سقوط اخلاق حرفهای و فروپاشی انرون
|
سقوط اخلاق حرفهای و فروپاشی انرون |
|
دکتر یحیی حساس یگانه |
|
" فروپاشی شرکتها سقوط حسابرسی است "
«کدسل»
آغاز سخن از گذشتههای نه چندان دور، همواره پس از فروپاشی شرکتها یکی از گروههایی که انگشت اتهام به سوی آنها نشانه رفته حسابرسان مستقل بودهاند. افزون بر آن، هرگاه تقلب و یا سوء جریانی در شرکتها کشف شده، مسئولیتهای حرفهای وسیع حسابرسان مستقل مطرح شده و مورد پرسش قرار گرفته است. در سالهای اخیر، توجه به مسئولیتهای حرفهای اهمیت بیشتری یافته است. فروپاشی شرکتهای بزرگ، از قبیل انرون(Enron) ، وردکام(World Com) ، آدلفی(Adelphi) ، سیسکو(Cisco) ، لیوسنت(Lucent) ، گلوبال کراسینگ(Global Crossing) ، سان بیم(Sun Beam) ، تیکو(Tyco) ، زیراکس(Xerox) و ... که به زیان بسیاری از سرمایهگذاران و ذینفعان منجر شد، به تاکید بیش از پیش روی بررسی و بازنگری مسائل حرفه حسابرسی به ویژه رعایت اخلاق حرفهای درسطح بینالمللی انجامیده است. به دنبال فروپاشی انرون و موارد مشابه دیگر، کشورهای سراسر دنیا بسرعت با حوادث مشابه، واکنش بازدارانه نشان دادند. در امریکا به عنوان واکنش سریعی به این فروپاشیها، لایحه ساربنیز آکسلی (Sarbanes-Oxley) در ژوئیه 2002 تصویب شد که (از سال 2004 لازمالاجرا است) و در ژانویه 2003 گزارشهای هیگس و اسمیت در بریتانیا برای پیشگیری از موارد مشابه، انتشار یافت. در نوشته پیشرو، فروپاشی انرون از منظر سقوط اخلاق حرفهای بررسی خواهد شد. بدینمنظور، ابتدا به نیاز به آیین رفتار حرفهای و رعایت آن پرداخته شده و در پی آن، سقوط اخلاق حرفهای در انرون و سقوط اخلاق حرفهای حسابرسان انرون مورد بررسی قرار میگیرد.
نیاز به آیین رفتار حرفهای پژوهشهای انجام شده نشان میدهند که وجود سه عامل بنیادی در کنارهم، موجب تشکیل، رشد و گسترش حرفههای مختلف در طول تاریخ تمدن بشری بوده و راز ماندگاری آنها شناخته میشود. این سه عامل عبارتند از: فلسفه، مبانی نظری، اصول و استانداردهای حرفهای، تشکل حرفهای فراگیر، آیین رفتار حرفهای. با وجود سه عامل پیشگفته در کنار هم، حرفه به قدرت لازم برای استمرار فعالیت حرفهای دست مییابد و ریشهای عمیق در جامعه خواهد داشت و با تغییرات محیطی دستخوش تغییرات شدید نمیشود و حذف نخواهد شد. برای تشریح و تبیین چیستی و چرایی یک حرفه و برای کسب شناخت و تشریح پدیدههای موجود و پیشبینی پدیدههای مشابه حرفهای، وجود عامل اول، ضروری است. بنابراین، ایدهها و عقاید ظاهراً مستقل و جدا از هم، در یک مجموعه مرتبط و متصل به هم، همچون پیکره یک دانش در قالب تئوری ارائه میشود. با مشاهدههای تجربی، آزمونهای لازم و استدلال منطقی، پدیدهها با تئوری مطرح شده تطبیق داده میشود تا قدرت آن سنجیده شود. جانسون (1976 Johnson) و بلستین (1971 Bledstein) بر این باورند که دستیابی به تئوری، یکی از ویژگیهای اصلی هر فعالیت حرفهای است. هاینز مدعی است "با ادعای دستیابی به پیکره چنین دانشی، یک حرفه میتواند ماندگار شود و توسعه یابد." بدون وجود عامل اول، روشها و رویههای مورد استفاده، به قواعدی تبدیل میشوند که بیشتر بنابر عادت و سنت از آنها پیروی میشود تا پذیرش منطقی. همچنین بدون این عامل بنیادی، مشکل میتوان بر مسائل حل و فصل نشده کنونی و آینده حرفهای، فائق شد و برای آنها راهکارهای مناسب ارائه کرد. صرفنظر از ضرورت وجودی عوامل اول و دوم، که از حوصله این مقاله مختصر خارج است و فرصت دیگری را میطلبد، عامل سوم یا آیین رفتار حرفهای و پایبندی به آن، عامل بنیادی بسیار با اهمیتی است که دوام و بقای حرفهای سخت به آن وابسته است و جامعه بیشتر به این عامل توجه ویژه دارد. بنابراین بررسی مورد انرون از این منظر مناسب و ضروری به نظر میرسد.
فروپاشی انرون سقوط انرون یکی از بزرگترین فروپاشیهای سده گذشته و سده اخیر است که منشأ اصلاحات بزرگی در موضوع حاکمیت شرکتی در سراسر جهان شده و تاثیر عمیقی بر حرفه حسابرسی داشته است. بنابراین، مورد پژوهی درباره آن سودمند و آموزنده خواهد بود. بررسی فروپاشی این شرکت حاوی نکات حائز اهمیتی است که یکی از اساسیترین آنها ضعفهای کنترل داخلی و گزارشگری مالی است که حاصل سقوط اخلاقی درونسازمان و حسابرسان شرکت است. این پژوهش به روش اسناد کاوی و با مطالعه و بررسی متون موجود توسط نویسنده مقاله انجام شده است. در سال 2001 فروپاشی انرون سراسر دنیا را بهت زده کرد و نگرانی به حدی بود که انرون زدگی به مثابه ویروسی مرگبار در سراسر جهان پخش شد و هر شرکت و نهاد سهامداری را آلوده ساخت، سهامداران جزء را نگران کرد و بازارهای مالی را تکان داد. انرون یک شرکت فعال در بخش انرژی بود که کنت لی در هوستون امریکا آن را تاسیس کرد. این شرکت در سال 1985 با ادغام دو شرکت لولهگذاری گاز به وجود آمد و در یک دوره 16 ساله از واحدی نسبتاً کوچک به یک شرکت بزرگ انرژی در سطح بینالمللی تبدیل شد. موفقیت انرون پدیده شگفتانگیزی بود. در سال 1998 این شرکت در 8 شاخه، از جمله خدمات انرژی و سرمایهگذاری فعال بود. در سال 2000 درامدهای شرکت بیش از 100 میلیارد دلار بود و ارزش بازار آن در بورس اوراق بهادار به بیش از 60 میلیارد دلار رسیده بود. قبل از فروپاشی، انرون از شرکتی فعال در بخش انرژی به شرکتی فعال در تجارت انرژی و ابزارهای مالی بسیار برجسته تبدیل شد که مشتقات مالی و همچنین قراردادهای انرژی را معامله میکرد و در کنار آن لولهگذاری گاز را اداره مینمود. در انرون موفقیت به حدی بود که عبارت توصیفی روی در ورودی دفتر مرکزی در هوستون در اوایل سال 2001، از «شرکت برجسته انرژی دنیا»، به «شرکت برجسته دنیا»، تغییر پیدا کرد.
سقوط اخلاق حرفهای درونسازمانی در شرکت انرون مشکلات اخلاق حرفهای درونسازمانی این شرکت، بدان معنا بود که افراد مسئول شرکت با شخصیت ضعیف خود نداشتن استانداردهای اخلاقی مناسب، جو فرهنگی و اخلاقی خاصی را در درون شرکت رواج دادند که در آن پنهانکاری، قانونشکنی و رفتار تقلبآمیزسکه رایج شده و یا حداقل نادیده گرفته میشد. در برخی از موارد مدیران ارشد شرکت انگیزههایی را ایجاد کردند که براساس آن، کارکنان به بهای لطمه زدن به استانداردها و معیارهای اخلاقی و اهداف استراتژیک شرکت، و سهامداران آن، به دنبال منافع شخصی خود بودند. در شرکت انرون، ارزشیابی عملکرد براساس ارزشهای مقرر شده، احترام، صداقت، برقراری ارتباط با دیگران و برتری بود. لکن کارکنان خیلی زود دریافتند که تنها دو معیار واقعی برای عملکرد آنها وجود دارد؛ مقدار سودی که میتوانند ایجاد کنند و تملق و چاپلوسی مدیران و سرپرستان. در دنیای خارج از شرکت، انرون به مثابه شهروندی قابل اعتماد، بسیار پایبند به اخلاقیات، پرافتخار و مسئول به نظر میرسید، ولی متاسفانه نه تنها برای سرمایهگذاران بلکه برای کارکنان انرون هم عملکرد اخلاقی شرکت، بسیار دور از تصویری بود که به جهان نشان داده میشد و ارزشهای اصلی انرون، چیزی جز فریب، تکبر، پنهانکاری و نفع شخصی صرف نبود. یکی از ضعفهای اساسی در شرکت انرون، مشکلات اخلاقی و فرهنگی بود که از صدر تا ذیل مسئولان شرکت را فراگرفته بود. تیم مدیریت (هیئتمدیره و مدیرعامل) انرون، متکبر، خودخواه، بلندپرواز وپشت هما نداز بودند. حتی برخی عقیده داشتند کنت لی (موسس شرکت) بیشتر شبیه رهبر یک فرقه است وکارکنان برای هر حرف او چاپلوسی و تملق میکردند و همچون برده از او تبعیت مینمودند. هیئت مدیره متشکل از افرادی بود که دارای شخصیت اخلاقی ضعیفی بودند و به انجام کارهای تقلبآمیز، تمایل داشتند واین موضوع علت اصلی شکست شرکت انرون بود. مدیرعامل و مدیرمالی شرکت هر دو حسابسازی و حساب آرایی میکردند. اگر مسئولان رده بالای شرکت نادرست باشند، ممکن است به منافع کوتاهمدت دست یابند؛ در دراز مدت موفقیت ناممکن است. این راه درستی برای اداره یک شرکت نیست و سقوط اخلاقی و فرهنگی و افزون بر آن، ضعف اخلاقی اعضای غیرموظف هیئتمدیره را نشان مید هدکه موجب تضعیف کنترل داخلی شده بود و تشدید سقوط اخلاقی و فرهنگی را به همراه داشت. اینگونه رفتارهای غیراخلاقی و فرهنگی، به عنوان علائم با اهمیت هشدار دهنده ضعف شدید حاکمیت شرکتی تلقی میشوند که ممکن است منجر به شکست و فروپاشی هر شرکتی شود. قدرت نامحدود مدیرعامل مشکلی بزرگ واز علائم ضعف حاکمیت شرکت است. در شرکت انرون سمت و وظایف رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل برعهده یک فرد بود و مدیر عامل از اختیارات نامحدودی برخوردار بود. افزون بر آن، مدیران غیرموظف فاقد ویژگی استقلال بودند و عملکرد آنها بسیار ضعیف بود. در یک سیستم حاکمیت شرکتی مناسب، مدیران غیرموظف که کار اجرایی در شرکت ندارند از میان افراد شایسته، با دانش ودارای سوابق حرفهای بالاو خوش نام انتخاب میشوند. هرچند، این افراد فعالیت اجرایی در شرکت ندارند، لکن به طور تمام وقت در شرکت حضور دارند و به نظارت عملیات میپردازند و از اجزای اصلی ساختار کنترل داخلی هستند. وجود کمیته حسابرسی در شرکتها، از اجزای ضروری کنترل داخلی است. این کمیته که متشکل از اعضای غیرموظف هیئتمدیره است در شرکت انرون وجود داشت، لیکن عملکرد ضعیف مدیران غیرموظف، رویدادهای مالی تقلبآمیز را از طریق حسابرسی داخلی آشکار نمیکرد. در واقع کمیته حسابرسی، به علت ضعف اخلاقی اعضای آن، کاملاً در انجام وظایف خود ناتوان بود. بین اعضای کمیته حسابرسی انرون تضاد منافع جدی به وجود آمده بود. به عنوان مثال، «وندی گرام» رئیس کمیته حسابرسی بود. همسر وی که سناتور بود از انرون مبالغ اهدایی سیاسی قابل توجهی دریافت میکرد. لرد ویکهام از اعضای کمیته حسابرسی، در همان موقع دارای قرارداد مشاورهای با انرون بود. این کمیته نظارت درستی بر کارهای حسابرسان مستقل نداشت و... . این نمونهها نشان میدهند که افراد دارای مقامهای مسئول که باید کارهای غیراخلاقی را پیشگیری و افشا میساختند، خود افرادی مستقل نبودند. شفافیت جزء ضروری یک سیستم صحیح حاکمیت شرکتی است. ضعف اخلاقی و فرهنگی مدیریت و ساختار نامناسب آن، عملکرد مدیران غیرموظف و کنترلهای داخلی و کمیته حسابرسی، بیتوجهی به ذینفعان و سایر ضعفهای حاکمیت شرکتی در شفافیت و گزارشگری مالی انرون تجلی ویژهای یافته بود. در انرون ،هم عملکرد حسابرسان و هم حسابداران مبهم و فریبآمیز بود. حسابداری انرون شفاف و واضح نبود. در سال 2001 پس از آن که مشخص شد گزارشگری مالی انرون نه تنها بیاعتبار است، بلکه فریبآمیز و ساختگی است، اعتماد و اطمینان به شرکت از بین رفت. موارد مختلف تحریف و دستکاری صورتهای مالی در انرون فراوان بود. به عنوان مثال این شرکت، منافع یک فعالیت مشترک با شرکت بلاک بوستر ویدئو (Blockbuster Video) را که هرگز تحقق پیدا نکرد، شناسایی و در صورتهای مالی منعکس کرد. در اقدام دیگری در بین سالهای 1997 تا 2000 به حساب آرایی و حساب سازی برای تحریف سود و اصلاح سود هر سهم(EPS) دست زد. این تحریف با حذف سه مورد بدهی و متقابلاً هزینههای ذیربط، صورت گرفت. توجه زیاد به سود هرسهم عاملی برای این انحطاط بود که در یک سیستم حاکمیت شرکتی ضعیف فرصت بروز پیدا کرده بود. هرچند توجه بازار سرمایه به سود هر سهم یکی از انگیزههای مدیران برای هموارسازی و مدیریت سود و دستکاری اقلام صورتهای مالی است، لیکن این موضوع در مورد انرون با شدت و حدّت بیشتری مطرح بود. در شرایط ضعف حاکمیت شرکتی، در انرون، انگیزه و فرصت دستکاری سود و تحریف صورتهای مالی بسیار گسترده بود. نه تنها برای مناسب نشان دادن سود هر سهم، سود دستکاری میشد بلکه بررسیهای بعدی نشان داد که مدیران انرون با ایجاد چند سازمان خارج از ترازنامه مبالغ زیادی بدهی را از صورتهای مالی حذف کردهاند. این عمل نمونه روشنی از مدیریت فریبآمیز، از پیش برنامهریزی شده و غیراخلاقی است که در بستر سیستم ضعیف حاکمیت شرکتی فرصت رشد یافته است.
مشکلات اخلاق حرفهای حسابرسان انرون در اینجا این سئوال مطرح میشود که چرا حسابرسان مستقل انرون اجازه دادند که چنین اقدامهایی صورت گیرد؟ آنها باید از این اقدامها آگاه بوده باشند. مشکل چه بود؟ پاسخ روشن است؛ سقوط اخلاق حرفهای. سالها موسسه حسابرسی اندرسن بهطور همزمان خدمات مشاوره مدیریت و حسابرسی مستقل را به شرکت انرون ارائه میکرد. در اکثر موارد حقالزحمه قراردادهای مشاوره بسیار بیشتر از حقالزحمه حسابرسی مستقل بود. به عنوان مثال این موسسه در سال 2000، مبلغ 27 میلیون دلار برای خدمات مشاورهای و مبلغ 25 میلیون دلار برای حسابرسی صورتهای مالی انرون دریافت کرده بود. کمیته حسابرسی، نظارتی بر حسابرس مستقل شرکت نداشت. موسسه حسابرسی اندرسن به مدد مدیریت ارشد شرکت به عنوان حسابرس انتخاب شده بود. تضاد منافع، یک مشکل همیشگی در حرفه حسابرسی است. انتخاب حسابرسان توسط سهامداران شرکت اغلب با انتصاب ذهنی مدیریت ارشد و روسای شرکت جایگزین میشود. بنابراین موسسه حسابرسی اندرسن به مدیریت ارشد شرکت مدیون بود. افزون بر آن، تضاد منافع ناشی از ارائه همزمان خدمات مشاوره و حسابرسی مستقل وجود داشت. اینگونه روابط، میتواند قضاوت حسابرس مستقل را به مخاطره بیندازد و عملکرد حسابرسی را مبهم سازد. چنین تضاد منافعی به عملکرد حاکمیت شرکتی تجاوز میکند و در نتیجه، به منافع گروه کثیری از ذینفعان و جامعه لطمه میزند. مورد انرون، اولین مشکل موسسه حسابرسی اندرسن نبود. این موسسه قبلاً نیز مواردی از ضعف و سقوط اخلاق حرفهای را در پیشینه خود داشت. به عنوان مثال، این موسسه به دنبال مشکلات حسابرسی چند شرکت از جمله وست منجمنت اند دیسکاوری (Waste Management and Discovery) و سان بیم(Sun Beam) میلیون ها دلار خسارت پرداخته بود. پیش از فروپاشی انرون، از سال 1997 تا سال 2000، کاهش و یا افزایش غیرمعقول سود و بدهیها و موارد مشابه، که موسسه حسابرسی اندرسن هیچ پاسخ قانع کنندهای برای آنها نداشت، موجب انجام تحقیقی توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار در مورد کار حسابرسی اندرسن، یعنی حسابرسان انرون شده بود. در ژانویه 2002، موسسه اندرسن مدیر مسئول حسابرسی انرون، دیوید دونگان را اخراج کرد، به این بهانه که او حتی بعد از این که کمیسیون بورس اوراق بهادار موسسه حسابرسی اندرسن را به عنوان بخشی از تحقیق خود در مورد انرون فراخواند، دستور داده بود که اسناد را معدوم سازند. اما دیوید دونگان بعداً توضیح داد که او به تنهایی عمل نکرده و با دفتر مرکزی موسسه حسابرسی در تماس دائم بوده است. افزون بر آن، مدیران شرکت انرون دستور داده بودند که تعداد زیادی از اسناد مربوط به بدهیهای مالی شرکت را معدوم کنند. اسناد انرون نه تنها در دفتر مرکزی شرکت در هوستون امریکا، بلکه در لندن نیز نابود شدند. در دسامبر 2001 جوزف برادینومدیرعامل اندرسن، اذعان کرد که حسابرسان ما، در مورد تلفیق یکی از سازمانهای خارج از ترازنامه که توسط انرون ایجاد شده بود قضاوت نادرستی کردهاند. در 15 ژوئن 2002 موسسه حسابرسی اندرسن در قصور در انجام کار، نابود کردن شواهد، کارشکنی در قضاوت و... مجرم شناخته شده و محکوم شد و از جرگه موسسات حسابرسی حذف گردید. از نظر غیرحرفهایها، به سختی میتوان قبول کرد که یک موسسه (در مقایسه با شخص حقیقی) مجرم شناخته شود، با این همه این باور در حرفهها و به ویژه در حرفه حسابرسی وجود دارد که موسسات حسابرسی همانند اشخاص ممکن است رفتار غیراخلاقی انجام دهند. چنین روشی مسئولیت اجتماعی موسسات حسابرسی را یک تعهد اخلاقی و انسانی میسازد، چون موسسات حرفهای به مفهوم اخلاقی با انسانها یکسان هستند. سقوط انرون بزرگترین فروپاشی شرکتها و سقوط اندرسن بارزترین نمونه حذف یک موسسه حسابرسی از صحنه حرفهای بود. فروپاشی انرون موجب شد به عنوان واکنشی سریع، لایحه ساربنیز آکسلی (ژوئیه 2002) در امریکا تصویب شود که براساس مفاد آن نظارت بر حاکمیت شرکتی و حرفه حسابرسی پیچیدهتر و سختگیرانهتر شود. این لایحه کار مشاورهای را که موسسات حسابرسی مجازند برای صاحبکاران انجام دهند محدود میسازد. افزون بر آن، لایحه مذکور، حوزههای مسئولیت جدیدی بر مسئولیتهای حسابرسان افزود. بدین معنی که براساس مفاد بخش 404 قانون مذکور، شرکتهای فهرست شده در بورس اوراق بهادار نیویورک ملزم شدهاند در گزارشهای سالانه، گزارش جداگانهای درباره ارزیابی اثربخشی کنترلهای داخلی شرکت ارائه کنند. همچنین، حسابرسان مستقل باید ارزیابی هیئت مدیره شرکت از کنترلهای داخلی را گواهی و گزارش نمایند. ارائه این گزارش در پایان اولین سال مالی یا پس از 15 ژوئن 2004 الزامی شده است. یادآوری این نکته ضروری است که لایحه مذکور، وظایفی بر حوزه مسئولیت حرفهای حسابرسان مستقل افزوده است که فاقد مبانی تئوری قوی و مناسب است و اجرای آن برای حسابرسان مشکلاتی به همراه خواهد داشت که به نظر میرسد از سال 2005 به بعد، خود را نشان خواهد داد.
پایان سخن دیدیم که پس از فروپاشی شرکتهای بزرگ، حسابرسان مستقل و مسئولیتهای حرفهای آنها و به ویژه رعایت اخلاق حرفهای، موضوع مطرح در سطح بینالمللی شده است. بررسی فروپاشی انرون حاوی نکات بااهمیتی بود که یکی از اساسیترین آنها، ضعف کنترلهای داخلی وگزارشگری فریبآمیز است که حاصل سقوط اخلاقی در انرون و در حسابرسان آن شرکت بود. بررسی فروپاشی این شرکت بزرگ بینالمللی، حاکی از آن بود که تضاد منافع در درون شرکت و حسابرسان، ارائه همزمان خدمات حسابرسی مستقل و خدمات مشاوره مدیریت، موجب سقوط اخلاق حرفهای حسابرسان و از دلایل اساسی فروپاشی شرکت مذکور بود. و سرانجام این که، سرنوشت موسسه حسابرسی اندرسن نشان داد که با سقوط اخلاق حرفهای ممکن است به منافع کوتاهمدت دست یافت، لکن در درازمدت تمام منافع حرفهای از دست خواهد رفت. شواهد اخیر حکایت از آن دارد که: "فروپاشی شرکتها فروپاشی حسابرسی است" اینگونه مباد.
|
|
منبع: فصلنامه حسابرس |