از ذکر «جزئیات» ابا می‌کرد، چون افق نگاه او به «هستی عظیم» انسان بود.

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، آشنایی با او در زمان حیاتش برای هرکس - که دکتر اکبری جرعه‌هایی از چشمه جاوید درون آکنده از شگفتیهایش را در پیمانه‌های  زرین کلمات ریخت و به او نوشانید- حادثه بزرگی بود. حادثه‌ای بزرگ برای هر که با او آشنا شد؛ که اگر این حادثه بزرگ روی نمی‌داد وآ‌ن را تجربه نمی‌کردیم تا آخر عمر از چه چیزها محروم می‌ماندیم...!

دکتر اکبری صاحب عظمتهای فهمی عمیق، جلا‌ل اندیشه‌ا ی پویا، ظرافت تخیلی دورپرواز و لطافت معجزه‌آسای مهربانی‌ا ی زلا‌ل بود.

دکتر اکبری کم‌حرف بود و مدتها بود که کمتر سخن می‌گفت. اما چنانچه «مخاطب آشنایی» می‌یافت، با چهره زیبا، متین و پروقارش، چشمانی متفکر، لبخندی عمیق و کلماتی که از اندیشه و ذوقش جان می‌گرفت، گنجینه  ذهن خود را می‌گشود و پهنه اقیانوس آگاهی‌اش را زلا‌ل و شفاف در برابر چشم مشتاق به تماشا می‌گذاشت.

هنگام سخن گفتن نه تنها «دانش» که «روح»ش نیز آشکار بود، و در طنین صدا و آوای سخنش «خوب‌بودن» و «کمال انسانیش» به خوبی احساس می‌شد. چنان بر موضوع گفتار و کلا‌مش مسلط بود که عمق و زیبایی سخنش، گوش جان را به تمکین فرا می‌خواند و به پذیرش وامی‌داشت.

او این قدرت را داشت که به یمن ژرفای اندیشه و بیان تجاربش به دانسته‌های دیگران عمق و اهمیت بخشد، و با اظهارنظرهایش چشم‌اندازی بدیع و افقی گسترده در مقابل دیدگاه معاشرانش بگشاید.

و این قدرت را داشت که انسانها را به مسیر پیشرفت هدایت کند، و تغییر ذهنیت و شکوفایی و پویایی‌شان را نشانه رود. او قادر بود بی‌تکلف راز خلقت «انسان» را آشکار سازد.

او به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، آنچه در طول حیاتش از او به یاد داریم گویای این نکته است که او در پرداخت شخصیت خود به سرزندگی، اندیشه کار سرشار از فعالیت، نواندیشی و آینده‌نگری پربها می‌داد. هر چیز ماضی را خشک و بی‌روح می‌دانست و اندیشیدن به دنیای پرتحول پیش‌روی را یک فراست!

ذهن کنجکاو و دقیقش را در دوران کودکی چنین ترسیم می‌کند:

"در ایام کودکی می‌دیدم هرکس کار محاسباتی انجام می‌داد سیاق می‌دانست و معمولا‌ً خوش‌خط هم بود که نوشته‌اش، با پیچیدگیهای نگارش سیاق، بخصوص سیاق جنسی که اوزان متفاوت داشت، خوانا باشد.

پدربزرگ که خط و سیاق را می‌دانست و هر دو را زیبا می‌نوشت، مکاتبات و محاسبات حکومتی را به‌عهده داشت و علا‌قه‌مند بود که هر دو را به من بیاموزد. هنوز صفحات طومار مانند نمونه هنر او را در خط و حساب سیاق، به همراه تمرینات خود در اختیار دارم. یاد ایام تلمذ خط و سیاق همیشه برایم شیرین است. یادباد آن روزگاران یادباد." (دکتر فضل‌الله اکبری، 1378، چگونه تدریس حسابداری...، ص 14).

خط خوش و شیوای دکتر فضل‌الله اکبری که به آموختن آن از دوران کودکی و در محضر پدربزرگ، از آن یاد می‌کند، تا پایان عمر، شیوه نگارش ایشان بود. گواه این امر، متنهای دستنوشته مقالا‌تی است که به حسابرس مرحمت فرمودند. دستخط‌هایی که به لحاظ زیبایی، پاکیزگی و نظم عیناً در مجله چاپ شد.

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. شاگرد اول دانشگاه تهران بود و دانش‌آموخته و فارغ‌التحصیل دانشگاه استانفورد. اما "هیچ‌گاه و درهیچ جمعی حتی اشاره‌ای هم به اخذ مدرک از دانشگاه استانفورد یا تدریس در این دانشگاه نکرد." (مصطفی علی‌مدد، 1383، در سوگ استاد، ص 4).

در آنجا که از ایشان به عنوان موسس دانشکده مدیریت یاد می‌شود، به فروتنی و تواضع سهم برجسته و کوششهای ارزشمند خود را در تاسیس دانشکده مدیریت، اندک می‌شمارد.

«خودنمایی» و «شهرت‌طلبی» دو بیماری‌ای بود که او هرگز در تمام عمرش به آنها دچار نگشت. او با ایمانی که به سرنوشت انسانها داشت به «آینده» می‌اندیشید، نه «گذشته». از گذشته زمانی می‌گفت که می‌خواست تلا‌ش دیگران را یادآور شود و ارج بنهد. اما ثمره تلا‌ش او برای شاگردان گذشته و دانشجویان آینده که به نوعی شاگردان آینده اویند، خوب مشهود است.

جمع کثیر دانش‌آموختگان دانش و حرفه به یمن همت والا‌ی اوست که قدم در دایره مناصب زندگی نهاده‌اند و می‌نهند.

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، او چگونه زیست؟ از چه زاویه‌ای به زندگی و دنیا می‌نگریست؟ او که هر سخنش می‌توانست «فهمیدن»های تازه‌ای را به آدمی بیاموزد، هدفهایش را چگونه انتخاب می‌کرد؟ آیا برای رسیدن به هدفهایش حاضر به پرداخت بها بود؟ چه بهایی؟

او مجموعه‌ای از زیباترین صفات برجسته انسانی بود: مناعت طبع، متانت، تعلق خاطر و علا‌قه‌اش به ایران و فرهنگ این سرزمین و از همه مهمتر ، پایبندیش به اصول و ضوابط.

معاون آموزشی وزارت علوم بود. زمانی که براساس آیین‌نامه، مدرک تحصیلی یکی از نورچشمی‌های مدعی دکترا، فوق‌لیسانس ارزیابی شد و مورد اعتراض شدیدی قرار گرفت، در حاشیه کنفرانسی، نخست‌وزیر وقت از آقای دکتر اکبری خواست که ارزیابی مدرک دکترای آن نورچشمی را صادر کند. در پاسخ گفت: "قربان، من که کاره‌ای نیستم، اجازه فرمایید ارزیابی را بفرستم خودتان توشیح بفرمایید" (مصطفی علی‌مدد، 1383، در سوگ استاد...،

ص 5).

دلم می‌خواست بارها و بارها پاسخ ایشان را مکرر می‌نوشتم تا بتوانم در هر تکرار، عظمت روحش را در هنگام این پاسخ تصویر کنم. دادن چنین پاسخی از هر کسی برنمی‌آید؛ کار ساده‌ای نیست!

چقدر زندگی به بودن این‌گونه «انسانها» نیازمند است. اینان «معنی زندگی» آدمی هستند؛ «انسان» ! با تمامی معنای زیبا و شگفت این کلمه.

از پاسخ دکتر اکبری می‌توان دریافت که او چگونه و با چه بهایی دست‌اندرکار آفرینش دشوار و پرشکوه شخصیت و منش والا‌ی خویش بوده است. «هر تصمیم؛ یک انتخاب آگاهانه»، بسیار سخت‌تر از تن‌سپردن به روزمر‌گی! با متانتی والا‌ اما مغرور و مصمم برای نپذیرفتن هر تحمیل.

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، کاش می‌توانستم شرح مفصلی از <زیباییهای روح انسانی او> بیاورم و همه را یکجا بنویسم.

ماه رمضان سال 1382 بود و افطاری مجله حسابرس، دو- سه روز قبل از عیدفطر. گفتند دعای گشودن روزه را من می‌خوانم. با صدای گرم و مهربانشان: "اللهم اغفراالمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات، الا‌حیاء منهم والا‌موات وتابع بینهم وبینناء بالا‌خیرات.  یا مجیب‌الدعوات! برحمتک یا الرحمن‌الراحمین..." و شرح دادند: "مرحوم جلا‌ل همایی که این دعا را به من آموختند گفتند که این اجل ادعیه است. هیچ دعایی بالا‌تر از این سراغ ندارم. به‌خاطر نکاتی که در این دعا هست. اول؛ اللهم اغفراالمومنین و المومنات، پروردگارا، همه مردان با ایمان و زنان با ایمان ،در هر مذهبی که هستند، آنها را ببخش و بیامرز، بعد والمسلمین و المسلمات، و این جهانشمولی اسلا‌م را می‌رساند که تا چه قدر از نقطه‌نظر جهانی دید وسیعی دارد..." و شرح صرف و نحو عربی دعا را به دیگر سال وعده دادند. از استادانشان در علوم قدیمه از جمله پدربزرگ مادری، مرحوم حاج فخرالعلما و شادروانان فضل‌الله همایی، استاد جلا‌ل همایی و آقای مبارکی یاد کردند و برایشان طلب آمرزش.

دکتر فضل‌الله اکبری آموزگار درسهای شگفت بود. با همین روانی و به همین سادگی «هدایت» می‌کرد و «رفتن» می‌آموخت.

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. اما، همگان می‌دانند که دکتر فضل‌الله اکبری با چه علا‌قه‌ای به تحقیق علمی و تالیف می‌پرداخت. ایشان این امید و دلبستگی را در مقاله‌ای در آبان 1378 چنین وصف می‌کند: "خوب می‌دانم که کس نیست که نگذرد از این راه، ولی هنوزم نفسی و رمقی و گردش قلمی باقی است و امیدها و دلبستگیها دارم. مگر نه! اگر به خودم باشد اکنون میل به رفتن ندارم تا کارهای نیمه تمام را تکمیل کنم، تحقیقات و تالیفات بیشتری را فراهم آورم" (دکتر فضل‌الله اکبری، 1378، نوبت من نیست، ص 14).

و در نوشته دیگری در آذر 1382 می‌نویسد: "حقیقت این که مدتی است به این عقیده رسیده‌ام که هدفمندی توام با فعالیت مستمر جسم و فکر به طول عمر می‌افزاید. به این امید خود را، ولو به زور، به هدف تکمیل کارهای نیمه تمام... می‌بندم و خود را می‌کشم".

و در یادداشتی به تاریخ مهرماه 1383: "در اینجا ایام را به هرزه‌گردی نگذراندم. هفته‌ای سه روز در کتابخانه « London School of Bussiness »صرف کردم و توفیق یافتم که نیمی از آنچه را که از فرهنگ باقی‌مانده بود به انجام برسانم. امیدواری بسیار هست که تمامی فرهنگ تا پایان سال جاری به چاپ برسد که "به دیگری نگذاریم کار ناقص را ."

دکتر فضل‌الله اکبری به معرفی خود و بیان شرح حالش نیاز نداشت و ندارد. زیرا، کارنامه زندگیش می‌درخشد. او همیشه ممتاز بود! چه آنگاه که درس می‌خواند، چه آنگاه که درس می‌داد، و... چه آنگاه که درس عشق را در دفتر روزگار می‌نوشت؛ که، درس عشق در دفتر نباشد.

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

همه آیند و نویسند و گذارند و روند

همه آیند و نویسند و گذارند و روند

نظام الدین ملک آرایی

 

آن روز که با توبودم‌

بی تو بودم‌

امروز که بی‌توام‌

با توام‌

 

دکتر فضل‌الله اکبری، یکی دیگر از پیشکسوتان حرفه حسابداری از میان ما رفت، اما محال است که تباه شده باشد، محال است که مرده باشد، عاشقان نمی‌میرند و او از نسل عاشقان بود و می‌گفت:

 

شاهد مرگ غم‌انگیز بهارم چه کنم‌

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم‌

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته این ایل و تبارم چه کنم‌

 

نقطه محوری در سیره برخی از چهره‌های ماندگار و نام‌آوران معاصر را می‌توان از کارنامه‌شان فهم کرد. دکتر اکبری در طول عمر پربرکت خود خدمات ارزنده‌ای انجام داد و بر فرهنگ ما و جامعه ما حق داشت و دارد:

  برما حق داشت، که قریب نیم قرن پیش دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران را تاسیس کرد و آموزش حسابداری نوین را در سطح دانشگاهی معرفی کرد؛

  برما حق داشت، که معلممان بود و به نسلهای مختلف حسابداران، چه مستقیم، چه غیرمستقیم حسابداری آموخت؛

  برما حق داشت، که ده‌ها سال مداوم و خستگی‌ناپذیر در تالیف کتابهای حسابداری تلا‌ش کرد و مجموعه‌ای را فراهم آورد که همواره در آموزش حسابداری مفید بوده و همیشه موثر خواهد ماند؛

  برما حق داشت، که محققی بود با علوم مختلف آشنا، اوضاع و احوال جامعه را خوب می‌شناخت، و ما را در کارمان و در شناخت محیط‌مان یاری می‌رساند؛

  برما حق داشت، که عمری را برای شناساندن حسابداری به عنوان حرفه‌ای تخصصی تلا‌ش کرد و آنچه از این رهگذر، برای جامعه حسابداران ایران حاصل گردیده  مدیون او و دیگر کوشندگان راستین این راه است؛

  برما حق داشت، بر جامعه ما حق داشت، بر فرهنگ ما حق داشت و دارد، که انسانی شریف، معلمی بزرگ و پژوهشگری خستگی‌ناپذیر بود.

در ادای این حق، که دین ماست، چه کنیم که دیر کردیم و کم، پس:

  کارمان را خوب بدانیم و بدرستی انجام دهیم که او مردی دانا و درستکار بود؛

  در رفتار و کردارمان اخلا‌قی پسندیده داشته باشیم که او انسانی پایبند به اخلا‌ق بود؛

  هرچه بیشتر بیاموزیم و در آموختن سخت بکوشیم که او مردی دانشمند و سخت‌کوش بود؛

  زحمتکش، خدمتگزار و متواضع باشیم که او در مقاله‌ای با فروتنی چنین پندمان می‌دهد که:

"وظیفه استاد، طرح مسئله، ایجاد انگیزه در دانشجویان و ترغیب آنان به بررسی مسئله است. معلمان باید آگاه باشند که چه بسا فکر دانشجو در مواردی ممکن است از فکر معلم رساتر باشد. چنانکه من، موارد بسیاری را به یاد دارم که فکر دانشجویانم از نظر من و فکر خودم رساتر بوده است".

خدایش اجر دهد؛

 

کهن تا نگردی نوآموز باش‌

به هر روز دانای آن روز باش‌

 

دفتر زندگی علمی دکتر فضل‌الله اکبری را ورق می‌زنیم و نگاهی می‌اندازیم به میراث علمی او که حاصل یک عمر تلا‌ش پیاپی و خستگی‌ناپذیر است و از خداوند بزرگ می‌خواهیم که ما را وارثانی صالح برای حفظ این میراث و باروری دانش و فرهنگ حسابداری قرار دهد.

 

سالک نرسد بی مدد پیر به جایی‌

بی زور کمان، ره نبرد تیر به جایی‌

 

درباره دکتر اکبری، بسیار می‌توان گفت و نوشت، اما ترجیح می‌دهم در این مجال کوتاه به شرح احوال و آثار او بپردازم.

 

شرح حال و زندگی‌

دکتر فضل‌الله اکبری فرزند علی در دوم اردیبهشت سال 1300 شمسی در گلپایگان متولد شد. تحصیلا‌ت ابتدایی را در گلپایگان و دوره دبیرستان را در اصفهان، در مدارس ادب و صارمیه به پایان رسانید. همزمان با طی دوره دبیرستان، علوم قدیمه را نزد پدرپزرگش مرحوم فخرالعلما، در محضر استادانی چون شادروان فضل‌الله همایی، استاد جلا‌ل همایی و آقای مبارکه‌ای آموخت.

بعد از اخذ دیپلم، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، به تحصیل پرداخت و در خرداد 1325 از این دانشکده لیسانس گرفت.  سپس در سال 1334 موفق به اخذدرجه فوق‌لیسانس مدیریت، در سال 1337 دکترای مدیریت با گرایش حسابداری از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ودر سال 1342 فوق‌ دکترای مدیریت مالی از دانشگاه استانفورد گردید.

ایشان در 13 فروردین 1384 وفات یافت و در روز بعد در قطعه 229 بهشت زهرا به خاک سپرده شد." از خاک برآمدیم و برخاک شدیم."

از ایشان 4 فرزند، 2 پسر و 2 دختر باقی‌مانده است.

 

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

دوستان دستی که کار از دست رفت

عشق و سودا و هوس در دل بماند

صبر و آرام و قرار از دست رفت‌

 

 

سوابق خدمت‌

زنده یاد دکتر فضل‌الله اکبری، خدمات دولتی را از دانشگاه تهران آغاز کرد و از فروردین 1338 متجاوز از 20 سال در مقام دانشیار و سپس استاد حسابداری، انجام وظیفه کرد.

ایشان از سال 1350 تا 1354 در سمت معاونت آموزش و پرورش وزارت علوم و آموزش عالی و از سال 1356 تا مهر 1357 در سمت معاون و قائم‌مقام رئیس دانشگاه تهران و از سال 1366 تا تاریخ فوت با مرکز تحقیقات حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی همکاری کرد. ضمناً ایشان در فاصله سالهای 1369 تا 1372 به عنوان استاد محقق مدعو، در دانشگاه استانفورد به تدریس و تحقیق پرداخت.

حاصل عمر دکتر فضل‌الله اکبری، طی پنجاه سال فعالیت در پنج چیز خلا‌صه می‌شود:

1- تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی تهران در سال 1343 و انجام وظیفه در مقام ریاست و اداره آن به مدت قریب 10 سال،

2- قریب نیم قرن تدریس در دانشگاه تهران و سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی در داخل و خارج کشور،

3- تالیف و ترجمه 9 کتاب که دو مجلد آن تالیف مشترک با استاد مصطفی علی‌مدد است،

4- پادار کردن آموزش حسابداری و حسابرسی به عنوان رشته‌ای در دانشگاه تهران، قریب نیم قرن پیش،

5- بالا‌خره آموزش، تهیه و انتشار کتابهای حسابداری و حسابرسی و مطرح کردن معادل برای برخی از اصطلا‌حات حسابداری و حسابرسی برای اولین بار، نظیر «کاربرگ».

ایشان درباره نیم قرن فعالیت گذشته خود می‌گوید: "قطعاً نمی‌توانم این فعالیتها را کلا‌ً سهم خود بدانم. سهم افراد بزرگوار و خیر، در تحقق آنها بیش از من بوده است. اگر کمکها و کوششهای بی‌دریغ آنان که اکنون روی در نقاب خاک کشیده‌اند نبود، آنچه شد و بدانگونه که شد، نمی‌شد". و سپس به گفته استاد خود شادروان جلا‌ل همایی متوسل می‌شود و می‌نویسد:

 

یک عمر ز پی شاهد مقصود دویدیم‌

یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم‌

 

تالیفات‌

زنده‌یاد دکتر فضل‌الله اکبری علا‌وه بر 30 سال تدریس در دانشکده‌های مختلف در ایران و امریکا دارای تالیفات و مقالا‌ت متعددی در زمینه‌های حسابداری و حسابرسی به شرح زیر است که چندین بار تجدید چاپ شده است:

  اصول علم دفترداری در سال 1334

  حسابداری بازرگانی در سال 1338

  حسابداری صنعتی 1339

  تهیه بودجه بازرگانی و صنعتی 1365

  تجزیه و تحلیل صورتهای مالی 1366

  حسابداری استهلا‌ک 1371 (کار مشترک با استاد مصطفی علی‌مدد)

  فرهنگ دو جلدی اصطلا‌حات حسابداری در سالهای 1376 و 1382

 بررسی تحلیلی در سال 1380 (کار مشترک با استاد مصطفی علی‌مدد)

ویژگی اصلی این دوره 9 جلدی پرداختن به تمامی جنبه‌های حسابداری و کوشش در انطباق مطالب با اوضاع و احوال ایران است. ضمناً کتاب بررسی تحلیلی ایشان در سال 1380 به عنوان <کتاب درخور تقدیر>، تشخیص شد.

 

ویژگیهای شخصی‌

ازویژگیهای شخصی زنده یاد دکتر فضل‌الله اکبری به نمونه‌های زیادی می‌توان اشاره کرد که در این میان به چند ویژگی که ایشان را از همگنان خویش متمایز می‌ساخت، اشاره می‌کنم.

فضای معنوی و فرهنگی خانواده‌ای که دکتر اکبری در آن پرورش یافت از ایشان شخصی متعادل، پاکدامن، مهربان و در عین حال آگاه و استوار بوجود آورد.

ایشان از ارکان توسعه و تقویت  پژوهش، در زمینه‌های مختلف حسابداری و نیز حامی دلسوز و وفادار فعالیتهای پژوهشی در کشور بودند و بالا‌خره تشکیل دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی، مرهون درایت و حمایتهای گسترده ایشان بوده است.

هوشمندی، عقل‌گرایی در روش فکری، گستردگی اطلا‌عات، بینش ژرف، حسن سلیقه، اعتدال در داوری، تواضع توام با وقار و متانت و گره‌گشایی از کارهای فروبسته، از خصوصیات بارز ایشان به شمار میآید.

وی با فرهنگ ایران آشنایی گسترده داشت، غرب را خوب می‌شناخت، نیک‌اندیش و بلندنگاه و نقشآفرین بود. زیبا و روان و شیوا می‌نوشت و کلمات نامانوس در نوشته‌هایش راه نمی‌یافت.

کلا‌م و سخن پیراسته، رفتار بی‌شتاب و حساب شده، صبر و تحمل ستودنی، مراقبت بی‌حد و ارزشیابی کارهای تخصصی دانشجویان و صدها ویژگی دیگر، که هر کدام به تنهایی مایه اعتبار و سربلندی است، جزو خصوصیات ایشان می‌باشد.

 

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض‌

ورنه هر سنگ و گلی لولوو مرجان نشود

 

کلا‌م آخر

من در این فرصت کوتاه، چه می‌توانم بگویم؛ چه می‌توانم بگویم بیش از آنچه خودشان گفته‌اند.

به راه نرفته رفتند، رشته ناشناخته حسابداری را شناساندند، به آن هویت دادند و آن را حرفه کردند:

 

تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی‌

نداند نقشت از لوح ضمیر من، ستردن را

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده‌

که دیگر برنمی‌تابد دلم، نوبت شمردن را

 

هر چند ایشان همیشه متذکر مرگ بودند و این شعر را زمزمه می‌کردند که:

 

می‌ریزد عاقبت یک روز برگ من‌

یک روز چشم من هم در خواب می‌شود

زین خواب چشم هیچکس را گریز نیست‌

اما درون باغ‌

همواره عطر باور من در هوا  پر است‌

 

اما هیچ‌کس تصوری از مرگ ایشان نداشت.  دکتر اکبری وقتی خبر اسفبار مرگ پایه‌گذاران و پیش‌کسوتان حسابداری را می‌شنیدند، بی‌اختیار غزل معروف استاد سخن، ملک‌الشعرای بهار را با تحریفی مناسب حال، زیر لب زمزمه می‌کردند:

 

از حرفه ما پایه‌گذاران همه رفتند

روبار سفر بند که یاران همه رفتند

 

وقتی از ایشان درخواست کردم که شرح حال خودشان را بنویسند که داشته باشم در پاسخ این درخواست، در مقاله‌ای نوشتند که : "این پیام با احساس درونیم همخوانی داشت که گهگاه <بانگ‌الرحیل> به گوشم می‌خورد، ولی چه کنم که دل از عمر سیر نمی‌شود". به گفته شادروان دکتر خانلری:

 

گرچه از عمر دل سیری نیست‌

مرگ می‌آید و تدبیری نیست‌

 

"اگر به خودم باشد، اکنون میل به رفتن ندارم. باید تکانی بخورم. کارهای ناتمام بسیار دارم". در کوشش به یافتن عذری برای تمدید و توجیه حیات، به گفته نادر نادرپور توسل جستند که:

 

اگر روزی کسی از من بپرسد

که مقصودت دگر از زندگی چیست؟

به او گویم که چون می‌ترسم از مرگ‌

به غیر از زندگی، راه دگر نیست‌

 

سپس با فروتنی می‌نویسدکه: "حقیقت این که مدتی به این عقیده رسیده‌ام که «هدفمندی» توام با «فعالیت مستمر جسم و فکر» به طول عمر می‌افزاید. به این امید، خود را، ولو به زور، به هدف تکمیل کارهای نیمه تمام خود و دانشمند فقید «حسن سجادی‌نژاد»  می‌کشم".

 

عقل می‌گوید برو کنجی نشین‌

عشق گوید نی برو رنجی گزین‌

عشق باید تا خرد انور شود

کیمیا باید که تا مس  زر شود

 

چه خوب که سرانجام به آرزوی خود رسید و کار نیمه تمام فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری را در واپسین روزهای زندگی خود کمابیش به اتمام رساند که خود فرهنگ زنده حسابداری بود.

بی‌گمان صداقت، اخلا‌ص، گفته‌ها و نوشته‌های ایشان، همواره مونس و چراغ راه فردای شاگردان و دوستانش خواهد بود.

 

برداشت پرده و شد گفتگو تمام‌

مطلب چو کشف شد، چه دلیل و کدام بحث؟

 

دریغا که او رفت و ما را در این ورطه طبیعت تنها گذاشت. آنچه که غم او را مضاعف می‌کند بی‌مهری‌هایی است که از ناحیه برخی بر او روا داشته شد.

روانش شاد، یادش پایدار و خاطره‌اش جاویدان باد. با آرزوی رحمت خداوندی و طلب آمرزش برای آن شادروان و آرزوی صبر و بقای عمر برای خانواده دکتر اکبری، مطالبم را با شعری از حمید مصدق خاتمه می‌دهم:

 

زندگی قافیه شعر من است‌

شعر من وصف دلا‌رایی توست‌

در ازل شاید این‌

سرنوشت من بود

می‌سرایم به امیدی که تو خوانی‌

ورنه،

آخرین مصرع من‌

قافیه‌اش «مردن» بود

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

پرتوی از زندگی دکتر اکبری، حجت بالغه خداوند

پرتوی از زندگی دکتر اکبری، حجت بالغه خداوند

محمدجواد صفار

 

خداوند بزرگ در میان هر قومی و هر حرفه‌ای،  حجتی یا حجتهایی از خویش قرار می‌دهد، و دکتر اکبری در بین حسابداران، دانشگاهیان و نیز جامعه ایران امروز، حجت بالغه ای از سوی خدا بود، و خداوند منان اکرام خود را این‌گونه برما کامل کرده است. دکتر اکبری الگویی  برای همه ما بود. از این‌رو شایسته است شیوه و روش زندگی او را سرمشق خود قرار دهیم.

در هر حرفه، بایدها و نبایدهایی وجود دارد؛ و هرچه آن حرفه با منافع عمومی سروکار بیشتری داشته باشد، بر پایبندی به این بایدها و نبایدها  و رعایت آنها  تاکید بیشتری می‌شود. یادآوری این دستورها - که همواره امری سودمند است - با ارجاع به زندگی و عملکرد دکتر فضل‌الله اکبری - که باور داریم باید الگوی ما باشد- ضرورت دارد.

 

کسب و حفظ صلا‌حیتهای حرفه‌ای‌

افراد حرفه‌ای باید صلا‌حیتهای لا‌زم را به‌دست آورند و آن را طی دوره فعالیت حرفه‌ای خود حفظ کنند. این صلا‌حیتها،دربرگیرنده مجموعه مطالعات و آموزشهای نظری و آکادمیک در زمینه‌های حرفه‌ای، مدیریتی و رفتار سازمانی و تجربیات مفید درقلمروحسابداری و حسابرسی و نیز توانایی کار گروهی است. هر فرد حرفه‌ای باید در دوره‌های معین یک یا دو ساله ارزیابی جامعی از خود به عمل آو رد و حساب کند آیا گذشت زمان صلا‌حیتهای او را افزوده یا از آن  کاسته است. اهل حرفه باید پویا و بروز باشند و دچار ایستایی و روزمرگی نشوند. از این دیدگاه،  دکتر اکبری نمونه‌ای کامل بود و تا آخرین لحظات عمر،کار فکری و با ارزش انجام می‌داد، کاری که سالهای سال به یادگار خواهد ماند.

انتقال دانش و تجربیات‌دانش و تجربیات سودمند، میراث انسانی است وبه فرد یا افرادی خاص تعلق ندارد. افراد حرفه‌ باید کسب دانش و تجربیات را با آموزش آن  همراه سازند. در این زمینه تربیت نیروی حرفه‌ای در عمل نقش مهمی را ایفا می‌کند. اما نوشتن- که عرب زبانها آن را تحریر، از ریشه «حریه» به مفهوم آزادی و به معنای آزاد ساختن فکر می‌گویند- از اثربخشی همه جانبه‌تری برخوردار است و در انتشار دانش و تجربیات سودمند و اشاعه فرهنگ پاسخگویی مالی نقش بسیار موثرتری را ایفا می‌کند. پس اهل حرفه، باید انتقال دانش و تجربیات را به بهترین روشهای ممکن  در دستور کار خود  قرار دهند و  با غفلت از این امر، جوانان را مقصر ندانند. دکتر اکبری یک معلم بود و این شیوه را همواره پی می‌گرفت. رابطه او با مخاطبان عام و مخاطبان خاص- مشخصاً دانشجویان- مثال‌زدنی است.

 

تعامل یا همکنشی‌

بیشتر خدمات درخور ارائه افراد حرفه‌ای، در گروه خدمات مشاوره‌ای طبقه‌بندی می‌شود. به بیان دیگر افراد حرفه‌ای، گزارشها یا پیشنهادهایی را ارائه می‌کنند تا تصمیم‌گیرندگان را به مسیری درست رهنمون سازند. برای  اثربخش‌تر شدن هرچه بیشتر این ارتباط و دستیابی به همکنشی یا تعاملی کارا باید با صبرو بردباری شنید و خوب شنید. با دقت، همه جانبه و با تردید حرفه‌ای اندیشید و برنامه‌ریزی کرد و سنجیده و آگاهانه سخن گفت و نظر داد. این همکنشی مورد نیاز ماست و باید به خوبی تداوم یابد و نباید اهمیت آن کم انگاشته شود. دکتر اکبری استاد تعامل آگاهانه بود.  شناخت مخاطب  و برخورد سازنده و متناسب با او را می‌توان دیدگاه خاص و باور او  دانست.

 

سختکوشی‌

سختکوشی موهبتی خدایی است. برای برخورداری از این موهبت باید قابلیت یافت. سختکوشی از طرفی اثربخشی کار حرفه‌ای را افزایش می‌دهد و از طرف دیگر یافته‌ها را تعمیق می‌بخشد. همچنین، سختکوشی نه تنها امکان استفاده کاراتر از عمر را فراهم می‌سازد، بلکه حتی  بر طول عمر  می‌افزاید. از این‌روست که باید بر سختکوشی جهت‌دار تاکید کرد.البته نباید آن را با کثرت فعالیتهای معمولی و روزمرگی یکی دانست. دکتر اکبری از آغاز جوانی سختکوش بود. این سختکوشی همراه با دیگر موهبت خدادادیش، یعنی حافظه قوی، از او الگویی فراموش ناشدنی ساخته است.

 

انضباط‌

نظم و انضباط از مواردی است که یادآوری مرتب آن از سوی بزرگان توصیه شده است. یکی از مصادیق بااهمیت انضباط، انضباط مالی است. اگرچه در کشور ما پایبندی به انضباط مالی از نظرها دور مانده، اما رعایت آن از سوی افراد حرفه  از اهمیتی دو چندان برخوردار است. انضباط مالی، خود نتیجه انضباط عمومی است که ما کمتر به آن بها می‌دهیم. باید منضبط بود و دیگران را به انضباط توصیه کرد. نباید با نحوه عمل خود، بی‌انضباطی را به اهل حرفه‌ عملا‌ً آموزش دهیم. دکتر اکبری منظم و منضبط بود و این ویژگی،  به‌گونه‌ای چشمگیر، برکارایی و اثربخشی فعالیتهای او می‌ا فزود.

 

منبع:‌فصلنامه حسابرس

 

دکتر فضل الله اکبری: مصداق مفهوم دانشمند

دکتر فضل الله اکبری: مصداق مفهوم دانشمند

محمد شلیله

 

"چراغ علم را فروزان نگه داریم و پاسش بداریم،

مبادا که روزی فروافتد و همه ما را بسوزاند. آری همه ما را بسوزاند."

 

برتولت برشت‌

 

 

پیش از مصاحبه سال 1372 با آقای دکتر اکبری‌

فکر می‌کنم ماههای آخر سال 1370 بود. در پی کوششی که به عنوان همکار ماهنامه <حسابدار> پیش گرفته بودم که بخشی از تاریخ و پیشینه حسابداری ایران را تا آن اندازه که در توانم بود مستند گردانم، از جمله به آقای دکتر اکبری مراجعه کردم و درخواست مصاحبه‌ای با ایشان.  گفتند علا‌قه‌ای به مصاحبه کردن ندارند و نه حرفی برای گفتن. شیوه محکم و مهربان، اما جدی بیان‌شان مرا از اصرار و تکرار تقاضایم باز داشت. اما از پیگیری موضوع، از راهی و در زمانی دیگر، نه. آقای دکتر اکبری خود پدیدآورنده تحولا‌ت چشمگیر وبرجسته‌ای در تاریخ حسابداری ایران بودند و هم در این باره آگاهیهای بسیار داشتند. چندی بعد با ایشان تماس گرفتم، گفتم ویژه نامه‌ای از ماهنامه <حسابدار> در دست انتشار است و پیش‌بینی شده است در این ویژه نامه با برخی استادان حسابداری مصاحبه داشته باشیم و پرسیدم اجازه می‌دهند در این شماره مصاحبه‌ای با ایشان انجام دهیم؟ همچنان مهربان و گرم، اما باز نپذیرفتند. به دوستی که ارتباط عمیق و درازمدت با آقای دکتر اکبری داشتند مراجعه کردم. درخواست کردم به آقای دکتر اکبری اطمینان دهند که قصد ما از مصاحبه تنها مستند کردن بی‌طرفانه تاریخ حسابداری است، از غوغاگری پرهیز می‌کنیم و به اصالت‌  نقل قولها  وفا داریم. این بار نیز از انجام مصاحبه پرهیز کردند. اما من نیز که بر انجام این کار مصمم بودم، چندی بعد یادداشتی خطاب به ایشان نوشتم با این مضمون (آن یادداشت را اکنون دردست ندارم) که جنابعالی پدید آورنده تحولا‌ت چشمگیری در تاریخ حسابداری ایران هستید و افزون‌بر این آگاهیهای بسیار سودمندی از جریان تکامل و تحولا‌ت دانش حسابداری ایران دارید و افزودم، شما به عنوان شخص آقای دکتر اکبری مخیر هستید در مورد آنچه که به شخص شما مربوط می‌شود از انجام مصاحبه و گفتگو پرهیز فرمایید، اما نقش، تجربیات و آگاهیهای شما در مورد تاریخ تحولا‌ت حسابداری ایران متعلق به جامعه است و گستاخی کردم و نوشتم، مستند کردن این تجربیات و آگاهیها حق این جامعه است و ادامه دادم براین اساس است که بر تقاضای قبلی خود پای می‌فشارم و استدعا می‌کنم اجازه فرمایید که مصاحبه موردنظر با جنابعالی انجام گیرد. چند روزی از ارسال این یادداشت نگذشته بود که یادداشتی را با دستخط چشم نوازشان دریافت کردم، با این مضمون (آن یادداشت را در اختیار ندارم) که استدلا‌ل شما را در مورد انجام مصاحبه می‌پذیرم و برای انجام مصاحبه آماده‌ام. از همین روست که در آغاز آن مصاحبه (نگاه کنید به: ماهنامه <حسابدار>، شماره 97-98، مرداد 1372) گفته‌اند "شاید احساس کرده باشید که از مصاحبه گریزانم زیرا نه متاعی درخور عرضه دارم و نه داعیه شهرتی در سر. به گفته شاعر:

بیگانگی شده است به عالم مراد من     یادش به خیر هر که نیفتد به یاد من‌

ولی شرمندگی حاصل از مراجعات مکرر وادار به اجابتم می‌کند"

مصاحبه انجام گرفت. صورت تنظیم شده‌اش را برای ایشان فرستادم، یادداشتی را که در آن کریمانه حد فروتنی  نگه داشته اند و خوشبختانه محفوظش داشته‌ام از ایشان دریافت کردم که با دستخط خودشان درصفحه  بعد  می‌خوانید.

 

 

شرح زندگی و دستاوردهای زنده یاد دکتر اکبری نیازمند بررسی دقیق شرایط و دورانی است که در آن زندگی و کار کرده‌اند، و به بررسی ویژگیهای شخصیتی، عملکردها و آثار تحقیقی و تالیفات‌شان نیاز دارد. انجام آن نیز مستلزم همکاری و مشارکت پژوهشگران دارای صلا‌حیت در این زمینه است، به‌ویژه مشارکت کسانی که همکاری نزدیک و درازمدت با آقای دکتر اکبری داشته‌اند. حال آنکه این نوشته مختصر یادواره‌ای است به قصد ادای احترام.

دکتر اکبری، از نظر مرتبه دانشوری، در مفهوم دقیق کلمه «دانشمند» بودند. به این معنی که هر موضوعی در منظر آگاهی‌شان قرار می‌گرفت، پرسشگرانه و شکاکانه بازش می‌کاویدند تا مگر آن را بپذیرند، نقد کنند یا در بررسی بیشتر، بسط و توسعه‌اش مشارکت جویند. شأن علم را نگه می‌داشتند و در همه حال به اصول و ضوابط مشی علمی وفادار بودند. این ویژگی که در همه رفتارها و کردارهایشان آشکار بود، سرشتی یگانه را در وجودشان پدید آورده بود. عرصه ژرف‌کاوی‌هایشان به حوزه مجرد دانش تخصصی‌شان محدود نبود. پدیده‌ها، نظریه‌ها و دستاوردهای علمی را از جنبه معرفت شناختی نیز به سنجش می‌گرفتند و توضیح می‌دادند. کل‌نگر بودند و همه جانبه‌نگر. به دانش نه به عنوان نهادی که کارش نفی یا اثبات باشد، بلکه به عنوان پویشی در تعامل با جهان هستی و واقعیت در راستای افزایش شناخت و آگهی، با نیت توسعه و پیشرفت زندگی انسان می‌نگریستند. گستره شناخت و وسعت دانش و مطالعات‌شان فراتر از دانش تخصصی‌شان بود. در پژوهشها و بررسیهایی که انجام می‌دادند تنها به منابعی که ادبیات رسمی آن‌رشته از دانش را تشکیل می‌دهد بسنده نمی‌کردند، بیش از این با شهامتی که از شناخت وسیع‌شان از دیگر حوزه‌های دانش و معرفت و از جمله ادبیات اجتماعی و فلسفی سرچشمه می‌گرفت، پیوندهای معرفت شناختی موضوعهای تخصصی حسابداری را با سایر مقوله‌ها برقرار می‌کردند و آشکار می‌ساختند. با همه این اوصاف و با همه تسلطی که در مقوله‌های نظری و معرفت شناختی داشتند، عملگرا بودند و به همان اندازه که به بسط و توسعه دانش نظری تخصصی خویش می‌اندیشیدند در ترویج کاربرد آن نیز می‌کوشیدند.

طرز سخن گفتن و شیوه نوشتن‌شان در همه حال، بویژه هنگامی که موضوعی علمی را توضیح می‌دادند و بررسی می‌کردند شفاف، رسا و روان و دقیق بود.در گزینش تک تک واژه‌ها سختگیر بودند تا مگر واژه‌های بکار گرفته شده تنها برمعنای مورد نظر دلا‌لت کند و درخور درک مخاطب تعریف و پیش‌بینی‌شده‌اش گردد. در نوشتن شیوه‌ای بکار می‌گرفتند که زنجیره کلا‌م با زنجیره استدلا‌ل پیوندِ منطقیِ معنی دار داشته باشد تا راه را بر هرگونه برداشت غیردقیق، مبهم و تفسیرپذیر بربندند. با این حال و به رغم بکار بستن همه این دقایق، نوشته‌هایشان بیش از آنکه پیچیده باشد، روان و رسا و جذاب بود و تاثیرگذار، و بیش از آنکه اندیشه‌ای محدود و تردیدناپذیر را بازتاب دهد، خواننده را به چالش و پرسش و بررسی بیشتر برمی‌انگیخت. برای نمونه مقاله «منتخبات حسابرس» از میان نوشته‌های ایشان، که سال پیش در فصلنامه حسابرس (شماره 23، بهار 1383) به چاپ رسید، و من اکنون به آن دسترسی دارم مطالب پیشگفته را آشکارتر می‌سازد. نخستین نکته‌ای که در این مقاله توجه خواننده را به خود جلب می‌کند ذکر بیتی است از حکیم نظامی با مصرع اول آن: "سررشته عیب ناپدید است"، که ارتباط معنی‌داری با موضوع مقاله دارد و شاهدی است بر رویکرد معرفت شناختی آقای دکتر اکبری به موضوعهای تخصصی که پیش‌تر، از آن سخن به میان آمد. رویکردی که موضوع کانونی مقاله را به ریشه‌هایش پیوند می‌دهد و ژرفای آن را آشکار می‌سازد و به اختصار و به اشاره هشدار می‌دهد که آن «چیزها» (یعنی نارساییها و کاستیهای احتمالی یا همان «عیب»ها) که حسابرسان در کار یافتنش یا در پی اطمینان از مبرا بودن امور از آنها هستند، اموری ساده و بسیط و گذرا نیستند، بلکه نمودی از پدیداری به نسبت پایدار در جهان هستی‌اند. و انتقال پیام پیچیدگی در ذاتِ خود متناقضِ دستیابی به سررشته آن <چیزها> که از مصرع دوم برمی‌آید: "بس قفل که بنگری کلید است". در مقدمه بسیار مختصر اما روشنگر همین مقاله تصریح می‌کنند هدف‌شان از طرح موضوع مقاله این است که "... موجب شود که پژوهشگران نوخواسته حرفه به آن بیندیشند و در جهت تکمیل آن بکوشند" (حسابرس، شماره 23، ص 27). در نخستین قدم در متن همین مقاله، «سئوال اساسی» مقاله را روشن و رسا توضیح می‌دهند و همانجا آشکار می‌سازند که "... در سبک و سنگین کردن اطلا‌عات و انتخاب و گزینش اقلا‌می از آنها "(همان، پیشین)، به‌وسیله حسابرس، "... عوامل بسیاری و از جمله طرز تفکر، دیدگاه حاصل از تحصیلا‌ت و محیط پرورش، تجارب گذشته و انگیزه‌ها و اولویتهای حسابرس..." (همان، پیشین) دخالت دارد. بدین ترتیب معلوم می‌دارند که عوامل متعدد و روابطی پیچیده‌تر و فراتر از رابطه مستقیم بین «حسابرس» در تعریف مجرد آن و موضوع «بررسیهای حرفه‌ای» در مفهوم خاص آن برقرار است. تاثیر چنین رویکردی این است که موضوع بررسی و خواننده آن از جزئی نگری، مطلق‌اندیشی و سطحی‌نگری و یک‌سویه‌نگری در امان می‌ماند. با اینکه در زمان نگارش مقاله، اصطلا‌ح «منتخبات حسابرس» را برای "... اطلا‌عاتی که حسابرس برمی‌گزیند و مستند گزارش خود قرار داد می‌دهد... " (همان، پیشین) مناسب دانسته‌اند با این حال تصریح می‌کنند که این "اصطلا‌ح هرچه باشد، واژه‌ای قراردادی است که نیاز به تعریف و تکمیل دارد تا مفهوم واقعی پیدا کند" (همان، پیشین). و سرانجام نتیجه‌گیری و قضاوت را به تحقیقات بیشتر در آینده ارجاع می‌دهند.

هرگاه پرسشی با آقای دکتر اکبری در میان گذاشته می‌شد، نخست به تدقیق موضوع آن می‌پرداختند، سپس پاسخ آن را یا به بررسی و اندیشه و تفکر بیشتر موکول می‌کردند، یا پرسشگر را به منابع دیگر و به پیش گرفتن شیوه‌ای موثر برای نزدیک شدن به پاسخ ارجاع می‌دادند، یا با صبر و حوصله و دقت و ظرافت یافته‌ها و نظریات‌شان را درخصوص موضوع توضیح می‌دادند، یا به صراحت از هرگونه اظهارنظر پرهیز می‌کردند. نیز اگر در جمعی یا جلسه‌ای برای بحث درباره موضوعی حضور می‌یافتند، تا اطمینان پیدا نمی‌کردند که موضوع مورد بررسی به دقت تعریف شده و روشن است، به سخن در نمی‌آمدند. اگر در چنین موقعیتهایی به اظهارنظر فراخوانده می‌شدند همچنان، ابتدا برحاضران روشن می‌ساختند که درباره چه موضوعی و از چه  زاویه‌ای سخن می‌گویند.

آنچه درباره سرشت علمی آقای دکتر اکبری گفته شد در شیوه تدریس‌شان نیز نمود بارزی دارد: "کوشش من این بوده است که تنها انگیزه و بینش علمی در دانشجویان پدید آورم و آنها را به جستجو و پیگیری در این زمینه‌ها ترغیب کنم. من به دانشجویانم می‌گویم موضوعی را مطرح می‌کنم، شما نیز نظرتان را درباره آن مطرح کنید شاید به آگاهیهای گسترده‌تری در زمینه مورد بحث دست یابیم. طرح مطالب در کلا‌س باید به‌گونه‌ای باشد که دانشجو نیز به اندیشیدن وادار شود، نه اینکه یک رشته مطلب را به صورت یک طرفه عرضه کنیم. چه در این صورت دانشجو با رکود فکری روبه‌رو می‌شود " (مصاحبه، مجله حسابدار، شماره 97 و 98 ، مرداد 372  ، ص16 -15)  .

از نظر آقای دکتر اکبری آموختن وظیفه استاد و حق دانشجوست. ذکر خاطره‌ای از زبان خودشان روشنگر نظرشان در این مورد است: "زمانی در شورای دانشکده‌ای که ریاست آن را برعهده داشتم، قبل از جلسه شورا در جمع همکاران پرسشی را مطرح کردم که از نظر همکارانم در این زمینه آگاه شوم و آن اینکه اگر دانشجویی در کلا‌س شما خوابش ببرد چکار می‌کنید؟ یکی گفت من اسم او را به نحوی صدا می‌کنم که یکه بخورد و ازخواب بیدار شود. دیگری گفت به طرف او حرکت می‌کنم و می‌کوشم تا با صدای پایم او را بیدار کنم. سومی گفت از او می‌خواهم کار ویژه‌ای مانند بستن در کلا‌س را انجام دهد و... سرانجام یکی از همکاران پرسید شما چکار می‌کنید، گفتم من کاری نمی‌کنم، می‌گذارم بخوابد، بعد می‌روم منزل و با تاسف به حال خودم گریه می‌کنم. چون زمانی که او به کلا‌س آمد و من وارد کلا‌س شدم خواب نبود، من خوابش کردم. حتماً نقصی در مطالب بوده و من نتوانستم اشتیاق او را برانگیزم"(همان، پیشین، ص 16-15). آموزش از نظر آقای دکتر اکبری انتقال یک رشته آگاهیها از سوی استاد به دانشجو نیست. وظیفه معلم از نظر ایشان "... ایجاد انگیزه تفکر در دانشجوست... چه بسا فکر دانشجو در مواردی از فکر معلم رساتر باشد... موارد بسیاری را به یاد دارم که فکر دانشجویانم به نظر من از فکر خودم رساتر بوده است" (همان، پیشین، ص 16-15).

وفاداری به اصول و ضوابط مشی علمی نزد آقای دکتر اکبری تنها به مقوله تالیف و تحقیق محدود نبود، بلکه نوع شغلی را که انتخاب می‌کردند نیز دربر می‌گرفت. همواره مشاغلی را برگزیده‌اند که وظیفه آن ترویج دانش یا گسترش ظرفیتهای توسعه علم و دانش بود. خودشان می‌گویند: " هیچگاه کارم از آموزش منفک نبوده است" (حسابدار، شماره 97-98، مرداد 1372، ص 124). استاد دانشگاه در ایران و کشورهای دیگر، بنیانگذار و موسس و رئیس دانشکده علوم اداری دانشگاه تهران و معاون آموزشی و پژوهشی وزارت علوم و آموزش عالی  و سرانجام زمانی که بین انتخاب تدریس در دانشگاهها که بارها از ایشان دعوت شده بود و کار در مرکز تحقیقات تخصصی  حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی مخیر بوده‌اند، از آنجا که نتیجه می‌گیرند کار در مرکز اخیرالذکر "ماندنی است و قائم به شخص نیست که به حیات مولف بستگی داشته باشد..."  (همان، پیشین، ص 17)، کار در این مرکز را به تدریس در دانشگاه ترجیح می‌دهند.

آقای دکتر اکبری همپای کوششهای بی‌وقفه و تاکیدشان بر ترویج و گسترش دانش نظری حسابداری به ترویج کاربرد اثر بخش دستاوردهای دانش حسابداری در عمل نیز می‌اندیشیدند. جنبه کاربرد دانش حسابداری در تالیفاتشان همسان جنبه نظری آن برجسته و چشمگیر است. به رغم آنکه بیشتر به کار تدریس و تحقیق و تالیف اشتغال داشته‌اند اما همراه با سایر بنیانگذاران انجمن حسابداران ایران (1343) که اغلب آنان حسابداران حرفه‌ای بوده‌اند در تاسیس این انجمن همکاری و مشارکت داشته‌اند. آقای دکتر اکبری همچنین بر تحولا‌ت، پیشرفتها و کاستیهای کاربرد حسابداری در ایران وقوف کامل داشتند و آن را به دقت پیگیری می‌کردند.

آقای دکتر اکبری چنانکه مشی دانشمندان بی‌طرف و واقع گراست، روابطشان را با دیگران، بویژه فاصله‌شان را با مراجع قدرت و نمایندگان آن با دقت و حساسیت بسیار تنظیم می‌کردند. در عین حال که حرمت همگان را نگه می‌داشتند با اطرافیان رفتاری محکم، منطقی و مهربان داشتند. استوار و قاطع، اما اهل اعتدال بودند. بی‌ادعا بودند و فروتن. از نقد و نفی دیگران پرهیز می‌کردند و مراعات حقوق دیگران را از هر حیث می‌کردند.

تردیدی نیست که آقای دکتر اکبریِ دانشمند نیز مانند انسانهای دیگر زاده شرایطی هستند که در آن زیسته‌اند، به عقیده خودشان "... آدمی تا اندازه‌ای به جایی راه می‌برد که مقدر است" (همان، پیشین، ص 6). نگارنده در مقاله <دهه 1340: دکتر عزیز نبوی و دیگران> (فصلنامه <حسابرس>، شماره 22، زمستان 1382) مطرح کرده است که "... با احتیاط کامل می‌توان گفت دست کم کسانی که در رشته حسابداری به عنوان پیشگامان توسعه دانش نوین حسابداری (در ایران) نامور شده‌اند، دستاوردهایشان برزمینه امکانات ساختاری و نهادی دوران فعالیتشان تحقق یافته است" (همان، پیشین، ص 56) در حالیکه " نقش فردی این پیشگامان نیز در کنار عوامل نهادی و ساختاری در اندازه‌های متفاوت حسب مورد در پیوند با یکدیگر به تحولا‌ت بنیادین حسابداری نوین در ایران انجامیده است" (همان، پیشین، ص 57). نگارنده همانجا افزوده است "... نقش فردی پیشگامان مورد بررسی (اسماعیل عرفانی، حسن سجادی‌نژاد، دکتر فضل‌الله اکبری و دکتر عزیز نبوی) در توسعه دانش حسابداری در ایران به نحو قاطع تعیین کننده بوده است" (همان، پیشین). این «نقش» در مورد آقای دکتر فضل‌الله اکبری به گفته خودشان محصول «علا‌قه به‌کار» (ماهنامه «حسابدار»، شماره 97-98، مرداد 1372، ص 124) و به عقیده نگارنده محصول احساس «مسئولیت» نسبت به توسعه و پیشرفت جامعه و «ایمان» به چاره‌جوییها و راهگشاییهای «علم» نیز بوده است.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

به یاد دکتر اکبری، گلی که از میان ما رفت

به یاد دکتر اکبری، گلی که از میان ما رفت

سیدمحمدرضا فاطمی

 

از شماره دوچشم یک تن کم

و ز شمار خرد هزاران بیش‌

 

خود را در محضر استاد گرانقدر فاضل، دکتر فضل‌الله اکبری احساس می‌کنم؛ انسانی موقر، آرام، متین، مهربان، متواضع و بزرگوار. با آن چشمهای نافذ و تبسم همیشگی برلب که همه از ایمان کاملش نشأت می‌گرفت. باور نمی‌کنم که او رفته است و در میان ما نیست. چه‌بر اساس فرمایش شیخ‌اجل:

 

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

 

 

ایشان نرفته‌اند و نخواهند رفت چون نام و یاد و یادگارهایش برای همیشه نزد شاگردان، دوستان و علا‌قه‌مندانشان و همچنین نزد تمامی اهل حرفه حسابداری کشور به نکویی زنده و جاوید است.

با خود می‌گفتم چگونه بوده است که بزرگانی همچون ایشان در حدود پنجاه سال پیش که شناختی از علم حسابداری و مالی و اداری در کشور وجود نداشت، بی‌هیچ تردیدی دست به تدریس و تألیف و تدوین کتابها و موضوعاتی می‌زده‌اند که هنوز هم عجیب می‌نماید. آیا این کارها جزبا عشق و علا‌قه مطلق به مملکت و مردم و سرنوشت آنها میسر می‌شده است؟!

روزی از ایشان شنیدم که می‌فرمودند: "الحمدلله امروزه وضع حرفه حسابداری کشور خیلی پیشرفت کرده است.صدها دانشجو استاد در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور به تحصیل و تدریس مشغول و هزاران نفر در مؤسسه‌های مختلف به کارهای حرفه‌ای می‌پردازند که این وضعیت در گذشته اصلا‌ً قابل تصور نبود."

اینها همه از برکات تلا‌ش و زحمات طاقت‌فرسای ایشان و امثال ایشان است که واحدهای اقتصادی و اداری کشور را بهره‌مند ساخته است و آن بزرگواران هرگز خود چنین ادعائی نداشتند.

با خود می‌گفتم؛ پروردگارا چه می‌شد اگر گلی همچون  دکتر اکبری دگربار در عرصه حیات می رویید تا با  عطر و رایحهِ دل‌انگیزش محیط آموزشی و حرفه‌ای ما را معطر می‌ساخت ؟

با خود می‌گفتم، چه می‌شد اگر بوته گلی می‌رویاندی که گلهای محمدی، یاس، نرگس و اقاقیا را با رنگهای چشم‌نواز سرخ، ارغوانی، زرد و سفیدش یک‌جا می‌آورد؟

مگر‌نه اینکه ایشان چنین بودند؟ اگر نبود پس چرا شعر و ادبیات را عالی می‌دانست، خط را به نهایت زیبا می‌نوشت، در تحقیق و تألیف و تدریس بی‌نظیر بود و بیشتر آثار برجسته متقدمین و متاخرین را از حفظ داشت و گاه به مناسبت برایمان می‌خواند؛  قرآن، حدیث، تاریخ، ادبیات فارسی و عربی را با علوم جدید ریاضی و مالی به‌هم میآمیخت  و همه را یک‌جا و در نهایت زیبایی ارائه می‌کرد.

اما... افسوس! افسوس که دست تقدیر او را از ما گرفت و بعید است که در این کویر غدّار، به این زودیها چنین گلی بروید.

خدایش بیامرزاد و قرین رحمت و مغفرت خویش قرار دهاد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

فرهنگ اصطلاحات حسابداری (میراث استادان فقید حسن سجادی نژاد و دکتر فضل الله اکبری)

فرهنگ اصطلاحات حسابداری

میراث استادان فقید حسن سجادی نژاد و دکتر فضل الله اکبری

گفتگو با آقای مصطفی علی مدد

 

حسابرس‌

 

گفته شده، یعنی خود شما هم گفته‌اید، که کار فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری به سرانجامی رسیده است. در آغاز می‌خواهیم کمی درباره سرگذشت این فرهنگ و نقش و سهم پژوهشگران مختلف، به ویژه نقش و سهم استاد فرزانه دکتر فضل‌الله اکبری در تهیه آن صحبت بفرمایید.

 

علی‌مدد

 

اندیشه تهیه فرهنگی جامع برای اصطلا‌حات حسابداری از آغاز شکلگیری مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی وجود داشت ؛ برنامه‌هایی هم برای آن تهیه شد، کارهایی هم انجام گرفت که نیمه تمام است. علا‌وه بر این اقدامات، زمینه‌سازی  برای تدوین یک فرهنگ  نیزانجام شده که از جمله می‌توان به ارائه برابرهای فارسی اصطلا‌حات انگلیسی در اغلب نشریات انتشار یافته به وسیله مرکز و ارائه تعاریف اصطلا‌حات در برخی از نشریات، برشمرد. ضمناً برخی از کارهای نیمه تمام قبلی نیز کماکان ادامه دارد. اما کار تدوین فرهنگ مورد نظر شما از زمانی شروع شد که شادروان استادحسن سجادی‌نژاد افتخار همکاری را به مرکز تحقیقات حسابداری دادند. ایشان کار جداگانه‌ای را در زمینه تهیه و تدوین فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری انگلیسی- فارسی برمبنای فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری تالیف درک فرنچ(Derek French)  از انتشارات انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز شروع کردند و تا اواسط حرف «سی»(C) پیش بردند. اما متاسفانه در همین اثنا  به رحمت ایزدی رفتند و آن کار مدت درازی نیمه تمام و معوق ماند. بنابه درخواست آقای ملک‌آرایی، آقای دکتر اکبری موافقت فرمودند کار نیمه تمام مرحوم سجادی‌نژاد را در محدوده‌ای که بود تکمیل کنند و می‌دانید که آن مطالب یعنی حروف «آ» (A) تا «سی»(C)  در سال 1376 منتشر شد که ادای دینی بود به مرحوم سجادی‌نژاد. از آن پس آقای دکتر اکبری کار تهیه فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری را با افزودن منابع مورد مراجعه و گستراندن دامنه کار ادامه دادند و تا پایان سال 1381 حروف «دی» (D) تا «ک»(K)  را تهیه کردند که در خرداد سال 1382 منتشر شد. به حرمت استادمان مرحوم سجادی‌نژاد، با نظر آقای دکتر اکبری و تایید آقای ملک‌آرایی عنوان کتاب به فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری سجادی‌نژاد- اکبری تغییر داده شد تا نام این دو بزرگوار که بر فرهنگ حسابداری در ایران حق بسیار دارند آذین فرهنگ بشود. به هر تقدیر، آقای دکتر اکبری کار تهیه و تالیف فرهنگ را با کوشش بیشتر ادامه دادند به‌طوری که حتی در زمانی که برای استراحت و معالجه در لندن بودند کار را ادامه دادند و در پایان سال گذشته کار تهیه و تدوین بقیه حروف را هم به اتمام رساندند و به این ترتیب، کار تکمیل شد و به قول خودشان "به دیگری نگذاشتند کار ناقص را".

 

حسابرس‌

 

با توجه به آماده بودن آخرین بخش فرهنگ، آیا قرار است که به طور جداگانه منتشر شود؟ و اگر چنین است برای انتشار آن چه کارهایی باید انجام شود و کی منتشر می‌شود؟

 

علی‌مدد

 

البته این سئوال را قاعدتاً باید از آقای ملک‌آرایی بپرسید، ولی چون من هم در جریان هستم پاسخ می‌دهم. چاپ جداگانه بخش آخر فرهنگ، این مزیت را دارد که در مدت کوتاهی و با یک مرور ساده مطالب، انجام شدنی و حداکثر ظرف یکی دو ماه عملی است. اما به نظر رسید که چاپ یک جای تمام کتاب در یک مجلد قابلیت امکان استفاده از آن را به میزان درخور توجهی افزایش دهد. بنابراین، فعلا‌ً تصمیم بر چاپ یک جای تمام بخشهاست. اما برای این‌کار باید تمام کتاب از لحاظ هماهنگی اصطلا‌حات با نشریات مرکز و عطفهای متقابل بررسی و ویرایش شود و این کار تا حدودی زمان براست. با این حال گمان می‌کنم بشود در نیمه دوم امسال کتاب را آماده چاپ کرد.

 

حسابرس‌

 

آقای دکتر اکبری در مقدمه بخش دوم فرهنگ از همکاری شما در تهیه آن بخش یاد و تشکر کرده‌اند. ممکن است قدری هم از تجربه همکاریتان با ایشان صحبت کنید؟

 

علی‌مدد

 

من سالهای سال رهین محبت آقای دکتر اکبری بوده‌ام و سایه محبت ایشان تا زنده‌ام بر سرم خواهد ماند. در کارهای دیگری که با نظر ایشان انجام شد و به تالیف مشترک انجامید می‌توانم از تجربه همکاریم مطالبی بگویم ولی در مورد فرهنگ اصطلا‌حات تنها کمکی که در بخشهای اول و دوم کردم مطالعه متون تهیه شده و در مواردی بسیار معدود، نظری‌یا پرسشی‌درمورد چنداصطلا‌ح بود؛

همین و بس. البته در حال حاضر که قرار است فرهنگ انگلیسی- فارسی حسابداری سجادی‌نژاد-اکبری در یک مجلد آماده شود درنظر دارم که کل مطالب را از لحاظ هماهنگی اصطلا‌حات با نشریات مرکز و عطف یافتن اصطلا‌حات مختلف به یکدیگر ویرایش کنم و این‌کار مستلزم یاری آقایان ملک‌آرایی، عالی‌ور و ارباب‌سلیمانی و دیگر همکاران مرکز است.

 

حسابرس‌

 

به نظر شما برای اینکه یک فرهنگ منسجم اصطلا‌حات حسابداری فراهم شود چه اقدامات دیگری لا‌زم است؟

 

علی‌مدد

تهیه فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری انگلیسی-فارسی در کشور ما سابقه‌ای طولا‌نی دارد. اگر درست به یاد داشته باشم نخستین کوشش جدی و ارزشمند در این زمینه کار آقایان قشقایی، زینی و گرو در دهه 1340 است. کارهای با ارزش دیگری هم در سالهای اخیر به‌وسیله تعدادی از استادان دانشگاهها و پژوهشگران به عمل آمده که درخور ستایش است. به نظر می‌رسد که بزرگترین نقص ما در این زمینه تداوم نیافتن کارها باشد. سراغ ندارم کاری را که مثلا‌ً یکی شروع کرده و خودش یا دیگری به تجدیدنظر اساسی یا اصلا‌ح یا حتی ویرایش آن پرداخته باشد. بنابراین اگر فرهنگ انگلیسی-فارسی حسابداری که حاصل کار آقای دکتر اکبری است به دفعات و در طول زمان توسط اشخاص با صلا‌حیتی تجدیدنظر و ویرایش شود یکی از نیازهای اصلی ما در زمینه فرهنگ منسجم حسابداری حل می‌شود. نیاز دیگر ما فرهنگ اصطلا‌حات یا لغت‌نامه  حسابداری فارسی است که اصطلا‌حات رایج حسابداری در ایران را تعریف کند و برابرهای انگلیسی آنها را هم دربرداشته باشد. در این مورد کاری کرده‌ام که ناتمام است اما مسلما تکمیل فرهنگ انگلیسی-فارسی استاد  دکتر اکبری می‌تواند آن‌کار را هم تسهیل کند. امیدوارم روزی آن‌کار را به انجامی برسانم.

 

حسابرس‌

 

کمی از ویژگیهای این فرهنگ و گستره واژگانی که دربر می‌گیرد بگویید.

 

علی‌مدد

 

در فرهنگ تالیف شده، بویژه در بخش آخر آن یعنی حروف «ال» (L) تا «زد»  (Z)تقریباً تƒمام اصطلا‌حاتی که می‌تواند در حسابداری کاربرد داشته باشد آمده و دراغلب موارد به‌طور کامل تعریف شده و در برخی از موارد فقط به ذکر برابر اکتفا شده است. دلیل این گستره وسیع هم استفاده از اکثر فرهنگهای معتبری است که در زمینه اصطلا‌حات حسابداری در جهان و در سالهای اخیر منتشر شده.

 

حسابرس‌

 

منبع اصلی انگلیسی مورد استفاده کدام است؟

 

علی‌مدد

 

در بخش اول که کار مشترک آقای دکتر اکبری و مرحوم سجادی‌نژاد است ماخذ اصلی، فرهنگ منتشر شده ازطرف انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز است که قبلا‌ً گفتم.  ولی حتی در آن بخش هم از سه فرهنگ دیگر استفاده شده است. در بخش دوم و بخش آخر منبعی را به عنوان ماخذ اصلی نمی‌توان نام برد چون بنابه مورد از فرهنگهای مختلف اصطلا‌حات حسابداری استفاده شده است.

7 فرهنگ مختلف اصطلا‌حات حسابداری در بخش پایانی مورد استفاده و استناد آقای دکتر اکبری قرار گرفته که موجود است.

 

حسابرس‌

 

از چه روشها و اسلوبی در معادل‌یابی یا معادل‌سازی در این فرهنگ استفاده شده است؟

 

علی‌مدد

 

جواب دقیقی برای این موضوع ندارم. اما شاید اشاره به چند نکته لا‌زم باشد. اول اینکه هر دو بزرگوار یعنی مرحومان سجادی‌نژاد و دکتر اکبری دانش گسترده‌ای در فرهنگ و ادب فارسی داشتند و شاید بیش از آنکه حسابدار باشند ادیب بودند. دوم اینکه هر دو بزرگوار بر زبان انگلیسی درحد زبان مادری تسلط داشتند و سوم اینکه هر دو بزرگوار اندوخته بزرگی از تجربه در آموزش، پژوهش، ترجمه و تالیف کتاب داشتند. گمان می‌کنم که این خصایص به خودی خود آنها را در مقام مرجعیت وضع معادل فارسی برای اصطلا‌حات حسابداری انگلیسی قرار می‌دهد. در مورد آقای دکتر اکبری که اطلا‌عات بیشتری دارم و به هرحال، فرهنگ مورد گفتگو عمدتاً حاصل کار ایشان است، باید بگویم که ایشان از دوره جوانی به کار فرهنگ نویسی پرداخته بودند و با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ انگلیسی-فارسی همکاری داشته‌اند. اما از مطالعه فرهنگ و یادداشتی که آقای دکتر اکبری مرقوم فرموده‌اند چنین برمی‌آید که برای هر واژه منابع مختلفی را مورد بررسی قرار داده‌اند و واژه‌ای را به عنوان معادل انتخاب کرده‌اند که بیشترین تناسب را با تعریف اصطلا‌ح داشته‌است. بدیهی است که اینکار مستلزم مراجعه به فرهنگهای فارسی و فرهنگهای انگلیسی -فارسی در رشته‌های مختلف از جمله حقوق و ریاضیات و آمار بوده است.

 

حسابرس‌

 

چه مشکلا‌تی در تدوین فرهنگ وجود داشته و دارد و این مشکلا‌ت تا چه اندازه حل شده، بویژه در زمینه گزینش یا ساخت معادلها؟

 

علی‌مدد

 

از مشکلا‌تی چون فراهم نبودن امکان استفاده از خدمات تعدادی پژوهشگر علا‌قه‌مند که برای چنین کاری محل نیاز است می‌گذرم و فقط به گزینش و ساخت معادلها می‌پردازم. مرحوم سجادی‌نژاد در مقدمه جلد دوم کتاب هزینه‌یابی، آخرین اثرشان، می‌نویسند: "اولین مشکلی که در چند دهه اخیر... مورد توجه محافل مالی و حسابداری مدیریت قرار گرفته... انتخاب برابرهای فارسی برای واژه‌ها و اصطلا‌حات نوین است که وافی به مقصود بوده و بتواند ذهن خواننده و شنونده را به مفاهیم اساسی این اندیشه‌ها که پیش از این رایج نبوده‌اند سوق دهد... این مشکل، نویسنده را از تلا‌ش در راه رسیدن به واژه‌ها و ترکیبات متبادر به ذهن در زبان فارسی در حد امکان و توان خود باز نداشته... اما تجربه‌ای دوباره و چندباره لا‌زم است تا به دقیقترین واژه ممکن برای ادای یک مفهوم برسیم، آنچنان که خواص را پسند افتد و عوام نیز معنایش را دریابند". به روایت آقای دکتر اکبری" فرهنگ‌نویسی هیچگاه رضایت خاطر نمی‌آورد چه، هر اصطلا‌حی هر چند پذیرفتنی و خوب باشد باز ممکن است  بهتر شود." مطالب این بزرگواران دشواری معادل گزینی برای اصطلا‌حات خارجی را بدرستی نشان می‌دهد. اما نکته دیگری هم هست که کار را بسیار دشوارتر می‌کند و آن تداول ترجمه  لفظ به لفظ اصطلا‌حات خارجی است، بخصوص در مواردی که این‌گونه برگردان هیچ رابطه‌ای با مفهوم اصطلا‌ح برقرار نمی‌کند. متاسفانه تعدادی از مترجمان در تمامی رشته‌های دانش به ترجمه لفظ به لفظ اصطلا‌حات خارجی می‌پردازندبدون آنکه به رابطه الفاظ فارسی انتخاب شده با مفهوم اصطلا‌ح خارجی مرتبط توجهی بکنند. این موضوع زمانی اسف‌انگیزتر می‌شود که در متون رسمی مثل قوانین و استانداردها هم همین شیوه به‌کار رود. برای مثال عنوان یکی از قوانین در شرف تصویب، <پول‌شویی> است در مقابل‌ <>Money Laundry که در زبان فارسی رابطه‌ای بین آن و مفهوم اصطلا‌ح که <تطهیر پول نامشروع> است دیده نمی‌شود؛ و یا مترجمی در متنی مربوط به بازار سرمایه، اصطلا‌ح <>Blue Sky را به <آسمان آبی> ترجمه کرده که هیچگونه رابطه‌ای با مفهوم اصطلا‌ح که <وضعیت مساعد یا آرام> بازار است ندارد. مشابه این اشکالا‌ت در همه جا دیده می‌شود، از جمله در استانداردهای حسابداری و حسابرسی. مشکل نویسنده یک فرهنگ در گزینش معادل، زمانی بƒه اوج خود می‌رسد که ناچار می‌شود تعدادی از این‌گونه اصطلا‌حات نادرست و نارسا را به رغم اعتقاداتش و فقط برای کامل بودن مطلب بیاورد. گله‌ام در این مورد زیاد است افسوس که نظر آن بزرگواران را ندانستیم.

 

حسابرس‌

 

با تشکر از شما، سئوالا‌ت ما تمام شد آیا مطلبی هست که بخواهید اضافه کنید؟

 

علی‌مدد

 

من هم از شما متشکرم. صحبت کردن درباره استاد بزرگوار مرحوم سجادی‌نژاد همواره برایم خوشایند است و استدعای رحمت‌الهی برای ایشان دارم. در مورد آقای دکتر اکبری هنوز نتوانسته‌ام سفر ایشان به ملکوت را باور کنم. دلم می‌خواست متن این مصاحبه را می‌گذاشتم روی میزشان و و فردا نظر ایشان را که با خطی زیبا و ترتیبی دلپذیر روی کاغذی نظیف نوشته شده بود دریافت می‌کردم و بعد متن را به شما تحویل می‌دادم. دریغ که ممکن نیست. پس امیدوارم این مطالب موجب دلتنگیشان نشود.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

بدهی زدایی یا وامکاهی

بدهی زدایی یا وامکاهی

دکتر فضل الله اکبری

 

مطلب حاضر از یادداشتهایی است که زنده یاد دکتر فضل الله اکبری برای تکمیل کتاب بررسی تحلیلی تهیه کرده بودند. این مطلب برای اولین بار در مجله حسابرس به چاپ می رسد.

 

 

 

مواردی پیش می‌آید که مدیران شرکتی می‌خواهند از بدهیهای خود بکاهند، ولی وامی که گرفته‌اند و یا اوراق قرضه‌ای که صادر کرده‌اند از لحاظ سررسید و سایر جهات شرایطی را مقرر می‌دارد که انجام این منظور را مانع می‌شود.

انگیزه واریز بدهی قبل از موعد ممکن است موجبات و دلا‌یل مختلف داشته باشد، از آن جمله:

1- مدیران علا‌قه دارند نسبت بدهی به ارزش ویژه در ترازنامه شرکت کاهش یابد، و ترازنامه را که به مرجعی ارائه می‌دهند وضع و جلوه بهتری پیدا کند.

2- شرکت بهترین راه استفاده از نقدینگی خود را واریز بدهی تشخیص دهد.

3- پیش‌بینی می‌شود تصفیه بدهی در آینده که سررسید آن فرا می‌رسد با مشکلا‌تی مواجه گردد.

4- سرمایه‌گذاری در طرحی جدید سودمندتر تشخیص شود در حالی که این دو مانعت‌الجمع باشند.

5- درخواست وامی جدید مستلزم آن باشد که بدهیهای گذشته تقلیل یابد.

6- احتمال می‌رود شروع به بازخرید اوراق قرضه، ارزش روز آنها را افزایش دهد.

اصولا‌ً حذف بدهی از دفاتر و صورتهای مالی به دو راه انجام می‌شود: یکی برائت‌ذمّه  1 و دیگری به روشی که آن را بدهی‌زدائی2 یا وامکاهی عنوان داده‌ایم.

در روش اول واریز بدهی و تصفیه آن به طریقی که در قوانین و قراردادها مشخص شده است انجام می‌گیرد و در نتیجه آثار حقوقی دین‌از بین می‌رود و در واقع پس از واریز آن بدهکار مسئولیتی ندارد و رابطه او با بدهی قطع می‌شود.

اما در روش دوم یعنی بدهی‌زدایی، که براساس بیانیه استانداردهای حسابداری مالی3 از سال 1983 در امریکا مجاز تشخیص شده است، بدهکار می‌تواند، از طریق بدهی‌زدائی، دین خود را از حسابها و صورتهای مالی حذف کند به این ترتیب که پول نقد و یا اوراق بهادار خالی از خطر4 را به معنی معادل اصل و بهره و یا سود متعلق به بدهی در حساب امانی غیرقابل برگشتی5 تودیع نماید و در واقع مبلغی را که لا‌زم است به طلبکار یا طلبکاران تادیه شود کلا‌ً به این حساب بسپارد.

همزمان با انتقال وجوه به حساب امانی مزبور، شرکت، حساب بدهی و همچنین اوراق بهادار منتقل شده را از دفاتر و صورتهای مالی خود حذف می‌کند  واگر بین این دو مبلغ یعنی مانده بدهی اعم از اصل و بهره و آنچه به منظور حذف آن به حساب امانی منتقل می‌شود تفاوتی باشد آن را به عنوان سود و یا زیان تصفیه بدهی قبل از موعد منظور می‌دارد.

گرچه به طریق بالا‌، حساب بدهی از دفاتر و صورتهای مالی حذف می‌شود، ولی باید توجه داشت که شرکت از لحاظ حقوقی و بر طبق شرایط اخذ وام و یا صدور اوراق قرضه‌ای که به این ترتیب واریز می‌کند تعهداتی خواهد داشت و کلا‌ً برائت ذمّه  حاصل نمی‌نماید. در هر حال در درجه اول (بخصوص در مورد اوراق قرضه) شرکت متعهد و ضامن باقی می‌ماند تا تصفیه کامل حقوقی انجام شود. علا‌وه براین، اگر بدهی ناشی از صدور اوراقی باشد که به طور عام مورد معامله قرار گرفته‌اند، حذف آن از صورتهای مالی به روش بدهی‌زدایی در وضع صادرکننده از لحاظ مسئولیتهایی که صدور آن اوراق ایجاد می‌کند تغییری نمی‌دهد.

بیانیه استانداردهای حسابداری مالی مورد بحث برای حذف بدهی از دفاتر و صورتهای مالی دو شرط گذاشته است: یکی این که حساب امانی که برای تودیع وجوه یا اوراق بهادار انتخاب یا افتتاح می‌شود می‌باید منحصراً خاص واریز تعهدات ناشی از دین معین باشد، و دیگر این که اگر اوراق بهادار به جای پول در حساب مزبور تودیع می‌شود می‌باید لزوماً «خالی از خطر» باشد چه از لحاظ مبلغ و چه از نقطه نظر زمان تبدیل آنها به نقد.  به این منظور، از اوراق بهادار دولتی در این‌گونه موارد استفاده می‌کنند که سررسید و مبلغ آنها منطبق با سررسید و مبلغ بدهی باشد.

در مواردی که بدهی به ارز خارجی باشد، همان شرایط مندرج در بیانیه را باید رعایت کرد فقط با این اختلا‌ف که اوراق بهادار خالی از خطر هم باید به همان ارز خارجی باشد.

روش بدهی‌زدایی را در مورد اجاره‌های بلندمدت6 هم بکار برده‌اند. ولی در این مورد وقتی قابلیت استفاده پیدا می‌کند که تاریخ نهایی آن  مصرحاً معلوم و طبق سند غیرقابل تغییر باشد و به علا‌وه این دو مجدداً بدون تغییر اعلا‌م و تشخیص شود.

از لحاظ مالیاتی، سود و زیان حاصل از کاربرد روش بدهی زدایی را مشمول مالیات ندانسته‌اند. ولی تنها جایی که خلا‌ف آن آمده است در مقررات بیانیه استانداردهای حسابداری مالی شماره 96 مورخ دسامبر 1987 می‌باشد که مقرر می‌دارد که شرکت می‌باید سود یا زیان ناشی از زدایش قبل از موعد بدهی را پس از وضع مالیات منظور و گزارش کند.

 

تاثیر بدهی‌زدایی بر سود

حذف بدهی به طریق بالا‌ مورد بحث بسیار قرار گرفته و جهات مثبت و منفی چندی برای آن ذکر کرده‌اند. مهمترین نکته‌ای که متذکر شده‌اند این است که استفاده از این روش بر مبلغ سود خالص اثر می‌گذارد. مثلا‌ً اگر برای اوراق قرضه یا وام، نرخ بهره‌ای ثابت معین شده باشد و پس از مدتی نرخ بهره در بازار معاملا‌ت بالا‌ رود، مسلماً ارزش دفتری بدهی از هزینه تحصیل اوراق بهادار خالی از خطر بیشتر می‌شود. بنابراین، نتیجه حذف بدهی در این روش، به افزایش سود خالص در صورت سود وزیان می‌انجامد. صاحبنظران بیم آن دارند که ممکن است شرکتها به این روش روآورند و بر استفاده از آن بیفزایند و با این مجوز، معاملا‌تی را صرفاً به خاطر افزایش سود خالص خود، آن هم در زمانی که مناسب دانند، انجام دهند.به هر دلیل شرکتی به بدهی‌زدائی اقدام کند، از آنجا که دلا‌یل و موجبات این عمل موقتی و کوتاه‌مدت محسوب می‌شود، پرسشهایی در ذهن سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی بر می‌انگیزد که در نتیجه، بدهی‌زدائی از لحاظ ارزش و اعتبار کلی شرکت اقدام کننده با دیدی منفی تلقی می‌شود. با وجود این، باید گفت گاه ممکن است استفاده از روش بدهی‌زدائی مطلوب تفسیر شود و آن بیشتر در موقعی است که با حذف بدهی، نوعی بدهی دیگر که دارای شرایط بهتری است جانشین آن شود.

 

 

 

پانوشتها:

 

1- Legal Defeasance

2- Debt Defeasance

 در لغت اصطلاح حقوقی Defeasance به معنی ابطال و مترادفات آن آمده است ولی از آنجا که در این روش ابطال قانونی دین صورت نمی گیرد و تنها هدف حذف آثار بدهی از حسابها و صورتهای مالی است ، اصطلاح بدهی زدایی یا وامکاهی بهتر تشخیص داده شد.

3- Statement of Financial Accounting Standards (SFAS 76)

4- Risk-Free Securities

5- Irrevocable Trust Account

6- Long-Term Leases

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

بدهی زدایی یا وامکاهی

بدهی زدایی یا وامکاهی

دکتر فضل الله اکبری

 

مطلب حاضر از یادداشتهایی است که زنده یاد دکتر فضل الله اکبری برای تکمیل کتاب بررسی تحلیلی تهیه کرده بودند. این مطلب برای اولین بار در مجله حسابرس به چاپ می رسد.

 

 

 

مواردی پیش می‌آید که مدیران شرکتی می‌خواهند از بدهیهای خود بکاهند، ولی وامی که گرفته‌اند و یا اوراق قرضه‌ای که صادر کرده‌اند از لحاظ سررسید و سایر جهات شرایطی را مقرر می‌دارد که انجام این منظور را مانع می‌شود.

انگیزه واریز بدهی قبل از موعد ممکن است موجبات و دلا‌یل مختلف داشته باشد، از آن جمله:

1- مدیران علا‌قه دارند نسبت بدهی به ارزش ویژه در ترازنامه شرکت کاهش یابد، و ترازنامه را که به مرجعی ارائه می‌دهند وضع و جلوه بهتری پیدا کند.

2- شرکت بهترین راه استفاده از نقدینگی خود را واریز بدهی تشخیص دهد.

3- پیش‌بینی می‌شود تصفیه بدهی در آینده که سررسید آن فرا می‌رسد با مشکلا‌تی مواجه گردد.

4- سرمایه‌گذاری در طرحی جدید سودمندتر تشخیص شود در حالی که این دو مانعت‌الجمع باشند.

5- درخواست وامی جدید مستلزم آن باشد که بدهیهای گذشته تقلیل یابد.

6- احتمال می‌رود شروع به بازخرید اوراق قرضه، ارزش روز آنها را افزایش دهد.

اصولا‌ً حذف بدهی از دفاتر و صورتهای مالی به دو راه انجام می‌شود: یکی برائت‌ذمّه  1 و دیگری به روشی که آن را بدهی‌زدائی2 یا وامکاهی عنوان داده‌ایم.

در روش اول واریز بدهی و تصفیه آن به طریقی که در قوانین و قراردادها مشخص شده است انجام می‌گیرد و در نتیجه آثار حقوقی دین‌از بین می‌رود و در واقع پس از واریز آن بدهکار مسئولیتی ندارد و رابطه او با بدهی قطع می‌شود.

اما در روش دوم یعنی بدهی‌زدایی، که براساس بیانیه استانداردهای حسابداری مالی3 از سال 1983 در امریکا مجاز تشخیص شده است، بدهکار می‌تواند، از طریق بدهی‌زدائی، دین خود را از حسابها و صورتهای مالی حذف کند به این ترتیب که پول نقد و یا اوراق بهادار خالی از خطر4 را به معنی معادل اصل و بهره و یا سود متعلق به بدهی در حساب امانی غیرقابل برگشتی5 تودیع نماید و در واقع مبلغی را که لا‌زم است به طلبکار یا طلبکاران تادیه شود کلا‌ً به این حساب بسپارد.

همزمان با انتقال وجوه به حساب امانی مزبور، شرکت، حساب بدهی و همچنین اوراق بهادار منتقل شده را از دفاتر و صورتهای مالی خود حذف می‌کند  واگر بین این دو مبلغ یعنی مانده بدهی اعم از اصل و بهره و آنچه به منظور حذف آن به حساب امانی منتقل می‌شود تفاوتی باشد آن را به عنوان سود و یا زیان تصفیه بدهی قبل از موعد منظور می‌دارد.

گرچه به طریق بالا‌، حساب بدهی از دفاتر و صورتهای مالی حذف می‌شود، ولی باید توجه داشت که شرکت از لحاظ حقوقی و بر طبق شرایط اخذ وام و یا صدور اوراق قرضه‌ای که به این ترتیب واریز می‌کند تعهداتی خواهد داشت و کلا‌ً برائت ذمّه  حاصل نمی‌نماید. در هر حال در درجه اول (بخصوص در مورد اوراق قرضه) شرکت متعهد و ضامن باقی می‌ماند تا تصفیه کامل حقوقی انجام شود. علا‌وه براین، اگر بدهی ناشی از صدور اوراقی باشد که به طور عام مورد معامله قرار گرفته‌اند، حذف آن از صورتهای مالی به روش بدهی‌زدایی در وضع صادرکننده از لحاظ مسئولیتهایی که صدور آن اوراق ایجاد می‌کند تغییری نمی‌دهد.

بیانیه استانداردهای حسابداری مالی مورد بحث برای حذف بدهی از دفاتر و صورتهای مالی دو شرط گذاشته است: یکی این که حساب امانی که برای تودیع وجوه یا اوراق بهادار انتخاب یا افتتاح می‌شود می‌باید منحصراً خاص واریز تعهدات ناشی از دین معین باشد، و دیگر این که اگر اوراق بهادار به جای پول در حساب مزبور تودیع می‌شود می‌باید لزوماً «خالی از خطر» باشد چه از لحاظ مبلغ و چه از نقطه نظر زمان تبدیل آنها به نقد.  به این منظور، از اوراق بهادار دولتی در این‌گونه موارد استفاده می‌کنند که سررسید و مبلغ آنها منطبق با سررسید و مبلغ بدهی باشد.

در مواردی که بدهی به ارز خارجی باشد، همان شرایط مندرج در بیانیه را باید رعایت کرد فقط با این اختلا‌ف که اوراق بهادار خالی از خطر هم باید به همان ارز خارجی باشد.

روش بدهی‌زدایی را در مورد اجاره‌های بلندمدت6 هم بکار برده‌اند. ولی در این مورد وقتی قابلیت استفاده پیدا می‌کند که تاریخ نهایی آن  مصرحاً معلوم و طبق سند غیرقابل تغییر باشد و به علا‌وه این دو مجدداً بدون تغییر اعلا‌م و تشخیص شود.

از لحاظ مالیاتی، سود و زیان حاصل از کاربرد روش بدهی زدایی را مشمول مالیات ندانسته‌اند. ولی تنها جایی که خلا‌ف آن آمده است در مقررات بیانیه استانداردهای حسابداری مالی شماره 96 مورخ دسامبر 1987 می‌باشد که مقرر می‌دارد که شرکت می‌باید سود یا زیان ناشی از زدایش قبل از موعد بدهی را پس از وضع مالیات منظور و گزارش کند.

 

تاثیر بدهی‌زدایی بر سود

حذف بدهی به طریق بالا‌ مورد بحث بسیار قرار گرفته و جهات مثبت و منفی چندی برای آن ذکر کرده‌اند. مهمترین نکته‌ای که متذکر شده‌اند این است که استفاده از این روش بر مبلغ سود خالص اثر می‌گذارد. مثلا‌ً اگر برای اوراق قرضه یا وام، نرخ بهره‌ای ثابت معین شده باشد و پس از مدتی نرخ بهره در بازار معاملا‌ت بالا‌ رود، مسلماً ارزش دفتری بدهی از هزینه تحصیل اوراق بهادار خالی از خطر بیشتر می‌شود. بنابراین، نتیجه حذف بدهی در این روش، به افزایش سود خالص در صورت سود وزیان می‌انجامد. صاحبنظران بیم آن دارند که ممکن است شرکتها به این روش روآورند و بر استفاده از آن بیفزایند و با این مجوز، معاملا‌تی را صرفاً به خاطر افزایش سود خالص خود، آن هم در زمانی که مناسب دانند، انجام دهند.به هر دلیل شرکتی به بدهی‌زدائی اقدام کند، از آنجا که دلا‌یل و موجبات این عمل موقتی و کوتاه‌مدت محسوب می‌شود، پرسشهایی در ذهن سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی بر می‌انگیزد که در نتیجه، بدهی‌زدائی از لحاظ ارزش و اعتبار کلی شرکت اقدام کننده با دیدی منفی تلقی می‌شود. با وجود این، باید گفت گاه ممکن است استفاده از روش بدهی‌زدائی مطلوب تفسیر شود و آن بیشتر در موقعی است که با حذف بدهی، نوعی بدهی دیگر که دارای شرایط بهتری است جانشین آن شود.

 

 

 

پانوشتها:

 

1- Legal Defeasance

2- Debt Defeasance

 در لغت اصطلاح حقوقی Defeasance به معنی ابطال و مترادفات آن آمده است ولی از آنجا که در این روش ابطال قانونی دین صورت نمی گیرد و تنها هدف حذف آثار بدهی از حسابها و صورتهای مالی است ، اصطلاح بدهی زدایی یا وامکاهی بهتر تشخیص داده شد.

3- Statement of Financial Accounting Standards (SFAS 76)

4- Risk-Free Securities

5- Irrevocable Trust Account

6- Long-Term Leases

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دکتر فضل الله اکبری مروج حسابداری علمی نخستین استاد حسابداری در ایران

دکتر فضل الله اکبری مروج حسابداری علمی نخستین استاد حسابداری در ایران

 

دکتر فضل‌الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300  هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان‌المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود.

تحصیلا‌ت ابتدایی را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل‌الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلا‌ل همایی و آقای مبارکه‌ای کسب فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل‌الله اکبری بعد از  دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و فوق‌لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.

بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.

دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبه‌ای با مجله حسابدار (دکتر فضل‌الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقاله‌ای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل‌الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...) چنین می‌نویسد:

"همیشه فکر می‌کنم آدمی تا اندازه‌ای به جایی راه می‌برد که مقدر است. سرانجام هم وضعیتی پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره‌مند شوم. بدین ترتیب عملا‌ً به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا‌م کرد که برای تدریس رشته‌های حسابداری و حسابرسی دانشیار می‌پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."

" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من حسابداری می‌دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی از شرایط استخدام بود با وجود علا‌قه‌ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند.

سالها حسابداری به عنوان رشته‌ای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمی‌شد. تا سال 1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی‌شد. ... متاسفانه در ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا‌ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح سایر رشته‌های دانشگاه به حساب نمی‌آوردند... . محتوای رشته حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس می‌شده است و اگر حسابداری را رشته‌ای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس خانه‌داری، گله‌داری و باغداری پیدا می‌شوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.

دو- سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته‌های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم. بالا‌خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام یک نفر دانشیار اقدام کنند."

" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور، می‌باید دانشکده‌ای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسه‌ای پرشور و با مخالفتهای بسیار، بالا‌خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور، بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته‌ای از دانش ناشی می‌شد." (دکتر اکبری، 1378، نوبت من نیست، ص 15)

دکتر فضل‌الله اکبری پس از تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، به مدت 8 سال رئیس این دانشکده بود. پس از  سال 1350، به سمت معاون آموزشی و پژوهشی وزارت علوم و آموزش عالی برگزیده شد و همزمان به تدریس رشته حسابداری در دانشگاهها و موسسات مختلف آموزش عالی به ویژه بانک ملی ایران، اشتغال داشت. در این دوره با شرکت اطلا‌عات اعتباری که به‌وسیله بانک مرکزی تاسیس شده بود، نیز همکاری داشت.

در فاصله سالهای 1350-53 که در وزارت علوم به کار اشتغال داشت، خدمات گسترده‌ای در زمینه ارزشیابی مدارک تحصیلی و ارزیابی علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور به انجام رسانید. وی در اواخر سال 1353 به دانشگاه تهران بازگشت و به عنوان استاد دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه تهران در سمت معاون و قائم‌مقام رئیس دانشگاه تهران به‌کار ادامه داد.

پس از انقلا‌ب در اوایل سال 1358 در سمت استادی دانشگاه بازنشسته شد اما تا پایان سال تحصیلی 58-1357 همچنان به تدریس ادامه داد.

از اوایل دهه 1360 سازمان حسابرسی این افتخار را یافت تا از همکاری ایشان با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی این سازمان برخوردار شود. کتاب و مقالا‌ت مختلفی که در این دوران توسط ایشان تالیف و تدوین و توسط سازمان حسابرسی منتشر شده است حاصل این دوران پربار است.

دکتر فضل‌الله اکبری در اواخر دهه 1360 به امریکا مسافرت کرد و به مدت دو سال با سمت استادی در دوره‌های فوق‌لیسانس دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه استانفورد که یکی از معتبرترین دانشکده‌های این رشته در سراسر دنیا به شمار می‌آید، به تدریس پرداخت.

پس از آن به انگلستان رفت و یک‌سال نیز در دانشکده مدیریت دولتی تدریس داشت. ایشان از اواسط دهه 1370 به ایران مراجعت کرد و همچنان  همکاری خود را در زمینه تحقیق و تالیف با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی ادامه داد و در این مدت است که مقالا‌ت متعددی  هم برای مجله حسابرس تهیه کرد.

کتاب بررسی تحلیلی دکتر فضل‌الله اکبری در سال 1381 به عنوان کتاب درخور تقدیر برگزیده و به‌وسیله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلا‌می در مراسم هفته کتاب مورد تقدیر قرار گرفت.

 

کتابها :

  حسابداری صنعتی، دانشگاه تهران،  با تجدید چاپ به دفعات و توسط ناشران دیگر، 1338

  اصول حسابداری، دانشگاه تهران،  با تجدید چاپ به دفعات، 1340

  تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، سازمان حسابرسی، با پنج بار تجدید چاپ و تجدیدنظر، 1366

  حسابداری بازرگانی، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی، 1354

  تهیه بودجه بازرگانی و صنعتی، انتشارات فروردین، 1365

  حسابداری استهلا‌ک، سازمان حسابرسی، اولین چاپ 1371، چاپ هفتم، 1380

  فرهنگ اصطلا‌حات حسابداری (انگلیسی- فارسی)، سازمان حسابرسی، جلد اول، 1376

  بررسی تحلیلی یا استفاده از تجزیه و تحلیل صورتهای مالی در حسابرسی، سازمان حسابرسی، 1379

 

 

 

مقالا‌ت:

 سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم (مصاحبه با مجله حسابدار- مرداد 1372)

  تجزیه و تحلیل صورتهای مالی (حسابرس 3، مجموعه مقالا‌ت- تابستان 1374)

  واژه سرنوشت ساز (فصلنامه حسابرس شماره 1، زمستان 1377)

  نوبت من نیست (فصلنامه حسابرس شماره 3، بهار 1378)

  به یاد دوست (مجله حسابدار، شماره 132، شهریور 1378)

  چگونه تدریس حسابداری در دانشگاه برای اولین بار شروع شد (فصلنامه حسابرس شماره 4 و5، پاییز و زمستان 1378)

  آموخته‌های آموخته را نیاموختیم (فصلنامه حسابرس شماره 9، زمستان 1379)

  مصطفی علی‌مدد: اندیشمندی پرمایه، پرکار و پربار (فصلنامه حسابرس شماره 16، مهر و آبان 1381)

  نرفته‌ام (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)

  منتخبات حسابرس (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

کار حرفه‌ای: مفاهیم، ویژگیها و کارکرد(بخش پنجم)

کار حرفه‌ای: مفاهیم، ویژگیها و کارکرد(بخش پنجم)

محمد شلیله

 

عوامل تکوین قدرت حرفه‌ای‌

پرسش مقدر در مورد تکوین قدرت «حرفه‌ها» این است که چرا و چگونه برخی از مشاغل به قدرتی که موجب شناسایی آنها به عنوان مشاغل حرفه‌ای می‌شود، دست می‌یابند و سایر مشاغل نه؟ چرا برای مثال وکلا‌ قدرت بیشتری از مشاورین املا‌ک دارند، یا چگونه است که پزشکان عمومی به اقتدار بیشتری نسبت به متخصصان طب مفصلی دست می‌یابند و گروه نخست حرفه‌ای شناخته می‌شوند و گروه اخیر نه؟ برخی عامل اصلی تکوین قدرت حرفه‌ای را به «دانش مجردی» که محتوای مشاغل حرفه‌ای را تشکیل می‌دهد نسبت می‌دهند (شلیله، 1383) و معتقدند که «دانش» و «قدرت» همزادند. به عقیده این گروه از صاحبنظران، شغلی که عملکرد آن بر دانش مجرد متکی باشد، چنانچه اهمیت آن به‌وسیله عموم، رسانه‌ها و سیاستگزاران پذیرفته شود، اسباب اقتدارش در جامعه فراهم می‌شود. شماری دیگر اقتدار حرفه‌ها را با عوامل متعددی که هر یک به اقتدار جنبه‌ای از فعالیت هر حرفه می‌انجامد مرتبط می‌دانند و معتقدند که تکوین قدرت حرفه‌ها امری پیچیده و چند وجهی است. برای مثال ابات(  1988 Abbott ) معتقد است که قدرت حرفه‌ها در زمینه کنترل محتوای کار حرفه‌ای و شیوه انجام آن، در موسساتی که شاغلا‌ن مشاغل حرفه‌ای در آنها آموزش می‌بینند نطفه می‌بندد، با اخذ مجوز کارحرفه‌ای در صورت گذراندن امتحانات مربوط و دستیابی به گواهی کار حرفه‌ای رسمیت می‌یابد و در صورت رعایت ضوابط اخلا‌قی کار حرفه‌ای مورد پذیرش عموم قرار می‌گیرد، و سرانجام در صورت عرضه عملکرد اثربخش تداوم می‌یابد. فریدسن     (1986 Freidson)  میزان قدرت حرفه‌ها را به مشارکتشان در تصمیمسازیها و اداره امور، میزان مشارکتشان در تعریف نیازهای عموم و تحلیل مسائل مربوط، و به میزان مشارکتشان در تخصیص منابع و اندازه نفوذشان بر استفاده‌کنندگان از خدمات حرفه‌ها مرتبط دانسته است. بعدها فریدسن  (2001 Freidson), دریافته است که هیچ حرفه‌ای بدون حمایت دولت نمی‌تواند وجود داشته باشد. در حالی‌که اغلب پژوهشگران در این زمینه، «قدرت» و «مشروعیت» را در حرفه‌ها از هم باز می‌شناسند، فریدسن معتقد است که قدرت و مشروعیت حرفه‌ها تواماً به میزان حمایت دولتها و مشتریان بزرگ بستگی دارد. ابات نیز معتقد است که دولتها می‌توانند قدرت حرفه‌ها را به میزان چشمگیری محدود کنند. دیگران عوامل دیگری را در زمینه قدرت گرفتن حرفه‌ها در کنار عوامل پیشگفته موثر دانسته‌اند، از این میان برتیلسون (1990 Bertilsson  )برارتباط بین قدرت حرفه‌ها و حقوق شهروندی در جامعه‌ها تاکید دارد؛ پرکین (1996 Perkin ) قدرت حرفه‌ها را با صورتبندیهای اجتماعی و تاریخی مرتبط می‌داند و معتقد است که قدرت حرفه‌ها در جامعه‌های مدرن پدیدار گردیده و در جامعه‌های پسامدرن و پساصنعتی که تحت سیطره حرفه‌ای‌هاست، شدت گرفته است؛ و کراس  (1996 Krause ) بیشتر زمینه اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حرفه‌ها را در قدرت گرفتن آنها پراهمیت یافته است (شلیله، 1383).

سایر پژوهشگران، عوامل تکوین قدرت حرفه‌ای را با شیوه‌ای که بعضی مشاغل حرفه‌ای با عموم مردم ارتباط برقرار می‌کنند، و رویکرد سازمان یافته این‌گونه مشاغل در راستای آگاه کردن عموم مردم و دولتها از اصولی که بر انجام وظایف شغلی‌شان حاکم است و همچنین توانایی آنان در به خدمت درآوردن رسانه‌ها در جهت معرفی آنان به جامعه و کسب مقبولیت سیاسی مرتبط دانسته‌اند (1994. Hall )

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

اخلاق زدائی(De-ethicalization)

اخلاق زدائی(De-ethicalization)

منصور شمس احمدی

 

مشکل اخلا‌ق چه از نوع خوب و چه از نوع بدش این است که وقتی به آدم می‌چسبد، دیگر نمی‌توان آن را از خود زدود، به‌خصوص اینکه بعضی وقتها قضاوت در مورد خوب و بد هم دشوار است. مثلاً‌ اگر کسی یک کار حسابرسی را از شما بگیرد این خیلی بد است و خلا‌ف موازین حرفه‌ای است؛ ولی اگر شما کار کس دیگری را بگیرید اتفاقا خیلی هم خوب است و باعث رشد و توسعه فرهنگ حسابدهی و حساب‌خواهی خواهد شد.

ما اصولا‌ چند جور اخلا‌ق داریم:

  یکی اخلا‌ق اقتصادی یا اخلا‌ق در اقتصاد است که مادر همه اخلا‌قها است و در بازار و به‌ویژه در بازار آزاد (Free Market)   رواج دارد. این اخلا‌ق مثل خود اقتصاد نصفش زیر زمین است که ماهیتاً جزو اخلا‌قهای بد حساب می‌شود. اما نصفه دیگر که بسیار هم کاربردی است از نوع خوب است و فقط به فکر منافع عمومی است و البته منافع عمومی هم چیزی نیست جز منافع دورووری‌ها یا به قول خودمان  اشخاص وابسته(Related  Parties. این اخلا‌ق چون قابل فروش است به آن «Maketable Ethics» هم گفته می‌شود و اگر به زور نمادش را نبندند و یا باز نکنند، چون حجم مبنایش نامحدود است همیشه برایش، هم به اندازه کافی عرضه وجود دارد و هم تقاضا.

  یک نوع اخلا‌ق دیگر هم داریم که اخلا‌ق در خانواده است که به دلا‌یل اخلا‌قی، دیگر نداریم.

  نوع سوم اخلا‌ق مربوط به حوزه‌ای است که نه چیزی از آن می‌دانیم و نه‌باید بدانیم و نه اصلا‌ً به حرفه ما مربوط است.

  یک نوع دیگر اخلا‌ق، اخلا‌ق توجیهی(Justifiable Ethicsاست و آن اخلا‌ق هنجار وکمیابی است که نه در کتاب ادب‌الکبیر و ادب‌الصغیر ابن‌مقفع پیدا می‌شود و نه در اخلا‌ق نیکوماخوس ارسطو. این اخلا‌ق که مظهر حسابدهی(Accountability)   است بسیار به بودجه و امکانات وابسته است. یعنی اگر اشکالی، اشتباهی یا حادثه‌ای رخ داد مسئول، آن را به نبود بودجه و امکانات نسبت می‌دهد؛ درست مثل: نبود حق‌الزحمه، زمان و نیروی انسانی کافی در حسابرسی.

اما؛ اینها هیچکدام به ما مربوط نیست. آنچه به ما مربوط است آئین‌رفتار حرفه‌ای است و درستکاری و بی‌طرفی و ... .

اولین حسابرسی که به دلیل اشتباه، قصور یا تخلف استعفا بدهد و یا حداقل بلایی سر‌خودش بیاورد، قهرمانی است که راه را برای اشاعه اخلا‌ق فراهم کرده است.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

اشتباه در محاسبه و کم‌انصافی در مقایسه

اشتباه در محاسبه و کم‌انصافی در مقایسه

مدیریت تدوین استانداردهاـ سازمان حسابرسی

 

در همایش نقش «استانداردهای حسابداری در کیفیت سود گزارش شده» مقاله ای در مورد استانداردهای حسابداری ایران و مقایسه آن با استانداردهای بین‌المللی ارائه شد که حاوی چند اشتباه مهم بود. با توجه به اهمیت موضوع ارائه چند توضیح برای رفع ابهام ضروری است.

نخستین اشتباه در مقاله ارائه شده، مقایسه کمی استانداردهای حسابداری ایران با بین المللی ا‌ست؛ اشتباهی که بدرستی باید آن را فاحش تلقی کرد،  و آن، اشاره به تعداد استانداردهای بین‌المللی است که بعداً تشریح خواهد شد. ولی فرض کنیم که تعداد 40 استاندارد بین‌المللی وجود دارد. آیا می‌توان با مقایسه تعداد 40 و 25، به کاستی استانداردها  رای داد؟ به عنوان مثال در مورد    « حسابداری سرمایه‌گذاریها » (استاندارد ملی شماره 15)، دو استاندارد بین‌المللی (32 و 39) وجود دارد. آیا می‌توان گفت که در ایران یک استاندارد کم داریم؟

نمونه دیگر استاندارد ملی حسابداری شماره 22 «گزارشگری مالی واحدهای تجاری در مرحله قبل از بهره‌برداری» است که معادل آن استاندارد بین‌المللی وجود ندارد. نمونه سوم«عایدی هرسهم » (استاندارد بین‌المللی شماره 33) است که براساس تحقیقات انجام شده توسط مدیریت تدوین استانداردها، کمیته تدوین استانداردهای حسابداری تصمیم گرفت که در حال حاضر این استاندارد به دلیل نداشتن زمینه اجرایی، صادر نشود. بنابراین در استاندارد ملی حسابداری شماره 1، محاسبه و ارائه عایدی هر سهم (به صورت ساده) الزامی شد. با توجه به مراتب گفته شده مقایسه کمی استانداردهای حسابداری کاری نادرست است.

اما اشتباه فاحش دیگر مقاله که تیتر یکی از روزنامه‌ها هم برمبنای آن تنظیم شد اشاره به تعداد استانداردهای بین‌المللی است. هیئت استانداردهای بین‌المللی در سیستم گذشته خود تا شماره 41(41 (IAS «کشاورزی»، استاندارد تدوین کرده است. یعنی از شماره 1 شروع و به 41 ختم شده است. اما در حال حاضر (اکتبر 2004) از این 41 استاندارد تنها تعداد 31 استاندارد موجود و لا‌زم‌الا‌جراست و 10 استاندارد حذف یا جایگزین شده است.برای روشن شدن بهتر موضوع، فهرست استانداردهای بین‌المللی که استاندارد ملی با عنوان مشابه برای آن صادر نشده و دلا‌یل توجیهی لا‌زم  برای این اقدام، در ادامه ارائه شده است.

در حال حاضر مجموعه استانداردهای ملی ایران در مقایسه با کشورهای امریکا، ژاپن و انگلستان که حضور گسترده‌ای در بازارهای جهانی دارند به استانداردهای بین‌المللی بسیار نزدیکتر است. یاداوری می‌شود که اتحادیه اروپا رعایت استانداردهای بین‌المللی را از سال 2005 آن هم برای تهیه صورتهای مالی تلفیقی شرکتهای پذیرفته شده در بورس، الزامی کرده است. درمقاله ارائه شده این‌گونه وانمود شده است که گویا شرکتهای ایرانی در پشت بازارهای سرمایه جهانی منتظر مانده‌اند و به‌دلیل نبود 15 استاندارد بین‌المللی (که تعداد آن هم نادرست است) کارشان با مشکل مواجه شده است.

 لا‌زم به یاداوری ‌است تاکنون 26 استاندارد حسابداری برای نظرخواهی منتشر شده است ولی برخی از مدعیان حتی یک ‌بار هم  برای طرح  و اعمال نظرشان درنظرخواهی شرکت نکرده‌اند. در مجموعه تدوین  استاندارد، متخصصانی حضور دارند که با نیت پاک و در شرایط سخت، این حرکت‌کاری ملی را به سرانجام می‌رسانند و اصلا‌حات مکرر استانداردها نشان داده است که نظرات فنی ارائه شده، بیطرفانه بررسی و در مورد آن تصمیمگیری می‌شود و در صورت کسب اکثریت آرا، اصلا‌حات لا‌زم در استانداردها اعمال می‌شود. فرایند تدوین استاندارد در ایران فرایندی پویاست و عملکرد گذشته نیز خود موید چگونگی برخورد اصولی و اعمال پیشنهادهای مستدل است.

در شرایط محیطی کشور،  پذیرش کلمه به کلمه استانداردهای بین‌المللی ناممکن است و به نفع اقتصاد مان هم نیست که چنین کاری صورت گیرد. ممکن است در بعضی موارد اطلا‌عات  فراتر از آنچه  یک استاندارد بین‌المللی الزامی می‌کند، در داخل کشور الزامی شود؛ نمونه آن هم استاندارد ملی حسابداری «صورت جریان وجوه نقد» است. گاه در یک استاندارد بین‌المللی موضوعاتی مطرح می‌شود که در ایران قابلیت کاربرد ندارد.افزون  بر این باید توجه شود تصمیمگیری درمورد الزامات حسابداری، موضوع ساده‌ای  نیست. در مواردی هیئتی  مانند هیئت استانداردهای حسابداری  مالی(FASB)، با رایی شکننده، یک استاندارد را تدوین کرده است. این وضعیت به دلیل ماهیت مباحث حسابداری است نه ضعف تدوین‌کنندگان استاندارد. این اصول اولیه هنوز در محیط ما با مشکل مواجه است. اگر کسی با یک الزام حسابداری مخالف باشد آنچنان آن را بزرگنمایی می‌کند و در مجامع مختلف به‌نحو غیرمنصفانه و نابجا مطرح می‌سازد که درجایی دیگر نمی‌توان نظیرش را یافت.

مدیریت تدوین استانداردها در سازمان حسابرسی  از نظرات افرادی که برای ارتقای کیفی استانداردهای حسابداری و حسابرسی می‌کوشند و صرف وقت می‌کنند استقبال کرده و با تدبیرهایی که در پیش گرفته است این روش را در آینده به صورتی گسترده‌تر دنبال خواهد کرد.       

 

منبع:‌فصلنامه حسابرس

 

مانیفیست در عرصه حسابداری

مانیفیست در عرصه حسابداری

غلامحسین دوانی

 

امروز که «جامعه حسابداران رسمی ایران» ‌باید به مثابه کل‌ واحدی  تجلیگاه بهترین اندیشه‌های ناب حسابداری باشد، اختلا‌ف نظر، تشتت آرا و تعدد جریانهای فکری در این جامعه بیش از هر زمان رخ نموده است.

تفاوت دیدگاه، تقابل آرا و کثرت نظرات گرچه ممکن است زمینه را برای وفاق و همکاری گروهی فراهم کند اما اگر ریشه در عملگرایی و تفکر انتزاعی داشته باشد آن‌گاه واقعبینی و درست‌اندیشی راه گم می‌کند و کمبودها، ضعفها، فرصتها و تواناییها به‌درستی شناخته نمی‌شوند و برخورد سطحی، ساده‌اندیشی، خودباوری، سرمستی کاذب و یا ناامیدی افراطی حاکم می‌شود.

نمی‌توان نسبت به مسائلی که در اثر این بحران بروز کرده بی‌اعتنا بود. هیچ‌چیز مضرتر و ضداصولی‌تر از کوششی نیست که از طریق عبارت پردازی برای رها ساختن گریبان خود از این مسائل می‌شود. برای دفاع از اصول و مبانی اساسنامه جامعه حسابداران رسمی و قواعد اساسی آن، هیچ چیز مهمتر از وحدت نظر و عمل بین کلیه حسابدارانی که به عمق بحران و لزوم یافتن راهکار برای آن آگاهند نیست.

واقعیت نشان می‌دهد که بحران فعلی که از جنبه‌ای بیان‌کننده تفاوت  شدید آراء و نظریات حرفه‌ای-اجتماعی جامعه حسابداری از یک‌سو و وجود  گرایشهای خود محور از سوی دیگر است، تمرکز خود را از لحاظ برنامه‌ای بر حول مسئله کلیدی «اساسنامه» و ساخت تشکیلا‌تی جامعه قرار داده است. درک از محیط اجتماعی که در آن به‌سر می‌بریم و حرکت و روند آینده حلقه کلیدی است که در پرتو شناخت علمی از آن می‌توان به بحران فعلی پاسخی درخورداد.

اگرچه در دو سال اخیر نقد و انتقاد چه در قالب اصولی و چه متاسفانه در چارچوب کارکرد غیرحرفه‌ای شدت گرفته اما در مجموع جامعه نسبت به گذشته حرکتی رو به پیشرفت داشته است. با این حال،  هنوز به خاطر آنکه تمامی واقعیت و عمق بحران را درک نکرده‌ایم و فقط بخشی از آن را بیان می‌کنیم، طبیعتاً قادر به ارائه راه‌حل علمی برای برون‌رفت از تنگنای موجود نیستیم.

آیا این اختلا‌فات فقط از طریق «نقد و انتقاد»  برطرف می‌شود؟ به‌دیده ما نه !  اگر به فرض وجود، اختلا‌ف نظردر جامعه را صرفاً به نبود توافق درباره سازوکارهای جامعه نسبت دهیم  پس چرا حتی در بین کسانی که ظاهراً روی سازوکارهای جامعه توافق دارند، تفاوت نظر در مباحث اساسی همچنان باقی است و اگر صرفاً از طریق نقد آراء و تقابل نظریات می‌شد  تشتت آرا  را از بین برد، پس چگونه تاکنون جامعه حسابداری چنین دستاوردی نداشته است؟

تنها راه‌حل اصولی، حرفه‌ای و علمی در چنین وضعیتی نقد و مجادله حرفه‌ای بر روی مشی و برنامه است که میثاق جمعی حسابداران (اساسنامه) از درون چنین پروسه‌ای بیرون خواهد آمد! و صد البته در شرایط طبیعی و متعارف جایگاه این مجادله حرفه‌ای باید نشریات حرفه‌ای همچون حسابدار و حسابرس وحسابدار رسمی باشد.

واقعیت این است که عملگرایی حاکم بر تفکر نظریه‌پردازان فعلی (که خود محصولی از نظریه‌پردازیهای عامیانه است) ما را بر آن می‌دارد تا، یا در زنجیره به‌هم پیوسته روابط علت و معلولی به پیش نرویم و یا، آن‌را تا ریشه دنبال نکنیم. عملگرایی یکی از خصوصیات عمده تفکرات سنتی است که از بینش غیرحرفه‌ای سرچشمه می‌گیرد؛ زمانی که جامعه‌ای قادر نیست انحرافات گذشته و حال خود را واقعاً ریشه‌یابی کند.

 متاسفانه متدولوژی غالب بر جامعه حسابداران رسمی ایران دچار انحرافات اساسی است که نه‌تنها از متدولوژی علمی حسابداری فاصله داشته بلکه فراتر از این، بیشتر به روشهای عامیانه نزدیک بوده تا به  روشهای علمی و این نه سخنی گزاف بلکه توضیح علمی واقعیت موجود است. از سوی دیگر توضیح کاملتر این مطلب بدون توجه به بحران جهانی که در حرفه حسابداری روی داده و رابطه معینی که میان این دو وجود دارد نمی‌تواند صورت پذیرد. و این نیز به دو دلیل زیر متکی است:

  اول  آنکه  حرفه حسابرسی در جهان در حال از سرگذراندن بحرانهای ناشی از جدایی استانداردهای بین‌المللی، امریکایی و انگلیسی ، رویدادهای تقلب و فریب از نوع  شرکتهای انرون و  ورلدکام،  وهمچنین برجسته شدن موضوع نظام راهبری بنگاه(Corporate governance)  است؛

  دوم آنکه  روندهای اساسی موجود (در چندسال اخیر) در سطح جهان و ایران نشان می‌د هد که مسئله خطیر مسئولیتهای اجتماعی حسابرسان به‌عنوان مسئله مبرم روز مطرح شده ولی متاسفانه در هیچکدام از این موارد نیز خود حسابداران و حسابرسان رهبری را به‌دست نداشته اند.

ما قادر نخواهیم بود جامعه خود را متحول سازیم، جز از این طریق که در جهت نفی مشی و روشهایی که حرفه را ناتوان معرفی کرده حرکت نماییم. راه‌حل این نیست که نقطه نظرات سنتی را به کناری افکنیم و به‌سادگی آن را مردود بشناسیم؛ چرا که فقط با مردود  شناختن،  از میدان به‌در نمی‌رود. نفی ما، نه نفی انکارگرایانه، نه نفی در ذهن بلکه باید نفی در عین باشد. جامعه حسابداری و به‌ویژه اعضای شورای‌عالی (براساس رسالتی که برعهده‌دارند) باید خود را متحول سازند و آن هم در چارچوب تحول متدولوژیک در فرایند این بستر و به‌استناد ساختار تئوری حسابداری ؛ در غیراین صورت تمام راههای دیگر نه راه،  بلکه بیراهه است.

نقطه انحراف آغازین تفکرات بسیاری دوستان در جامعه حسابداری این بوده که روش منطقی- قیاسی را در تبیین اساسنامه حاکم کردند. این روش همان نقشی را در زندگی دارد که خط مماس در مقایسه با منحنی دارد. انتظار ما این است که قیاس (که عمدتاً فعالیتی ذهنی است) در مطالعه خود ذهن (یعنی در روانشناسی) و در مطالعه رفتاری که در آنها تفکر، شرط پیشین عمل است، مثلا‌ً در اقتصاد و سیاست، موفق باشد؛ ولی عکس این امر صادق است: معلوم شده است که در روانشناسی و علوم اجتماعی، قیاس، راهنمای ضعیفی است، در صورتی که در مطالعه و بررسی بر روی امور لا‌یعقل (مثل مواد معدنی، اجسام فضایی، و ملکولها)، قیاس ریاضی، که از مشاهده کمک گرفته باشد، موفق می‌شود. آیا این نمی‌رساند که قیاس فعالیتی است که تابع خواص موجودات بیجان است، خواصی که از کیفیات موجود زنده نیستند، در حالی که جامعه حسابداران و ماموریت حسابداران رسمی پدیده‌های زنده و تاثیرگذار هستند؟

چگونگی تکامل و کلا‌ً سیر تسلسلی تکاملی جوامع بشری  نشان می‌دهد که هستی را می‌بایست بدان صورتی توضیح داد که واقعاً هست و بدان طریق تغییر داد که قوانین تغییر و تکامل آن حکم می‌کند و بدون شک چنین حرکتی در جامعه حسابداران رسمی ایران نیز جز از طریق اتکا بر بینش و دانش تئوری حسابداری وبه طریق اولی دانایی بر فلسفه شناخت اقتصادی امکانپذیر نیست.

با نگاهی به سیمای کنونی جامعه حسابداری ایران نمودهای واقعی یک بحران علمی-حرفه‌ای فراگیر را بازخواهیم یافت. تشتت عمیق نظرگاههای حرفه‌ای، عقب ماندن از تبیین رفتار حسابداری در نظام اقتصادی کشور، نبود راهبران حرفه‌ای در جامعه، که همه گروههای موجود در جامعه در مقابل جایگاه حرفه‌ای این رهبران وحدت نظر داشته باشند (مشابه شادروان سجادی‌نژاد، مرحوم عرفانی و...)،  همگی موید و نشانه‌های شکنندگی و بحران است. اکنون جامعه حسابداری ایران فاقد تاکتیک و استراتژی معین و منطبق با ویژگیهای عصر جدید است و بالطبع فاقد اساسنامه واجد شرایط و رفتار حرفه‌ای مناسب است.

بدون کنار گذاشتن دیدگاهها و نظرگاههایی که ریشه در عوام‌گرایی دارد تا منطق علمی، قادر به تدوین اساسنامه و به تبع آن مادیت بخشیدن به رهبری جامعه حسابداران در راستای وظایف خود نخواهیم بود و تنها مسیری که ما را به تدوین برنامه‌های پیشبرنده هدایت می‌کند برخورد حرفه‌ای-علمی به قضایای درون و برون جامعه حسابداری است.

با چنین درک و رسالتی است که وظیفه شورای‌عالی جدید جامعه حسابداران رسمی، مسئولا‌ن و اعضای ارکان آن و به‌ویژه اعضایی که اعتقاد به توسعه و اعتلا‌ی حرفه دارند دوصدچندان مهم، بزرگ و اجتماعی است. لذا برای انجام چنین امر مهمی باید همه اعضای جامعه چارچوب مناسبی را به عنوان «میثاق حرفه‌ای» تبیین و تعریف کنند و این میثاق حرفه‌ای به عنوان «مشترکات حداقل» مورد قبول همگی واقع شود تا بتوان کاری از پیش برد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

آیین رفتار نانوشته!

آیین رفتار نانوشته!

توران اکوان

 

آن خطاط سه گونه خط نوشتی:

یکی اوخواندی، لا‌غیر،

یکی را هم او خواندی، هم غیر،

یکی را، نه او خواندی، نه غیر.

 

قوانین، آیین‌نامه‌ها، دستورعمل‌ها، بایدها و نبایدها، کن و مکن‌هایی که مفاد قوانین اخلا‌ق حرفه‌ای را رقم می‌زنند، الزاماتی را می‌آفرینند که خود و دیگران را به رعایت آن فرا می‌خوانیم و برای رعایت‌نکردنشان هشدارهایی را اعلا‌م می‌کنیم.

روزگاری آیین‌رفتار، نیاز به دستورعمل نداشت. حدیث معرفت بود و حکایت حکمت؛ و شان انسان. اما این روزها گویی اعتنا به ظواهر و پرداختن به معاش چنان رونق یافته که جایگاه معانی به چشم نمی‌آید. ظاهر این سخنان بوی نومیدی می‌دهد، گویی کسی با حسی دریغ‌آمیز از گذشته ازدست‌رفته سخن می‌گوید. اما حقیقت ماجرا چنان است که حتی اگر به روزگار حافظ و سعدی هم بازگردید، این طایفه از اهل حکمت همیشه از قلت گوشهای شنوا شکایت داشته‌اند.

البته تعاریف اخلا‌قی و رفتار حرفه‌ای با تحولا‌ت جهان امروز و احوال آدمیان، با دیروز تفاوتهایی شگرف پیدا کرده و طبیعی است که وقتی کثرت‌گرایی را به نسبیت فرو بکاهند، دیوان حافظ و مثنوی مولا‌نا، تنها به درد تزیین کتابخانه‌هایمان خواهد خورد و هیچ‌بخشی از آنها راهی در اندیشه و گفتار و کردار ما، نخواهند یافت.

ناگفته پیداست قرار هم نبوده که زبان حافظ و مولا‌نا را در رسیدگیهای حسابرسی ضمنی و نهایی صورتهای مالی یا طراحی سیستمهای مالی به‌کار بریم. اما نمی‌توان نتیجه هم گرفت که باید درسهای آنان را به باد فراموشی سپرد. نمی‌خواهم نتیجه بگیرم که اینها باید جای آیین رفتار حرفه‌ای مدون سازمانها و نهادهای حرفه‌ای داخلی و خارجی را بگیرند. اما کار انسان بخشی از زندگی و حیات اوست و به‌طور حتم رهنمودهای معرفتی، آدمی را در هنگام تجربه‌های خلا‌ف آیین رفتار حرفه‌ای تنها نخواهد گذاشت.

«حسابرس» در معنایی حافظ حقوق انسانهایی است که جامعه مدنی امروز آنها را «صاحبان سهام» می‌خواند. انسانهایی که حقوق آنها در قراردادهای بشری تعریف می‌شود. ولی تا جهان باقی است، آدمیان به اخلا‌ق و قوانین آن نیاز دارند. چه قوانین نوشته و چه قوانین نانوشته. اما قوانین نانوشته حرفه‌مان کدامند؟ مثال می‌خواهید؟

یکی از زشت‌ترین و توجیه‌ناپذیرترینشان که در روابط حرفه‌ای ممکن است از حسابرس سربزند، تخفیف حسابرس پیشین نزد صاحبکار است. حق این است که حسابرس در عین جدیت و دقت در رسیدگیهای خود، آنجا که مسئله روابط شخصی با دیگر همکارانش مطرح می‌شود، حداکثر احترام را برای همکاران خود قائل شود. حتی لا‌زم باشد وقتی صاحبکار از حسابرس قبلی خود به طعنه یاد می‌کند، حق همکاری را تا حد امکان به جا آورده و از او درحد شئونات اجتماعی‌اش دفاع کنیم؛

یا،

در مقام خطاب، عنوانهایی چون «همکار گرامی» یا «همکار محترم» را برای توصیف حسابرس قبلی، فراموش نکنیم. اگر در اظهارات و استدلا‌لهای همکارمان اشتباه و خطا دیدیم، در عین نقد و رد آن، هرگز به مسخره کردن و طعنه زدن دست نیازیم؛ که، انسان از اشتباه و خطا مصون نیست؛

یا،

هرگز اجازه ندهیم در حضور ما به همکارمان توهین شود.

اما یک مورد دیگر!

خصوصیات رفتاری و مشخصات ظاهری حسابرس باید با اهمیت کار وی که قضاوت حرفه‌ای است، متناسب باشد. بنابراین شاید بهتر باشد:

  مراقب آراستگی ظاهر خود باشد. منظم و مرتب بودن لباس، رعایت هماهنگی رنگها در لباس پوشیدن (درحد امکان)، تمیزی کفشها و خوشبو بودن در حد معقول (طبق سنت نبوی)، انتظاری است که جامعه از حسابرس به عنوان نمونه‌ای برجسته از قشر تحصیلکرده اجتماع دارد؛

  رعایت وقار و ابهت در رفتار و گفتار، احتراز از شوخی و هزل و حرکات سبک و ناشایست، به خصوص در محل کار صاحبکار، مکانهای رسمی، گردهماییهای صنفی و همایشهای علمی. بدیهی است رعایت این موارد در تمام اجتماعات پسندیده خواهد بود؛

  با رعایت حداکثر ادب در برابر صاحبکار یا همکاران و مسئولا‌ن مافوق، از خضوع و خشوع بی‌مورد و فروتنی بیش از اندازه- که ممکن است به چاپلوسی و مداهنه تعبیر شود- باید دوری کرد؛

  سخن گفتن حسابرس باید درخور او باشد، عوامانه سخن گفتن و الفاظ عامیانه به کاربردن با هیچ بهانه‌ای از حسابرس و بازرس قانونی یک شرکت پذیرفتنی نیست؛

  به یاد داشته باشیم که محل کار حسابرس، اهمیتی همچون جلسات مجامع عمومی دارد. پس حسابرس در برخورد با صاحبکار باید نهایت دقت و ریزبینی را به کار برد. برگزاری جلسه صحبت با صاحبکار یا مذاکره با او در حالی که لباسمان در وضعیتی نامناسب است و دمپایی به پا داریم، یا مشغول صرف خوراکی هستیم، درست نیست.

جان کلا‌م!

هنگامی که خود را حسابرس معرفی می‌کنیم، اعتبار و آبروی یک قشر را - که بنابر اصل و مبنای اکثریت آحاد خود، افرادی محترم و معتبرند- در گرو وضع ظاهر، گفتار و کردار خود قرار می‌دهیم؛ پس بهوش!

اگر به شأن و مقام حسابرس به لحاظ موقعیت و اعتبار اجتماعی ویژه او، اعتراف دارید، آنجا که پای حرمت حرفه در میان است، لزوم طرد افراد ناباب از جامعه حرفه‌ای واجب است؛ یعنی مواردی که نحوه عمل منفی و ناسالم حسابرس در امور حرفه‌ای و تخصصی مطرح است. بدیهی است که افشای این خصوصیات تا جایی که به امور حرفه‌ای مربوط می‌شود، البته به صورت اعلا‌م تخلف و آشکار (نه به شکل نامه‌نگاری یا طعنه) پسندیده، بایسته و ضروری است.

اینکه یک حسابرس در چه شرایط مالی و مادی است، امری کاملا‌ً خصوصی و شخصی است. بدیهی است که گلا‌یه از شرایط اقتصادی، موجب آن نخواهد شد که کسی به حال ما رحمت آورد و به قصد دستگیری از ما دست به کیسه بَرد. از تفاخر و تفرعن هم به همان اندازه خود شکستن و اظهار شرایط نابسامان مالی، باید دوری کرد.

اعتبار مالی حسابرس اگر در حد اعتبار علمی و حرفه‌ای او اهمیت نداشته باشد، بی‌تردید در قضاوت و روابط صاحبکار با او بی‌تاثیر نیست (حتی اگر آن را به شما ابراز نکند).

آنچه برشمردیم رعایت الزاماتی از جانب حسابرس در برابر صاحبکار بود. اما شمرده‌های ما نباید باعث شود که حسابرس از معیارهای خود در برابر صاحبکار صرفنظر کند. بنابراین:

الف- باید وقت‌شناسی و اهمیت زمان را با کمال جدیت به صاحبکار یادآور شویم.

ب- به صاحبکار نشان دهیم که مواضع اصولی ما تغییرناپذیر است و او باید خود را با شرایط ما منطبق کند.

ج- رفتارمان چنان باشد که صاحبکار بداند پولی که می‌پردازد بابت خدمتی است که دریافت می‌کند و موقعیتی خاص و ممتاز جز آنچه که وضعیت و موقعیت اجتماعی‌اش اقتضا دارد، برای او ایجاد نمی‌کند.

شاید این چند نکته که برشمردیم در نظر بعضی بسیار ایده‌آل و کمال گرایانه به نظر آید و تصور شود که رعایت این موارد در کار و زندگی روزمره و شرایط اجتماعی روز میسر نیست. اما؛ باید توجه داشته باشیم که چنانچه غیر این رویم، دیری نخواهد پایید که از «حسابرس» و «حرفه حسابرسی» به عنوان شخصیت اجتماعی و عنوان شغلی که مایه افتخار و سربلندی ما بوده، چیزی باقی نخواهد ماند.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

سقوط اخلاق حرفه‌ای و فروپاشی انرون

سقوط اخلاق حرفه‌ای و فروپاشی انرون

دکتر یحیی حساس یگانه

 

" فروپاشی شرکتها سقوط حسابرسی است "

 

«کدسل»

 

آغاز سخن‌

از گذشته‌های نه چندان دور، همواره پس از فروپاشی شرکتها یکی از گرو‌ههایی که انگشت اتهام به سوی آنها نشانه رفته حسابرسان مستقل بوده‌اند. افزون بر آن، هرگاه تقلب و یا سوء جریانی در شرکتها کشف شده، مسئولیتهای حرفه‌ای وسیع حسابرسان مستقل مطرح شده و مورد پرسش قرار گرفته است.

در سالهای اخیر، توجه به مسئولیتهای حرفه‌ای اهمیت بیشتری یافته است. فروپاشی شرکتهای بزرگ، از قبیل انرون(Enron) ، وردکام(World Com) ، آدلفی(Adelphi) ، سیسکو(Cisco) ، لیوسنت(Lucent) ، گلوبال کراسینگ(Global Crossing) ، سان بیم(Sun Beam) ، تیکو(Tyco) ، زیراکس(Xerox)  و ... که به زیان بسیاری از سرمایه‌گذاران و ذینفعان منجر شد، به تاکید بیش از پیش روی بررسی و بازنگری مسائل حرفه حسابرسی به ویژه رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای درسطح بین‌المللی انجامیده است. به دنبال فروپاشی انرون و موارد مشابه دیگر، کشورهای سراسر دنیا بسرعت با حوادث مشابه، واکنش بازدارانه نشان دادند. در امریکا به عنوان واکنش سریعی به این فروپاشیها، لا‌یحه ساربنیز آکسلی (Sarbanes-Oxley) در ژوئیه 2002 تصویب شد که (از سال 2004 لا‌زم‌الا‌جرا است) و در ژانویه 2003 گزارشهای هیگس و اسمیت  در بریتانیا برای پیشگیری از موارد مشابه، انتشار یافت. در نوشته پیش‌رو، فروپاشی انرون از منظر سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای بررسی خواهد شد. بدین‌منظور، ابتدا به نیاز به آیین رفتار حرفه‌ای و رعایت آن پرداخته شده و در پی آن، سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای در انرون و سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای حسابرسان انرون مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

نیاز به آیین رفتار حرفه‌ای‌

پژوهشهای انجام شده نشان می‌دهند که وجود سه عامل بنیادی در کنارهم، موجب تشکیل، رشد و گسترش حرفه‌های مختلف در طول تاریخ تمدن بشری بوده و راز ماندگاری آنها شناخته می‌شود. این سه عامل عبارتند از:

   فلسفه، مبانی نظری، اصول و استانداردهای حرفه‌ای،

   تشکل حرفه‌ای فراگیر،

   آیین رفتار حرفه‌ای.

با وجود سه عامل پیشگفته در کنار هم، حرفه به قدرت لا‌زم برای استمرار فعالیت حرفه‌ای دست می‌یابد و ریشه‌ای عمیق در جامعه خواهد داشت و با تغییرات محیطی دستخوش تغییرات شدید نمی‌شود و حذف نخواهد شد.

برای تشریح و تبیین چیستی و چرایی یک حرفه و برای کسب شناخت  و تشریح پدیده‌های موجود و پیشبینی پدیده‌های مشابه حرفه‌ای، وجود عامل اول، ضروری است. بنابراین، ایده‌ها و عقاید ظاهراً مستقل و جدا از هم، در یک مجموعه مرتبط و متصل به هم، همچون پیکره یک دانش در قالب تئوری ارائه می‌شود. با مشاهده‌های تجربی، آزمونهای لا‌زم و استدلا‌ل منطقی، پدیده‌ها با تئوری مطرح شده تطبیق داده می‌شود تا قدرت آن سنجیده شود. جانسون (1976 Johnson) و بلستین  (1971  Bledstein) بر این باورند که دستیابی به تئوری، یکی از ویژگیهای اصلی هر فعالیت حرفه‌ای است. هاینز  مدعی است "با ادعای دستیابی به پیکره چنین دانشی، یک حرفه می‌تواند ماندگار شود و توسعه یابد."

بدون وجود عامل اول، روشها و رویه‌های مورد استفاده، به قواعدی تبدیل می‌شوند که بیشتر بنابر عادت و سنت از آنها پیروی می‌شود تا پذیرش منطقی. همچنین بدون این عامل بنیادی، مشکل می‌توان بر مسائل حل و فصل نشده کنونی و آینده حرفه‌ای، فائق شد و برای آنها راهکارهای مناسب ارائه کرد.

صرف‌نظر از ضرورت وجودی عوامل اول و دوم، که از حوصله این مقاله مختصر خارج است و فرصت دیگری را می‌طلبد، عامل سوم یا آیین رفتار حرفه‌ای و پایبندی به آن، عامل بنیادی بسیار با اهمیتی است که دوام و بقای حرفه‌ای  سخت به آن وابسته است و جامعه بیشتر به این عامل توجه ویژه دارد. بنابراین بررسی مورد انرون از این منظر مناسب و ضروری به نظر می‌رسد.

 

فروپاشی انرون‌

سقوط انرون یکی از بزرگترین فروپاشیهای سده گذشته و سده اخیر است که منشأ اصلا‌حات بزرگی در موضوع حاکمیت شرکتی در سراسر جهان شده و تاثیر عمیقی بر حرفه حسابرسی داشته است. بنابراین، مورد پژوهی درباره آن سودمند و آموزنده خواهد بود. بررسی فروپاشی این شرکت حاوی نکات حائز اهمیتی است که یکی از اساسی‌ترین آنها ضعفهای کنترل داخلی و گزارشگری مالی است که حاصل  سقوط اخلا‌قی درون‌سازمان و حسابرسان شرکت است. این پژوهش به روش اسناد کاوی و با مطالعه و بررسی متون موجود توسط نویسنده مقاله انجام شده است.

در سال 2001 فروپاشی انرون سراسر دنیا را بهت زده کرد و نگرانی به حدی بود که انرون زدگی به مثابه ویروسی مرگبار در سراسر جهان پخش شد و هر شرکت و نهاد سهامداری را آلوده ساخت، سهامداران جزء را نگران کرد و بازارهای مالی را تکان داد.

انرون یک شرکت فعال در بخش انرژی بود که  کنت لی در هوستون امریکا آن  را تاسیس کرد. این شرکت در سال 1985 با ادغام دو شرکت لوله‌گذاری گاز به وجود آمد و در یک دوره 16 ساله از واحدی نسبتاً کوچک به یک شرکت بزرگ انرژی در سطح بین‌المللی تبدیل شد.

موفقیت انرون  پدیده  شگفت‌انگیزی بود. در سال 1998 این شرکت در 8 شاخه،  از جمله خدمات انرژی و سرمایه‌گذاری فعال بود. در سال 2000 درامدهای شرکت بیش از 100 میلیارد دلا‌ر بود و ارزش بازار آن در بورس اوراق بهادار به بیش از 60 میلیارد دلا‌ر رسیده بود. قبل از فروپاشی، انرون از شرکتی فعال در بخش انرژی به شرکتی فعال در تجارت انرژی و ابزارهای مالی بسیار برجسته تبدیل شد که مشتقات مالی و همچنین قراردادهای انرژی را معامله می‌کرد و در کنار آن لوله‌گذاری گاز را اداره می‌نمود. در انرون موفقیت به حدی بود که عبار‌ت توصیفی روی در ورودی دفتر مرکزی در هوستون در اوایل سال 2001، از «شرکت برجسته انرژی دنیا»، به «شرکت برجسته دنیا»، تغییر پیدا کرد.

 

سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای درون‌سازمانی در شرکت انرون‌

مشکلا‌ت اخلا‌ق حرفه‌ای درون‌سازمانی این شرکت، بدان معنا بود که افراد مسئول شرکت با شخصیت ضعیف خود نداشتن  استانداردهای اخلا‌قی مناسب، جو فرهنگی و اخلا‌قی خاصی را در درون شرکت رواج دادند که در آن پنهانکاری، قانون‌شکنی و رفتار تقلب‌آمیزسکه رایج شده و یا حداقل نادیده گرفته می‌شد. در برخی از موارد مدیران ارشد شرکت انگیزه‌هایی را ایجاد کردند که براساس آن، کارکنان به بهای لطمه زدن به استانداردها و معیارهای اخلا‌قی و اهداف استراتژیک شرکت، و سهامداران آن، به دنبال منافع شخصی خود بودند.

در شرکت انرون،  ارزشیابی عملکرد براساس ارزشهای مقرر شده، احترام، صداقت، برقراری ارتباط با دیگران و برتری بود. لکن کارکنان خیلی زود دریافتند که تنها دو معیار واقعی برای عملکرد آنها  وجود دارد؛ مقدار سودی که می‌توانند ایجاد کنند و تملق و چاپلوسی مدیران و سرپرستان.

در دنیای خارج از شرکت، انرون به مثابه  شهروندی قابل اعتماد، بسیار پایبند به اخلا‌قیات، پرافتخار و مسئول به نظر می‌رسید،  ولی متاسفانه نه تنها برای سرمایه‌گذاران بلکه برای کارکنان انرون  هم عملکرد اخلا‌قی شرکت،  بسیار دور از تصویری بود که به جهان نشان داده می‌شد و ارزشهای اصلی انرون، چیزی جز فریب، تکبر، پنهانکاری و نفع شخصی صرف نبود.

یکی از ضعفهای اساسی در شرکت انرون، مشکلا‌ت اخلا‌قی و فرهنگی بود که از صدر تا ذیل مسئولا‌ن شرکت را فراگرفته بود. تیم مدیریت (هیئت‌مدیره و مدیرعامل) انرون، متکبر، خودخواه، بلندپرواز وپشت هم‌ا نداز بودند. حتی برخی عقیده داشتند کنت لی (موسس شرکت) بیشتر شبیه رهبر یک فرقه  است وکارکنان برای هر حرف او چاپلوسی و تملق می‌کردند و همچون  برده از او تبعیت می‌نمودند. هیئت مدیره متشکل از افرادی بود که دارای شخصیت اخلا‌قی ضعیفی بودند و به انجام کارهای تقلب‌آمیز، تمایل داشتند  واین موضوع علت اصلی شکست شرکت انرون بود.

مدیرعامل و مدیرمالی شرکت هر دو حساب‌سازی و حساب آرایی می‌کردند. اگر مسئولا‌ن  رده بالا‌ی شرکت نادرست باشند، ممکن است به منافع کوتاهمدت دست یابند؛ در دراز مدت موفقیت ناممکن است.  این راه درستی برای اداره یک شرکت نیست و سقوط اخلا‌قی و فرهنگی و افزون بر آن، ضعف اخلا‌قی اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره را نشان می‌د هدکه موجب تضعیف کنترل داخلی شده بود و تشدید سقوط اخلا‌قی و فرهنگی را به همراه داشت. اینگونه رفتارهای غیراخلا‌قی و فرهنگی، به عنوان علا‌ئم با اهمیت هشدار دهنده ضعف شدید حاکمیت شرکتی تلقی می‌شوند که ممکن است منجر به شکست و فروپاشی هر شرکتی شود.

قدرت نامحدود مدیرعامل  مشکلی بزرگ واز علا‌ئم ضعف حاکمیت شرکت است. در شرکت انرون سمت و وظایف رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل برعهده یک فرد بود و مدیر عامل از اختیارات نامحدودی برخوردار بود. افزون بر آن، مدیران غیرموظف فاقد ویژگی استقلا‌ل بودند و عملکرد آنها بسیار ضعیف بود. در یک سیستم حاکمیت شرکتی مناسب، مدیران غیرموظف که کار اجرایی در شرکت ندارند از میان افراد شایسته، با دانش ودارای سوابق حرفه‌ای بالاو خوش نام انتخاب می‌شوند. هرچند، این افراد فعالیت اجرایی در شرکت ندارند، لکن به طور تمام وقت در شرکت حضور دارند و به نظارت عملیات می‌پردازند و از اجزای اصلی ساختار کنترل داخلی هستند.

وجود کمیته حسابرسی در شرکتها، از اجزای ضروری کنترل داخلی است. این کمیته که متشکل از اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره است در شرکت انرون وجود داشت، لیکن عملکرد ضعیف مدیران غیرموظف، رویدادهای مالی تقلب‌آمیز را از طریق حسابرسی داخلی آشکار نمی‌کرد. در واقع کمیته حسابرسی، به علت ضعف اخلا‌قی اعضای آن، کاملا‌ً در انجام وظایف خود ناتوان بود.  بین اعضای کمیته حسابرسی انرون  تضاد منافع جدی به وجود آمده بود. به عنوان مثال، «وندی گرام» رئیس کمیته حسابرسی بود. همسر وی که  سناتور بود از انرون مبالغ اهدایی سیاسی قابل توجهی دریافت می‌کرد. لرد ویک‌هام از اعضای کمیته حسابرسی، در همان موقع دارای قرارداد مشاوره‌ای با انرون بود. این کمیته نظارت درستی بر کارهای حسابرسان مستقل نداشت  و... . این نمونه‌ها نشان می‌دهند که افراد دارای مقامهای مسئول که باید کارهای غیراخلا‌قی را پیشگیری و افشا می‌ساختند، خود افرادی مستقل نبودند.

شفافیت جزء ضروری یک سیستم صحیح حاکمیت شرکتی است. ضعف اخلا‌قی و فرهنگی مدیریت و ساختار نامناسب آن، عملکرد مدیران غیرموظف و کنترلهای داخلی و کمیته حسابرسی، بی‌توجهی به ذینفعان و سایر ضعفهای حاکمیت شرکتی در شفافیت و گزارشگری مالی انرون تجلی ویژه‌ای یافته بود. در انرون ،هم عملکرد حسابرسان و هم حسابداران مبهم و فریب‌آمیز بود. حسابداری انرون شفاف و واضح نبود. در سال 2001 پس از آن که مشخص شد گزارشگری مالی انرون نه تنها بی‌اعتبار است، بلکه فریب‌آمیز و ساختگی است، اعتماد و اطمینان به شرکت از بین رفت. موارد مختلف تحریف و دستکاری صورتهای مالی در انرون فراوان بود. به عنوان مثال این شرکت، منافع یک فعالیت مشترک با شرکت بلا‌ک بوستر ویدئو            (Blockbuster Video)  را که هرگز تحقق پیدا نکرد، شناسایی و در صورتهای مالی منعکس کرد. در اقدام دیگری در بین سالهای 1997 تا 2000 به حساب آرایی و حساب سازی برای تحریف سود و اصلا‌ح سود هر سهم(EPS)  دست زد.  این تحریف با حذف سه مورد بدهی و متقابلا‌ً هزینه‌های ذیربط، صورت گرفت. توجه زیاد به سود هرسهم عاملی برای این انحطاط بود که در یک سیستم حاکمیت شرکتی ضعیف فرصت بروز پیدا کرده بود. هرچند توجه بازار سرمایه به سود هر سهم یکی از انگیزه‌های مدیران برای هموارسازی و مدیریت سود و دستکاری اقلا‌م صورتهای مالی است، لیکن این موضوع در مورد انرون با شدت و حدّت بیشتری مطرح بود. در شرایط ضعف حاکمیت شرکتی، در انرون، انگیزه و فرصت دستکاری سود و تحریف صورتهای مالی بسیار گسترده بود. نه تنها برای مناسب نشان دادن سود هر سهم، سود دستکاری می‌شد بلکه بررسیهای بعدی نشان داد که مدیران انرون با ایجاد چند سازمان خارج از ترازنامه مبالغ زیادی بدهی را از صورتهای مالی حذف کرده‌اند. این عمل  نمونه روشنی از مدیریت فریب‌آمیز، از پیش برنامه‌ریزی شده و غیراخلا‌قی است که در بستر سیستم ضعیف حاکمیت شرکتی فرصت رشد یافته است.

 

مشکلا‌ت اخلا‌ق حرفه‌ای حسابرسان انرون‌

در اینجا این سئوال مطرح می‌شود که چرا حسابرسان مستقل انرون اجازه دادند که چنین اقدامهایی صورت گیرد؟ آنها باید از این اقدامها آگاه بوده باشند. مشکل چه بود؟ پاسخ روشن است؛ سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای.

سالها موسسه حسابرسی اندرسن به‌طور همزمان خدمات مشاوره مدیریت و حسابرسی مستقل را به شرکت انرون ارائه می‌کرد. در اکثر موارد حق‌الزحمه قراردادهای مشاوره بسیار بیشتر از حق‌الزحمه حسابرسی مستقل بود. به عنوان مثال این موسسه در سال 2000، مبلغ 27 میلیون دلا‌ر برای خدمات مشاوره‌ای و مبلغ 25 میلیون دلا‌ر برای حسابرسی صورتهای مالی انرون دریافت کرده بود. کمیته حسابرسی، نظارتی بر حسابرس مستقل شرکت نداشت. موسسه حسابرسی اندرسن به مدد مدیریت ارشد شرکت به عنوان حسابرس انتخاب شده بود. تضاد منافع، یک مشکل همیشگی در حرفه حسابرسی است. انتخاب حسابرسان توسط سهامداران شرکت اغلب با انتصاب ذهنی مدیریت ارشد و روسای شرکت جایگزین می‌شود. بنابراین   موسسه حسابرسی اندرسن به مدیریت ارشد شرکت مدیون بود.  افزون بر آن، تضاد منافع ناشی از ارائه همزمان خدمات مشاوره و حسابرسی مستقل وجود داشت. اینگونه  روابط، می‌تواند قضاوت حسابرس مستقل را به مخاطره بیندازد و عملکرد حسابرسی را مبهم سازد. چنین تضاد منافعی به عملکرد حاکمیت شرکتی تجاوز می‌کند و در نتیجه، به منافع گروه کثیری از ذینفعان و جامعه لطمه می‌زند.

مورد انرون، اولین مشکل موسسه حسابرسی اندرسن نبود. این موسسه قبلا‌ً نیز مواردی از ضعف و سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای را در پیشینه خود داشت. به عنوان مثال، این موسسه به دنبال مشکلا‌ت حسابرسی چند شرکت از جمله وست منجمنت اند دیس‌کاوری  (Waste Management and Discovery) و سان بیم(Sun Beam)  میلیون ها دلا‌ر خسارت پرداخته بود. پیش از فروپاشی انرون، از سال 1997 تا سال 2000، کاهش و یا افزایش غیرمعقول سود و بدهیها و موارد مشابه، که موسسه حسابرسی اندرسن هیچ پاسخ قانع کننده‌ای  برای آنها نداشت، موجب انجام تحقیقی توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار در مورد کار حسابرسی اندرسن، یعنی حسابرسان انرون شده بود.

در ژانویه 2002، موسسه اندرسن مدیر مسئول حسابرسی انرون، دیوید دونگان را اخراج کرد، به این بهانه که او حتی بعد از این که کمیسیون بورس اوراق بهادار موسسه حسابرسی اندرسن را به عنوان بخشی از تحقیق خود در مورد انرون فراخواند، دستور داده بود که اسناد را معدوم سازند. اما دیوید دونگان بعداً توضیح داد که او به تنهایی عمل نکرده و با دفتر مرکزی موسسه حسابرسی در تماس دائم بوده است. افزون بر آن، مدیران شرکت انرون دستور داده بودند که تعداد زیادی از اسناد مربوط به بدهیهای مالی شرکت را معدوم کنند. اسناد انرون نه تنها در دفتر مرکزی شرکت در هوستون امریکا، بلکه در لندن نیز نابود شدند.

در دسامبر 2001 جوزف برادینومدیرعامل اندرسن،  اذعان کرد که حسابرسان ما، در مورد تلفیق یکی از سازمانهای خارج از ترازنامه که توسط انرون ایجاد شده بود قضاوت نادرستی کرده‌اند. در 15 ژوئن 2002 موسسه حسابرسی اندرسن در قصور در انجام کار، نابود کردن شواهد، کارشکنی در قضاوت و... مجرم شناخته شده و محکوم شد و از جرگه موسسات حسابرسی حذف گردید. از نظر غیرحرفه‌ای‌ها، به سختی می‌توان قبول کرد که یک موسسه (در مقایسه با شخص حقیقی) مجرم شناخته شود، با این همه این باور در حرفه‌ها و به ویژه در حرفه حسابرسی وجود دارد که موسسات حسابرسی همانند  اشخاص ممکن است رفتار غیراخلا‌قی انجام دهند. چنین روشی مسئولیت اجتماعی موسسات حسابرسی را یک تعهد اخلا‌قی و انسانی می‌سازد، چون موسسات حرفه‌ای به مفهوم اخلا‌قی با انسانها یکسان هستند. سقوط انرون بزرگترین فروپاشی شرکتها و سقوط اندرسن بارزترین نمونه حذف یک موسسه حسابرسی از صحنه حرفه‌ای بود.

فروپاشی انرون موجب شد به عنوان  واکنشی سریع، لا‌یحه ساربنیز آکسلی (ژوئیه 2002) در امریکا تصویب شود که براساس مفاد آن نظارت بر حاکمیت شرکتی و حرفه حسابرسی پیچیده‌تر و سختگیرانه‌تر شود. این لا‌یحه کار مشاوره‌ای را که موسسات حسابرسی مجازند برای صاحبکاران انجام دهند  محدود می‌سازد. افزون بر آن، لا‌یحه مذکور، حوزه‌های مسئولیت جدیدی بر مسئولیتهای حسابرسان افزود. بدین معنی که براساس مفاد بخش 404 قانون مذکور، شرکتهای فهرست شده در بورس اوراق بهادار نیویورک  ملزم شده‌اند  در گزارشهای سالا‌نه، گزارش جداگانه‌ای درباره ارزیابی اثربخشی کنترلهای داخلی شرکت ارائه کنند. همچنین، حسابرسان مستقل باید ارزیابی هیئت مدیره شرکت از کنترلهای داخلی را گواهی و گزارش نمایند. ارائه این گزارش در پایان اولین سال مالی یا پس از 15 ژوئن 2004 الزامی شده است.

یادآوری این نکته ضروری است که لا‌یحه مذکور، وظایفی بر حوزه مسئولیت حرفه‌ای حسابرسان مستقل افزوده است که فاقد مبانی تئوری قوی و مناسب است و اجرای آن برای حسابرسان مشکلا‌تی  به همراه خواهد داشت که به نظر می‌رسد از سال 2005 به بعد، خود را نشان خواهد داد.

 

پایان سخن‌

دیدیم که پس از فروپاشی شرکتهای بزرگ، حسابرسان مستقل و مسئولیتهای حرفه‌ای آنها و به ویژه رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای، موضوع مطرح در سطح بین‌المللی شده است. بررسی فروپاشی انرون حاوی نکات بااهمیتی بود که یکی از اساسی‌ترین آنها، ضعف کنترلهای داخلی وگزارشگری فریب‌آمیز است که حاصل سقوط اخلا‌قی در انرون و در حسابرسان آن شرکت بود. بررسی فروپاشی این شرکت بزرگ بین‌المللی، حاکی از آن بود که تضاد منافع در درون شرکت و حسابرسان، ارائه همزمان خدمات حسابرسی مستقل و خدمات مشاوره مدیریت، موجب سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای حسابرسان و از دلا‌یل اساسی فروپاشی شرکت مذکور بود. و سرانجام  این که، سرنوشت موسسه حسابرسی اندرسن نشان داد که با سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای ممکن است به منافع کوتاهمدت دست یافت، لکن در درازمدت تمام منافع حرفه‌ای از دست خواهد رفت. شواهد اخیر حکایت از آن دارد که: "فروپاشی شرکتها فروپاشی حسابرسی است" این‌گونه مباد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

اخلاق حرفه‌ای در بوته عمل

اخلاق حرفه‌ای در بوته عمل

مجید میراسکندری

 

رفتار غیراخلا‌قی‌

پس از فروپاشیهای مهم  مانند انرون  و ورلدکام و دیگران در اوایل هزاره سوم، گروه‌کاری «بازسازی اطمینان عمومی به گزارشگری مالی» در اکتبر سال 2002 از طرف فدراسیون بین‌المللی حسابداران (IFAC) ماموریت  یافت تا نموداری کلی از دلا‌یل از دست رفتن اعتبار گزارشگری مالی و افشای شرکتها را ارائه و شرایط تجدید اعتبار آنها را توصیه کند.

این گروه ضمن بررسی بازیگران چرخه گزارشگری مالی، اعم از هیئتهای مدیره، مدیران ارشد اجرایی، حسابرسان داخلی و مستقل، کمیته‌های حسابرسی، بانکهای سرمایه‌گذاری، تحلیلگران مالی، موسسات رتبه‌بندی، رسانه‌ها، مقررات‌گذاران و استاندارد نویسان، وکلا‌ و دیگران، از جمله به این نتیجه رسید که:

"بسیاری از مثالهای شکست گزارشگری، کوتاهیهای برخی از بازیگران در عملکرد اخلا‌قی را نشان می‌دهد که فهرست آن طولا‌نی است مانند: گمراه کردن حسابرسان، پنهانکاری، ارائه اطلا‌عات ناقص، عرضه توصیه‌های نامتوازن، سوءاستفاده از اعتماد، سوءاستفاده از اطلا‌عات داخلی و غیره.  گویی که بازیگران فقط به فکر خود بوده‌اند، نه به فکر شرکت و نه به فکر سهامداران آن. متاسفانه بسیاری از اعضای انجمنهای حرفه‌ای حسابداری و غیرحسابداری، نیز آیینهای رفتار حرفه‌ای انجمنهای خود را نادیده گرفته‌اند."

 

ساز  بالا‌دستیها

برای ایجاد محیطهای لا‌زم اخلا‌قی در شرکتها، موسسات حسابرسی و سایر حرفه‌ایهای بازار، نکته مهم پی بردن به این است که بالا‌دستیها چه سازی می‌زنند، و چه چیزی را به تمام بدنه تشکیلا‌ت توصیه یا تحمیل می‌کنند.

در بسیاری از نمونه‌های فروپاشی، رفتار غیرقابل قبول و غیراخلا‌قی بالادستیها به چشم می‌خورده است. تقلب در محیطهای غیراخلا‌قی سریعتر همه‌گیر می‌شود. رفتار مدیریت ارشد علا‌متهای قوی به مدیران میانی و کارکنان می‌فرستد.

برای مثال ساز  بالادست در موسسات حسابرسی در مواردی از جمله تقسیم درامدها، ترقی شرکا، مدیران و سایر کارکنان و قبول و نگهداری مشتریان نمود پیدا می‌کند.

آیا واقعاً باید تمام مشتریان را نگاه‌داشت وهمواره  بر تعداد آنها  افزود؟ آیا باید تمام مشتریان بالقوه را پذیرفت؟ پاسخ این است که نه، مشتریان پرخطر را نباید پذیرفت، تا  آنها هم خود را اصلا‌ح کنند.

 

نمونه انرون‌

بررسی نمونه انرون  نشان می‌دهد که مدیران ارشد اجرایی  دست کم درمورد اختیار خرید سهام با سهامداران، تضاد منافع داشته‌اند ؛ از ترفند موسسات تک منظوره استفاده کرده‌اند؛  با توصیه وکلا‌ و حتی حسابرسان، از روشهای تردید برانگیز حسابداری سود برده‌اند؛ اعضای کمیته حسابرسی مربوط، که مشکلا‌ت مالی داشته‌اند، بسیاری موارد را نادیده گرفته‌اند؛  تعدادی از حسابرسان قبلی، در شرایط خاص‌ کارمند شرکت شده‌اند؛ حسابرسان به انواع خدمات غیرحسابرسی پرداخته‌اند؛ مقررات گذاران، البته شاید در نبود منابع مالی لا‌زم، ایرادی به تلفیق غیراصولی حسابها  نگرفته‌اند؛ موسسه‌های رتبه‌بندی دقت عمیقی به گزارش نکرده‌اند؛ تحلیلگران بانک سرمایه‌گذاری از بیم سرنوشت سایر قسمتهای سازمان خود که  تا آخرین لحظات فروپاشی  به بازاریابی سهام انرون مشغول بودند، اعتراضی نکرده‌اند؛  و رسانه‌ها نیز برخلا‌ف انتظار، هیچ‌ واکنشی نشان نداده‌اند؛ تا خیلی دیر شد.

این همه رفتار غیراخلا‌قی، بدرستی تکاندهنده است.

 

نمونه هلث ثاوت‌

مدیرعامل متقلب بیمارستان معروف هلث ثاوث( Health South ) که درامدها را  از طریق افزایش مطالبات از شرکتهای بیمه  5/2 میلیارد دلا‌ر متورم کرده بود، در جواب اعضای هیئت‌مدیره محافظه کار خود که او را از این کارها برحذر می‌داشتند، علناً گفت تا موقعی که سهامش را گران نفروشد، آش همین آش و کاسه همین کاسه است. او بعداً سهامش را 200 میلیون دلا‌ر فروخت و 15 میلیون دلا‌ر هم حقوق و پاداش گرفت و رفت. حسابرس مستقل هم که گزارشهای مالی فصلی را خودش تهیه می‌کرد، موجودی نقدی و درامد را سیصدمیلیون دلا‌ر اضافه کرده بود!

 

روزنامه‌ها

در مواردی، روزنامه‌ها  رفتاری غیراخلا‌قی که بسیار تکان‌دهنده است از خود نشان می‌دهند. اگر  آگهی نگیرند، شرکت را به گونه‌ای تحلیل می‌کنند که انگار ورشکسته‌ شده است، و اگر آگهی گران بگیرند، شرکت را به عرش می‌رسانند!

 

تضاد منافع‌

درست است که فعلا‌ً در ایران رسماً بانک سرمایه‌گذاری نداریم ولی در مواردی که بعضی از شرکتهای سرمایه‌گذاری این وظیفه را به عهده گرفتند، عملا‌ً «تضاد منافع»  باعث شد مدیران مربوط آنچنان رفتار غیراخلا‌قی از خود نشان دهند که حیرت همگان را برانگیخت. از یک طرف سهام شرکت را بازاریابی کردند و فروختند، از طرف دیگر شخصاً شرکتی را در کنار شرکت اصلی تاسیس کردند که محصولا‌ت شرکت را مثلا‌ً توزیع کند و سود اصلی را خود بردند، حال آنکه محصولا‌ت شرکت آنقدر معروف بود که خود باعث فروش رفتن محصولا‌ت غیرمرغوب دیگران هم می‌شد و توزیع‌کننده به جای دریافت حق‌العمل، باید کلی هم به شرکت سرقفلی می‌داد!

 

پاسخگویی‌

گاهی نیز رفتار غیراخلا‌قی در پوشش قانون تجارت توجیه می‌شود؛ مثلا‌ً در مجمع عمومی سالا‌نه یکی از بانکها که در اتاق بازرگانی تشکیل شده بود، وقتی یکی از سهامداران حاضر خواستار فهرست اسامی سهامداران عمده شد، با اینکه بانک مربوط در بورس اوراق بهادار هم حاضر است، مدیرعامل آن  با اتکا به قانون تجارت مدعی شد اجباری به این افشاگری! ندارد.

 

نتیجه‌

نمونه‌های رفتار غیراخلا‌قی را می‌توان به تمام بازیگران چرخه گزارشگری مالی تعمیم داد. تا موقعی که رفتار غیراخلا‌قی ریشه‌کن و رفتار اخلا‌قی سرلوحه اقدامات بازیگران نشود، وجود مقررات، استانداردها و حتی آیین‌نامه‌های رفتار حرفه‌ای مناسب هم نمی‌تواند صددرصد ما را از انجام درست کارها مطمئن سازد، گواینکه هنوز متاسفانه مقررات، استانداردها و آیین‌رفتار حرفه‌ای کاملا‌ً مناسبی هم‌در اختیار نداریم.

 

منبع:‌فصلنامه حسابرس

 

بحثی درباره آیین رفتار حرفه‌ای

بحثی درباره آیین رفتار حرفه‌ای

 

از تاثیر نامطلوب رویکرد جدید هیئت رویه‌های حسابرسی(APB)  بریتانیا  بر شرکتهای کوچک در رابطه با آیین رفتار حرفه‌ای انتقادات بسیاری شده است. جان گرنتJohn Grant)  )مدیر اجرایی هیئت مزبور در این  مقاله به دفاع از این رویکرد پرداخته و ضوابط جدید این هیئت در مورد آیین‌رفتار حرفه‌ای را تشریح کرده است.

هیئت رویه‌های حسابرسی  در 5 اکتبر سال 2004 میلا‌دی متن 5 ضابطه جدید آیین رفتار حرفه‌ای درباره درستکاری، بی‌طرفی و استقلا‌ل حسابرس را به منظور افزایش اعتماد عمومی نسبت به کیفیت  فرایند  حسابرسی در بریتانیا منتشر کرد. این ضوابط که تجدید نظری اصولی در رهنمودهای فعلی آیین رفتار حرفه‌ای محسوب می‌شود برای حسابرسی صورتهای مالی که آغاز سال مالی آن از 15 دسامبر 2004 میلا‌دی یا پس از آن است لا‌زم‌الا‌جراست.

 

ضوابط جدید، مواردی چون داشتن هرگونه رابطه مالی یا شغلی با صاحبکار، جایگزینی حسابرسان توسط صاحبکار و مهمتر از همه ارائه سایر خدمات به صاحبکاران حسابرسی را دربرمی‌گیرد. این ضوابط برمبنای ارزیابی عوامل بالقوه تهدیدکننده شئونات حرفه‌ای و رعایت شفافیت دربرخورد با مسئولا‌ن راهبری بنگاه اقتصادی تحت حسابرسی، تدوین شده است.

هیئت رویه‌های حسابرسی در هر مورد که ضوابط فعلی آیین رفتار حرفه‌ای را موثر تشخیص نداده ممنوعیتهایی به کار برده است.

 

کاربرد جهانی‌

ضوابط آیین رفتار حرفه‌ای شامل هرگونه حسابرسی،  صرف‌نظر از میزان اندازه بنگاه اقتصادی مربوط، همراه با الحاقیه‌ای شامل معدودی ضوابط و احکام تکمیلی در رابطه با شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادا راست. هیئت رویه‌های حسابرسی  با توجه به مشکلا‌ت عملی رعایت برخی از ضوابط آیین رفتار حرفه‌ای در مورد بنگاههای اقتصادی کوچک، دست به انتشار متن پیشنهادی تحت عنوان «معافیت واحدهای کوچک از رعایت برخی ضوابط آیین رفتار حرفه‌ای» (ES-EASE)   زد. بنگاه اقتصادی کوچک در این متن به واحدی اطلا‌ق می‌شود که پایینتر از آستانه معافیت از حسابرسی قرار دارد  (یعنی واحدهایی با  فروش کمتر از 6/5 میلیون پوند)؛ البته این تعریف  موسسات خیریه، صندوقهای بازنشستگی و سایر واحدهایی را که طبق قانون مشمول حسابرسی‌هستند  نیز در برمی‌گیرد. ضوابط پیشنهادی هیئت رویه‌های حسابرسی، حسابرسان را ملزم به استفاده از معافیتهای پیشگفته و تصریح به این امر در متن گزارش حسابرسی و تشریح شرایط مربوط می‌کند.

هیئت رویه‌های حسابرسی معتقد است کاربرد الگوی «رعایت الزامات یا افشای موارد عدم رعایت» موجب قضاوت عادلا‌نه‌تر استفاده‌کنندگان گزارش حسابرسی بنگاههای اقتصادی کوچک در مورد استقلا‌ل حسابرس می‌شود. هیئت رویه‌های حسابرسی از نظرها و پیشنهادهای اصلا‌حی در رابطه با این بخش از متن پیشنهادی مزبور استقبال می‌کند.

 

گزارشهای مطبوعاتی‌

در بعضی گزارشهای اخیر مطبوعاتی به اشتباه از تاثیر نامطلوب ضوابط جدید هیئت رویه‌های حسابرسی بر شرکتهای کوچک و حسابرسان این‌گونه شرکتها و یا از ممنوعیت ارائه سایر خدمات به صاحبکاران حسابرسی طبق ضوابط جدید یاد شده است. در حالی که چنین نیست و ضوابط جدید مجوز ارائه سایر خدمات به صاحبکاران حسابرسی (از قبیل خدمات مالیاتی و حسابداری) مشروط بر اتخاذ تدبیرهایی جهت جلوگیری از خدشه‌دار شدن استقلا‌ل حسابرس را صادر کرده است. موضع هماهنگ هیئت رویه‌های حسابرسی با الزامات فعلی و ضوابط اتحادیه اروپایی این است که تدبیرهای  پیشگفته در صورت تصمیمگیری حسابرس به جای مدیریت واحد تحت حسابرسی مانع از مخدوش شدن بی‌طرفی او نمی‌شود. به همین منوال ضوابط فعلی آیین‌رفتار حرفه‌ای نیز ارائه خدماتی را که ایفای نقش مدیریتی در واحد تحت حسابرسی را از جانب موسسه حسابرسی ایجاب کند ممنوع ساخته است. به منظور اجتناب از بروز هرگونه ابهام، هیئت رویه‌های حسابرسی، در ضوابط جدید، تصمیمگیری براساس اطلا‌عات موجود را در صلا‌حیت عناصر وابسته به مدیریت (مدیریت آگاه) دانسته است. برای مثال در رسیدگی به وضعیت مالیاتی، حسابرس، محاسبات خود را به اطلا‌ع <مدیریت آگاه> می‌رساند اما تصمیمگیری لا‌زم درباره چگونگی ارائه اقلا‌م مالیاتی در صورتهای مالی به عهده مدیریت مزبور است. در بنگاههای اقتصادی کوچک ممکن است <مدیریت آگاه> برای چنین تصمیمگیریهایی مصداق واقعی نداشته باشد و بنابراین براساس طرح پیشنهادی «معافیت بنگاههای کوچک»(ES-EASE) ، اینگونه بنگاهها از این ضابطه مستثنی شناخته می‌شوند.

 

تنش ذاتی‌

تصریح بیشتر جهت تشخیص مصداقهای استانداردها و ضوابط حسابرسی و آیین‌رفتار حرفه‌ای به منظور ارتقای کیفیت حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و اعمال همان استانداردها و ضوابط در مورد حسابرسی واحدهای کوچک، ذاتاً تنش‌زا ست. یکی از شیوه‌های تنش‌زدایی در این موارد اعمال ضوابط دوگانه است که به اعتقاد هیئت رویه‌های حسابرسی واژه حسابرسی را مخدوش می‌کند. راهکار دیگر، بررسی اجمالی صورتهای مالی واحدهای کوچک به جای حسابرسی آن است.

با کاهش آستانه شمول ضوابط جدید در مورد شرکتهایی با فروش معادل 1 تا 6/5 میلیون پوند (با وجود کاهش نیافتن این آستانه در قوانین مربوط به سایر بنگاههای قابل حسابرسی نظیر موسسات امور خیریه و صندوقهای بازنشستگی) رویکرد بررسی اجمالی صورتهای مالی واحدهای کوچک ترویج شده است. با این حال هیئت رویه‌های حسابرسی مصمم است در طی سه سال آینده همگام با سایر مراجع حرفه‌ای به پژوهش و مطالعه دقیقتری در این‌باره بپردازد.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

درآمدی بر اخلاق و آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای

درآمدی بر اخلاق و آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای

مصطفی علی‌مدد

 

مقدمه‌

توسعه و تنوع فعالیتهای اقتصادی در کشور و کوشش در جهت خصوصی‌سازی شرکتهای دولتی و عملیات تصدی دولت به افزایش شمار و گسترش دامنه فعالیتهای شرکتهای سهامی عام و بسط فزاینده بازار سرمایه در طول دهه گذشته انجامید؛ و نیاز به اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی را در جهت حفظ منافع عمومی، حفظ حقوق و منافع صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذیحق و ذینفع تشدید کرد. رفع این نیاز مستلزم فراهم‌سازی اطلا‌عات مالی قابل اعتماد، مربوط و قابل مقایسه توسط شرکتها و موسسات مختلف و تهیه و ارائه آن مستلزم استفاده از خدمات حسابداران حرفه‌ای در واحدها و همچنین استفاده از حسابداران حرفه‌ای مستقل در بررسی اطلا‌عات و حسابرسی صورتهای مالی است.

با تصویب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران در سال 1372 و تصویب آئین‌نامه‌های مربوط و اساسنامه جامعه حسابداران رسمی در سالهای 1374 تا 1379، جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1380 با عضویت شماری از حسابداران با سابقه تشکیل شد. به‌دنبال آن، موسسات حسابرسی جدیدی تشکیل شد و تعدادی حسابدار رسمی جدید در سالهای 1381 و 1382 انتخاب شدند. در سال 1382 حسابرسان و موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار نیز انتخاب شدند و به این ترتیب، حسابداری حرفه‌ای در ایران دوران تازه‌ای از  فعالیت، رشد و توسعه را آغاز کرد.

نقش، وظیفه و مسئولیت حسابداران حرفه‌ای در قبال جامعه، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذیحق و ذینفع ایجاب می‌کند که آنان اصول عمومی اخلا‌ق حسنه را در همه جنبه‌ها رعایت و به آئین‌رفتار حرفه‌ای مدّون و منسجمی پای‌بند باشند تا پذیرش، اعتبار و احترام اجتماعی  را که لا‌زمه فعالیت در هر حرفه تخصصی است، بدست آورند.

در این مقاله، ابتدا چند نکته درباره اخلا‌ق و آئین رفتار بطور اعم گفته می‌شود؛ بعد، توضیح مختصری راجع به اخلا‌ق و آئین رفتار حرفه‌ای داده خواهد شد؛ پس از آن، اصول بنیادی آئین رفتار حرفه‌ای حسابداران بیان می‌شود؛ و در ادامه، چند مطلب که به نظر می‌رسد طرح آن در شرایط کنونی مناسبت بیشتری دارد عنوان خواهد شد.

 

در تعریف اخلا‌ق‌

علا‌مه علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه، اخلا‌ق را جمع «خلق و خویها» و علم اخلا‌ق را «دانش بد و نیک‌خویی‌ها» ‌تعریف کرده است و آن را یکی از «سه بخش فلسفه یا حکمت عملیه»  می‌داند که عبارت است از  «تدبیر انسان نفس خود را یا یک تن خاص را». دکتر حسن انوری در فرهنگ بزرگ سخن، اخلا‌ق را «مجموعه عادت‌ها و رفتارهای فرهنگی پذیرفته میان مردم یک جامعه» تعریف کرده و در ادامه به «رفتار شایسته  و پسندیده» عطف می‌دهد. دائره‌المعارف مصاحب علم اخلا‌ق را «بررسی و تعیین ارزش اعمال انسانی برحسب اصول اخلا‌قی »تعریف کرده است و اضافه می‌کند که درباره وجدان انسان و مسئولیت او از لحاظ اعمالش، نظریه‌های مختلفی در طی تاریخ ابراز شده و اصحاب فلسفه‌های مختلف، عوامل گوناگونی چون دین، فطرت و تجربه را اساس اخلا‌ق دانسته‌اند.

در دائره‌المعارف بریتانیکا گفته شده است اصطلا‌ح اخلا‌ق(Ethics)  در مورد تئوریها و سیستمهای ارزشهای اخلا‌قی نیز کاربرد دارد. در این دائره‌المعارف، اخلا‌ق به سه شاخه یا رشته تقسیم شده: اخلا‌ق نظری، اخلا‌ق هنجاری و اخلا‌ق کاربردی. اخلا‌ق نظری یا فرااخلا‌ق(Metaethics)  به موضوعات مرتبط با ماهیت مفاهیم و قضاوتهای اخلا‌قی می‌پردازد. اخلا‌ق هنجاری یا دستوری(Normative Ethics)  ضوابط و معیارهایی  برای چگونه زندگی کردن فراهم می‌آورد و در آن، خوب و بد، درست و نادرست و نظایر آن تعریف و چگونگی انتخاب بین آنها و راه درست عمل کردن را براساس قواعد معین بیان می‌کند. اخلا‌ق‌کاربردی(Applied Ethics)  در واقع ادامه اخلا‌ق هنجاری است که در آن کاربرد تئوریهای اخلا‌ق هنجاری در اخلا‌قیاتی نظیر حقوق بشر، برابری نژادی و جنسیتی، عدالت و مسائل مشابه مورد بحث واقع می‌شود.

 

اخلا‌ق و آئین‌رفتار حرفه‌ای‌

اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای قاعدتاً در شاخه اخلا‌ق کاربردی قرار می‌گیرد و حاوی یک نظام ارزشی است که براساس آن، بد و خوب، و درست و نادرستِ رفتارِ صاحبان یک حرفه تعریف و بیان می‌شود. برای روشن شدن این تعریف باید به دو سوال پاسخ داده شود.

 

سوال اول این که مراد از حرفه چیست و سوال دوم این که به چه کسانی حسابدار حرفه‌ای گفته می‌شود؟ در مورد سوال اول باید گفت که تعریف یگانه‌ای از حرفه که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. اما کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران در آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای، این خصایص را برای حرفه برمی‌شمارد:

  - خبرگی در مهارتی خاص و مبتنی بر اندیشه که از طریق آموزش، کارآموزی و تجربه بدست آمده باشد؛

  - پای‌بندیِ اعضا به آئین رفتار و باور آنان به نظام ارزشی مشترکی که توسط مرجع اداره کننده حرفه وضع می‌شود؛ و

  - پذیرش وظیفه و مسئولیت در قبال جامعه در کلیّت آن(Code.. 6 Par..)

 

در پاسخ سوال دوم، باید گفت که حسابدار حرفه‌ای، فردی است که به کار حسابداری می‌پردازد و با احراز شرایط ورود، به عضویت یک انجمن حرفه‌ای حسابداری پذیرفته شده است. حسابداران حرفه‌ای را معمولا‌ً در دو دسته طبقه‌بندی کرده‌اند:

  حسابدارانی که خدمات حرفه‌ای خود اعم از حسابرسی، مالیات و مشاوره را به عموم عرضه می‌کنند(Public Accountants)  شامل شرکای موسسات حرفه‌ای حسابداری و حسابداران شاغل در موسسات‌مزبور.(Proposed Code.. Definitions) به این دسته از حسابداران، «حسابداران حرفه‌ای مستقل» و در ایران، «حسابدار رسمی شاغل» نیز گفته می‌شود.

  حسابداران حرفه‌ای که به عنوان شخص حقیقی در استخدام موسسات بخشهای مختلف اقتصادی و موسسات آموزشی هستند و خدمات حرفه‌ای خود را به این موسسات عرضه می‌کنند. به این دسته از حسابداران «حسابداران حرفه‌ای تحت استخدام»

(Professional   Accountants in Business) و در ایران، «حسابدار رسمی غیر شاغل»   نیز گفته می‌شود.

 

منافع عمومی‌

علا‌وه بر پای‌بندی به آئین رفتار حرفه‌ای، ویژگی شاخص یک حرفه، پذیرش وظیفه و مسئولیت در قبال جامعه است و لا‌زمه آن رعایت منافع عمومی در انجام کار است که موجب جلب اعتماد عمومی به حرفه می‌شود (10 Code.. 1996, Par.)  از دیدگاه حرفه حسابداری، منافع عمومی عبارت است از سعادت و رفاه جمعی اشخاص و موسساتی که حسابداران حرفه‌ای به آنها خدمت می‌کنند و بطور مشخص، صاحبکاران، سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، دولت، کارکنان، کارفرمایان، جوامع و نهادهای تجاری و مالی و سایر اشخاصی را دربر می‌گیرد که به درستکاری و بی‌طرفی حسابداران حرفه‌ای در انجام خدمت و فراهم کردن زمینه کارکرد منظم عملیات تجاری اتکا می‌کنند  (9. Code.. 1996, Par.)  به این ترتیب، مسئولیت حسابداران حرفه‌ای به تأمین نیازهای یک صاحبکار یا کارفرما منحصر نمی‌شود (10.  Code.. 1996, Par.)  در نتیجه، در تدوین استانداردهای حسابداری، منافع عمومی به شدت لحاظ می‌شود. رعایت منافع عمومی نیازمند رفع چهار نیاز اجتماعی زیر است:

اعتبار اطلا‌عات: جامعه نیازمند اطلا‌عات مالی و سیستمهای اطلا‌عاتی معتبر است.

معرفی افراد حرفه‌ای: صاحبکاران، کارفرمایان و سایر اشخاص ذیحق و ذینفع باید به سادگی بتوانند حسابداران حرفه‌ای را شناسایی کنند.

کیفیت خدمات: اطمینان از این که خدمات حسابداران حرفه‌ای با بالا‌ترین کیفیت ممکن انجام می‌شود.

اعتماد: استفاده‌کنندگان از خدمات حرفه‌ای باید مطمئن باشند که خدمات حسابداران حرفه‌ای در قالب آئین رفتار مدونی که ناظر بر ارائه خدمات آنان است انجام می‌شود (14  Code.. 96, Par.) .

نقش حسابداران حرفه‌ای در اقتصاد جوامع و لزوم رعایت منافع عمومی ایجاب می‌کند ضوابط مدونی در زمینه اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای حسابداران تدوین و به اجرا گذارده شود تا اعتماد عمومی نسبت به این حرفه جلب و حفظ شود (8 Code.. 1996, Par.)

 

نگاهی به سوابق تدوین آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای در جهان‌

در کشورهایی که جوامع حرفه‌ای حسابداری سابقه‌ای طولا‌نی دارند از سالها پیش آئین رفتار مدونی توسط انجمنهای حرفه‌ای مختلف تدوین، درگذر زمان تجدیدنظر، تکمیل و به اجرا گذارده شده و اقدامات موثری در زمینه برقراری نظام رفتار حرفه‌ای واحد برای کلیه حسابداران حرفه‌ای در سطح ملی در جریان است. در سطح بین‌المللی، فدراسیون بین‌المللی حسابداران کمیته‌ای را به نام «کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای» تشکیل داد و این کمیته در سال 1996، آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای را تدوین کرد که به عنوان  الگو و رهنمود مورد استفاده انجمنها و جوامع حرفه‌ای عضو فدراسیون قرار بگیرد (4.Code.. 1996, Par.  فدراسیون بین‌المللی الزامات منظور شده در این رهنمود را حداقل الزامات مورد نظری می‌داند که برای رسیدن به هدف مشترک یعنی اعتبار و مقبولیت جوامع حرفه‌ای حسابداری لا‌زم است و انجمنها و جوامع حرفه‌ای عضو را ملزم به رعایت این حداقل کرده است اما تدوین شرایط و الزامات گسترده‌تری را از لحاظ رعایت اصول اخلا‌ق حرفه‌ای در آئین رفتار حرفه‌ای انجمنهای ملی مجاز شمرده است. در مواردی که قوانین و مقررات یک کشور ممنوعیتهایی در اجرای برخی از احکام آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی برقرار کرده باشد انجمنهای ملی مکلف به رعایت قانون هستند اما باید هدف نهایی از برقراری آئین رفتار را ملحوظ و سایر احکام را رعایت کنند  (1.5. Proposed Code.. 2003, Par.)  علا‌وه بر متن اصلی، مطالب و احکامی تحت عنوان «کاربرد اصول اخلا‌ق حرفه‌ای در موارد مشخص» تدوین شده که چگونگی اجرای آئین رفتار گفته شده را با ذکر نمونه و در موارد خاص بیان می‌کند.

در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی، آئین رفتار حرفه‌ای تدوین شده مورد تجدید نظر و اصلا‌ح قرار گرفت و الزاماتی به آن افزوده شد. همچنین در ژانویه 1998 شورای فدراسیون بین‌المللی حسابداران بیانیه‌ای تحت عنوان «سیاست شورا در مورد بکارگیری و اجرای الزامات اخلا‌قی» توسط انجمنهای عضو فدراسیون صادر کرد که در آن ضمن تصریح بر الزام انجمنهای عضو به تدوین آئین رفتار حرفه‌ای تفصیلی و به اجرا گذاردن آن، رهنمودهایی در مورد چگونگی اجرای الزامات اخلا‌قی و تشکیل هیأتهای انتظامی و تنبیه انضباطی اعضای متخلف ارائه کرده است.

علا‌وه بر این، کمیته اخلا‌ق حرفه‌ای فدراسیون در ژوئیه 2003 متن پیشنهادی جدیدی را برای آئین رفتار حرفه‌ای حسابداران تهیه کرده و به نظرخواهی گذارده است. این متن، ضمن بهبود و اصلا‌ح برخی از مواد و الزامات مندرج در متن کنونی، مواد و الزامات جدیدی را در مورد آئین رفتار مقرر داشته است. متن جدید پس از بررسی و ارزیابی نظرات و پیشنهادهای صاحبنظران و انجمنهای حرفه‌ای عضو از سال 2005 میلا‌دی اجرایی خواهد شد.

 

سوابق تدوین آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای در ایران‌

در ایران، در سوابق مربوط به کانون حسابداران رسمی، آئین رفتار حرفه‌ای مدونی در دسترس من قرار نگرفت. با این حال، در اساسنامه کانون الزاماتی درمورد رعایت اخلا‌ق و شئون حرفه‌ای، تخلف اعضا و پیامدهای انتظامی یا انضباطی وجود دارد. در اساسنامه انجمن حسابداران خبره ایران نیز لزوم رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای آمده است. این انجمن در سال 1364 آئین‌نامه انضباطی برای اعضا خود تهیه کرد که فصل دوم آن به ضوابط و آئین رفتار حرفه‌ای اختصاص دارد. در اسفندماه سال 1377 کمیته فنی سازمان حسابرسی آئین رفتار حرفه‌ای را تدوین کرد که با تایید هیات عامل و تصویب مجمع عمومی سازمان از سال 1378 لا‌زم‌الا‌جرا گردید. این متن، کمابیش ترجمه آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران مصوب سال 1996 میلا‌دی است؛ با این تفاوت که در مواردی الزامات، اصطلا‌حات و نکات مقرر، بنابر شرایط و اوضاع و احوال کشور، تعدیل و بازنویسی شده است. در سال 1382 جامعه حسابداران رسمی ایران آئین رفتار حرفه‌ای خود را تدوین کرد که پس از تصویب شورای‌عالی جامعه در 28/11/1382 به تأیید وزیر امور اقتصادی و دارایی رسید و لا‌زم‌الا‌جرا گردید. این متن مبتنی بر آئین رفتار حرفه‌ای تهیه یا به عبارت درست‌تر اقتباس شده‡ سازمان حسابرسی است که بنابر شرایط و مسائل جامعه حسابداران رسمی ایران تعدیل و اصلا‌ح شده است. علا‌وه براین، آئین‌نامه انضباطی جامعه حسابداران رسمی نیز تهیه و در تیرماه 1383 به تأیید شورای‌عالی و به تصویب وزیران امور اقتصادی و دارایی ودادگستری رسیده است. هیچ‌یک از این دو متن آئین رفتار حرفه‌ای فوق‌الذکر، اصلا‌حات و تغییرات انجام شده در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی در متن آئین‌ رفتار حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران را دربر ندارد. همچنین، هیچ‌یک از این دو متن به منبع مورد استفاده برای تهیه آن عطف ندارد که اگر خلا‌ف اخلا‌ق نباشد، نشانه بی‌توجهی است.

در مورد متن تدوین شده توسط جامعه لا‌زم به ذکر است که با توجه به این که جامعه  به عضویت در فدراسیون بین‌المللی حسابداران پذیرفته شده است می‌باید در متن خود، الزامات مربوط به آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون را براساس آخرین مصوبات لحاظ می‌کرد زیرا بنابر پاراگراف دوم بند 4 آئین رفتار حرفه‌ای فدراسیون، هیچ‌یک از انجمنهای عضو مجاز نیستند که مقررات سهل‌تری از ضوابط فدراسیون را در مورد رفتار حرفه‌ای وضع کنند.

علیرغم انتقاداتی که بر این دو مجموعه وارد است وجود آئین رفتار مدوّن (حتی ناقص) و بخصوص استقرار ضمانتهای اجرایی برای آن می‌تواند رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای را در جامعه حسابداران ایران ارتقا بخشد و این دو مجموعه از این خصیصه با اهمیت برخوردار است.

 

ضوابط عمومی اخلا‌ق و آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای‌

با توضیحات نسبتاً مفصل بالا، در اینجا مبانی نظری و ضوابط عمومی آئین رفتار حسابداران حرفه‌ای شامل موارد زیر براساس آئین رفتار فدراسیون بین‌المللی حسابداران و در مواردی با مراجعه به آئین رفتار حرفه‌ای انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز و انجمن حسابداران رسمی امریکا به اجمال بیان می‌شود.

رویکرد نظری‌

  در آیین‌ رفتار حرفه‌ای، اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای حسابداران بیان و چارچوبی نظری برای رعایت این اصول در عمل فراهم می‌شود. کلیه حسابداران حرفه‌ای باید اصول مزبور را رعایت کنند مگر آنکه دسته‌ای به صراحت مستثنی شده باشند  1.9 Proposed  Code.. 2003, Par..

  شرایط مختلف کار ممکن است احتمال نقض اصول بنیادی را پدید آورد. بیان کلیه شرایطی که می‌تواند به نقض اصول مزبور منجر شود امکان‌پذیر نیست. چارچوب نظری، حسابداران حرفه‌ای را قادر می‌سازد که به جای تبعیت از مجموعه‌ای قواعد خاص، مواردی را که ممکن است به نقض اصول بنیادی منجر شود، شناسایی و ارزیابی و از آن پرهیز کنند ,Proposed Code..2003.Par.1.10..

  در بررسی تأثیر بالقوه هر مورد بر نقض اصول، حسابداران حرفه‌ای باید عوامل کمّی و کیفی را تواماً در نظر بگیرند و چنانچه نتوانند شرایط ایمنی را فراهم سازند باید یا از انجام یا ادامه آن خدمت خودداری و یا بطور کلی استعفا کنند   ,  Proposed Code 2003.Par1.11. 

 

اصول بنیادی‌

اصول بنیادی (Fundamental Principles)  اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در روایت‌های مختلف فدراسیون بین‌المللی و انجمنهای معتبر حسابداری با جمله‌بندیهای متفاوتی بیان شده اما مفهوم کلّی آنها مشترک است. این اصول که در مورد کلیه حسابداران حرفه‌ای مصداق دارد به قرار زیر است:

  درستکاری‌

  واقع‌بینی‌

  صلا‌حیت و مراقبت حرفه‌ای‌

  رازداری‌

  آداب حرفه‌ای‌

درستکاری:(Integrity)  حسابدار حرفه‌ای باید در روابط حرفه‌ای و معاملا‌ت خود درستکار باشد. صداقت، صراحت و انصاف، لا‌زمه درستکاری است( Proposed Code.. 1.41.a ِ ICAEW  Guide ,1.002 FP.la).

واقع‌بینی:(Objectivity)  حسابدار حرفه‌ای باید در قضاوت حرفه‌ای و کسب و کار خود واقعیات را در نظر بگیرد، و اجازه ندهد که پیش‌داوری، جانبداری، تضاد منافع و یا نفوذ دیگران بر قضاوت حرفه‌ای و کار او تاثیر بگذارد(Proposed Code..1.41.b) .

صلا‌حیت و مراقبت حرفه‌ای( Professional Competence  and Due Care) حسابدار حرفه‌ای باید خدماتی را تقبل کند که توان ایفای آن را داشته باشد و در موارد لا‌زم بتواند از همکاری یا مشورت دیگران استفاده کند  . حسابدار حرفه‌ای باید دانش و مهارت حرفه‌ای خود را در زمینه تحولا‌ت، روشها و تکنیکهای جدید و قوانین و مقررات به سطحی ارتقا دهد که صاحبکار یا کارفرمای وی اطمینان یابد که از خدمات حرفه‌ای کارآمدی برخوردار می‌شودProposed Code)..1.41.c).

رازداری:(Confidentiality)  حسابدار حرفه‌ای باید اطلا‌عاتی را که در جریان ارائه خدمات حرفه‌ای بدست می‌آورد محرمانه تلقی کند و بدون مجوز صریح صاحبکار یا کارفرما چنین اطلا‌عاتی را افشا نکند، مگر آنکه حق یا وظیفه قانونی یا حرفه‌ای، افشای اطلا‌عات مزبور را مجاز کرده باشد(Proposed Code.. 1.41.d) .

آداب حرفه‌ای: (Professional Behavior-Courtesy)  حسابدار حرفه‌ای باید در برخورد با دیگران در حین انجام وظایفش، با ادب و احترام رفتار کند (5.(ICAEW ,Guide ,1.002, FP. همچنین باید قوانین و مقررات را رعایت و از انجام اعمالی بپرهیزد که می‌تواند  حرفه را بی‌اعتبارکند  .

 

عوامل موثر در نقض اصول‌

وضعیتهای گوناگون و عوامل متعدد و مختلفی به صورت بالقوه می‌تواند موجبات نقض و عدم رعایت اصول بنیادی را در عمل فراهم آورد. این عوامل را می‌توان در چند دسته زیر طبقه‌بندی کرد:

  منافع شخصی‌

  تجدیدنظر

  حمایت یا مخالفت‌

  رابطه نزدیک‌

  تهدید

منافع شخصی:(Self-Interest)  منافع مالی یا دیگر منافع حسابدار حرفه‌ای یا خویشاوندان نزدیک وی می‌تواند به ایجاد خطر نقض اصول درستکاری و واقع‌بینی منتج شود. این خطر ممکن است از منافع مستقیم یا غیرمستقیم نشأت بگیرد

 

تجدید نظر:(Self-Review)  در مواردی که نتایج کار یا قضاوت حسابدار حرفه‌ای در معرض چالش قرار می‌گیرد و وی ناگزیر به ارزیابی مجدد و تجدید نظر در آن می‌شود خطر نقض اصل واقع‌بینی پدید می‌آید

 

حمایت یا مخالفت:(Advocacy)  در مواردی که حسابدار حرفه‌ای در مسأله یا دعوایی به طرفداری یا مخالفت با صاحبکار یا کارفرمایش موضع‌گیری می‌کند ممکن است اصل واقع‌بینی را نقض نماید

 

قرابت:(Familiarity)  در مواقعی که حسابدار حرفه‌ای به دلیل رابطه نزدیک، آگاهی از مسائل و یا دانستن ویژگی‌های صاحبکار یا کارفرمایش به وی اعتماد کامل پیدا می‌کند خطر نقض اصول بنیادی توسط وی پدید می‌آید .

 

تهدید:(Intimidation)  حسابدار حرفه‌ای ممکن است به دلیل تهدید یا ترس از صاحبکار، کارفرما، شخص یا مرجعی مقتدر و یا فشارهای دیگر اصول بنیادی را نقض کند

 

تدابیر بازدارنده (ایمن‌ساز)

اهم تدابیری که طبق قوانین و مقررات کشور و ضوابط مقرر توسط مراجع حرفه‌ای می‌تواند از نقض اصول بنیادی توسط حسابداران حرفه‌ای جلوگیری کند به قرار زیر است:

  وجود شرایط لا‌زم برای ورود به حرفه، شامل تحصیلا‌ت، کارآموزی و تجربه؛

  آموزش و بازآموزی مستمر؛

  قوانین و مقررات پیشرفته برای مدیریت واحدهای تجاری؛

  استانداردهای حرفه‌ای؛

  مقررات انتظامی (انضباطی) مصوب مراجع قانونی یا جوامع حرفه‌ای؛ و

  بررسی گزارشها، اظهارنامه‌ها و دیگر اطلا‌عاتی که توسط حسابداران حرفه‌ای تهیه می‌شود توسط مرجع یا حسابدار حرفه‌ای دیگری به صورت مستقل.

  استقرار کنترل‌های داخلی مناسب در موسسات حسابرسی برای نظارت بر کاری که در یکایک سرپرستی‌ها انجام می‌شود.

 

احکام‌

اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای جنبه کلی و هدایت کننده دارد و در حل مسائل خاص مربوط به رعایت اخلا‌ق و رفتار حسابداران حرفه‌ای در جریان عمل، کارآمد نیست. در آئین‌های  رفتار حرفه‌ای، ضمن تشریح اصول مزبور، چگونگی رعایت، با وضع احکام الزام‌آوری بیان می‌شود. این احکام قاعدتاً در سه دسته زیر طبقه‌بندی می‌شوند:

1- احکام لا‌زم‌الا‌جرا در مورد کلیه حسابداران حرفه‌ای.

2- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌ای مستقل یا حسابداران رسمی.

3- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌ای شاغل در موسسات.

پرداختن به هر دسته از احکام مزبور از فرصت و حوصله این مقاله خارج است. امید است که آئین‌های رفتار حرفه‌ای موجود با بهره‌گیری از تجارب جهانی تکمیل و تصویب شود و همکاران حسابدار به بحث و نقد آن به ویژه در شرایط و اوضاع و احوال کنونی کشورمان بپردازند. با این حال، به نظر رسید که بدون بیان نکاتی در مورد استقلا‌ل، مطالب مربوط به اصول بسیار ناقص خواهد بود. از این رو، در ادامه چند نکته اساسی در مورد استقلا‌ل حسابداران مستقل حرفه‌ای عرضه می‌شود.

 

استقلا‌ل‌

اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای ایجاب می‌کند که حسابدار حرف‌ای هنگامی که کاری را عهده‌دار می‌شود که به ارائه گزارش حسابرسی یا سایر گزارشهای اطمینان بخش می‌انجامد که مورد استفاده اشخاص ثالث است، به صاحبِ کار وابسته نباشد .

عدم وابستگی یا استقلا‌ل(Independence)  ایجاب می‌کند که حسابدار حرفه‌ای مستقل یا حسابدار رسمی در انجام کار و ارائه گزارش از دو ویژگی زیر برخوردار باشد:

الف) استقلا‌ل باطنی:(Independence in Mind)  استقلا‌ل باطنی که به آن استقلا‌ل رای نیز می‌توان گفت به معنای اظهار عقیده براساس قضاوت حرفه‌ای نسبت به یک موضوع مورد قضاوت است بدون آنکه عامل یا عواملی دیگر بر رای شخص اثر گذاشته باشد. لا‌زمه درستکاری و واقع‌بینی، استقلا‌ل باطنی یا استقلا‌ل رای است .

ب) استقلا‌ل ظاهری:(Independence in Appearance)  استقلا‌ل ظاهری که به آن استقلا‌ل از منظر دیگران نیز می‌توان گفت به معنای پرهیز از هرگونه وابستگی بااهمیتی است که بتواند موجبات شک اشخاص ثالث را نسبت به واقع‌بینی و درستکاری حسابدار حرفه‌ای فراهم آورد(Code.. 6991, par.8.8 b)  .

با وجود تعریفهای بالا‌، کاربرد واژه استقلا‌ل به تنهایی می‌تواند موجب سوء تفاهم شود و این تصور را پدید آورد که حسابدار مستقل یا حسابدار رسمی برای قضاوت و اظهارنظر حرفه‌ای باید از کلیه روابط اقتصادی، مالی و دیگر روابط بری باشد. چنین مفهومی از استقلا‌ل نادرست است، زیرا هر عضوی از جامعه ضرورتاً با اعضای دیگر رابطه دارد. بنابراین، آن دسته از وابستگی‌هایی که از دیدگاه ناظری آگاه، معقول و مطلع می‌تواند بر قضاوت و رای یک حسابدار مستقل تأثیر بگذارد غیرقابل قبول است .

 

عوامل موثر بر نقض استقلا‌ل‌

عوامل زیر می‌تواند بر استقلا‌ل حسابدار حرفه‌ای مستقل یا حسابدار رسمی خدشه وارد سازد:

منافع شخصی:(Self-Interest)  مواردی را شامل می‌شود که موسسه حسابرسی یا هر یک از اعضای گروه حسابرسی در موسسه صاحبکار منافعی داشته یا با آن تضاد منافع داشته باشد. نمونه‌هایی از منافع شخصی که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

 داشتن منافع مالی مستقیم یا غیرمستقیم در موسسه صاحبکار؛

 اخذ وام یا ضمانت‌نامه از موسسه صاحبکار، مدیران یا کارکنان ارشد آن یا اعطای وام به هر یک از آنان؛

 وابستگی کامل موسسه حسابرسی به درآمد حاصل از حق‌الزحمه‌هایی که از موسسه صاحبکار دریافت می‌کند؛

 داشتن روابط تجاری نزدیک یا مشارکت با موسسه صاحبکار؛

 اشتغال اعضای گروه حسابرسی در موسسه صاحبکار بعد از خاتمه حسابرسی؛

 حق‌الزحمه نامعین انجام حسابرسی و یا حق‌الزحمه بسیار بیشتر یا کمتر از حد متعارف  .

تجدید نظر :(Self-Review) تجدیدنظر در مواردی اتفاق می‌افتد که:

1- نتایج کار یا قضاوت حسابدار حرفه‌ای در حسابرسی یا سایر خدمات اطمینان بخشی نیاز به ارزیابی مجدد داشته باشد؛ و

2- یکی از حسابداران حرفه‌ای گروه حسابرسی قبلا‌ً عضو هیأت مدیره یا از مدیران اجرایی موسسه تحت حسابرسی و یا از کارکنان ارشدی باشد که بتواند تأثیری مستقیم و بااهمیت بر نتایج حسابرسی بگذارد.

نمونه‌هایی از مواردی که این خطر را پدید می‌آورد عبارت است از:

  عضوی از اعضای گروه حسابرسی به عضویت در هیأت مدیره یا به مدیریت اجرایی مو‡سسه تحت حسابرسی منصوب شده باشد؛

  عضوی از اعضای گروه حسابرسی در موسسه تحت حسابرسی در سمتی شاغل شده باشد که توانایی اثرگذاری مستقیم بر نتایج رسیدگی را داشته باشد؛

  خدماتی برای موسسه تحت حسابرسی انجام شده باشد که بر حسابرسی صورتهای مالی آن تأثیر مستقیمی داشته باشد؛

  اطلا‌عات لا‌زم و سایر مستندات تهیه صورتهای مالی توسط موسسه حسابرسی تهیه شده باشد

حمایت یا مخالفت:(Advocacy)  در مواردی که یک موسسه حسابرسی یا عضوی از گروه حسابرسی آن به طرفداری یا مخالفت با وضعیت و یا نظر صاحبکار موضعی را اتخاذ کند که با واقع‌بینی ناسازگار باشد خطر حمایت یا مخالفت ایجاد می‌شود. نمونه‌هایی از حمایت یا مخالفتی که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

  کارگزاری یا بازارگردانی فروش سهام یا سایر اوراق بهادار مو‡سسه تحت حسابرسی؛

  نیابت از صاحبکار در حل و فصل اختلا‌فات و دعاوی صاحبکار با اشخاص ثالث؛

  وجود دعوای حقوقی بین صاحبکار و موسسه حسابرسی یا عضوی از گروه حسابرسی .

قرابت:(Familiarity)  در مواقعی که موسسه حسابرسی یا هر یک از اعضای گروه حسابرسی رابطه نزدیکی با صاحبکار، اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان ارشد آن داشته باشند که به حمایت از منافع صاحبکار بینجامد خطر قرابت پدید می‌آید. نمونه‌هایی از قرابت که می‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل یا رسمی منجر شود به قرار زیر است:

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی با یک یا چند نفر از اعضای هیأت مدیره یا مدیران اجرایی صاحبکار، خویشاوندی نزدیک داشته باشد؛

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی با یک یا چند نفر از کارکنان ارشد صاحبکار که از نتایح حسابرسی مستقیماً تأثیرپذیر یا بر آن تأثیرگذار هستند خویشاوندی نزدیک داشته باشد؛

  یکی از شرکا یا مدیران ارشد پیشین موسسه حسابرسی عضو هیأت مدیره یا از مدیران اجرایی موسسه صاحبکار باشد و یا در موسسه صاحبکار در سمتی شاغل باشد که مستقیماً از نتایج حسابرسی تاثیر می‌پذیرد؛

  عضو ارشد گروه حسابرسی با صاحبکار روابط بلندمدتی داشته باشد؛

  یک یا چند عضو از گروه حسابرسی از موسسه صاحبکار، اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان آن هدایای  با ارزشی را بپذیرند یا از پذیرایی آنان برخوردار شوند، مگر آنکه متعارف و ناچیز باشد  (32.8(Code.. 6991, par..

تهدید:(Intimidation)  در مواقعی که تهدید یا ترس از صاحبکار یا یکی از اعضای هیأت مدیره، مدیران اجرایی یا کارکنان موسسه صاحبکار و یا اشخاص مقتدر دیگری موجب شود که عضوی از اعضای گروه حسابرسی از بررسی واقع‌بینانه و تردید حرفه‌ای نسبت به موارد مورد رسیدگی خودداری کند خطر تهدید پدید می‌آید. نمونه‌هایی از تهدید که می‌تواند استقلا‌ل حسابدار مستقل یا رسمی را نقض نماید به قرار زیر است:

  تهدید به برکناری موسسه حسابرسی به دلیل عدم توافق با صاحبکار در مورد کاربرد اصول حسابداری؛ و

  اصرار صاحبکار به محدود کردن دامنه رسیدگی به منظور کاهش حق‌الزحمه حسابرسی  .

 

عوامل بازدارنده نقض استقلا‌ل یا عوامل ایمنی

موسسه حسابرسی و حسابداران مستقل یا رسمیِ عضو آن که در گروه‌های حسابرسی شاغل هستند، بنابر مقتضیات کاری که به‌عهده گرفته‌اند، باید استقلا‌ل خود را حفظ کنند و عواملی را که می‌تواند استقلا‌ل آنها را تهدید کند به سطح قابل قبولی کاهش دهند  .

 

اهم عوامل موثر در ایجاد ایمنی به قرار زیر است:

1- عوامل ایمنی مقرر توسط حرفه، قوانین و مقررات.

2- عوامل ایمنی در موسسات تحت حسابرسی.

3- عوامل ایمنی در موسسه حسابرسی  (36.8(Code.. 6991, par..

اهم عوامل ایمنی مقرر توسط حرفه، قوانین و مقررات‌

  تحصیلا‌ت، کارآموزی و تجربه لا‌زم برای ورود به حرفه؛

  الزامات مربوط به بازآموزی مستمر؛

  استانداردهای حرفه‌ای وضع شده و اجرای تدابیر انتظامی و انضباطی؛

  کنترل کیفیت کارهای انجام شده توسط موسسه‌ای دیگر؛ و

  قوانین و مقررات مصوب در مورد استقلا‌ل موسسات حسابرسی و حسابداران مستقل یا رسمی

اهم عوامل ایمنی لا‌زم در واحد تحت حسابرسی‌

  انتخاب حسابرس توسط مدیریت واحد یا شرکت تحت حسابرسی به تصویب مرجع دیگری در شرکت برسد؛

  کارکنان شرکت یا واحد تحت حسابرسی که تصمیمات مدیریتی را اتخاذ می‌کنند صالح و لا‌یق باشند؛

  خط‌مشی‌ها(Policies)  و روشهای واحد یا شرکت تحت حسابرسی برگزارشگری مالی منصفانه تأکید داشته باشد؛

  در شرکت یا واحد تحت حسابرسی روش مدوّنی برای ارجاع خدمات حرفه‌ای، به غیر از حسابرسی، وجود داشته باشد؛

  ساختار راهبری شرکت(Corporate Governance)  از جمله کمیته حسابرسی، امکان نظارت کافی را برکارکرد و ارتباطات شرکت یا موسسه تحت حسابرسی فراهم کرده باشد.

اهم عوامل ایمنی در موسسه حسابرسی‌

  مدیریت موسسه حسابرسی براهمیت استقلا‌ل حسابرسان تأکید داشته باشد و از اعضای گروه حسابرسی بخواهد که منافع عمومی را در نظر بگیرند؛

  تدابیری در مورد آموزش و آگاه کردن حسابرسان در زمینه مسائل مرتبط با واقع‌بینی اتخاذ شده باشد؛

  خط‌مشی و روشهایی در مورد کنترل کیفیت حسابرسی‌های انجام شده مستقر باشد؛

  کارهای غیرحسابرسی یک صاحبکار، توسط شریک و گروه کار جداگانه‌ای انجام شود؛

  خط‌مشی و روشهایی برای جلوگیری از اثرگذاری مسئولا‌ن کارهای غیرحسابرسی یک صاحبکار بر گروهی که کار حسابرسی را انجام می‌دهند مستقر شده باشد؛

  حسابدار مستقل (یا رسمی) دیگری از شرکا یا مدیران ارشد موسسه حسابرسی، کارهای انجام شده توسط گروه انجام دهنده حسابرسی را بررسی، تایید و گزارش را امضا کند؛

  شرکا و مدیران ارشد موسسه حسابرسی در حسابرسی‌های مختلف جابه‌جا شوند؛

  از موسسه حسابرسی دیگری خواسته شود بخشی از رسیدگیهای انجام شده را به صورت نمونه‌ای مجدداً رسیدگی کند؛

  هر یک از اعضای گروه حسابرسی که منافع مالی یا روابطی با صاحبکار دارد که ممکن است به نقض استقلا‌ل وی تعبیر شود از گروه حسابرسی مرتبط برکنار شود .

 

چند پیشنهاد

بیان اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در نشریات، تدوین و تصویب ضوابط و آئین‌نامه‌ها اگر چه اقداماتی لا‌زم و مفید است اما بدون تدوین و اجرای برنامه‌ای بلندمدت برای افزایش میزان آگاهی‌های حسابداران در این زمینه و گسترش فرهنگ رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای نمی‌تواند تاثیر چندانی داشته باشد. تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی نیز اگرچه از واجبات است اما به خودی خود نمی‌تواند موجبات سامان یافتن امور را فراهم کند. برای اعتلا‌ی رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در کشور، کوشش و اقدامی همه جانبه توسط جوامع حسابداری حرفه‌ای، مو‡سسات حرفه‌ای و حسابداران حرفه‌ای در سه سطح وضع قواعد، آموزش و اجرا و ضمانت اجرا لا‌زم به نظر می‌رسد. نکات زیر پیشنهادهایی در این زمینه است.

تکمیل مقررات تدوین شده: بطوری که گفته شد آئین‌های اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای تهیه شده توسط سازمان حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی ایران ترجمه، اقتباس و تلخیص از متن تهیه شده در سال 1996 میلا‌دی توسط کمیته اخلا‌ق و رفتار حسابداران حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی حسابداران است و به اصلا‌حاتی که در سالهای 1998 و 2001 میلا‌دی در آئین‌نامه مزبور انجام شده عطف ندارد. با توجه به در جریان بودن متن پیشنهادی جدید که به احتمال زیاد از سال 2005 میلا‌دی اجرایی خواهد شد، بررسی و تدوین متن اصلا‌حی آئین رفتار حرفه‌ای براساس متن جدید بین‌المللی و با ذکر صریح پیروی از الزامات پیش‌بینی شده توسط فدراسیون بین‌المللی حسابداران لا‌زم به نظر می‌رسد. علا‌وه بر این، در تدوین متن جدید لا‌زم است که به مسائل خاص و مناسبات حقوقی کشور نیز پرداخته شود، بخصوص که بازرسی قانونی شرکتهای سهامی و حسابرسی مالیاتی هم به حسابداران رسمی محول شده است.

توضیح آثار تخلفات و جرایم عمومی در نقض آئین رفتار حرفه‌ای: رابطه بین اخلا‌ق عمومی و اخلا‌ق حرفه‌ای و مواردی که نقض اخلا‌ق عمومی می‌تواند موجب نقض صلا‌حیت حرفه‌ای شود از جمله دیگر مواردی است که باید در آئین رفتار و مقررات انضباطی گنجانیده شود. حسابداران حرفه‌ای هم ممکن است مانند دیگر افراد جامعه تخلفات و جرائمی را مرتکب شوند که برابر قوانین و مقررات موضوعه موجب پیگرد قضایی شود. در صورت اثبات جرم یا تخلف قاعدتاً توسط مراجع صالح قضایی برای مرتکب، حکم محکومیت صادر می‌شود. برخی از تخلفات و جرایم طبق قانون و برابر حکم دادگاه صالح جزای تبعی دارد که می‌تواند به محرومیت از اشتغال به برخی از مشاغل  منتج شود. اما برخی از تخلفات و جرایم جزای تبعی به این صورت ندارد. با این حال، ارتکاب برخی از جرایم و تخلفات می‌تواند شرایط احراز حسابداری رسمی را نقض کند یا بر آن خدشه جدی وارد آورد و در نتیجه تنبیه انضباطی متناسبی را لا‌زم سازد. از جمله مواردی که نقض یا خدشه بر آن می‌تواند برابر ماده 3 آئین‌نامه تعیین صلا‌حیت حسابداران رسمی و چگونگی انتخاب آنان مصوب 22/5/1374 شرایط احراز حسابداران رسمی را از بین ببرد عبارت است از:

  سوء شهرت؛

  اعتیاد به مواد مخدر؛

  سابقه محکومیت موثر کیفری؛ و

  سوابق سوء حرفه‌ای مالی و اداری.

توضیح و تبیین این موارد و چگونگی برخورد با آن در آئین‌نامه انضباطی جامعه حسابداران رسمی ایران لا‌زم است.

تعقیب برخی از تخلفات واقع شده در گذشته: مظهر منافع عمومی از دیدگاه مسئولیت حسابرسان، حفظ منافع سهامداران شرکتهای سهامی عام و به ویژه سهامداران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. تجربه چند سال گذشته بورس اوراق بهادار تهران نشان می‌دهد که تعدادی از شرکتهای پذیرفته شده در بورس از فهرست حذف شده و معدودی عملا‌ً تداوم فعالیت نیافته‌اند. با توجه به این که این شرکتها در سالهای قبل از بروز این وضعیت حسابرسی شده‌اند اگر حسابرسان مربوط در گزارشهای خود هشدار لا‌زم را از طریق اعلا‌‌م نظر مخالف یا مردود و یا بیان عدم امکان اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی این شرکتها ابراز نکرده باشند، برای جلب اعتماد عمومی لا‌زم به نظر می‌رسد:

الف) جامعه حسابداران رسمی ایران گزارشهای حسابرسی سالهای مربوط این شرکتها را بررسی و در صورت احراز تخلف نسبت به تعقیب انضباطی حسابرسان متخلف اقدام کند.

ب ) سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان مقام ناظر بر بازار اوراق بهادار براساس نتایج رسیدگی جامعه حسابداران رسمی نام حسابرسان متخلف را از فهرست حسابرسان معتمد بورس حذف کند.

الزام به آموزش: جامعه حسابداران رسمی و دیگر انجمنهای حرفه‌ای حسابداری از موسسات حسابرسی، حسابداران رسمی و دیگر حسابداران حرفه‌ای عضو به نحوی الزام‌آور بخواهند که ضوابط و آئین‌نامه‌های اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای را در سطح موسسات حسابرسی آموزش دهند و به اجرا درآورند.

استقرار عوامل ایمنی در موسسات حسابرسی: از مهمترین تدابیری که از نقض اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای جلوگیری می‌کند استقرار عوامل ایمنی و بازدارنده در موسسات حسابرسی است. آموزش عملی حسابرسان در زمینه اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای، تدوین خط‌مشی‌ها و روشهای متناسب در مورد آداب کار، نحوه ارجاع کارهای حسابرسی و خدمات مشورتی و چگونگی تهیه و امضای گزارش حسابرسی و بخصوص برقراری نظام نظارت و کنترل از جمله اقداماتی است که هر موسسه حسابرسی بنابه وضعیت، اندازه و شرایط خود باید به اجرا درآورد.

بالا‌خره، با امید به این که مطالب بالا‌ توانسته باشد گوشه‌ای از مباحث مربوط به اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای را روشن و زمینه بحث و گفتگوی بیشتر را فراهم کرده باشد، آرزو دارم حسابداران حرفه‌ای ایران در رعایت اخلا‌ق نیکو و رفتار پسندیده نمونه باشند. با این حال، به نظرم می‌رسد که نیل به این هدف، تنها از طریق افزایش باور به اصول، تدوین آئین رفتار حرفه‌ای مناسب و اجرای کامل و بدون قید و شرط آن در عمل ممکن است.    

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

میزگرد آیین رفتار حرفه‌ای

میزگرد آیین رفتار حرفه‌ای

 

چرا اخلا‌ق حرفه‌ای لا‌زم است و رعایت آن برای چه کسانی الزامی است؟

 

علی‌مدد

نقش، وظیفه و مسئولیت حسابداران حرفه‌ای در قبال جامعه، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذیحق و ذینفع، ایجاب می‌کند که حسابداران اصول عمومی اخلا‌ق حسنه را در همه جنبه‌ها رعایت کنند و به آیین رفتار حرفه‌ای مدون و منسجمی پایبند باشند تا پذیرش، اعتبار و احترام اجتماعی  را که لا‌زمه فعالیت در هر حرفه است، بدست آورند.

 

صفار

دراین‌باره که رفتار اعضای حرفه‌ای که با منافع عمومی سروکار دارد،  باید تابع آیین رفتاری معینی باشد و لا‌زمه آن هم این است که اعضای حرفه عضو یک جامعه حرفه‌ای باشند، تقریباً می‌توان گفت اختلا‌ف نظری وجود ندارد. بنابراین همه حسابداران به ویژه آنها که با منافع عمومی سروکار بیشتری دارند، مثل مدیران مالی شرکتهای دولتی و یا شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، باید تابع رفتار حرفه‌ای خاص خود باشند و از این‌رودر قالب تشکلهای حرفه‌ای حسابداری فعالیت کنند. در حال حاضر جامعه حسابداران رسمی ایران به این دلیل که تشکلی نوپا و جوان است ،  همه حسابداران حرفه‌ای را به طور کامل دربر نمی‌گیرد. باید تلا‌ش کرد و سازوکارهای  لا‌زم را برای توسعه تشکلهای حرفه‌ای حسابداری در رشته‌های گوناگون فراهم آورد.

 

 

اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در کشور ما برپایه چه اصولی قرار دارد؟

 

پوربهرامی‌

درباره  مبانی نظری آیین رفتار حرفه‌ای، تا چندسال قبل مطالب جامع و کاملی نداشتیم و اتکای ما بیشتر به منابع و مطالعات خارجی بود. در سال 1377  سازمان حسابرسی مطلب نسبتاً جامعی را با عنوان <آیین رفتار حرفه‌ای>  منتشر کرد که تا حدود زیادی پاسخگوی نیاز جامعه حرفه‌ای بوده است. اما مشکل اصلی، به‌کارگیری آیین رفتار حرفه‌ای در عمل است که البته در مورد حسابرسانی که خدمات حرفه‌ای اعتباردهی ارائه می‌کنند و در حقیقت عضو جامعه حسابداران رسمی ایران هستند کارهای زیادی انجام شده که جداگانه باید درباره آن صحبت کرد. همان‌طور که اشاره شد همه حسابداران حرفه‌ای، که در رشته‌های گوناگون حسابداری و یا در بخشهای مختلف اقتصادی مشغول کارند باید عضو انجمن حرفه‌ای بشوند. در همان زمان که قانون جامعه حسابداران رسمی در دست رسیدگی بود این پیشنهاد نیز مطرح شد که جامعه حسابداران رسمی، کل اعضای حرفه حسابداری را پوشش دهد ولی برای کسانی که واجد شرایط لا‌زم برای ارائه خدمات حسابرسی باشند پروانه حرفه‌ای صادر شود. در آن زمان این پیشنهاد پذیرفته نشد و به آینده موکول شد.

 

فخاریان‌

به نظر می‌رسد برای درک دقیقتر موضوع اخلا‌ق حرفه‌ای، بهتر است بحث را کمی بازتر کنیم و به موضوع اخلا‌ق سازمانی نیم نگاهی بیاندازیم. اخلا‌ق سازمانی را علم رفتار در سازمان و محیط کسب و کار می‌دانند و در واقع اخلا‌ق سازمانی بستری برای رعایت اخلا‌ق حرف‌ای است. حسابداران در خلا‌ء زندگی نمی‌کنند، در محیط‌های کسب و کار و سازمانهای گوناگون ،کار و فعالیت می‌کنند و از جهات مختلف و از جمله از اخلا‌ق سازمانی حاکم بر محیطهای  فعالیت خود تاثیر می‌پذیرند. درحال‌حاضر مراجع معتبر حسابداری جهان از طریق کمیته‌های گوناگون مطالعات گسترده‌ای  در زمینه اخلا‌ق سازمانی انجام داده‌اند،  که آشنایی و توجه به آنها برای ما حسابداران ضروری است.

 

اصول کلی اخلا‌ق حرفه‌ای چیست؟

 

علی‌مدد

اخلا‌ق تعریف گسترده‌ای دارد. درباره وجدان انسان و مسئولیت او از لحاظ اعمالش، نظریه‌های مختلفی در طی تاریخ ابراز شده و اصحاب فلسفه‌های مختلف، عوامل گوناگونی چون دین، فطرت و تجربه را اساس اخلا‌ق دانسته‌اند.

در دائره‌المعارف بریتانیکا اخلا‌ق بر سه شاخه یا رشته تقسیم شده: اخلا‌ق نظری، اخلا‌ق هنجاری و اخلا‌ق کاربردی. اخلا‌ق نظری یا <فرا اخلا‌ق> به موضوعات مرتبط با ماهیت مفاهیم و قضاوتهای اخلا‌قی می‌پردازد. اخلا‌ق هنجاری یا دستوری ضوابط و معیارهایی را برای چگونه زندگی کردن فراهم می‌آورد و در آن، خوب و بد، درست و نادرست و نظایر آن تعریف می‌شود و چگونگی انتخاب بین آنها و راه درست عمل کردن براساس قواعد معین بیان می‌شود. اخلا‌ق کاربردی در واقع ادامه اخلا‌ق هنجاری است که در آن کاربرد تئوریهای اخلا‌ق هنجاری در اخلا‌قیاتی نظیر حقوق بشر، برابری  نژادی و جنسیتی، عدالت و مسائل مشابه مورد بحث واقع می‌شود.

 

صفار

در فرهنگ ما اخلا‌ق جای مهمی دارد و روی آن زیاد بحث شده اما در زمینه اخلا‌ق حرفه‌ای کمتر کار شده است. به نظر من اصول و مبانی اخلا‌قی در جاهای مختلف جهان خیلی به هم نزدیک است و اصل نگرانی به موضوع رعایت اخلا‌ق در عمل برمی‌گردد. یک مثال ساده و روشن در این زمینه، دروغ گفتن است. کمتر کسی حتی به شوخی می‌پذیرد که دروغ گفتن خوب باشد؛ گرچه کمتر کسی پیدا می‌شود که دروغ نگفته باشد. بنابراین درباب رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای در بین حسابداران تفاهم وجود دارد ولی در مورد  به‌کارگیری آنها اختلا‌ف نظر وجود دارد.  جنبه دیگری که باید به آن توجه کرد آن  است که همه بایدها و نبا یدها برای شرایط معمول و عادی وضع شده‌اند اما در شرایط غیرمعمول ممکن است یک باید  به نباید تبدیل شود و بالعکس. در فرهنگ ما آمده است که اگر از روی اضطرار مجبور به انجام یک فعل حرام باشیم باید به حداقل بسنده کنیم. این موضوع در حرفه به ویژه در مورد موسسه‌های نوپا،  گاه موضوعیت دارد. برای مثال، موسسه‌ای که به اندازه کافی برای گذران خودکار ندارد ممکن است با این توجیه که موضوع بودن یا نبودن  مطرح است کاری را انجام دهد که موسسه دیگر به هیچوجه نپذیرد.

 

پوربهرامی‌

در مورد اخلا‌ق دو بحث مطرح است. یکی ارزشهایی که رعایت آنها از سوی افراد، اختیاری است و اگرتشبیه کنیم مثل مستحبات و مکروهات؛ این کارها را اگر انجام دهیم بهتر است و آن کارها را اگر انجام ندهیم مناسبتر است. اما عمل به آنها به  فرد برمی‌گردد و اگر مراعات نکرد مجازاتی ندارد. بحث دیگر این است که اعضای یک جامعه معین می‌پذیرند و خود را مقید می‌کنند که آیین رفتاری خاصی را رعایت کنند یعنی در واقع رابطه واجب و حرام مطرح می‌شود؛ در واقع الزام پیش می‌آید و در پی آن تنبیه و  جریمه و مجازات. این بحث اخیر هم بحث درستی است که دامنه آیین رفتار، به جامعه مورد نظر مربوط می‌شود. به عنوان مثال، یک مدیرمالی که در شرکت معینی کار می‌کند از یک طرف مقید است به آیین رفتار سازمانی آن شرکت معین و اگر در همان‌حال عضو یک جامعه حرفه‌ای حسابداری باشد لا‌زم است از آیین رفتار حرفه‌ای آن جامعه تبعیت کند که گاهی نیز بین این دو آیین تضاد وجود دارد.

 

فخاریان‌

در واقع کار اصلی حسابداری گزارشگری است و محصولی که حسابداران به ذینفعان عرضه می‌کنند گزارش مالی است. محصولی که به عنوان گزارش مالی عرضه می‌شود به دلیل اینکه مورد اعتماد جامعه قرار می‌گیرد و جامعه به آن اتکا می‌کند باید با احساس مسئولیت تهیه شود تا جامعه این اطمینان را به دست آورد که عرضه‌کنندگان گزارش مالی شایسته اعتمادند. سازمانها نیز محصول یا محصولا‌تی به جامعه عرضه می‌کنند و با جامعه وسیعتری سروکار دارند: با مشتریان، کارکنان، شرکای تجاری، تامین‌کنندگان، و... بنابراین وقتی می‌گوییم اخلا‌ق سازمانی منظور رعایت آن بخش از مسئولیتها و تعهداتی است که سازمان به عنوان یک مجموعه نسبت به همه ذینفعان خود دارد. اگر با این جامعیت نگاه کنیم و موازین اخلا‌ق سازمانی را بشناسیم، آنها را بیان کنیم و سازوکارهای لا‌زم برای رعایت این موازین را نیز تعریف کنیم و بدین ترتیب زمینه‌های پایبندی سازمانها به موازین اخلا‌قی را فراهم نماییم، در چنین شرایطی فضای مناسب برای کار حسابدار و حسابرس فراهم می‌شود ودر چنین مجموعه‌ای است که اخلا‌ق حرفه‌ای معنی و تجسم پیدا می‌کند. به نظر من مبانی اخلا‌ق حرفه‌ای حسابداران، ناگزیر از مبانی اخلا‌ق سازمانی تاثیر می‌پذیرد.

 

علی‌مدد

اخلا‌ق اصولا‌ً آن بخش از اصول حاکم بر رفتار افراد است که رعایت آن به وجدان فرد برمی‌گردد. به همین دلیل انجمنهای حرفه‌ای برای جلب اعتماد جامعه و ایجاد اطمینان در جامعه نسبت به رفتار اعضای حرفه، ضوابطی را تدوین می‌کنند و برای رعایت آن، سازوکارهای مناسب در نظر می‌گیرند و اعضای آن جامعه حرفه‌ای داوطلبانه می‌پذیرند که ضوابط تعیین شده را رعایت کنند.

 

صفار

 بحث اخلا‌ق سازمانی که توسط جناب آقای فخاریان به آن اشاره شد نکته مهمی است و تاثیر زیادی  بر کار حسابرسان دارد. با این شکل که در مورد  سازمانی که پایبند اخلا‌ق نباشد و حقایق را کتمان کند ممکن است حسابرس از رسیدگی به حسابها و یا اظهارنظر درباره صورتهای مالی‌اش خود داری کند. بنابراین بحث اخلا‌ق سازمانی بسیار اهمیت دارد.

 

چه ضوابطی در ایران برای آیین رفتار حرفه‌ای تدوین شده است و کاستیهای آن درمقایسه با منابع بین‌المللی در چیست؟

 

 پوربهرامی‌

در حال حاضر در سازمان حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی ایران آیین‌نامه‌های متعددی تدوین شده و به تصویب مراجع ذیربط رسیده و به اجرا گذاشته شده است. این ضوابط تا حدود زیادی با اصول و ضوابط اخلا‌ق حرفه‌ای منتشر شده در سطح جهان مطابقت دارد. با توجه به اینکه جامعه حسابداران رسمی ایران در فدراسیون بین‌المللی حسابداران (ایفک) عضویت دارد، لا‌زم است ضوابط آیین رفتار حرفه‌ای را مطابق با آخرین تغییرات فدراسیون اصلا‌ح کند. به نظر می‌رسد در رابطه با تدوین آیین رفتار حرفه‌ای و آیین‌نامه‌های اجرایی مربوط و همچنین آموزش آن تلا‌ش سودمندی صورت گرفته است. در آیین‌نامه انضباطی، مورد به مورد،مصداقهای عدم رعایت موازین اخلا‌قی و حرفه‌ای برشمرده  و تنبیهات انضباطی مربوط تعیین شده است.

به نظر من نظارت حرفه‌ای ضامن بقای حرفه است؛ یعنی تعهد اعضای حرفه به رعایت آیین‌رفتار حرفه‌ای و نظارت موثر جامعه بر اعضا. هر زمان این دو عامل کمرنگ شود خطر جامعه را تهدید می‌کند.

 

فخاریان‌

حسابداران به لحاظ جایگاهی که در جامعه دارند، علا‌وه بر رعایت اصول و ضوابط فرهنگی و اخلا‌قی عمومی، باید متعهد به رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای خاص خود باشند. طبق آمار  موجود حدود 50 درصد حسابداران عضو انجمنها و مراجع حرفه‌ای عضو آیفک، حسابداران شاغل در محیطهای کسب و کار هستند.  بخش چشمگیری از این نیروها  را مدیران مالی تشکیل می‌دهند؛ یعنی کسانی که مسئولیت تهیه صورتهای مالی و تحکیم کنترلهای داخلی و ایجاد سیستم مطلوب گزارشگری مالی را به‌عهده دارند. انجمن حسابداران مدیریت امریکا (IMA)  در سال1983 بیانیه جامعی منتشر ودر آن اصول ومبانی آیین رفتار حرفه‌ای را تعیین کرده است. تحقیقی در سال 2004 در امریکا انجام شده که طی آن از صاحبنظران حرفه‌ای و دانشگاهی درباره مهمترین ویژگیهای حسابداران  مدیریت سئوال شده و 10 معیار برای آن تعریف شده که اکثر پاسخ‌دهندگان رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای را در بالا‌ترین سطح  اهمیت قرار داده‌ا‌ند.

به طور کلی بحث بر این است که حسابداران در سازمانها، عموماً سمتهای ارشدی دارند چه در نقش مشاور،چه مدیرمالی و حسابدار مدیریت و مدیریت ریسک ومانند آن. در نتیجه اطلا‌عات و گزارشهایی که حسابداران تهیه و ارائه می‌کنند در تصمیمهای سازمان بسیار اثرگذار است و اگر حسابداران شاغل در محیط کسب و کار تابع اخلا‌ق حرفه‌ای نباشند آثار زیانبار سنگینی بر کسانی که به آنها اعتماد کرده‌اند به جای می‌گذارند.

در حال حاضر یکی از کمیته‌های ایفک به نام <کمیته حسابداران حرفه‌ای> در حال تدوین اصول و ضوابط رفتار حرفه‌ای حسابداران شاغل در محیط کسب و کار است و قرار است محصول کار آنان به عنوان رهنمود در سطح دنیا منتشر شود.

بد نیست اشاره کنم که انجمن حسابداران خبره ایران نیز در سال 1364 یک آیین نامه انضباطی و رفتار حرفه‌ای تصویب و منتشر کرده که از جامعیت و دقت درخورتوجهی برخوردار است. این آیین نامه علا‌وه بر تشریح موازین حرفه‌ای، مکانیزمهای کنترل بر رعایت آنها را نیز پیشبینی کرده است.

 

علی‌مدد

جامعه حسابداران رسمی ایران و انجمن حسابداران خبره ایران اعضای ایفک هستند و طبق الزامات ایفک باید رهنمودهای منتشر شده توسط اعضا به کار بسته شود. بنابراین جامعه و انجمن باید آیین رفتار حرفه‌ای اعضای خود را طبق رهنمود ایفک اصلا‌ح و بازنگری کنند. در هرحال، همان‌طور که اشاره شد ما از نظر تدوین ضوابط رفتار حرفه‌ای خیلی کم نداریم؛ اما سئوال اصلی این است که آیا آنها را در عمل به‌کار می‌گیریم؟ سابقه گذشته نشان می‌دهد کوششهای جدی برای الزام حسابداران  و حسابرسان به رعایت ضوابط رفتار حرفه‌ای نشده است و گرچه جامعه حسابداران رسمی ایران هنوز جوان  است ولی این نگرانی وجود دارد که مانند گذشته به تدوین ضوابط و آموزش آنها پرداخته  شود ولی اجرای آیین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای جدی گرفته نشود.

 

چه سازوکارهایی برای تضمین رعایت ضوابط حرفه‌ای وجود دارد؟  این ضوابط چه دامنه‌ای را پوشش می‌دهد؟

 

صفار

به اهمیت اجرای ضوابط رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای اشاره شد. در جامعه حسابداران رسمی ایران سازوکارهایی برای تضمین رعایت آیین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای شکل گرفته است. دوکارگروه <کنترل کیفیت> و< آیین رفتار حرفه‌ای> بر این موضوع نظارت دارند.اولی در عرصه مسائل فنی و دومی حول رفتار حرفه‌ای تمرکز دارند و این دو کارگروه اگر به شواهدی از تخلف برخورد کنند آن  را به مثابه نوعی دادستانی به هیئتهای انتظامی ارجاع می‌دهند.

به نظر من نظارت باید قوی باشد ولی این به آن معنی نیست که تعداد موارد احکام صادرشده زیاد باشد بلکه می‌توان به طور غیررسمی و کدخدا منشی مشکلا‌ت را حل کرد و بیشتر بر پیشگیری از تخلفات تاکید شود تا رسیدگی به تخلفات.

مبانی نظری و آیین رفتار حرفه‌ای منتشر شده به نظر من دو کاستی دارد. یکی اینکه تاکید مطلب بیشتر روی فرد حسابدار رسمی است نه روی موسسات، درحالی‌که می‌دانیم موسسات نقش اصلی را در جامعه دارند و از وظایف ششگانه‌ای که به عهده اعضای جامعه است اشخاص حقیقی تنها مجاز به انجام یکی از آنها هستند. دوم اینکه در ضوابط منتشر شده، حد و حدود رفتار مجاز و غیرمجاز به روشنی تعریف نشده است.  البته، در بعضی موارد موضوع کمّی شده، به ویژه در مورد عواملی که به طور نسبی نقض کننده است.

 

پوربهرامی‌

چون درباره اهمیت اجرای ضوابط صحبت شد بد نیست به اقدامات انجام شده در مورد نظارت بر موسسه‌های حرفه‌ای و نتایج آن اشاره‌ای بکنیم.

 

صفار

در جامعه کار نظارت بر موسسه‌های حسابرسی عضو جامعه را از سال قبل آغاز کردیم. حدود 110 موسسه بازدید شد که حدود 20 موسسه تازه تاسیس بودند. در تحلیل موسسه‌های فعال می‌توان آنها را به 4 گروه تقسیم کرد. گروه آخرموسساتی هستند که باید در ساختار خودشان تجدیدنظر کنند و تعداد آنها حدود 20 موسسه از 90 موسسه فعال است. به بیان دیگر این 20 موسسه شرایط اولیه برای عضویت در جامعه را از دست داده‌اند. جامعه به طور جدی از این موسسه‌ها خواهد خواست که ظرف مدت معین اشکالا‌ت خودشان را رفع کنند.

جامعه هرجا موضوع منافع عمومی مطرح باشد بسیار جدی برخورد می‌کند. کار نظارت بر موسسه‌ها رفته رفته شکل گرفته و امیدواریم بهتر شود و در آینده کارهای زیادی در این زمینه باید انجام شود تا موسسه‌های عضو جامعه از نظر ساختار، تشکیلا‌ت، رعایت ضوابط رفتار حرفه‌ای و اصول اخلا‌ق حرفه‌ای وضعیت خوبی داشته باشند و درخور اعتماد جامعه باشند.

 

فخاریان‌

از بحثی که تاکنون داشته‌ایم می‌توان نتیجه گرفت که اعتقاد جمع براین است که واحد اقتصادی مجموعه به هم پیوسته‌ای است که رعایت آیین رفتار اخلا‌ق حرفه‌ای در صورتی در آن معنا پیدا می‌کند که گسترده و دربرگیرنده همه عناصر این مجموعه باشد و بنابراین بحث اخلا‌ق حرفه‌ا ی باید در کنار اخلا‌ق سازمانی وجود داشته باشد. بر این اساس نمی‌توان از حسابداران انتظار داشت منزه و مقید به رعایت موازین اخلا‌قی باشند و دیگران نسبت به این مقوله اساسی فارغ از مسئولیت بمانند. از طرف دیگر حسابداران باید دامنه ضوابط حرفه‌ای را به گونه‌ای توسعه دهند که همه حسابداران از حسابرسان مستقل، حسابداران مدیریت، مدیران مالی، حسابرسان داخلی، تحلیلگران مالی و...  را دربرگیرد.

 

استقلا‌ل حسابداران حرفه‌ای چه ارتباطی با آیین رفتار حرفه‌ای دارد و چه عواملی در حفظ استقلا‌ل حسابداران حرفه‌ای موثر است؟

 

علی‌مدد

اگر اخلا‌ق و آیین رفتار کاملی داشته باشیم مشخص می‌کند که چه کارهایی باید بشود، و نظارت می‌کند که آیا آن کارها انجام می‌شود یا نمی‌شود. اصول بنیادی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای ایجاب می‌کند که حسابدار حرفه‌ای مستقل باشد و وابستگی نداشته باشد. عواملی که می‌تواند در حفظ استقلا‌ل حسابداران مستقل موثر باشد به سه گروه تقسیم می‌شود.

   عوامل ایمنی مقرر شده توسط حرفه و یا مراجع قانونی،

   عوامل ایمنی که باید در واحد اقتصادی رعایت شود،

   عواملی که باید در موسسه حسابرسی در نظر گرفته شود.

 

چه مشکلا‌تی برسرراه نهادینه شدن اصول رفتار حرفه‌ای وجود دارد؟  چگونه می‌توان بر آن غالب شد؟

 

 

صفار

جامعه حسابداران رسمی ایران جوان است و طبیعی است که رعایت مقررات آیین رفتار حرفه‌ای وبه ویژه  نهادینه شدن اصول رفتار حرفه‌ای در آن و اعضایش به زمان نیاز دارد. در حال حاضر اقلیتی که توجه و دقت کافی در رعایت آیین رفتار حرفه‌ای ندارند دو دسته‌اند. دسته اول حسابداران قدیمی که به خوبی با این ضوابط آشنایند ولی چون بدو تشکیل جامعه است هنوز خود را مقید نمی‌بینند و برای خود حقوق ویژه قائلند و احساس می‌کنند از حاشیه امنیت برخوردارند. دسته دوم موسسه‌های خیلی کوچک حسابرسی‌که چون خیلی کوچکند گاه توان رعایت آیین رفتار حرفه‌ای را ندارند. به نظر من به طور طبیعی این هر دوگروه در طول زمان به صورت معقولی اصلا‌ح خواهند شد. گروهی که آگاهند ولی به دلیل خلائی که احساس می‌کنند دقت لا‌زم را معمول نمی‌کنند و گروهی که آگاهی لا‌زم را ندارند و موضوع را جدی نمی‌گیرند.

 

پوربهرامی‌

در مورد گروهی که آگاهی کافی دارند و به وظایف و مسئولیت خود آشنا هستند ولی برای خودشان حاشیه امنیت احساس می‌کنند و ضوابط را ندیده می‌گیرند، چه انگیزه‌ای وجود دارد؟ آیا تصور می‌کنند با این‌کار موجبات کاهش کنترل و نظارت فراهم می‌آید؟ یا این که آیین رفتار حرفه‌ای تنها در حد حرف و شعاری باشد که برای دیگران خوب است؟

 

صفار

به نظر من این پدیده ناشی از زیاده خواهی است. بعضی‌ها احساس قیمومت بر جامعه حسابداری کشور دارند و بنابه شرایط موجود در شکلگیری جامعه هم شرکت داشته‌اند. باید پرسید آیا ساختار جامعه چنین پدیده‌هایی را رشد می‌دهد یا با آن مقابله می‌کند.

باید گفت جامعه جوان است و تازه تشکیل شده است و این موضوعات هم پس از تشکیل جامعه پدید آمده‌اند و سابقه قبلی نداشته‌اند. به عنوان مثال تا قبل از تشکیل جامعه حدود 10 موسسه حسابرسی وجود داشته که هر کدام از ضوابط حرفه‌ای و اخلا‌قی خاص خودشان تبعیت می‌کرده‌اند. تشکیل جامعه موجب شده رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای فراگیر و یکسان موضوعیت پیدا کند. نظارت جامعه نظارت بر خود است و نه نظارت دیگران،  بنابراین همه باید به آن مقید باشند. تشکیل جامعه این موضوع را شفافتر کرده است و بدیهی است که جامعه با مسائل آیین رفتار حرفه‌ای بی‌تفاوت برخورد نخواهد کرد.

 

ضوابط کنونی دامنه پوشش محدودی دارد. آیین رفتار حرفه‌ای به همه حسابداران مربوط می‌شود یا تنها به بخشی از آنان؟

 

علی مدد

در بحث ،تاکید زیادی به موسسه‌های حرفه‌ای می‌شود که زیاد با آن موافق نیستم. موسسه حسابرسی از بزرگ تا کوچک باید اصولی را رعایت کند تا حاصل کار آن، درخور اعتماد باشد. اما موسسه حرفه‌ای متشکل از افراد حرفه‌ای است. در تمام جوامع حرفه‌ای  دنیا بر اعضا تکیه کرده‌اند نه بر موسسه‌ها و دلیل آن این است که اخلا‌ق،ذاتی انسان است و نه موسسه. اخلا‌ق یک موسسه، مجموعه اخلا‌ق اعضای آن است. به نظر من اگر موسسه‌ها در رعایت آیین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای مشکل دارند، مشکل ناشی از افراد حرفه‌ای تشکیل دهنده آن موسسه است. در هر حال متاسفانه در حال حاضر در ایران ضوابط جامع و کاملی که همه حسابداران و همه خدمات حسابداری از حسابرسی تا سایر خدمات مرتبط در محیط حرفه یا محیط‌های کسب و کار را پوشش دهد، نداریم. به عبارت دیگر در شرایط کنونی کوششهای محدودی صورت گرفته که رعایت اصول و موازین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای را در مورد اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران، آن هم تنها بخشی که به خدمات اعتباردهی مشغول است، تضمین کند.

 

پوربهرامی‌

در چارچوب اساسنامه موجود جامعه حسابداران رسمی ایران، حسابدار رسمی شاغل کسی است که به خدمات بازرسی قانونی و حسابرسی و سایر خدمات حرفه‌ای از جمله خدمات مالی و مشاوره مدیریت و سیستم به طور تمام وقت اشتغال دارد. طبق مقررات موجود اگر در یک موسسه حسابرسی عضو جامعه همه شرکا در زمینه خدمات مالی یا سیستم کار کنند، شاغل تلقی می‌شوند. البته نظراتی مطرح بود که اعضای شاغل جامعه حسابدارا ن رسمی باید کسانی باشند که در زمینه حسابرسی کار می‌کنند.

 

علی‌مدد

در مقیاس جهانی، حسابدارانی که خدمات حرفه‌ای اعم از حسابرسی، مالیاتی، مشاوره، و... به عموم عرضه می‌کنند شامل شرکای موسسه‌های حرفه‌ای و حسابداران حرفه‌ای شاغل در این موسسات، حسابدار شاغل قلمداد می‌شوند و می‌توانند دو نوع خدمت ارائه دهند، خدمات اعتباربخشی و خدمات مرتبط. خدمات اعتباربخشی تابع یک سری الزامات است که سایر خدمات مرتبط چنین نیستند؛ مثل استقلا‌ل که در مورد کسانی که به ارائه خدمات اعتباربخشی مشغولند بسیار تاکید می‌شود.

 

چگونه می‌توان شمول ضوابط و آیین رفتار حرفه‌ای را به همه حسابداران گسترش داد؟

 

فخاریان‌

بحث شمول ضوابط و آیین رفتار حرفه‌ای به همه حسابداران بسیار مهم است. اگر به مدل مرسوم در جهان نگاه کنیم تنها نهادی که همه حسابداران را مورد خطاب قرار داده و برای آنها آیین‌نامه تعریف کرده ایفک است. ولی درعین حال درکشورهای پیشرفته، امریکا، اروپا و کانادا می‌بینید هر انجمنی اعضای خود را در زمینه‌های تخصصی که مشغولند از لحاظ رعایت موازین حرفه‌ا ی پوشش می‌دهد. به همین اعتبار انجمن حسابداران مدیریت(IMA)  برای حسابداران مدیریت آیین رفتار حرفه‌ای تعریف کرده است و انجمن حسابداران رسمی امریکا(AICPA)  برای اعضای خود همین کار را کرده است.

 بنابراین شاید این توقع مناسبی نباشد که از جامعه حسابداران رسمی ایران یا سازمان حسابرسی  انتظار داشته باشیم که برای همه حسابداران ایران در بخشهای مختلف و رشته‌های  مختلف آیین رفتار حرفه‌ای تنظیم و ارائه کنند. حرفه ما هم ناگزیر در کشور خودمان باید به سمت تخصصی شدن حرکت کند و هر انجمنی، موسسه‌ای یا  نهادی  بخشی  از  جامعه  حسابداری  را  پوشش  بدهد. در همین چارچوب الا‌ن جزو استراتژیهای انجمن حسابداران خبره ایران  است  که  حسابداران  شاغل  در محیطهای کسب و کار  را  مورد خطاب قرار بدهد و نیازهای آنان را بررسی کند و پاسخ دهد.

 

پوربهرامی‌

در رابطه با تشکیل انجمن برای افراد حرفه‌ای غیر حسابرس و یا حسابداران مدیریت اگر دنبال ضمانت قانونی نباشیم، فکر خوبی است و همه مراجع حسابداری موجود باید به این روند کمک کنند. در هر حال دولت در شرایط کنونی تنها در مواردی برای تقویت تشکلهای حسابداری کمک می‌کند که تاثیری در کاهش مشکلا‌ت دولت داشته باشد ودر جایی که موضوع خدمات جنبه عمومی ندارد و تنها به خدمت گیرنده و خدمت دهنده مربوط است تمایلی به دخالت یا حمایت ندارد.

 

صفار

تشکیل جامعه برای حسابداران غیرحسابرس هیچ منع قانونی ندارد ولی گرفتن حمایت قانونی به سادگی میسر به نظر نمی‌رسد. در اساسنامه  پیشنهادی جامعه مطرح شده بود که جامعه حسابداران رسمی ایران بتواند در تشکیل جوامع حرفه‌ای مشابه کمک کند و در یکی از تبصره‌ها گنجانده شود، که این پیشنهاد مورد توافق قرار نگرفت.

 

علی‌مدد

طرز فکر حاکم بر کانون حسابداران رسمی نوعی انحصار طلبی بود و با تقسیم حسابداران رسمی به شاغل و غیر شاغل و تعیین شرطهای متعدد برای پذیرش حسابداران ،در عمل به دور خود دیوار کشیده بود. همین طرز تفکر به نوعی به جامعه حسابداران رسمی ایران منتقل شده است. تصور اینکه جامعه دو نوع عضو دارد و ضوابط رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای فقط برای یکی از آن دو باشد، تعجب برانگیز است. این تصور باید اصلا‌ح شود. در جامعه حسابداران رسمی ایران همه باید تحت یک سری ضابطه اخلا‌قی باشند اعم از به اصطلا‌ح شاغل یا غیرشاغل. بدون شک تفاوتهایی در مورد ضابطه اخلا‌قی برحسب نوع خدماتی که عضو جامعه ارائه می‌کند وجود خواهد داشت.

 

فخاریان‌

در هر حال لا‌زم است سازوکارهای مناسب برای رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای در نظر گرفته شود تا اعضای جامعه حسابداری نسبت به  این موضوع پراهمیت  بی‌تفاوت نباشند. پیشنهاد و نظر بنده این است که در جهت تعالی بخشیدن به اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای نزد حسابداران،تعامل نظر و همکاری موثر بین انجمنها و نهادهای مختلف که هر یک به نوعی بار اعتلا‌ی حرفه را بردوش دارند به عمل آید.

 

چه مخاطراتی در جامعه حرفه‌ای ما در ارتباط با رعایت ضوابط رفتار حرفه‌ای وجود دارد؟ وچگونه می‌توان این مخاطرات را کاهش داد؟

 

علی مدد

موسسه حسابرسی و حسابداران مستقل یا رسمی عضو آن که در گروههای حسابرسی شاغل هستند،  باید استقلا‌ل خود را حفظ کنند.

در حال حاضر خطری که رعایت اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای جامعه را تهدید می‌کند نقض استقلا‌ل است و جامعه باید سازوکارهای لا‌زم را فراهم آورد و عواملی را که ممکن است استقلا‌ل حسابرسان را تهدید کند به سطحی پذیرفتنی کاهش دهد.

 

صفار

از موسسه‌های عضو جامعه خواسته‌ایم سالا‌نه اطلا‌عاتی به ما بدهند، چیزی شبیه تاییدیه؛ و فعلا‌ً براساس آن و طبق اظهار موسسات از رعایت ضوابط رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای و حفظ استقلا‌ل حسابداران رسمی مطلع شویم.

 

علی‌مدد

می‌توان در آزمون حسابدار رسمی و بعد در دوره‌های بازآموزی بر اصول و مبانی آیین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای تاکید بیشتر کرد.

 

صفار

رتبه‌بندی موسسه‌ها عامل تشویقی مهمی است که می‌تواند انگیزه خوبی برای رعایت ضوابط از سوی موسسه‌ها باشد. بورس اوراق بهادار تهران یک کمیته موسسات معتمد بورس دارد که در چندسال اخیر خیلی فعال نبوده و در نظر است که فعالتر شود و نظارت جدیتری بر موسسه‌های معتمد بورس اعمال کند.

 

پوربهرامی‌

باید اشاره کنم که اگر جامعه موسسه‌های حسابرسی را از نظر مشخصات رتبه‌بندی می‌کرد شاید لزومی وجود نداشت که بورس اوراق بهادار خود راساً دست به گروهبندی موسسه‌های حسابرسی عضو جامعه بزند.

 

 

علی‌مدد

یک نکته باقی می‌ماند و آن این است که اگر کسی به حکم قانون متخلف یا مجرم شناخته شود و یا پرونده وی در دست رسیدگی باشد آیا صلا‌حیت اخلا‌قی وی به عنوان حسابدار رسمی پابرجاست؟ در آیین رفتار و اخلا‌ق حرفه‌ای ذکری از این موضوع به میان نیامده است.

 

صفار

یکی از شرایط احراز صلا‌حیت حسابدار رسمی، نداشتن محکومیت کیفری موثراست. به عبارتی اگر کسی محکومیت کیفری موثری پیدا کرد -به دلیل اسقاط یکی از شرایط- صلا‌حیت حسابدار رسمی بودن را از دست می‌دهد. این امر در آیین نامه انضباطی جامع پیشبینی شده است.

 

پوربهرامی‌

هر تشکل حرفه‌ای نظیر ما،  نیازمند پذیرش ازسوی صاحبکار به طور خاص و پذیرش از سوی جامعه به طور عام است. اقبال عمومی و اعتبار اجتماعی ضامن بقای حرفه است و این در گروی دو نکته است؛ درست کار کردن و کار درست انجام دادن. در مورد خدماتی که جنبه عمومی دارد و تک تک خدمت‌گیرندگان نمی‌توانند تخصص و تعهد فرد حرفه‌ای را اندازه‌گیری کنند باید اعتماد کنند که در تشکل حرفه‌ای با بی‌انضباطی‌ها و موارد نقض اصول رفتار حرفه‌ای برخورد می‌شود.

امیدواریم حرفه حسابداری ایران مثل همیشه با سرافرازی و امانتداری در خدمت رشد و شکوفایی جامعه اقتصادی ایران به فعالیت مشغول باشد.

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

کار حرفه‌ای: مفاهیم ویژگیها و کارکرد (بخش چهارم)

کار حرفه‌ای: مفاهیم ویژگیها و کارکرد (بخش چهارم)

محمد شلیله

 

تعریف حرفه‌ها در چارچوب مناسبات‌ قدرت- کنترل‌

از آغاز دهه 1970 میلا‌دی به بعد، برخی از پژوهشگران دریافتند که تعریف «کار حرفه‌ای» براساس ویژگیهای مشاغلی که حرفه‌ای به‌شمار می‌آیند، واقعیت «حرفه»ها را توضیح نمی‌دهد. آنان این رویکرد را مورد انتقاد قرار دادند. از جمله روث (1972 Roth) تعریفی را که گرین‌وود و دیگران براساس ویژگیهای مشاغل حرفه‌ای، که این‌گونه مشاغل را از سایر مشاغل متمایز می‌سازد، ارائه کرده بودند (نگاه کنید به بخش سوم این بحث در حسابرس: شماره 25، پاییز 1383) مورد انتقاد همه جانبه قرارداد. به‌زعم او، اینکه کار حرفه‌ای باید یک «نظریه سیستماتیک تحقیق‌پذیر» داشته باشد، مسئله‌ای است که به افراد شاغل در مشاغل حرفه‌ای مربوط می‌شود، نه به استفاده‌کنندگان از خدمات آنها. روث در این زمینه می‌افزاید، آنچه برای استفاده‌کنندگان از خدمات حرفه‌ای اهمیت دارد، مناسب بودن کیفیت و پایین‌تر بودن هزینه خدماتی است که دریافت می‌دارند؛ آنها کاری به اینکه چه کسانی و با چه درجه تحصیلی خدمات مورد انتظارشان را انجام می‌دهند، ندارند. او مدعی است، «اقتدار» حرفه‌ها یا حرفه‌ای‌ها در برابر مشتریان خدمات حرفه‌ای نیز واقعیت خارجی ندارد، چرا که مشتریان خدمات حرفه‌ای هر زمان که بخواهند می‌توانند همکاری‌شان را با عرضه‌کنندگان قطع کنند. روث همچنین ضرورت برخورداربودن‌از مجوز کار حرفه‌ای را برای عرضه‌کنندگان خدمات حرفه‌ای، امری ساختگی و سیاسی ارزیابی می‌کند.  افزون براین معتقد است که ضوابط اخلا‌قی نیز تنها به‌کار رقابت با هم‌حرفه‌ای‌ها می‌آید، بدون اینکه موجب عرضه خدمات مشابه با کیفیت همسان به مشتریان شود. وی همچنین استدلا‌ل می‌کند که تنها افراد شاغل در مشاغل حرفه‌ای نیستند که فرهنگ خاص خودشان را دارند، بلکه اغلب مشاغل از فرهنگ خاص شغل خود برخوردارند. همزمان با انتقادات روث به نظریه‌ای که ویژگیهای مشاغل حرفه‌ای را مبنای تعریف «حرفه»ها قرار می‌دهد، فریدسن  (1972 Freidson)  مطالعه‌ای در مورد حرفه پزشکی و پرستاری به انجام رساند و در نتیجه آن به «اقتدار»  (Authority) (آشوری، 1374؛ برنجیان، 1371؛ ساروخانی، 1366) این حرفه‌ها، بویژه اعمال و استفاده آگاهانه آنها از این اقتدار در مناسبات‌شان با مشتریان و در بازار کارشان پی‌برد. بعدها نظریه‌های ابات         (1988 Abbott)  در مورد مناسبات قدرت در حرفه‌ها عرضه شد، که همزمان بود با گسترش اقتدار حرفه‌ها در اغلب جامعه‌ها. مجموع این تحولا‌ت و آرا و نظریه‌های جدید به این فرض که پویایی حرفه‌ها بر قدرت‌شان در زمینه کنترل کار حرفه‌ای، کنترل محیط کار و کنترل بازار کار حرفه‌ای... استوار است قوت بخشید و سرانجام به تکوین نظریه «مناسبات قدرت- کنترل»(Power-control Relation)  انجامید. از این زمان بود که فرضیه‌های بنیادی در مورد ظهور و استمرار حیات حرفه‌ها تغییر کرد. در همین دوره فریدسن مطرح ساخت که برای پاسخ گفتن به علل ظهور حرفه‌ها و حرفه‌ای‌گری و سایر پرسشهای مقدر در این‌باره باید به ژرف ساختهای مناسبات حرفه‌ها راه یافت. از جمله او استدلا‌ل کرد که موضوع آموزش در حرفه‌ها تنها به نوع و نحوه اجرای آموزشهای تخصصی و برخورداری اعضای حرفه‌ها از این آموزشها ختم نمی‌شود، بلکه آنچه در مورد آموزشهای حرفه‌ای اهمیت دارد، این است که این آموزشها را چه افراد یا گروههایی کنترل می‌کنند. وی نیز مانند روث مدعی است که این تنها مشاغل حرفه‌ای نیستند که «ضوابط اخلا‌قی» دارند، بلکه اغلب مشاغل غیرحرفه‌ای نیز در چارچوب ضوابط اخلا‌قی ویژه‌ای فعالیت می‌کنند. منتها فریدسن می‌گوید آنچه که «حرفه»ها را در این زمینه از «غیرحرفه»ها متمایز می‌سازد این است که حرفه‌ها به‌نحو موفقیتآمیزی مردم و مراجع  قانونگذاری را نسبت به پایبند بودن‌شان به اجرای ضوابط اخلا‌قی مربوط به شغلشان متقاعد می‌سازند. وی معتقد است که فرایند کسب آزادی و استقلا‌ل عمل(Autonomy)      نیز در مشاغل حرفه‌ای به این ترتیب شکل می‌گیرد که اعضای مشاغل حرفه‌ای قانون‌گذاران را متقاعد می‌سازند که از قابلیتهای مورد نیاز برای وضع مقررات مربوط به فعالیت در شغل مربوط، و کنترل و نظارت همه جانبه بر آن، از جمله در مورد صدور مجوز ورود به شغل، یا تعیین حق عضویت و مانند آن برخوردارند. به نظر فریدسن همین اختیارات است که موجب ایجاد انحصار در حوزه فعالیتهای مشاغل حرفه‌ای می‌شود و بر اقتدار آنان می‌افزاید. البته عناصر تشکیل دهنده استقلا‌ل و آزادی عمل حرفه‌ای تنها به برخورداری این‌گونه مشاغل از پشتیبانی قانونی محدود نیست. پرکز (1994 Perks) ویژگیهای متعددی را در مورد شناسایی شغل حسابداری به شغل حرفه‌ای (یا حتی حرفه‌ای شدن هر شغل دیگر) پیشنهاد کرده است، از جمله اینکه از دولت مستقل باشد، خدمات عمومی و مورد نیاز عموم را عرضه نماید، خدماتی متفاوت از سایر مشاغل عرضه کند و عرضه کننده انحصاری آن باشد، قابلیتهای اعضای آن از مقبولیت و رسمیت برخوردار باشد و درخصوص اثربخش بودنِ به کار گرفتن رهنمودهای حرفه‌ای به استفاده‌کنندگان از این رهنمودها تضمین دهند و...

 

منبع: فصلنامه حسابرس