شنبه بیست و سوم فروردین 1393

درست نویسی 3

آموزش درست نویسی3

قواعد نشانه‌گذاري

«نقطه گذاري» يا «سجاوندي» عبارت است از به كار بردن علامت‌ها و نشانه‌هايي كه خواندن و در نتيجه فهم درست مطالب را آسان و به رفع پاره‌اي ابهام‌ها از جمله ابهام‌هايي كه ناشي از عدم انعكاس عناصر گفتاري در نوشته است. كمك مي‌كند.

استفاده از اين نشانه‌ها در زبان فارسي سابقه‌ي چنداني ندارد و از دو قرن پیش  معمول شده است. بديهي است در استفاده از اين علايم و نشانه‌ها بايد از افراط و تفريط پرهيز كرد و با توجه به جمله‌بندي و ساختمان زبان فارسي آنها را به كار گرفت.

 

نشانه‌هاي معمول در زبان فارسي از اين قرار است:

1-     نقطه (0)

موارد استفاده از نقطه:

الف – در پايان جمله‌هاي كامل خبري يا برخي جمله‌هاي انشايي. مثال:

-          فردوسي بزرگترين حماسه‌سراي ملي ايران است.

ب- پس از هر حرفي كه به صورت نشانه‌ي اختصاري به كار رفته باشد. مثال:

            -     ارسطو متوفي به سال 322 ق.م. (قبل از ميلاد مسيح)

            -     م. سرشك (محمدرضا شفيعي كدكني)

چنين است در نشانه‌هاي اختصاري براي كلمه‌هاي خارجي:

-          پست و تلگراف و تلفن P.T.T.

يادآوري: هرگاه دو جمله كامل با «واو» به يك ديگر عطف گردد،‌ نقطه در پايان جمله‌ي دوم گذاشته مي‌شود. مثال:

-          دلم گرفته بود و هيچ چيز مرا نمي‌توانست از هجوم خاطره‌هاي آزاردهنده برهاند.

 

2- ويرگول (كاما) يا درنگ نما (،)

ويرگول نشانه‌ي توقف يا درنگ كوتاهي است كه در موارد زير به كار مي‌رود:

الف – ميان عبارت‌ها يا جمله‌هاي غيرمستقلي كه در مجموع، يك جمله‌ي كامل را تشكيل مي‌دهد. مثال:

-          هركه آن كند كه نبايد، آن بيند كه نشايد.

ب – ان جا كه كلمه يا عبارتي به عنوان توضيح، عطف بيان يا بدل در ضمن جمله يا عبارتي ديگر آورده مي‌شود. مثال:

-     ناصرخسرو، شاعر آزاده‌ي خراساني، اشعار زهد و پند بسيار گفته است.

پ- آن جا كه در مورد چند كلمه اسناد واحدي داده مي‌شود. مثال:

            -آب،غذاو مسکن از لوازم اولیه ی حیات محسوب می شود.

ت- بين دو كلمه كه احتمال مي‌رود خواننده به اشتباه آنها را با كسره‌ي اضافه بخواند، مثال:

            -     از پشت تپه‌ها و بيابان خاطرات، تو در راه خيال من هستي، تنها، تو، تو.

ث- براي جداكردن اجزاي مختلف نشاني شخص يا مرجع و مأخذ يك نوشته، مثال:

            -      مشهد، خيابان بزرگمهر، كوچه‌ي ياسمن، شماره 127

-      امام محمد غزالي، كيمياي سعادت، تصحيح حسين خديو جم، مركز انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1362، ج 1 ص 25.

 

3- نقطه – ويرگول (؛)

            نقطه – ويرگول، علامت وقف يا درنگي است بيشتر از ويرگول و كمتر از نقطه كه در موارد زير به كار مي‌رود:

الف- براي جدا كردن عبارت‌هاي مختلف يك جمله‌ي طولاني كه به ظاهر مستقل اما در معني به يك ديگر مربوط است. مثال:

-          دوست واقعي آن است كه يار شاطر باشد؛ نه بار خاطر.

ب – معمولاً در جمله‌هاي تفسيري و توضيحي يا پيش از كلمه‌هايي از نوع «مثلاً»، «زيرا»، «يعني»، «به عبارت ديگر» و ... «نقطه – ويرگول» و بعد از آنها «ويرگول» گذاشته مي‌شود، مثال:

            -     عمل هر فردي در گرو نيت اوست؛ اٍنَْمَا الاَعمالَ ب‍ِالنّيّات

            -     و نامه‌اي بدو نوشت؛ نامه‌اي پر درد با بسيار وعده و وعيد.

پ- هنگام برشمردن و تفكيك اجزاي مختلف وابسته به يك حكم كلي. مثال:

            -     مثنوي معنوي (6 دفتر، تصحيح نيكلسون)؛ كليات شمس يا ديوان كبير (10 جلد، تصحيح فروزانفر)؛ فيه مافيه (تصحيح فروزانفر، بنگاه ترجمه و نشر كتاب)؛ و ....

 

4- دو نقطه (: )

موارد استفاده از اين علامت به شرح زير است:

الف – قبل از نقل قول، مثال:

-          حكيمي را گفتند: عالم بي عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بي‌عسل.

ب – قبل از تفصيل حكمي كه به اجمال بدان اشاره شده است. مثال:

-    در آن سال تحولي بزرگ در مملكت روي داد: سلطنت سقوط كرد و انقلاب پيروز شد و كار انتظامي بالا گرفت.

پ- هنگام برشمردن يا بيان اجزاي يك امر كلي، مثال:

-    كتاب‌هايي كه در اين مؤسسه چاپ مي‌شود، عبارت است از: كتاب‌هاي علمي، اخلاقي، متون ادبي و فرهنگي و ...

ت – هنگام معني كردن كلمه‌ها، مثال:

-          صُداع: دردسر، موجب زحمت

 

5- علامت نقل قول يا گيومه («....»)

اين علامت براي نشان دادن ابتدا و انتهاي قول مستقيم يا مطلبي است كه عيناً از كسي يا جايي نقل مي‌شود. همچنين است براي برجسته كردن كلمه يا اصطلاحي ويژه.

موارد استفاده از اين علامت به شرح زير است:

الف – وقتي بخواهيم عين سخن يا نوشته‌ي كسي ديگر را بياوريم، مثال:

-          سعدي مي‌گويد: «همه كس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال»

يادآوري 1: هرگاه مطلب نقل شده دراز و شامل چند بند (پاراگراف) باشد، علامت نقل قول در آغاز هر بند و فقط در پايان بند آخر قرار مي‌گيرد.

يادآوري 2: هرگاه نقل قولي در ضمن نقل قولي ديگر بيايد، آن را ميان علامت نقل قول فرد (,.....، ) قرار مي‌دهيم، در حالي كه اصل نقل قول با گيومه زوج («....» ) مشخص مي‌شود. مثال:

گفت: «در جايي خوانده‌ام كه: , يا خاموش باش، يا حرفي بزن كه از خاموشي بهتر باشد.»

ب- در آغاز و انجام كلمه‌ها و اصطلاح‌هاي تازه يا جعلي يا عاميانه يا كلمه‌هايي كه مورد تأكيد قرار مي‌گيرد. مثال:

            -     كلمه‌ي «كولتور» فرنگي را در فارسي معادل «فرهنگ» گرفته‌اند.

پ- هنگام ذكر عنوان مقاله‌ها و رساله‌ها و اشعار و روزنامه‌ها و آثار هنري و فصل‌ها و بخش‌هاي يك كتاب. مثال:

- باب اول بوستان سعدي، « در عدل و تدبير و رأي» است.

يادآوري: عبارت نقل شده در داخل علامت نقل قول، نشانه‌هاي نقطه‌گذاري خود را حفظ مي‌كند و علامت پاياني اگر مربوط به جمله يا عبارت نقل شده باشد، در داخل نشانه‌ي نقل قول مي‌آيد، مانند:

-          پيشينيان گفته‌اند: «هركه در كارتر است بر كارتر است و هر كه بي‌كارتر است بي‌كاره‌تر.» اما امروز....

 

6- علامت تعجب (!)

اين علامت تنها نشانه‌ي تعجب نيست بلكه در پايان جمله‌هايي به كار مي‌رود كه مبين يكي از حالات شديد نفساني و عاطفي است. از قبيل تعجب، تأكيد، اخطار، تحسين، تحقير، تنفر، ترخم، استهزا، شك و ترديد، امر و نهي، انكار، تهديد، حسرت، آرزو، درد و الم، دعا، ندا، خطاب و ...؛ مثال:

- عجب آدم دورو و ده رنگي است!                - دريغ است ايران كه ويران شود!

- آهسته!                                                           - بسيار خوب!

- خدا لعنتش كند!

 

7- علامت سوال (؟)

موارد استعمال اين علامت به شرح زير است:

الف – در پايان جمله‌هاي پرسشي مستقيم. مثال:

-          كتابتان را كه به امانت گرفته بودند، آوردند؟

يادآوري: در پايان جمله‌هاي پرسشي غيرمستقيم، نقطه به كار مي‌رود، مثال:

-     هر آيه‌اي كه از طرف خدا نازل مي‌شد، پيغمبر اكرم پيام و معني آن را در مي‌يافت و مي‌دانست كه چرا و به چه سبب آمده است.

ب- گاه براي نشان دادن مفهوم ترديد يا ريشخند و استهزا، علامت استفهام داخل پرانتز (؟) مي‌آيد و با تأكيد خوانده مي‌شود. مثال:

           -     تاريخ وفات سنايي غزنوي را سال 525 (؟) نوشته‌اند.

           -     برخي از خبرگزاري‌ها اعلام كردند كه در افغانستان عدالت اجتماعي (؟) برقرار شده است.

يادآوري1: هرگاه جمله به صورت استفهام انكاري (تأكيد در نفي) آمده باشد، علامت سوال نمي‌خواهد و به جاي آن علامت تعجب به كار مي‌رود.

-          نه اين است كه جزاي نيكي نيكي و جزاي بدي بدي است!

يادآوري 2: هرگاه جمله‌ي سوالي جنبه‌ي خواهش يا تقاضاي مؤدبانه داشته باشد، به جاي علامت پرسش نشانه‌ي تعجب آورده مي‌شود، مثال:

-          ممكن است خواهش كنم دست از سر من برداريد!

پ- علامت سؤال گاهي در پايان عنوان كتاب يا مقاله و مطلبي قرار مي‌گيرد كه خود در ضم جمله‌اي ديگر مي‌آيد. مثال:

- «چه بايد كرد؟» عنوان كتابي است از دكتر علي شريعتي.

ت – بعد از هر كلمه يا عبارتي كه جاي جمله‌ي استفهامي مستقيم را بگيرد. مثال:

-            كدام را مي‌پسندي؟ جنگ يا صلح؟

ث- پس از فيدهاي استفهام كه خود در حكم يك جمله‌ي پرسشي كامل است. مثال:

            چرا؟ چه گونه؟ چه طور؟ كجا؟، كي؟ و ...

يادآوري: بعضي‌ها علامت سوال را به جاي علامت تعجب به كار مي‌برند كه صحيح نيست و برخي نيز براي نشان دادن تعجب بيش از حد دو يا چند علامت سوال را پشت سر هم مي‌آورند كه آن هم وجهي ندارد.

 

8- پرانتز يا دو هلال (   )

اين علامت گاهي براي نشان عبارت‌هاي توضيحي به كار مي‌رود. مثال:

-          ناصر خسرو قبادياني (481 – 394 هـ. ق) يك عمر در مبارزه و تبعيد گذراند.

-          مجنون و ليلي (يكي از مثنوي‌هاي هفت اورنگ جامي) به تقليد از ليلي و مجنون نظامي سروده شده است.

در مورد تاريخ زندگاني افراد، ابتدا از سمت چپ تاريخ تولد و پس از خط فاصله، سال وفات مي‌آيد.

يادآوري: از به كار بردن دو پرانتز متوالي جز در فرمول‌هاي رياضي بايد خودداري كرد.

 

9- كروشه يا قلاب[  ]

اين علامت در موارد زير به كار مي‌رود:

الف- در تصحيح متون كهن، الحاق احتمالي كه از نسخه بدل‌ها يا از طرف مصحح افزوده مي‌شود، در داخل قلاب قرار مي‌گيرد. مثال:

-          [ش‍]ــنيدن رعد اندر خواب اگر بي ابر [باشد دلا]لت كند بر فتنه و خوف و ظلم (التحبير في علم التعبير، ص 85).

-          و استادم – رحمه الله عليه – [بونصر مشكان] به هرات چون دل شكسته‌اي همي بود (تاريخ بيهقي، ص 174).

ب- در نمايش‌نامه‌ها، دستورات اجرايي داخل قلاب گذاشته مي‌شود. مثال:

- حسن [با قيافه‌اي عصباني]: من حاضرم جانم را بر سر اين كار بگذارم. [دستش را روي دلش مي‌گذارد و آهي مي‌كشد.]

 

10- تيره يا خط فاصله (_)

اين نشانه در موارد زير به كار مي‌رود:

الف – براي مجزا كردن جمله يا عبارت معترضه. مثال:

-     و حسنك را به پاي دار آوردند – نعوذ بالله من قضاء السوء -= و دو پيك را ايستانيده بودند كه از بغداد آمده‌اند (تاريخ بيهقي، ص 233).

-          - يك روز كامل – و اگر ضرورت ايجاب كرد دو روز – مي‌توانيد صرف اين كار بكنيد.

يادآوري: اگر جمله‌اي كه بين دو خط فاصله قرار مي‌گيرد در پايان مطلب باشد، انتهاي جمله به نقطه ختم خواهد شد و به آوردن خط فاصله در آخر جمله نيازي نيست. مثال:

-          نسيم شمال اشعار وطني بسياري سروده است – شعرهايي كه بر دل توده‌ي مردم مي‌نشست.

ب – در مكالمه بين اشخاص نمايش‌نامه و داستان يا ذكر مكالمه‌هاي تلفني در ابتداي جمله و از سر سطر به جاي نام گوينده. مثال:

           -     سلام آقا.

           -     سلام عليكم.

           -     حال شما چه طور است؟

           -     بد نيستم، خدا را شكر.

يا بعد از ذكر اسم گوينده در مواردي مثل نمايش‌نامه‌ها.

سهراب – درفش كه بلند شد نوميدي ريشه‌كن مي‌شود.

اهريمن – و چون افتاد، ده برابر بيش از پيش ريشه مي‌گيرد.

سهراب – اين بار نمي‌افتد. خودت هم مي‌داني.                 (تياله، ص 28)

پ- به جاي «از» و «تا» و «به»، بين تاريخ‌ها، اعداد و كلمه‌ها. مثال:

            فروردين – خرداد 1343 (= از فروردين تا خرداد)

            دهه‌ي 50- 1340 (- از سال 1340 تا 1350)

ت- براي نشان دادن بيان ناشي از لكنت زبان. مثال:

-          مـ - مـ - من – بـ - ب ـ - براي هر نوع –فـ - فـ - فداكاري – حـ - حـ - حاضرم.

ث- براي جدا كردن هجاهاي يك كلمه در تقطيع يا جدا كردن حروف يك كلمه از يكديگر. مثال:

            كلمه‌ي «مبارزه» شامل چهار هجاست: مـُ – با – رِ- زه.

ج- براي پيوستن اجزاي يك كلمه‌ي دو جزيي مركب. مثال:

            فرهنگ ايراني – اسلامي

            علامت «نقطه – ويرگول» در نقطه‌گذاري فارسي كمتر رايج است.

چ- در پايان سطري كه جزئي از يك كلمه در انتها و جزء ديگر آن در آغاز سطر بعدي مي‌آيد.

مثال:

پيداست كه تلاش و كوشش و مبارزه‌ي پي‌گير و مستمر در راه هدف، از جمله‌ي عمده ترين صفاتي است كه جامعه را پيروز مي‌كند.

ح – براي نشان دادن فاصله بين دو شهر. مثال:

            -بالاخره موفق نشدم بليت مسافرت تهران – مشهد را دريافت دارم.

خ – در سمت چپ اعداد و حروف آغاز جمله‌ها كه مبين نوعي شمارش باشد نيز تيره يا خط فاصله قرار مي‌گيرد، مانند همين موردهايي كه ما براي خط فاصله يا تيره برشمرديم.

يادآوري: در مطالب دست‌نويسي كه براي چاپ ارسال مي‌شود زير اسم كتاب‌ها و مجله‌ها و مجموعه‌ها خط مي‌كشند كه همه‌ي اين موردها در چاپ با حروف سياه و در صورت امكان با حروف خوابيده (ايتاليك/ ايرانيك) مشخص مي‌شود.

 

11- سه نقطه (....)

موارد استعمال اين علامت به شرح زير است:

الف – به جاي يك يا چند كلمه‌ي محذوف. مثال:

            فقر و نداري و بيكاري و ... از عوامل فساد جامعه است.

-          اسدا... حسيني  دانشجوي سال سوم رشته‌ي ادبيات فارسي

ب – در تصحيح متون كهن ؛آن جا كه مصحح در متن افتادگي‌هايي مي‌بيند كه نسخه بدل‌ها در آنجا ساكت است. مثال:

            -     باز گرديد و كارهاي خويش بسازيد كه آنچه ببايد فرمود، شما را مي‌فرماييم آن مدت كه شما را اين جا مقام باشد و آن ... روز خواهد بود. (تاريخ بيهقي، ص 883)

پ- هنگام قطع مطلبي كه بخشي از آن نقل شده است چه قطع در اول عبارت منقول باشد و چه در آخر آن. مثال:

-           ... و حالا پشت دستم را داغ مي‌كنم كه ديگر از اين كارها نكنم. همين يك بار براي هفت پشتم كافي است كه ...

ت – هرگاه سه نقطه در انتهاي جمله واقع شود، يك نقطه‌ي ديگر به علامت پايان جمله بايد افزوده شود.

 

12- مميز يا خط مايل (/)

اين نشانه در موارد زير به كار مي‌رود:

الف – براي جدا كردن تاريخ‌هاي هجري و ميلادي يا شمسي و قمري معادل (سمت راست سال هجري و سمت چپ سال ميلادي ). مثال:

            اين بطوطه – جهانگرد مغربي – در 17 رجب 703/25 فوريه 1304 در طنجه متولد شد.

-          سال 574/9- 1178 اوج منزلت اين جوزي در بغداد بود.

ب- براي جدا كردن عدد ماه و روز و سال در تاريخ‌ها. مثال:

            -    نامه‌ي مورخ 15/3/76 شما رسيد.

پ- براي نشان دادن كلمه‌هاي معادل كه تنها در حرف يا حروفي از آنها ابدالي يا تخفيفي صورت گرفته است. مانند:

            - زفان/ زبان                                            - فريشته / فرشته

ت – براي جدا كردن دو مصراع شعر در متن‌هاي فشرده يا پاره‌هاي شعر نيمايي كه به ضرورت يا براي صرفه‌جويي پشت سر هم چاپ مي‌شود. مثال:

           -     تا شقايق هست/ زندگي بايد كرد (سپهري)

           -     نه هر آدمي زاده از دد به است/ كه دد ز آدمي‌زاده‌ي بد به است (سعدي)

 

13- ايضاً يا علامت تكرار (" )

اين علامت به جاي كلمه‌هاي مشابهي كه عيناً در سطرهاي متوالي و با حكمي واحد تكرار مي‌شود، به كار مي‌رود. مثال:

1-      آقاي احمد حسيني دانشجوي رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي، سال سوم

2-       "   حسن شريعت   "          "                "               "    دوم

 

14- ابرو يا خط تاب دار (~)

اين نشانه معمولاً در واژه‌نامه و فرهنگ‌ها براي پرهيز از تكرار ماده‌ي مورد بحث به كار مي‌رود. مثال:

-          دل به دريا زدن

-          ~ در گرو كسي داشتن

-          ~ به راه داشتن.

 

15- ستاره (*)

اين علامت در موارد زير به كار مي‌رود:

الف- براي رجوع به زيرنويس (وقتي كه در داخل متن، اعداد به منظورهايي ديگر به كار برده شده است).

ب- اغلب به جاي عبارت «به همين ماده رجوع شود» در دايره‌المعارف‌ها و فرهنگ‌ها.

پ- براي ايجاد فاصله ميان اشعار، بندها يا پاراگراف‌هايي كه موضوعشان با يكديگر تفاوت دارد. گاه براي منظور اخير، سه ستاره نيز به كار مي‌رود.

 

16- پيكان يا نشانه‌ي ارجاع (!)، (")

اين نشانه كه در فارسي جهت آن از راست به چپ است، در موارد زير به كار مي‌رود:

الف – هنگام ارجاع به ماده‌اي خاص كه تقريباً معادل است با نشانه‌ي ر.ك. (رجوع كنيد به...).

ب – در فرمول‌هاي شيميايي نشانه‌ي پيكان به معني «مي‌دهد» به كار مي‌رود.

پ- در زيرنويس‌هايي كه دنباله‌ي مطلب به صفحه‌ي بعد كشيده مي‌شود. توضيح آن كه در انتهاي زيرنويس صفحه، پيكان رو به سمت چپ و در آغاز زيرنويس صفحه‌ي بعد رو به سمت راست قرار مي‌گيرد.

يادآوري: در شعر سنتي فارسي از به كار بردن نشانه‌هاي سجاوندي كمتر استفاده مي‌شود. فقط وقتي اين نشانه‌ها به كار مي‌رود كه بدون آنها خواندن شعر مشكل باشد.

 

 

تهیه و تنظیم :مریم باب رحمتی

                 کارشناس روابط عمومی


برچسب‌ها: مکاتبات اداری, نگارش نامه, درست نویسی, نامه اداری
نوشته شده توسط حسابدار_فا در 17:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم فروردین 1393

درست نویسی 2

درست نویسی 2

رعایت آیین نگارش از جمله مهمترین آداب درست نویسی است .با توجه به اهمیت رعایت این آداب در بخش های دولتی و غیر دولتی ،پرکاربردترین نکات را تدوین کرده و در پیش روی شما قرار می دهیم:

فصل و وصل كلمه‌ها در نگارش فارسي

الف) حرف اضافه‌ي (به) از كلمه‌هاي بعد از خود (اسم و ضمير) جدا نوشته مي‌شود. مثال: به دانشكده رفتم، به او گفتم.

يادآوري 1: حرف «به» در آغاز بعضي از تركيب‌هاي عربي رايج در زبان فارسي، از نوع حرف اضافه نيست و بنا بر اين به كلمه‌ي بعد از خود متصل نوشته مي‌شود. مثال: بلاتكليف، بلافاصله، مابازا

همچنين در واژه‌ي فارسي «بدست» (به معني وجب) كه «بـ» حرف اضافه نيست و بايد متصل نوشته شود.

يادآوري 2: هرگاه حرف «به» بر سر كلمه‌هاي عربي مصدر به «ال» در آيد نيز متصل نوشته مي‌شود. مثال: بالطبع، بالقوه، بالاخره

يادآوري 3: عبارت «باسمه تعالي» كه به صورت «بسمه تعالي» در زبان فارسي معمول شده است، به دليل اهميت عبارت بر طبق قاعده بايد به صورت «باسمه تعالي» نوشته شود. قاعده اين است كه همزه در «بسمله/ بسم الله الرحمن الرحيم» به علت كثرت استعمال و تفخيم كلمه‌ي جلاله «الله» در كتابت حذف مي‌شود و در غير اين صورت باقي مي‌ماند. مانند: اِقْرَا بِاسْمِ رَبِكَ.

يادآوري 4: الف)در نثر كهن فارسي، حرف اضافه‌ي «به» به ضماير اين، آن، او و ايشان مي‌چسبيده و با توجه به ريشه‌ي كلمه به صورت بدين، بدان، بدو، بديشان نوشته مي‌شده است كه امروز هم به همين صورت رايج است.

ب) حرف «بـ» با افعال بسيط به طور كلي متصل نوشته مي‌شود. مثال: بگفت، بنويسيد چنين است «نـ» و «مـ» نشانه‌هاي نفي و نهي. بايد توجه داشت كه «نـ» بر سر فعل امر نشانه‌ي نهي است و در ديگر ساختمان‌هاي فعلي نشانه‌ي نفي. مثال: ننشستم، مگوي

يادآوري: هرگاه حرف‌هاي «بـ»، «مـ»، «نــ، بر سر فعل‌هاي مصدر به همزه (أ) در آيد، همزه در كتابت به «يـ» تبديل مي‌شود. مثال:

اصل فعل                                     بنويسيم                        ننويسيم

افكندن                                       بيفكند                           بيافكند

افتادن                                        بيفتاد                            بيافتاد

افزودن                                        بيفزود                            بيافزود

تنها در موردي كه فعل با همزه و مصوت بلند «ايـ» آغاز شده باشد، اين قاعده مصداق پيدا نمي‌كند. مثال:

            اصل فعل                                     بنويسيم                        ننويسيم

            ايستادن                                                 بايستاد                          بيستاد

پ) جزء پيشين «مي» هميشه جدا از فعل نوشته مي‌شود. مثال: مي‌رفت، مي‌شنيد

ت) لفظ «بي» چه در موردي كه با كلمه‌ي بعد از خود قيد يا صفت بسازد و چه در موردي كه خود به طور مستقل به صورت قيد يا حرف اضافه به كار رود، جدا نوشته مي‌شود مثال: بي‌آزار، بي‌موقع

يادآوري: قاعده‌ي فوق در مورد برخي از كلمه‌هايي كه در فارسي و عرف نگارش فارسي‌زبانان حالت مزجي به خود گرفته مصداق پيدا نمي‌كند. مثال: بيچاره، بينوا، بيزاري، بيمار، بيكار، بيچون (خالق بيچون)، بيدل (آزرده، گرفته)، بيراهه، بيهوده

ث) «هم» اگر با كلمه‌ي بعد از خود قيد يا صفت بسازد، پيوسته نوشته مي‌شود. مثال: همنشين، همزبان، همچنين، همنوع، هموزن

يادآوري1: هرگاه كلمه‌ي «هم» بر سر كلمه‌هايي بيايد كه با «اُ»، «اِ»، «اَ»‌آغاز مي‌گردد، جدا نوشته مي‌شود. مثال: هم اتاق، هم احساس، هم اعتقاد، هم افق

يادآوري 2: اگر كلمه‌ي بعد از «هم» با حرف «م» آغاز شود، در اين صورت بايد جدا نوشته شود. مثال: هم مرز، هم مشرب

يادآوري 3: هرگاه كلمه‌ي «هم» در جمله به عنوان قيدي مستقل و با تأكيد لفظي به كار برود، جدا از كلمه‌ي بعدي نوشته مي‌شود. مثال:

هم اين را و هم آن را

هم درس مي‌خواند، هم كار مي‌كند

ج) لفظ «هيچ» به طور كلي از كلمه‌ي پس از خود جدا نوشته مي‌شود. مثال: هيچ‌كس، به هيچ وجه

چ) كلمه‌هاي «اين» و «آن» به طور كلي از كلمه‌هاي قبلي و بعدي جدا نوشته مي‌شود. مثال: اين جانب، اين كه، اين است، آن جا

يادآوري 1: كلمه‌هاي كه «اين» و «آن» در ساختمان آنها صورت تركيبي پيدا كرده، مطابق عرف و عادت فارسي‌زبانان متصل نوشته مي‌شود. مثال: چنانچه،‌آنچه

يادآوري 2: همچنين واژه‌هايي از نوع «اينَكْ»، «آنَكْ»، «اينْت» و «آنْت» كه بيش‌تر در متون كهن به كار رفته، به همين صورت نوشته مي‌شود.

ح) نشانه‌ي «را» از كلمه‌ي پيش از خود جدا نوشته مي‌شود، جز در كلمه‌هايي نظير «مرا» و «چرا». مثال: آن را، كتاب را

خ) علامت جمع «ها» چسبيده به مفرد نوشته مي‌شود. مثال: اينها، ماهها

بنابر اين در كلمات مركب نظير «نسخه بدل‌ها» جدا نوشته مي‌شود.

يادآوري 1: علامت جمع «ها» پس از كلمه‌هاي مختوم به «ـه» متصل به كلمه‌ي ملفوظ يا ناملفوظ، جدا نوشته مي‌شود. مثال: تشبيه‌ها، فقيه‌ها

يادآوري 2: كلمه‌هايي كه به صورت جمع مكسر عربي در زبان فارسي معمول شده است، طبق قاعده با نشانه‌هاي جمع فارسي يا عربي دوباره نبايد جمع بسته شود. مانند: اولاد، احوال، نذور و ... اما بنابر اصل تحول زبان، پاره‌اي از موارد فوق مانند: اولادها، احوالات، نذورات امروزه در زبان فارسي به كار مي‌رود و مانعي هم ندارد. البته در متون گذشته هم كلماتي چون ملوكان، عجايب‌ها، غرايب‌ها و ... به كار مي‌رفته است.

در مورد جمع‌هاي مكسر عربي نيز بهتر است تا حد امكان از نشانه‌هاي جمع فارسي استفاده شود. مثال: زايران، عالمان

مگر در مورد اسم‌هاي خاص يا آن جا كه كلمه به صورت اصطلاح درآمده است. مانند: صِحاح، قرّا، رُوات، سير آفاق و انفس

يادآوري 3: كلمه‌هاي فارسي يا اروپايي نبايد با «ات» (علامت جمع عربي) جمع بسته شود. مثال:

                        بنويسيم                                                ننويسيم

                        آزمايش‌ها                                               آزمايشات

                        سفارش‌ها                                              سفارشات

                        گزارش‌ها                                                گزارشات

                        پيشنهادها                                              پيشنهادات

يادآوري 4: در به كار بردن جمع‌هاي فارسي با نشانه‌ي «جات» نظير: «سبزيجات»، «دستجات»، «كارخانجات»، «مربّاجات»،«صيفي‌جات» و ... كه در فارسي رايج شده، نبايد زياده‌روي كرد.

كلمه‌هايي كه در عربي با «ات» جمع بسته مي‌شود، در فارسي تا آن جا كه به عرف زبان لطمه‌اي نمي‌زند، بهتر است با نشانه‌هاي فارسي جمع بسته شود. مثال:

                        بنويسيم                                                ننويسيم

                        امتيازها                                                  امتيازات

                        اقدام‌ها                                                  اقدامات

                        توصيف‌ها                                                توصيفات

                        مكالمه‌ها                                                مكالمات

يادآوري 5: به كار بردن «يَة، يَات، يَت» كه با برخي از كلمه‌هاي عربي مصدر مي‌سازد، در كلمه‌هاي فارسي جايز نيست. مثال:

                        بنويسيم                                                ننويسيم

                        خري                                                      خريّت

                        خوبي                                                    خوبيت

                        دوگانگي                                                             دوئيّت

                        زنانگي، زني                                           زنيّت

                        مني                                                      منيّت

د) كلمه‌ي «كه»، (ربط يا موصول) هميشه جدا از كلمه‌ي قبل از خود نوشته مي‌شود. مثال: در صورتي كه، وقتي كه، آن كه

يادآوري 1: كلمه‌ي «بلكه» از قاعده‌ي فوق مستثناست.

يادآوري 2: كلمه‌ي «كه» با برخي از ضماير متصل و منفصل، ممكن است در شعر به صورت مخفف و پيوسته نوشته و تلفظ شود. مثال:

                        بنويسيم                                                ننويسيم

                         كاو                                                       كه او/ كو

                        كاي                                                       كه اي / كي

                        كاين                                                      كه اين/ كين

ذ) كلمه‌ي «چه» مثل كلمه‌ي «كه» جدا از كلمه‌ي قبل و بعد از خود نوشته مي‌شود، مگر آن كه دو كلمه د رحكم يك كلمه‌ي مركّبِ مستقل باشد. مثال: آنچه، چنانچه، چگونه، چسان

ر) «اي» (حرف ندا) هميشه از كلمه‌ي بعد از خود جدا نوشته مي‌شود. مثال: اي خدا، اي كه گفتي

ز) عدد هميشه از معدود خود جدا نوشته مي‌شود. مثال: يك شنبه، پنج ضلعي

چنين است اجزايِ عدد كسري. مثال: يك دهم، هفت صدم

يادآوري 1: اجزاي برخي از اعداد مركب به صورت پيوسته نوشته مي‌شود. مثال: هفده، سيصد، ششصد، هفتصد، هشتصد، نهصد

يادآوري 2: هرگاه كلمه‌ي «يك» با كلمه‌ي بعد از خود قيد يا صفت بسازد، جدا نوشته مي‌شود. مثال: يك دست، يك رنگي، يك ديگر

ژ) پسوند «تر» و «ترين» به طور كلي پيوسته نوشته مي‌شود. افزودن پسوند «تر» و «ترين» به كلمه‌هايي كه خود در زبان عربي افعل تفضيل هستند، صحيح نيست. بنابراين نبايد نوشت: اعلمتر، افضلتر، اوليتر، ارشدترين، احسنترين. هرچند برخي از اين كلمه‌هاي مثل «اوليتر» در متون كهن فارسي به همين صورت هم به  كار رفته است. مثال: بزرگترين، مهتر

مگر در موارد زير:

1.        بعد از كلمه‌هاي مختوم به «ت». مثال: پست‌تر، بي‌تربيت‌ترين

2.        در صورتي كه اتصال پسوند «تر» يا «ترين» به كلمه شكلي نامأنوس بدهد. مثال: ادبي‌تر، منطقي‌تر

س) رعايت استقلال كلمه

1.        تركيب‌هاي وصفي يا اضافي جدا از هم نوشته مي‌شود. مثال: بانك ملي، حضرت عالي، جناب عالي

2.        اجزاي كلمه‌هاي مركب معمولاً پيوسته نوشته مي‌شود. مثال: آبرو، دستفروش، بزرگمهر، دوستدار، نيكبخت، نگهداري، يكريز

يادآوري: كلمه‌هاي مركبي كه جزء دوم آنها با «آ» آغاز مي‌شود، اگر همزه در تلفظ بيفتد، مَدِّ «آ» حذف و متصل نوشته مي‌شود. مثال: خوشامدگويي، دلاويز، دستاورد، هماورد

بنيان نگارش زبان فارسي در فرهنگ املايي، بر جدا نويسي است. بنابراين اجزاي كلمه‌هاي مركب، تركيب‌هاي وصفي يا اضافي و آن گونه كلمه‌ها كه هر جزء آن داراي معناي مستقلي باشد، جدا از هم نوشته مي‌شود. مثال: آرام‌بخش، فيلم‌ساز

 

اجزاي مصدرهاي مركب و صيغه‌هاي مختلف صرفي آنها جدا اما نزديك به هم نوشته مي‌شود. مثال: بزرگ داشتن، پيش رفتن، راه بردن، چشم داشتن، چشم پوشيدن، دل بردن، دل دادن، سخن راندن، نگه داشتن

در مورد مصدهای مرخم كه غالباً به صورت اسم به كار مي‌رود، مانند: «پيشرفت» (ترقي)، «پيامد» و ... اين قاعده صادق نيست.

يادآوري: تركيب‌هايي كه از مصدرهاي بالا ساخته مي‌شود، پيوسته نوشته مي‌شود. مثال: بزرگداشت، پيشتاز، چشمداشت، دلداده، سخنران، نگهداشت

كلمه‌هاي «شناسي» و «شناس» كه به عنوان جزء دوم كلمه‌ي مركب به كار مي‌رود، جدا از جزء پيشين خود نوشته مي‌شود. مثال: روان‌شناسي، ايران‌شناسي

ش) كلمه‌هايي كه جزء دوم آن از نوع پسوندهايي نظير «چه»، «بان»،  «كار»، «گر»، «گاه»، «زار»، «دان»، «مند»، «ور»، «وُر» ، «وار»، «سار» و ... است، به دليل عدم استقلال جزء پسين متصل نوشته مي‌شود. مثال: باغچه، باغبان، ستمكار، ستمگر، صبحگاه، گلزار، گلدان، مستند، دانشور، گنجور، بزرگوار، كوهسار و ....

 

ص) در مورد املاي دو گونه‌ي نگارشي «گذاردن/ گذاشتن» و «گزاردن/ گزارش» بايد توجه داشت كه «گذاردن» به واقع عبارت است از نهادن و وضع و قرار دادن امري يا چيزي به طور عيني و قابل ملاحظه. مثال: بنيان‌گذار، قانون گذار، بدعت‌گذار

اما گزاردن و نه گذاشتن به معني اداي تكليف و به جاي آوردن حقي است كه آدمي برعهده دارد. مثال: گزارش كار، خدمت گزار، نماز گزار

 

چند نكته‌ي ضروري

 در نگارش درست امروزي، بايد از به كار بردن كلمات بي‌معني، مكرر، مهمل، گرته برداري‌هاي نامأنوس، تعبيرات مجمل، ابهام، ايهام و ... دوري كرد. برخي نكات ضروري در امر نگارشي را مي‌توان به صورت زير دسته‌بندي كرد:

الف – حشو

به كار بردن كلمه‌هايي از نوع حسن خوبي، سنگ حجرالاسود، به قول گفتني‌ها، گلاب به صورت شما، رويم به ديوار ... تخم مرغ كبوتد (= كفتر) و ... – كه در فارسي عامليانه رايج است – از مقوله‌ي حشو قبيح است و بايد از استعمال آن خودداري كرد.

ب – طاي مؤلف (ط)

حرف «ط» از حروف مخصوص عربي است و به كار بردن آن در كلمه‌هاي غيرعربي (فارسي، فرنگي، تركي و ....) جايز نيست. مثال: اتاق، امپراتور، بليت، تومان، تهماسب، غلتيدن

پ- وجه وصفي

در زبان فارسي تا آن جا كه ممكن است بايد فعل‌ها را به صورت كامل صرفي خود به كار برد اما اگر در جمله‌اي به ضروت از وجه وصفي استفاده مي‌شود، تنها يك بار و آن هم بدون «واو» عطف مانعي نخواهد داشت. مانند: به بازار رفته كتاب خريدم.

ت – تركيب‌هاي عربي متداول در زبان فارسي برابر قاعده‌اي كه دارد، بايد جدا نوشته شود. مثال: علي حده، علي‌رغم، مع‌ذلك

ث- براي فاعل يا مسنداليه غير ذي روح خواه مفرد باشد خواه جمع، معمولاً فعل مفرد مي‌آيد. مانند:

- شاخه‌هاي درختان همگي شكست

- آب‌ها از آسياب افتاد

مگر اين كه براي اين گونه فاعل‌ها شخصيت انساني قايل شويم. مثال:

a.        شاخه‌ها با نواي باد در گوش يكديگر زمزمه مي‌كردند.

b.       آب‌هاي نقره‌فام با شن‌هاي جويبارها همراز شدند.

يادآوري: تنها در جمله‌هاي مركب، هرگاه فاعل يا مسنداليه غير ذي‌روح به صورت جمع آورده شود، مي‌توان فعل جمله‌ي دوم را هم به صورت جمع نوشت. مثال: داروهاي مفيد ديگري براي مداواي اين نوع بيماري مناسب است.

ج- پرهيز از استعمالات غلط، الفاظ فرنگي، گرته برداري‌هاي ناروا. مثال:

            با اين شرايط .....                                     به اين وسيله

            با اين وجود                                             بر روي هم رفته

            در رابطه با ...                                          ما مي‌رويم براي صرف نهار (درست: ناهار)‌

            اين امر مسأله‌ساز شده است                    ادبيات دل‌انگيز فارسي

            زير سؤال بردن                                         فرازهايي از كلام

            روي كسي حساب كردن                            بها دادن به كار

چ – پرهيز از حذف بي‌مورد اجزاي كلام. مثال:

- او ديروز از تهران به مشهد وارد [شد] و سپس به محل كارش رفت.

- اغلب آثار او به فارسي ترجمه [شده] و به چاپ رسيده است.

- دوست عزيز، من امسال [در] خوابگاه نيستم.

- كتابم را [در]خانه گذاشته‌ام.

- اين فيلم مدت‌ها قبل از شبكه يك سيما پخش [شد] و اخيراً دوباره نمايش داده شده است.

ح – پرهيز از نشانه‌ي «را» (مفعول بي‌واسطه) در غير موضع اصلي‌اش. مثال:

- پزشك بايد داروهايي كه باعث سقط جنين مي‌شود را تجويز نكند.

[پزشك بايد داروهايي را كه ...]

-همه‌ي كتاب‌هايي كه تازه خريده بودم را فروختم

[همه‌ي كتاب‌هايي را كه .....]

- ارتقاي شايسته‌ي شما از مرتبه‌ي دانشياري به استادي را تبريك مي‌گويم.

[ارتقاي شايسته‌ي شما را ....]

 

 

تهیه و تنطیم: مريم باب رحمتي - كارشناس روابط عمومي


برچسب‌ها: مکاتبات اداری, نگارش نامه, درست نویسی, نامه اداری
نوشته شده توسط حسابدار_فا در 17:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم فروردین 1393

درست نویسی 1


درست نويسي 1
سازمان‌ها و اداره‌هاي دولتي و غيردولتي همواره با نوشتن سرو كار دارند و مي‌بينيم كه بسياري از اصول نوشتاري در پيچ و خم مكاتبات اداري تحريف و يا حتي به صورت واژگون مصطلح شده است و بدتر از آن، از كلمه‌هايي استفاده مي‌شود كه در فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي معادل درست آن معرفي شده است.
با تكيه بر رسالت روابط عمومي‌ها در زمينه تصحيح امور نوشتاري و ترويج استفاده از واژه‌هاي درست و به ویژه فارسي، سعي بر آن داريم با استفاده از منابع معتبر در چند بخش به آموزش درست نويسي بپردازيم.
 
بخش اول: رعايت برخي از ادات، پيشوند و پسوند
 
v      رعايت همزه در كلمات
مي‌نويسند دوماً، سوماً، ... كه غلط است و بايد به جاي آنها از كلمات عربيشان، ثانياً، ثالثاً، رابعاً... استفاده شود، ولي بهتر است به جاي آنها از كلمات فارسي استفاده كنيم و بنويسيم: يكم، دوم، سوم، چهارم، ....
 
*همزه پاياني كلمات مأخوذه از عربي در بالاي «الف» قرار مي‌گيرند. مثال:
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            خلاء                                                                              خلأ
            ملجاء                                                                             ملجأ
            منشاء                                                                           منشأ
غير از اين مورد همه جا به صورت «ء» نوشته مي‌شود. مثل:
جزء، سوء، شي‌ء
 
*همزة اين دسته از كلمات هنگام چسبيدن به «ي» نسبت يا وحدت به ثورت «ئـ» نوشته مي‌شود و بايد توجه داشته كه از گذاشتن كسره زير خودداري كرد.
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            جزاي                                                                             جزئي
            شي‌اي                                                                          شيئي
            سواي                                                                            سوئي
 
همزه پاياني پس از مصوت بلند «ا» معمولاً حذف مي‌شود (به استثناي چند مورد كه واژه عربي آنها رواج بيشتري دارد (مثل: لقاءالله)
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            ابتداء                                                                             ابتدا
            انشاء                                                                             انشا
            املاء                                                                              املا
            انقضاء                                                                            انقضا
            امضاء                                                                             امضا
            اطباء                                                                              اطبا
            وزراء                                                                              وزرا
 
اين گونه كلمات و امثال آن اگر به دنبال كلمه‌اي بيايند (به كلمه‌اي اضافه شوند). همزة پاياني به «ي» تبديل مي‌شود. مثال:
املاي فارسي، امضاي خوانا، انقضاي مدت، وزراي دولت، اطباي ماهر، نوشتن اين گونه عباراتبه صورت املاء فارسي، امضاء خوانا، انقضاء مدت و ... غلط است.
 
v   يادآوري: چنانكه كلمه‌اي به عربي باشد و مشابه آن در فارسي با معناي متفاوت عربي آن وجود داشته باشد، همزه در كلمه عربي جايز نيست. مثال:
بها = قيمت، كلمه فارسي است و بدون همزه نوشته مي‌شود.
بهاء = روشنايي و فروغ، كلمه عربي است و با همزه نوشته مي‌شود.
همزه در فارسي هرگز در ميان يا پايان كلمه قرار نمي‌گيرد. بنابراين، آنچه در ميان كلمه‌هاي فارسي به ظاهر همزه تلفظ مي‌شود، در حقيقت «ي» است بايد به صورت «يـ» نوشته شود، (جز در مورد كلمه زائو).
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            آئين                                                                               آيين
            آئينه                                                                              آيينه
            پائيز                                                                               پاييز
            پائين                                                                             پايين
            روئيدن                                                                           روييدن
            موئين                                                                            مويين
            بفرمائيد                                                             بفرماييد
            تائيد                                                                              تأييد
            روشنائي                                                                        روشنايي
همزه مياني در كلمه‌هاي مأخوذه از عربي يا زبان‌هاي بيگانه ديگر، پس از مصوت كوتاه «‌‌‌ــــــ» به صورت «أ» نوشته مي‌شود. مثل: رأس، مأنوس، مأوا، تأثير، تأليف، تأديب. در صورتي كه پس مصوت كوتاه « ____»‌ و مصوت بلن «آ» بيايد، به شكل «آ» نوشته مي‌شود. مثال:
منشآت، مآخذ، مآب
همزه مياني در كلمه‌هاي مأخوذ از عربي، يا زبان‌هاي بيگانه ديگر، پس از مصوت كوتاه « ____ »  (O) به صورت «ؤ» نوشته مي‌شود. مثل:
مؤمن، رؤيت، مؤذن، مؤنث، مؤسس، مؤدب، سؤال، غير از موارد فوق همه جا به صورت «ئـ» نوشته مي‌شود.
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            مسأله                                                                           مسئله
            جرأت                                                                             جرئت
            دناأت                                                                             دنائت
 
v   يادآوري: در مورد واژه‌هاي هيأت و هيئت برخي صاحب نظران مي‌گويند هيئت را بايد به معناي نجوم و ستاره‌شناسي و هيأت را به معناي جمع و گروه استفاده كرد. مثال:
در سده‌هاي پيشين هيئت و نجوم از علوم پيشرفته بود.
هيأت تحريريه نشريه هر دو شنبه بعد از ظهر تشكيل مي‌شود.
در مواردي كه همزه مياني پيش از مصوت كوتاه «ــــــ» (e) يا پس از آن بيايد، همزه تبديل به «ئـ» مي‌شود، مثال:
ائتلاف، تبرئه، لئام، تئاتر، سئانس، رئاليس، مسائل، مصائب، قائل، ارائه، ملائكه، كائنات، سوئد، سوئز، رافائل، ژوئن، پنگوئن
در صورتي كه همزه در كلمات مياني پيش از مصوت بلند «او» (U) يا پيش از مصوت  كوتاه «ـــــــ» (O) بيايد، بتديل به «ئـ» مي‌شود. مثال:
شئون، رئوف، مسئول، مرئوس، كاكائو، سئول (پايتخت كره جنوبي)، لائوس، ناپلئون، نئون، ژئوفيزيك
 
v      رعايت «بـ» پيشوند
«به» حرف اضافه، هميشه جدا از كلمه بعد نوشته مي‌شود
ننويسيم                                                                             بنويسيم
            باو                                                                                 به او
            جابجا                                                                             جا به جا
            بويژه                                                                              به ويژه
            روبرو                                                                              رو به رو
            بطوريكه                                                              به طوري كه
            يك بيك                                                               يك به يك
            بكلي                                                                             به كلي
            بوجود                                                                            به وجود
            بسوي                                                                           به سوي
 
در موارد نادري كه «به» بر سر اسم مي‌آيد و آن را صفت مي‌كند، با كلمة بعدي سر هم نوشته مي‌شود.
مثال:
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            به جز                                                                             بجز
به هوش                                                                         بهوش به معني هوشيار
به سزا                                                                           بسزا
به ناچار (مجبور)                                                  بناچار
 
«بـ» (جزء پيشين فعل) پيوسته به فعل نوشته مي‌شود. مثال:
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            به ببينم                                                             ببينم
            به آر                                                                              بيار
            به نشستي                                                                    بنشستي
 
هنگامي كه فعل با حرف «آ» آغاز شود، با پيوستن «بـ» بر سر آن، علامت مد «ـــــــ» از روي «آ» حذف مي‌شود و صامت ميانجي «بـ» ميان «بـ» و «آ» مي‌آيد.
            ننويسيم                                                                        بنويسيم
            ب آموز/ بيأموز                                                                 بياموز
 
هنگامي كه فعل با حرف «ا» (الف بي‌مد) آغاز شود و حرف «بـ» بر سر آن بيايد، حرف «ا» حذف مي‌شود و به جاي آن صامت ميانجي «بـ» آورده مي‌شود:
ننويسيم                                                                        بنويسيم
بياندازيم                                                                         بيندازيم
بيافكند                                                                           بيفكند
بيافشانم                                                                                    بيفشانم
 
* كسره اضافه
كسره اضافه در حقيقت مصوت كوتاه «ـــِــ» (e) است كه ميان مضاف و مضاف‌اليه يا ميان موصوف و صفت قرار مي‌گيرد. مثال:
ديوار باغ (مضاف و مضاف‌اليه)
ديوار بلند (موصوف و صفت)
اگر كسره اضافه بعد از كلمه‌اي كه مختوم به صامت است، بيايد. در نوشتار علامت خاصي ندارد، (و اگر احياناً علامت خاصي داشته باشد علامت «زير» (كسره) مي‌گذاريم).
كسره اضافي بعد از كلمه بيايد كه مختوم به مصوت «آ» (a) و «او» (U) باشد، بعد از آن كلمه صامت ميانجي «ي» مي‌آيد. مثال:
خدا + مهربان ï خداي مهربان
آهو + دشت ï   آهوي دشت
كسره اضافي بعد از مصوت «ي» در گفتار، صامت ميانجي «ي» مي‌آيد، ولي در نوشتار، علامتي نمي‌گيرد:
كشتي + بزرگ ï كشتيِ بزرگ
ماهي + دريا ï ماهيِ دريا
كسره اضافي بعد از «هـ» غيرملفوظ كه در حقيقت جانشين مصوت است، در گفتار، صامت ميانجي «ي» مي‌آيد و در نوشتار همزه در بالاي «هـ» نوشته مي‌شود. مثال:
خواننده + روزنامه ï خوانندة روزنامه
جامه + سياه ï جامة سياه
بعد از مصدر مركب «او» (ow) در گفتار، صامت ميانجي «و» (v) مي‌آيد، ولي در نوشتار، علامتي نمي‌گيرد، مثال:
راهرو + باريك ï راهروِ باريك
خسرو + خوبان ï خسروِ خوبان
لذا:
ننويسيم                                                                        بنويسيم
خسروي خوبان                                                                خسرو‍ِ خوبان
دوي صدمتري                                                                  دوِ صدمتري
راهروي تاريك                                                                   راهروِ تاريك
 
v       «ه»
حرف «ه» در پايان كلمه‌هاي مأخوذ در عربي در صورتي كه در فارسي تلفظ نشود به صورت «هـ» غيرملفوظ نوشته مي‌شود، مثل مراجعه، مساعده، معاينه، علاقه، حوصله، نخبه، حامله. اين نوع كلمه‌ها تابع قواعد مربوط به «هـ» غير ملفوظ است.
 
حرف « ة » در بسياري از كلمه‌هاي ديگر فارسي به صورت «ت» تلفظ مي‌شود و بايد به شكل «ت» نوشته شود. مثل: مساعدت، مباهات، زكات، حيات، صلات، قضات، دعات، همچنين است تركيبهايي مانند: نعمت الله، حشمت الله، نصرت الله، رحمت الله
 
حرف «ة» در بعضي از تركيبها و عبارتهاي عربي متداول در فارسي به همان صورت عربي نوشته مي‌شود. به استثناي حجت‌الاسلام مانند: ثقةالاسلام، دايرة‌المعارف، روضة‌الصفا، قصبة‌الريه، رحمة‌الله عليه، كاملة الوداد، ليلة‌القدر
 
اگر كلمه مختوم به «هـ» غير ملفوظ با «ان» جمع بسته شود، «هـ» آن به «گ» تبديل مي‌شود.
ننويسيم                                                                        بنويسيم
آزاده‌گان                                                                          آزادگان
خفته‌گان                                                                        خفتگان
دلشده‌گان                                                                      دلشدگان
تشنه‌گان                                                                                    تشنگان
 
هنگام چسبيدن به «ي» اسم ساز و نيز صفت ساز به صورت «گ» در مي‌آيد.
ننويسيم                                                                        بنويسيم
زنده‌گي                                                                          زندگي
آزاده‌گي                                                                          آزادگي
دلداده‌گي                                                                       دلدادگي
برده‌گي                                                                          بردگي
بنده‌گي                                                                          بندگي
هفته‌گي                                                                        هفتگي
خانه‌گي                                                                         خانگي
اگركلمه مختوم به «هـ» غيرملفوظ همراه پسوند بيايد و تشكيل يك‌كلمه مركب را بدهد، «هـ» آن حذف نمي‌شود.  
ننويسيم                                                                        بنويسيم
علاقمند                                                                          علاقه‌مند
بهرمند                                                                           بهره‌مند
بهرور                                                                              بهره‌ور
ديدبان                                                                            ديده‌بان
لالزار                                                                              لاله‌زار
جامدان                                                                          جامه‌دان
پيشور                                                                            پيشه‌ور
 
جدانويسي اجزاي اين گونه كلمه‌هاي مركب هم به منظور رعايت قاعده كلي خط و املاي كلمه‌هاي مركب است و هم براي جلوگيري از حذف «هـ» تا با موارد اشتباه نشود و هم براي عدم تلفظ «هـ»، همان گونه كه ماهيت ان است  هم براي جلوگيري از حذف «هـ» تا با موارد اشتباه نشود و هم براي عدم تلفظ «هـ»، همان گونه كه ماهيت آن است  هم براي رعايت زيبايي شكل.
البته كلمه‌هاي زير از اين قاعده پيروي نمي‌كنند: خاندان، سايبان، خانوار، خلبان، خانواده
 
كلمات فارسي مأخوذ از عربي كه در گفتار «الف» مقصوره مي‌گيرند، بايد با «الف» نوشته شوند. مثال:
ننويسيم                                                                        بنويسيم
مبتلي                                                                           مبتلا
اعلي                                                                             اعلا
تقوي                                                                             تقوا
اقصي                                                                            اقصا
منتهي                                                                           منتها
 استثني                                                                                    استثنا
اسم‌هاي خاص از اين قاعده مستثنا هستند. مثل مصطفي، مرتضي، موسي، عيسي، يحيي، مجتبي. در صورتي كه به دنبال اين گونه اسم‌ها، «ي» مصدري يا نسبت يا نكره بيايد، در اين صورت به شكل زير نوشته مي‌شوند:
مصطفايي، مرتضايي، مجتبايي، ...
همچنين است در صورت مضاف واقع شدن اين گونه اسم‌ها. مثل:
عيساي مريم، يحياي برمكي، موساي كليم.
* اسم‌هاي خاص اسماعيل، رحمان، اسحاق و هارون كه مأخذ از عربي هستند، به همين شكل نوشته مي‌شوند، و نوشتن آنها به صورت اسمعيل، رحمن، اسحق و هرون غلط است.
* در اسم‌هاي خاص اگر «و» در ميان كلمه‌اي تكرار شود و «او» تلفظ و شنيده شود، بايد دوبار نوشته شود.
ننويسيم                                                                        بنويسيم
كاوس                                                                            كاووس
داود                                                                               داوود
طاوس                                                                            طاووس
 
بخش دوم: رعايت قواعد محتوايي، فني و ادبي
صيغه فعلي ناتمام
به عبارت‌هاي زير توجه كنيد:
1-      سردبير اين مقاله را خوانده  و از آن خوشش آمده است.
2-      سردبير اين مقاله را خوانده  و از آن خوشش آمده بود.
3-      در جنب نمايشگاه مسابقات فرهنگي متعددي برگزار و به برندگان جوايزي اهدا شد.
 
در دو عبارت اول، خوانده به ترتيب به جاي خوانده است  و خوانده بود و در جمله سوم برگزار به جاي  برگزار شد به كار رفته است. در حقيقت اين سه جمله در اصل به صورتهاي زير بوده است:
-          سردبير اين مقاله را خوانده است و از آن خوشش آمده است .
-          سردبير اين مقاله را خوانده بود و از آن خوشش آمده بود.
-          در جنب نمايشگاه مسابقات فرهنگي متعددي برگزار شد و به برندگان جوايزي اهدا شد.
 
در سه جمله ذكر شده، «است»، «بود» و «شد» در خوانده است، خوانده بود و برگزار شد، به ترتيب به قرينه لفظي «است»، در «آمده است» و «بود» در «آمده بود» و «شد» در «اهدا شد» حذف شده است. اين حذفها براي پرهيز از تكرار است و چون قرينه دارد، خلاف قاعده نيست.
حال به جمله‌هاي زير توجه كنيد:
1-      سردبير اين كتاب را خريده و به نويسندگان هديه كرد.
2-      سردبير اين كتاب را خريده و به نويسندگان هديه مي‌كند.
3-      سردبير اين كتاب را خريده و به نويسندگان هديه خواهدكرد.
4-      قرار است سردبير اين كتاب را خريده و به نويسندگان هديه كند.
در اين جمله «خريده» به ترتيب به جاي خريد، مي‌خرد، خواهد خريد و بخرد آمده است، يعني حذف به قرينه در ميان نيست، بلكه تبديل صيغه‌هاي ماضي و مضارع اخباري و مستقبل و مضارع التزامي در كار است كه وجهي ندارد. خواننده براي اينكه پي ببرد خريده به جاي كدام يك از صيغه‌هاي فعل به كار رفته است، به جاي خريد يا مي‌خرد يا خواهد خريد  يا بخرد، بايد صبر كند تا فعل بعدي برسد. در واقع، صيغه فعل بعدي است كه صيغه فعل قبلي را تعيين مي‌كند.
 
نكته قابل توجه اين است كه خلاف قاعده است كه خريده به جاي همه صيغه‌هاي فعلي به كار رود، چون صيغه فعل علاوه بر عمل فعل، شخص، زمان ووجه فعل را نيز تعيين مي‌كند، و اگر صفت مفعولي را به جاي صيغه‌هاي گوناگون فعل بنشانيم، هيچ يك از اين دلالتها را نخواهد كرد.
 
 مثال:
            ننويسيم: منافع كوتاه مدت را ناديده گرفته  و به مبالغ هنگفتي كه هزينه مي‌شود، فكر كنند.
            بنويسيم: منافع كوتاه مدت را ناديده بگيرند  به مبالغ هنگفتي كه هزينه مي‌شود، فكر كنند.
ننويسيم: ساماندهان سازمان، به زودي مرحله سوم طرح ساماندهي را  شروع كرده و تا سه ماه آينده آن را به پايان مي‌رسانند.
بنويسيم: ساماندهان سازمان، به زودي مرحله سوم طرح ساماندهي را  شروع مي‌كنندو تا سه ماه آينده آن را به پايان مي‌رسانند.
ننويسيم: يكي از خودروها از مسير خود خارج شد و به شدت با پنج نفر از تماشاگراني كه در كنار جاده ايستاده بودند برخورد كرده و باعث زخمي شدن آنها شد.
بنويسيم: يكي از خودروها از مسير خود خارج شد و به شدت با پنج نفر از تماشاگراني كه در كنار جاده ايستاده بودند برخورد كرد و باعث زخمي شدن آنها شد.
 
ساخت مجهول
جمله‌هاي دوتايي زير را ملاحظه كنيد:
الف) مديرعامل سازمان، كارفرمايان خوش حساب را تشويق كرد.
ب) كارفرمايان خوش حساب تشويق شدند.
الف) سازمان فرهنگي جوانان اين ويژه‌نامه را منتشر كرد.
ب) اين ويژه‌نامه منتشر شد.
الف) رئيس هيئت عامل سازمان حمل و نقل مجتمع خدماتي – رفاهي ... را افتتاح كرد.
ب) مجتمع خدماتي – رفاهي ... افتتاح شد.
الف) آقاي احمدي پيام حمل و نقل را خواند.
ب) پيام حمل و نقل خوانده شد.
در جملات بالا، ساخت‌هاي «الف» را معلوم و ساخت‌هاي «ب» را مجهول مي‌گويند.
چنانكه مي‌بينيد:
اولاً) در ساخت معلوم (الف) فعل مفعول دارد (كارفرمايان خوش‌حساب، ويژه نامه، مجتمع خدماتي – رفاهي ....، سلام همكار).
ثانياً) در ساخت مجهول (ب) از عامل عمل (مديرعامل سازمان، سازمان فرهنگي جوانان، رئيس هيئت عامل سازمان، آقاي احمدي) ذكري نيست.
ثالثاً) در ساخت مجهول (ب)، مفعول ساخت معلوم (الف) فاعل شده است.
رابعاً) فعل تغيير كرده است (تشويق كرد ← تشويق شدند)
منتشر كرد ← منتشر شد/ افتتاح كرد←افتتاح شد/ خواند← خوانده شد.
ساخت مجهول را به صورت ديگري نيز آورده‌اند. براي مثال: در عبارات ذكر شده جمله‌هاي «ب» به صورت زير آمده است:
-          كارفرمايان خوش حساب را تشويق كردند.
-          اين ويژه نامه را منتشر كردند.
-          مجتمع خدماتي – رفاهي ... را افتتاح كردند.
-          پيام حمل و نقل را خواندند 
 
اما در برخي مطبوعات و آثار مكتوب مشاهده مي‌شود كه به تقليد از ساخت زبان انگليسي در ساخت مجهول از كلماتي نظير توسط، به وسيله، از سوي ... استفاده مي‌كنند. براي مثال مي‌نويسند:
-          اين ويژه نامه به وسيله مؤسسه فرهنگي جوانان منتشر شد.
-          اين مجتمع خدماتي – رفاهي توسط رئيس هيئت عامل سازمان افتتاح شد.
-          اين كتاب به وسيله  نويسنده ايراني منتشر شد.
 
در اين جمله‌ها نويسندگان در تلاشند كه عامل عمل را در ساخت مجهول ذكر كنند كه نقض غرض است، چون اگر قرار باشد عامل عمل ذكر شود، ديگر نيازي به تبديل ساخت معلوم به ساخت مجهول نيست، به علاوه عبارت از صورت منطقي نيز خارج مي‌شود، زيرا مثلاً موسسه فرهنگي جوانان وسيله انتشار ويژه نامه نبوده، بلكه «ناشر» آن بوده يا «رئيس هيئت عامل سازمان»، «واسطه» افتتاح مجتمع خدماتي – رفاهي نبوده، بلكه خود افتتاح كننده مجتمع خدماتي – رفاهي  بوده يا «نويسنده ايراني» «وسيله» نوشتن كتاب نبوده، بلكه خود آن را نوشته است و بايد جملات بالا به صورت زير نوشته شود:
-          اين ويژه نامه را مؤسسه فرهنگي جوانان منتشر كرد.
-          اين مجتمع خدماتي – رفاهي را رئيس هيئت عامل سازمان افتتاح كرد.
-          اين كتاب را نويسنده ايراني نوشت.
 
اگر در اختيار ساخت مجهول با ذكر عامل عمل اصراري وجود داشته باشد، لااقل بايد به جاي «به وسيله» و «توسط» و «از سوي» تعبير ديگري برگزيد. مثلاً نوشت:
-          اين ويژه نامه به همت/ سرمايه/ با تلاش مؤسسه فرهنگي جوانان منتشر شد.
-          اين مجتمع خدماتي – رفاهي به دست رئيس هيئت عامل سازمان افتتاح شد.
-          اين كتاب به قلم  نويسنده ايراني منتشر شد.
 
چند جمله منتخب و جمله‌هاي اصلاحي تقديم مي‌شود:
o        از سوي  وزارت بهداشت تسهيلاتي به كاركنان اعطا مي‌شود.
- وزارت بهداشت تسهيلاتي براي كاركنان فراهم مي‌كند.
o        ده‌ها قلم دارو توسط  وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به بيمارستان‌هاي سازمان تأمين اجتماعي تحويل شده است.
- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ده‌ها قلم دارو به بيمارستان‌هاي سازمان تأمين اجتماعي تحويل داده است.
o        كارگران از سوي خانه كارگر مورد تقدير قرار گرفتند.
- خانه كارگر از كارگران تقدير كرد.
o        رايانه‌ها بايد به وسيله انسان برنامه‌ريزي شوند.
- براي رايانه‌ها، انسان‌ها بايد برنامه‌ريزي كنند.
o        در پايان اين مراسم تير پارك ... توسط رئيس هيئت عامل سازمان افتتاح شد.
- در پايان اين مراسم رئيس هيئت عامل سازمان، تير پارك... را افتتاح كرد.
o        از سوي سازمان تأمين اجتماعي تسهيلاتي به بيمه‌شدگان و افراد تحت پوشش اعطا مي‌شود.
- سازمان تأمين اجتماعي تسهيلاتي براي بيمه‌شدگان و افراد تحت پوشش فراهم مي‌كند.
 
حرف اضافه نامناسب
حرف اضافه كلمه‌اي است كه كلمه يا عبارتي را به يكي از اجزاي جمله مي‌پيوندد.
حروف اضافه به دو صورت ساده و مركب هستند.
*ساده مانند: از، با، بر، به، براي، بي، تا، در و ...
* مركب مانند: از جهتِ، با وجودِ، بر اثرِ، به علتِ، پس از ، نسبت به، درباره.
حروف اضافه معمولاً متناسب با ديگر اجزاي عبارت به كار مي‌روند.
مثلاً: با چيزي / كسي آشنا بودن، به چيزي/ كسي علاقه‌مند بودن، بر چيزي واقف بودن، از كسي توقع داشتن، در كار دخالت كردن، و ...
هرگاه براي هريك از مثال‌هاي ذكر شده حرف اضافه ديگري اختيار شود، ممكن است عبارت نامتعارف، نامأنوس و گاه نادرست جلوه كند.
مثال‌هاي زير مؤيد اين ادعاست و عبارات اصلاحي آنها در زيرشان آمده است:
1-      مدير عامل سازمان نسبت به امكان حصول توافق با كارفرمايان مطمئن است.
- مدير عامل سازمان از امكان حصول توافق با كارفرمايان مطمئن است.
2-    وضع رانندگان شهرستان ... امروز با مذاكرات نمايندگان انجمن صنفي حمل و نقل ... و سازمان راهداري و حمل و نقل كشور مشخص خواهد شد.
-     وضع رانندگان شهرستان ... امروز در مذاكرات  نمايندگان انجمن صنفي حمل و نقل... و سازمان راهداري و حمل و نقل كشور  مشخص مي‌شود. جمهوري اسلامي ايران در معدود كشورهايي است كه به اصول بين‌المللي وفادار مانده است.
-  جمهوري اسلامي ايران از معدود كشورهايي است كه به اصول بين‌المللي وفادار مانده است. (پايبند است). علاقه دولت و مسئولان سازمان براي ارتقاي كيفي ارايه خدمات به رانندگان ستودني است.
-  علاقه دولت و مسئولان سازمان به ارتقاي كيفي ارايه خدمات به رانندگان ستودني است.
 
كاربرد «را» پس از فعل
 از به كار بردن حرف «را» (نشانه مفعول صريح) پس از فعل مطلقاً خودداري كنيد.
مثال:
      بنويسيم ï برادرم را كه تازه از سفر آمده بود، ديدم.
      ننويسيم ï برادرم كه تازه از سفر آمده بود را ديدم.
      بنويسيم ï كتابي را كه تازه خريده بودم، گم كردم.
      ننويسيم ï كتابي كه تازه خريده بودم را گم كردم.
 
كاربرد «را» زايد
 به دو جمله زير توجه كنيد:
1-      كتاب را خواندم.
2-      كتابي را خواندم
هريك از دو جمله فوق معناي خاصي دارد. اشاره جمله اول به كتابي است معلوم و مشخص و مورد نظر، ولي بر مخاطب جمله دوم معلوم نيست كه گوينده آن كدام كتاب را خوانده است. اين تفاوت به آن سبب است كه در جمله اول حرف «را» به كار رفته و اين حرف علاوه بر اين كه نشانه مفعول صريح است، نشانه معرفه نيز به حساب مي‌آيد، ولي در جمله دوم «ي» نكره به كار رفته است.
اگر از تلفيق دوجمله ذكر شده، اين جمله را بسازيم:
كتابي را خواندم
باز دچار تناقض مي‌شويم، زيرا نشانه معرفه را در كنار «ي» نكره قرار داده‌ايم. از اين رو بهتر است كه از استعمال حرف «را» (نشانه مفعول صريح) پس از اسم نكره پرهيز شود.
مثال:
ننويسيم ï مؤسسه عالي پژوهش تأمين اجتماعي تحقيقات زيادي را در اين زمينه انجام داده است.
بنويسيم ï مؤسسه عالي پژوهش تأمين اجتماعي تحقيقات زيادي در اين زمينه انجام داده است.
ننويسيم ï بيمه شده با اين آرزو كه قدمي را هرچند كوتاه برداشته است.
بنويسيم ï بيمه شده با اين آرزو كه قدمي هرچند كوتاه برداشته است.
ننويسيم ï خبرنگار سلام همكار گزارشي را از دانشگاه علوم پزشكي استان فارس... ارسال كرده‌است.
بنويسيم ï خبرنگار سلام همكار گزارشي از دانشگاه علوم پزشكي استان فارس... ارسال كرده‌است.
 
حذف فعل بدون قرينه
به جمله زير توجه كنيد:
رييس جمهوري بيمارستان هزار تختخوابي ميلاد را افتتاح  و از مديران و مسئولان سازمان تأمين اجتماعي قدرداني كرد.
صورت كامل اين جمله چنين بوده است:‌
رييس جمهوري بيمارستان هزار تختخوابي ميلاد را افتتاح كرد و از مديران و مسئولان سازمان تأمين اجتماعي قدرداني كرد.
اين عبارت از دو جمله همپايه (جمله‌هايي هستند كه با حروفي چون «و»، «يا» و «نه» به هم مربوط مي‌شوند) ساخته شده كه «و» آنها را با هم پيوند داده است.در اين دو جمله همپايه دو فعل مركب به كار رفته است: «افتتاح كرد» و «قدرداني كرد» كه در هر دو فعل كمكي «كرد» به يك صيغه به كار رفته است. در اين جمله براي پرهيز از تكرار مي‌توان به قرينه «كرد» در جمله دوم «كرد» را در جمله اول حذف كرد و عبارت را به صورت بالا درآورد.
اما در برخي عبارات با وجودي كه دو جمله همپايه داريم، ولي فعل آنها متفاوت است، نمي‌توان از اين قاعده پيروي كرد. مثال:
* طرح پزشك خانواده را تهيه كردند و به تصويب رساندند.
- در اين مورد اقدام كنيد  نتيجه را به اطلاع برسانيد.
مشاهده مي‌شود كه جمله‌ها همپايه هستند، اما فعل‌ها قرينه نيستند، لذا نمي‌توان چنين نوشت:
* طرح پزشك خانواده را تهيه و به تصويب رساندند.
- در اين مورد اقدام و نتيجه را به اطلاع برسانيد.
همچنين در عبارت:
طرح نظام حمل و نقل تهيه شد و در آينده‌اي نزديك تقديم مجلس خواهد شد.
و در اين عبارت نمي‌توان «شد» جمله اول را قرينه «خواهد شد» جمله دوم حذف كرد و نوشت:
طرح نظام حمل و نقل تهيه و در آينده‌اي نزديك تقديم مجلس خواهد شد.
چون «شد» جمله اول ماضي مطلق و «خواهد شد» جمله دوم مضارع است.
 
به نمونه‌هاي زير  و عبارات اصلاحي آن توجه كنيد:
ننويسيم:          بودجه تأمين اجتماعي به گونه‌اي تهيه و تنظيم شده كه تعادل بين منابع و مصارف سازمان برقرار و هزينه‌ها كاهش يابد.
بنويسيم:          بودجه تأمين اجتماعي به گونه‌اي تهيه و تنظيم شده كه تعادل بين منابع و مصارف سازمان برقرار شود و هزينه‌ها كاهش يابد.
ننويسيم:          مراكز تك نسخه‌اي حداكثر ظرف بيست و چهار ساعت داروي مورد نياز را تهيه و در اختيار متقاضيان قرار مي‌دهند.
بنويسيم:          مراكز تك نسخه‌اي حداكثر ظرف بيست و چهار ساعت داروي مورد نياز را تهيه مي‌كنند  و در اختيار متقاضيان قرار مي‌دهند.
 
اشكالات منطقي
گاهي ديده مي‌شود كه برخي عبارات اگرچه به لحاظ رعايت قواعد ساختمان دستوري و به كار نبردن خطاهاي رايج زباني صحيح به نظر مي‌رسند، اما واجد صورت منطقي نيست.
مثال:
-          اين موافقتنامه  شامل يك سلسله رفرمهاي اقتصادي است.
ملاحظه مي‌شود كه هرچند اين جمله از لحاظ ساختار دستوري اشكال ندارد، ولي به لحاظ منطقي درست نيست، زيرا از يك سو از عبارات لاتين استفاده شده و از سوي ديگر خواننده با خود مي‌انديشد كه «اين موافقتنامه» چگونه شامل «رفرم» مي‌شود؛ و بايد نوشت:
- در اين موافقتنامه به يك رشته اقدامات اصلاحي در زمينه رفع محدوديت‌هاي اقتصادي تعهد شده است. كوهنوردان تيم سازمان در يك صعود موفق به فتح قلة.... شدند.
قله با صعود فتح نمي‌شود. عبارات «فتح» نيز در اين تعبير غيرمنطقي است، بايد گفت:
- كوهنوردان تيم سازمان در يك برنامه موفقيت‌آميز به قله.... صعود كردند.
نظير چنين مسامحاتي كه عمدتاً از بي‌توجهي به ساخت و بافت معنايي جمله و نااگاهي از مصاديق معنايي عبارات ناشي مي‌شود، در متون مطالب اندك نيست و بايد حتي‌المقدور، صورت منطقي كلام را در متن مطالب رعايت كرد.
 
تعابير نادرست و نامناسب
 در نويسندگي و تنظيم اخبار و گزارش‌ها و ترجمه متون بايد دقت كرد كه كلمات، تعابير و اصطلاحات بجا و با توجه به معني و مفهوم خاص خود به كار رود و صورت متعارف استعمال آن با زبان منطقي باشد.
اغلب نوآوري‌هاي ناشيانه و بي‌اطلاعي از معناي واژگان و چگونگي استعمال مفاهيم سبب به كارگيري عبارات نادرست يا نامناسب مي‌شود، كه در برخي موارد منطق گفتار نيز دگرگون مي‌شود.
به نمونه‌هاي انتخابي و عبارات ويراسته در زير آن توجه كنيد:
1-      دولت‌هاي عقب افتاده  جهان سوم
- كشورهاي عقب افتاده  جهان سوم
2-      بازنشستگي زودرس كارگران مشاغل سخت و زيان آور
- بازنشستگي پيش از موعد / زودهنگام كارگران مشاغل سخت و زيان آور
3- اين جايزه به عنوان / به خاطر فعاليت‌هاي شايسته به او اهدا شد.
- اين جايزه به پاس فعاليت‌هاي شايسته به او اهدا شد.
4- اين دارو مي‌تواند در درمان بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي گوارشي موفق باشد.
- اين دارو مي‌تواند در درمان بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي گوارشي مؤثر باشد.
 
تكلف در بيان و درازنويسي
گاهي مشاهده مي‌شود كه عبارت‌هايي با افزودن يك يا چند كلمه در لابه لاي خود بر طول جمله مي‌افزايند كه در اصطلاح به آن درازنويسي مي‌گويند كه در رسانه‌هاي گروهي كاربرد اين نوع جمله‌ها مطلوب نيست و بهتر است عبارت‌ها و جمله‌ها هرچه ساده‌تر و تعبيرها هرچه بي‌پيرايه‌تر و كوتاهتر باشد.
عبارات زير و ويراسته آن مثال‌هايي در اين خصوص هستند:
1-      رئيس هيئت عامل سازمان مجتمع خدماتي – رفاهي .... را مورد بازديد قرار داد.
- رئيس هيئت عامل سازمان مجتمع خدماتي – رفاهي .... ديدن كرد.
2- در اين باره اقدامات لازم را معمول داريد.
- در اين باره اقدام كنيد.
3- متخلفان را مورد تنبيه قرارداد.
- متخلفان را تنبيه كرد.
 
بنابراين:
ننويسيم                                                                                    بنويسيم
اقدامات لازم را معمول داشتن                                                         اقدام كردن
اقدام به عمل آوردن                                                                       اقدام كردن
تقدير به عمل آوردن                                                                      تقدير كردن
مورد تقدير قرار گرفت                                                                     تقدير شد
به رشته تحرير در آوردن                                                                 نوشتن
حضور به هم رسانيدن                                                                   حاضر شدن
در جريان قرار دادن                                                                        اطلاع دادن
مورد آزمايش قرار دادن                                                                   آزمايش‌كردن
مورد آزمايش قرار گرفتن                                                                 آزمايش شدن
 
كاربرد كلمات فارسي به صورت قيد عربي
از تنوين قيد ساز كه به صورت «اً» يا «ـاً» نوشته مي‌شود و مخصوص كلمات عربي است، بايد در كلمات فارسي پرهيز كرد.
ننويسيم                                                                        بنويسيم
گاهاً                                                                              گاهي– گاه/گاه گاه
ناچاراً                                                                             بناچار
يقيناً                                                                              به يقين
سريعأ                                                                            به سرعت/ سريع
دوماً                                                                               دوم/ ثانياً
سوماً                                                                             سوم/ ثالثاً
حقاً                                                                               بحق
مطمئناً                                                                           از روي اطمينان
مطلقاً                                                                            به طور مطلق
 
كاربرد غير منطقي «انجام» در عبارات و جملات
«انجام» به معني «پايان» است نه به معني اجرا. لذا بايد از كاربرد آن در غيرمعني خود پرهيز كرد.
براي نمونه ديده و شنيده مي‌شود كه براي «اجراي كار» از عبارت «انجام كار» استفاده مي‌شود. «انجام كار» يعني «پايان كار» اگر بگوييم «انجام كار دشوار است». به اين معني است كه «پايان كار دشوار است» و حال آن كه مقصود، دشواري پايان كار نبوده، بلكه دشواري اجراي آن بوده است. لذا بايد نوشت: «انجام دادن كار دشوار است» و به طور خلاصه و بهتر:«اين كار دشوار است».
ننويسيم                                                            بنويسيم
انجام اين كار                                                       انجام دادن اين كار/ اجراي كار
انجام امر                                                            اجراي امر
انجام وظيفه                                                        اداي وظيفه
انجام مراسم به تعويق افتاد                                               برگزاري مراسم به تعويق افتاد
از انجام اين مهم برآمد                                           از عهدة اين مهم برآمد
براي انجام اين آرزو كوشش بسيار كرد                      براي تحقق اين آرزوكوشش بسياركرد
در حال انجام است                                               در دست اجراست
 
چند توصيه مهم
1-      از استعمال فعل «رفتن» در معناي مجازي و استعاري، يعني براي بيان امري كه وقوع آن نزديك است، پرهيز كنيد.
ننويسيم                                                            بنويسيم
نشت گاز مي‌رفت كه حادثه به بار آورد                      كم مانده بود كه نشت گاز حادثه به بار آورد
ما مي‌رفتيم كه دومين گُل را بخوريم                         نزديك بود كه دومين گُل را بخوريم.
وقت بازي مي‌رود كه تمام شود                               چيزي به پايان بازي نمانده است.
 
2- از فعل «توانستن» تنها در معاني خاص آن استفاده كنيد و از كاربرد آن به معناي «ممكن بودن» و «احتمال داشتن» بپرهيزيد:
ننويسيم                                                            بنويسيم
هواي فردا مي‌تواند  باراني باشد                             هواي فردا احتمالاً باراني خواهد بود.
اين جنگ خانگي مي‌تواند سال‌ها ادامه يابد              ممكن‌است كه اين جنگ خانگي سال‌ها ادامه‌ يابد
او بر اثر اين عارضه مي‌توانست بميرد                                   ممكن بود كه براثر اين عارضه بميرد.
 
3- فعل «برخوردار بودن» كه به معني «بهره‌مند بودن» است، تنها درباره امور پسنديده و مطلوب به كار مي‌رود. اگر اصل ساده‌نويسي را رعايت كنيم  و از عبارت طولاني «برخوردار بودن از» نيز صرف نظر كنيم، پسنديده‌تر خواهد بود.
ننويسيم                                                            بنويسيم
هواي تهران از آلودگي  زيادي برخوردار است              هواي تهران آلودگي بسيار دارد/
هواي تهران بسيار آلوده است
خيابان‌ها امروز از ترافيك سنگيني برخوردار بود           خيابان‌ها امروز ترافيك سنگيني داشت
تيم ما از ضعف‌هاي  بسياري برخوردار است              تيم ما ضعف‌هاي بسياري دارد.
 
4-از استعمال عبارات «لازم به ذكر»، «لازم به توضيح» و «لازم به يادآوري» خودداري كنيد. در بسياري ازجمله‌ها، اگر از آوردن اين عبارات هم صرف‌نظر شود، در معناي جمله خللي وارد نمي‌شود.
ننويسيم                                                            بنويسيم
لازم به ذكر است كه                                              شايان ذكر است كه..../ خاطرنشان مي‌شود كه...
لازم به توضيح است كه                                         توضيح آْنكه ..../خاطرنشان مي‌شود كه...
لازم به يادآوري است كه                                        يادآور مي‌شود.../ خاطرنشان مي‌شود كه....
 
5- از استعمال قالب‌هاي فرنگي حتي‌المقدور اجتناب كنيد:
ننويسيم                                                            بنويسيم
در رابطه با / در ارتباط با                                         درباره/ درخصوص/ در موردِ
در اين رابطه/ در اين ارتباط                                     در اين باره/ در اين خصوص/ در اين مورد
 
6-از تركيب با «عدم» براي ساخت متضاد پرهيز كنيد:
ننويسيم                                                                        بنويسيم
عدم وجود                                                                       نبودِ/ فقدانِ
عدم توانايي                                                                    ناتواني
عدم دقت                                                                        بي‌دقتي
عدم امكانات                                                                    فقدان امكانات
عدم لياقت                                                                      بي‌لياقتي
عدم كفايت                                                                     بي‌كفايتي
عدم جديت                                                                     اهمال 
عدم ثبات                                                                        بي‌ثباتي
عدم اطلاع                                                                      بي‌اطلاعي
عدم اعتنا                                                                       بي‌اعتنايي
 
7- از به كار بردن «يك» زايد بپرهيزيد:
ننويسيم                                                            بنويسيم
در يك هفته اخير                                                  در هفته اخير
با هدف برقراري يك  صلح دايم                                 با هدف برقراري صلح دايم
دولت روسيه معتقد به يك راه حل سياسي است       دولت روسيه معتقد به راه حل سياسي است
در پايان يك ديدار چهار روزه از بغداد              در پايان ديدار چهار روزه از بغداد ....
براساس يك گزارش سازمان ملل                             براساس گزارش سازمان ملل ....
 
ننويسيم                                                            بنويسيم
حكم قطعي را دادگاه اتخاذ مي‌كند                           حكم قطعي را دادگاه صادر مي‌كند
اتخاذ مي‌كند                                                       صادر مي‌كند
ايجاد دولت                                                          تشكيل دولت
اعلام نمود                                                          اعلام كرد
تأكيد نمود                                                           تأكيد كرد
تبادل اسرا                                                          مبادله اسرا
تبادل هيئت‌هاي كارشناسي                                              مبادله هيئت‌هاي كارشناسي
مبادله نظر                                                          تبادل نظر
در پرتو بي‌توجهي                                                 بر اثر بي‌توجهي
وزارت بهداشت در اين زمينه سرمايه گذاري انجام داد   وزارت بهداشت در اين زمينه سرمايه‌گذاري كرد
گام‌هاي اساسي .... انجام شده است                                 گام‌هاي اساسي... برداشته شده‌است
خطرات                                                               خطر/ خطرها
خبرگزاري چين در گزارش خود گفته است                  خبرگزاري چين در گزارش خود افزوده است/ اعلام كرده است
خبرگزاري فرانسه گفته بود                                     خبرگزاري فرانسه اعلام‌كرده‌بود
توافق حاصله                                                       توافق به دست آمده
گزارش‌هاي منتشره                                              گزارش‌هاي منتشر شده
قصد ندارد در قدرت بماند                                        قصد ندارد بر سر قدرت بماند
دليل سقوط هواپيما هنوز معلوم نيست                    علت سقوط هواپيما هنوزمعلوم نيست
به دليل بارندگي                                                   به علت بارندگي/ بر اثر بارندگي
در يك عمليات بي‌سابقه                                        در عملياتي بي سابقه
در يك اقدام نمايشي                                             در اقدامي نمايشي
سيستم حمل و نقل                                             نظام حمل و نقل
تكنولوژي مدرن                                                    فن آوري جديد/ پيشرفته
شانس پيروزي او                                                  احتمال / امكان پيروزي او
پروژه مطالعاتي                                                    طرح مطالعاتي
پروژه صنعتي                                                       طرح صنعتي
جهت رفع مشكل                                                 به منظور/ براي رفع مشكل
فردي تنگ نظر مي‌باشد                                        فردي تنگ نظر است
 
تهیه و تنطیم: مريم باب رحمتي - كارشناس روابط عمومي
 
برچسب‌ها: مکاتبات اداری, نگارش نامه, درست نویسی, نامه اداری
نوشته شده توسط حسابدار_فا در 16:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

لایحه اصلاح قانون تجارت؛ فرایند، اصول تدوین و نواوریها

 

مقدمه‌

 

نهادهای پویا، به ویژه نهادهای حقوقی، از ارکان اصلی توسعه و پیشرفت کشور، به شمار می‌آیند. در این راستا اهتمام بر اعتلا‌ی قوانین به عنوان عنصر اصلی نهاد حقوقی، از اولویتهاست. شکوفایی اقتصاد ملی نیز به عنوان یک عرصه مهم ،نیازمند قوانینی است که در عین شفاف و جذاب ساختن محیط کسب و کار، با توجه به ویژگیهای ملی و در تعامل با تحولا‌ت اقتصاد جهانی، با به نظم کشیدن روابط اقتصادی، از حقوق فعالا‌ن این عرصه پشتیبانی کند. در بین قوانین اقتصادی بی‌تردید قانون تجارت بی‌همتاست، مجموعه‌ای که در گستره‌ای بسیط و در عین حال منسجم، مقررات مختلفی از تعریف تاجر تا قراردادهای تجارتی، از اسناد تجارتی تا حقوق شرکتها و از ثبت تاجر تا تصفیه و ورشکستگی و حوزه‌های فراوان دیگر را به نظم می‌آورد؛ از این رو چه از لحاظ گستردگی موضوعها و چه از باب حساسیت آنها بی‌نظیر است.

 

با شناخت همین جوانب، هیئت وزیران در تاریخ 19/4/1381، تدوین لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت را تصویب کرد و نوسازی این قانون مهم را که بیش از هفتاد سال از تصویب آن می‌گذرد،  دردستور کار قرارداد. این ضرورت از دغدغه‌های اصلی وزارت بازرگانی نیز بوده است و به همین دلیل از مدتها قبل در معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی این وزارت، گروهی از اهل علم و فن مشغول بررسی مقدمات، پیش‌نیازها و جوانب اصلا‌ح قانون تجارت بودند. لذا هنگامی که مطابق مصوبه فوق، این مسئولیت به وزارت بازرگانی سپرده شد، سازوکار و فرایند آن از پیش طراحی شده بود و پس از سه سال تلا‌ش، پیشنویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت تدوین و آماده ارائه به دولت شد.

 

تدوین این لا‌یحه که امید می‌رود  مراحل تصویب آن نیز به شایستگی طی شود، یک رویداد تاریخی بی‌نظیر است. تردیدی نیست که تصویب این قانون، نظام و نشاطی نو به محیط تجاری می‌بخشد و گامی بلند برای رفع کاستیهای فضای کسب و کار خواهد بود.

 

 

 

فرایند انجام کار

 

براساس مصوبه هیئت وزیران، ماموریت بازنگری و تدوین پیشنویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت به وزارت بازرگانی، با همکاری وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی، دادگستری، صنایع و معادن و کار و امور اجتماعی محول شد. شورای راهبری که براساس پیش‌بینی و آگاهی قبلی، با دعوت از برخی متخصصین امر در معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی تشکیل شده بود، هدایت امر را برعهده گرفت.

 

پس از بررسیهای اولیه به دلیل اهمیت و حساسیت موضوع ، مقرر شد فرایند تدوین لا‌یحه در قالب مجموعه‌ای از فعالیتهای پژوهشی- مشاوره‌ای دنبال شود. لذا چهار طرح پژوهشی به شرح زیر ساماندهی شد:

 

·           کلیات (شامل تجار و تکالیف آنها، قراردادهای تجارتی، گروه اقتصادی با منافع مشترک و ضمانت)،

 

·           اسناد تجارتی (یک طرح پژوهشی درخصوص اسناد تجاری الکترونیکی نیز تعریف شد)،

 

·           ‌حقوق شرکتها،

 

·           ‌بازسازی و ورشکستگی.

 

مجریان طرحهای مزبور از استادان حقوق تجارت دانشگاههای کشور انتخاب شدند. از دستگاههای اجرایی ذیربط و صاحبنظران نیز درخواست شد که رئوس اصلا‌حات مدنظرشان را ارائه کنند. مجریان ضمن دریافت نظرات مزبور، براساس مطالعه‌ای که به انجام رسید، پیشنویس لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت را که حدود 1100 ماده بود،  طی یک کار پژوهشی تنظیم کردند.

 

علا‌وه بر متخصصان شناخته شده و دستگاههای اجرایی، نظرخواهی درخصوص پیشنویس تنظیم شده مواد، در قالب یک فراخوان عمومی و قراردادن پیشنویس مواد در مرکز اطلا‌ع رسانی اینترنتی ویژه قانون تجارت و اعلا‌م عمومی در جراید عمومی انجام پذیرفت.

 

اولین پیشنویس لا‌یحه در جلسه مورخ 18/3/82 هیئت دولت مطرح شد و هیئت وزیران به دلیل گستردگی مواد و تخصصی بودن موضوع، کمیسیون ویژه‌ای با مسئولیت وزیر بازرگانی و عضویت وزرای امور اقتصادی و دارایی، صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی، تعاون، دادگستری، معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و نماینده قوه قضاییه را برای بررسی پیشنویس مواد قانون فوق تعیین کرد.

 

کمیسیون ویژه، کمیته‌ای کارشناسی مرکب از 19 نفر از نمایندگان دستگاههای اجرایی ذیربط و متخصصان در حقوق تجارت، اقتصاد، امور بانکی، امور شرکتها، امورمالی و فعالیتهای تجارتی با مسئولیت معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت بازرگانی را مامور بررسی پیشنویس لا‌یحه کرد.

 

کمیته کارشناسی بازنگری و اصلا‌ح قانون تجارت با تشکیل 189 جلسه، پیشنویس مواد پیشنهادی را بررسی کرد (یادآوری می‌شود در مواردی همچون اسناد تجاری الکترونیکی، قراردادهای حمل و نقل، مجازاتها و... کمیته‌های فرعی نیز تشکیل شد).

 

پیشنویس مواد تنظیم شده در کمیته کارشناسی، برای ویراستاری فنی و حقوقی به دو حقوقدان سپرده شد و گروهی منتخب از اعضای کمیته کارشناسی، ویرایشهای انجام شده را بازبینی کرده و گزارش آن دسته از نظرات ویرایشی  را که حاوی پیشنهاد برای تغییر محتوای مواد مصوب بود،  به کمیته کارشناسی ارائه می‌کردند. سرانجام با بررسی مواد ویرایش شده پیشگفته در کمیته کارشناسی، نسخه نهایی پیشنویس لا‌یحه به وسیله کمیته کارشناسی تحویل کمیسیون ویژه شد. کمیسیون ویژه نیز بادریافت گزارش کمیته کارشناسی، پس از بحث و بررسی  لا‌یحه را تایید کرد.

 

 

 

روشها و اصول اجرای طرحهای پژوهشی‌

 

شورای راهبری، اصولی را که در اجرای هر یک از چهار طرح باید مورد توجه قرار می‌گرفت تدوین کرد. مجریان طرحها موظف بودند علا‌وه بر انتخاب شیوه‌های متناسب با موضوع طرح، به اصول راهبردی مصوب نیز وفادار باشند.

 

خلا‌صه اصول عبارتند از:

 

1- لزوم جمع‌آوری کلیه اسناد و پیشینه طرحها.

 

2- انجام نیازسنجی مقدماتی به منظور آگاهی از نظرات و دیدگاههای اشخاص صاحبنظر و سازمانهای ذیربط .

 

3- ارزیابی طرحها پس از تدوین، از طریق ارائه آن به اشخاص صاحبنظر و سازمانهای ذیربط.

 

4- استفاده از زبان فارسی صحیح، روان و استفاده از شیوه قانون‌نویسی قابل درک برای عموم با هدف ایجاد یک فرهنگ جدید در حوزه حقوق تجارت.

 

5- استفاده منطقی از قانون تجارت فعلی به منظور حفظ ارتباط با قانون تجارت موجود در حد امکان.

 

6- توجه به باورها و عرفهای موجود در حوزه حقوق تجارت و تحولا‌ت در عرصه اقتصاد جهانی.

 

7- توجه به ارتباط قانون جدید با سایر قوانین مادر،  نظیر قانون مدنی، قانون آیین دادرسی مدنی و... به نحوی که در نقاط برخورد و اتصال، هماهنگی و انسجام لا‌زم ایجاد شود.

 

8- تدوین قانون با تکیه بر آینده‌پژوهی در اقتصاد و فضای نوین کسب و کار، به نحوی که حتی‌الا‌مکان تغییرات آینده در سایر قوانین تجارتی و غیرتجارتی، به اعتبار و استحکام آن لطمه نزند.

 

9- اشاره صریح به قوانینی که نسخ می‌شوند و تعیین تکلیف قوانین‌متاثر از قانون جدید تجارت.

 

10- در نظر گرفتن عنوانهای مستقل برای هر یک از اجزای قانون تجارت، مثل قانون چک، قانون سفته، و... .

 

11- توجه به متون حقوقی رومی و ژرمنی و به طور خاص حقوق فرانسه به دلیل قرابت قانون تجارت فعلی با آن و توجه به متون مهم نظام کامن لو (حقوق عرفیCommon Law = )  به لحاظ  نواوریهای آن در زمینه حقوق تجارت و قانون ورشکستگی ایالا‌ت متحد امریکا.

 

12- توجه به اسناد موجود در حقوق فراملی نظیر کنوانسیونها، قراردادهای نمونه و نظایر آن برای تسهیل ارتباطات تجارتی بین‌المللی و استفاده از تجربه های جهانی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح کلیات

 

·   ارائه معیارهای مشخص برای شناسایی تاجر از غیرتاجر و تعیین تکلیف وضعیت کسبه جزء با توجه به تحولا‌ت اقتصادی و تجارتی جدید.

 

·  ارائه دسته‌بندی مناسب از اعمال و فعالیتهای تجارتی و حذف موارد غیرضروری.

 

· بررسی امکان توسعه مصادیق اعمال تجارتی به امور واقعی موجود در جامعه.

 

· حک، اصلا‌ح و تکمیل مقررات ناظر به تکالیف تجار.

 

· بروز کردن مقررات ناظر به دفاتر تجار و نگهداری حسابها با توجه به فناوریهای اطلا‌عات.

 

· بروزکردن و موثرسازی ضمانت اجرا در قانون تجارت.

 

· سامان بخشیدن به وضعیت قراردادهای تجارتی.

 

· ایجاد هماهنگی بین قانون تجارت و سایر قوانین مرتبط.

 

· بررسی مقررات مربوط به کنسرسیوم ومشارکت گروه اقتصادی و تدوین مقررات آن، منطبق با نیازهای کشور.

 

· درنظر گرفتن موضوع ضمانت مستقل در قانون تجارت.

 

· پیش‌بینی قواعد عمومی ناظر بر شرایط اشتغال به تجارت و بررسی نقش برخی نهادهای مرتبط نظیر اتاق بازرگانی در این خصوص.

 

· بررسی لزوم هماهنگی قانون تجارت با کنوانسیونهای بین‌المللی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح اسناد تجاری‌

 

·   انتخاب شیوه مناسب برای نحوه و ترتیب قرارگیری قوانین راجع به اسناد تجارتی در کنار یکدیگر.

 

·  بررسی تغییرات لا‌زم درقانون راجع به برات با توجه به واقعیات تجارتی .

 

·  بررسی ضرورت ذکر تمامی قواعد راجع به سفته بدون ارجاع به قانون برات.

 

·  مطالعه ضرورت ذکر تمامی قواعد راجع به چک اعم از مواد قانون تجارت و قانون صدور چک، بدون ارجاع به قانون راجع به برات.

 

· ارائه تعریف جامع و مانع و منطبق با واقعیات از چک، سفته و برات.

 

· بررسی ضرورت تعیین درصدی معین به عنوان نرخ محاسبه خسارت تاخیرتادیه اسناد تجارتی شامل چک، برات و سفته.

 

· مطالعه امکان تادیه وجه سفته و برات از محل حساب جاری یا حساب پس‌انداز.

 

· بررسی جایگزینی واخواستنامه در برات و سفته با گواهینامه عدم پرداخت.

 

· تسری قابلیت اجرایی چک به سفته.

 

· الزام اجرای ثبت به صدور اجراییه نسبت به مبلغ تادیه نشده اسناد تجارتی (چک و سفته) و همچنین نسبت به خسارت تاخیر تادیه.

 

· مطالعه ضرورت پیش‌بینی مسئولیت مدنی بانک در افتتاح حساب جاری و ارائه دسته چک بدون رعایت حدود عرفی یا قانون.

 

· اصلا‌ح قانون صدور چک بدون محل، با هدف خروج چک بدون محل از جرائم مادی صرف و هدایت دادگاه به احراز قصد متقلبانه صادرکننده چک بدون محل.

 

· بررسی دسترسی بانکها و مشتریان به اطلا‌عات اعتباری بانک مرکزی درخصوص صحت عمل اشخاص نسبت به تعهدات ناشی‌از اسناد تجارتی (چک، برات و سفته) در حدود مقررات قانونی.

 

· ملا‌حظه کنوانسیونهای بین‌المللی راجع به چک، سفته و برات و سعی در هماهنگ کردن مقررات این اسناد با کنوانسیونهای موجود.

 

·  پیش‌بینی مقررات راجع به ضمانت از اسناد تجارتی.

 

· حذف مواد غیرضروری از برات.

 

· پیش‌بینی مقررات مربوط به اسناد تجارتی الکترونیکی.

 

 

 

اهداف اصلی طرح حقوق شرکتها

 

·  معرفی ساختاری جدید برای شرکتهای تجارتی به نحوی که با نیازهای اقتصادی وتجارتی و نیز تحولا‌ت بین‌المللی هماهنگ باشد.

 

· حفظ قالب شرکت سهامی و تغییر یا حذف قالبهای ناسازگار با تحولا‌ت اقتصادی و واقعیات موجود.

 

· بررسی امکان تشکیل شرکت یک نفره با توجه به نیازها و واقعیات و نیز گرایش نظامهای حقوق غربی به این نوع شرکت.

 

· بررسی امکان تسری شمول مقررات شرکتهای تجارتی به شرکتهای تعاونی که هدف آنها تجارت و جلب منفعت است.

 

· حل تعارض ظاهری ماده 590 قانون تجارت و 1002 قانون مدنی ناظر به اقامتگاه شخص حقوقی.

 

· بازبینی مقررات راجع به فعالیت  شرکتهای تجارتی به ویژه تشکیل و حدود اختیارات مجامع و رفع نقص و ابهام و سکوت قانون تجارت در این موارد.

 

· بازنویسی مقررات اوراق قرضه در قالب اوراق مشارکت، با هدف رفع نقص از قانون تجارت و قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت، مصوب سال 1376.

 

· بازبینی مقررات راجع به ثبت صورتجلسات مجامع و پیش‌بینی ضمانت اجرای مناسب برای تخلف از این تکلیف.

 

· بررسی لزوم پیش‌بینی مقررات درخصوص تشکیل مجامع عمومی و مقدمات تشکیل، حدود اختیارات و وظایف آنها برای شرکتهای غیرسهامی.

 

· بررسی ضرورت پیش‌بینی ضمانت اجرا برای مقابله با تخلف بازرسان از انجام تکالیف قانونی و عنداللزوم تسری ضمانت اجراهای مدیران به بازرسان، و نیز بررسی ضرورت وضع محدودیت برای بازرسان در انجام  معامله متضمن رقابت با شرکت و نیز تعمیم احتمالی این محدودیتها نسبت به وابستگان و بستگان بازرسان.

 

· بررسی لزوم احیا یا عدم احیای تبصره ماده 144 اصلا‌حی راجع به انتخاب بازرسان شرکتهای سهامی عام از میان افرادی با شرایط خاص  مقرر در آیین‌نامه مربوط.

 

· تعریف شرکتهای مادر و وابسته و تبیین برخی قواعد مربوط به رابطه این شرکتها با هم.

 

· پیش‌بینی سازوکارهای قانونی برای ادغام و تجزیه شرکتها و تسهیل این امر با این اصل که حقوق سهامداران و بستانکاران شرکتهای موضوع ادغام و تجزیه، حفظ شود.

 

· بازبینی و بازنویسی مقررات راجع به انحلا‌ل شرکتها با حفظ حقوق شرکا و بستانکاران این شرکتها.

 

 · بررسی تشکیل دادگاههای تجارتی.

 

 · توجه در به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات و ارتباطات در اداره و تشریفات تصمیمگیری در شرکتهای تجارتی.

 

 

 

طرح بازسازی و ورشکستگی

 

 ·   استفاده مناسب از تحولا‌ت دکترین در باب بازسازی و ورشکستگی تاجر.

 

 ·  تعیین دوره‌ای برای امکان بازسازی تاجر متوقف از پرداخت دیون.

 

 ·  تعیین زمان دقیق و بدون ابهام شروع توقف.

 

 ·  نهادسازی و گسترش توان قوه مجریه و قضاییه در کشف موارد ورشکستگی و توقف.

 

 ·  دگرگون‌سازی ساختار قرارداد ارفاقی و در نظر گرفتن آن برای کسبه (بازسازی مالی).

 

 ·  ایجاد قواعد منسجم و واحد در سیستم اداره تصفیه و مدیر تصفیه و حذف دوگانگی موجود (قانون تجارت از یک سو و قانون تصفیه و آیین‌نامه آن از سوی دیگر).

 

· بررسی تقدم بستانکاران ورشکسته برمبنای تقدم مطالبات تجارتی با درنظر گرفتن مطالبات کارگری و حق تامین اجتماعی و موخر قراردادن مهریه همسر و جزای نقدی و مطالبات دولت و امثال آنها.

 

·   ایجاد تحول در جرائم و مجازاتها با تفکیک سرنوشت فرد از بنگاه.

 

·   بازنگری در مقررات مرور زمان و مهلتهای کوتاه ورشکستگی.

 

·   ایجاد تغییرات لا‌زم در قواعد راجع به اعاده اعتبار.

 

 

 

نوآوریهای لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت‌

 

پیش‌نویس لا‌یحه که فرایند و اصول تدوین آن در قسمتهای قبلی برشمرده شد، دربردارنده نوآوریهای مهمی از جمله به شرح زیر است:

 

1- طبقه‌بندی فعالیتهای تجارتی برمبنای اقتصاد نوین.

 

2- سازگاری با کنوانسیونهای بین‌المللی.

 

3- ابهام زدایی از تعریفها و مفاهیم به کاررفته در قانون.

 

4- توسعه اقتصاد رسمی و پیشگیری از اقتصاد غیررسمی.

 

5- شفاف‌سازی فضای تجارتی، به عنوان مثال، ثبت تجارتی اعم از حقیقی و حقوقی تکلیف شد، و در موارد مقتضی دسترسی یا انتشار اطلا‌عات مورد توجه قرار گرفت، سهام با نام ترغیب شد و... .

 

6- فضا و فرایندهای اقتصاد نوین و تجارت الکترونیکی مورد توجه قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، دفاتر و اسناد تجارتی به دفاتر و اسناد الکترونیکی توسعه داده شد یا امکان برگزاری مجامع عمومی شرکتها به صورت ویدئو کنفرانس پیش‌بینی شده است.

 

7- ضمانت اجرای قانون تقویت شد، در بخش مجازاتها و ضمانتهای اجرایی قانون، در موارد مقتضی محرومیت از حقوق اجتماعی (به عنوان مثال، محرومیت از مدیریت شرکتهای تجارتی در صورت تخلف) جایگزین مجازاتهایی چون حبس شد.

 

8- خلاءهای قانونی با تکمیل مواد بابهای موجود و یا ارائه بابهای جدید برطرف شد.

 

9- نهادهای لا‌زم برای انجام وظایف حاکمیتی برآمده از قانون پیش‌بینی شد.

 

10- نصابهای ریالی در قانون تجدید شد و انعطاف لا‌زم برای امکان بروزکردن ارقام ریالی در قانون پیش‌بینی شد.

 

11- رانت‌زدایی و پیشگیری از فساد مورد توجه واقع شد، به عنوان مثال محدودیتهای صریحی برای مدیریت بنگاههای تجاری از سوی مقامات و مدیران بخش عمومی و حاکمیتی وضع شد.

 

12- به تفکیک خاستگاه مدیریت و مالکیت (در عین نظم رابطه و  مسئولیت) توجه شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح کلیات‌

 

1- طبقه‌بندیهای جدید فعالیتهای تجارتی از جمله، طبقه‌بندی ارائه شده توسط سازمان تجارت جهانی(WTO )  مورد توجه قرار گرفت.

 

2- باب جدیدی با عنوان گروه اقتصادی با منافع مشترک که کنسرسیومها ومشارکت گروهی را در برمی‌گیرد، اضافه و مقررات و قواعد حاکم بر آنها تدوین شد.

 

3- مقررات ضمانت توسعه داده شد و بخش ضمانت مستقل تجارتی پیش‌بینی شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح اسناد تجارتی‌

 

1- مقررات هریک از بخشهای سفته، چک و برات به صورت مجزا تدوین شدند.

 

2- کارکردهای ویژه هر یک از اسناد تجارتی احصا شدند.

 

3- مقرره‌های قانونی برای صدور اسناد تجارتی الکترونیکی اضافه شدند.

 

4- امکان تادیه سفته و برات در بانک و تضمین تمام یا قسمتی از سفته توسط بانکها فراهم شد.

 

5- کارکرد چک به عنوان یک سند تجارتی (دستور پرداخت) نقدی احصا شد.

 

6- امکان ضمانت تمام یا بخشی از مبلغ چک، قبل و بعد از صدور آن توسط بانکها فراهم شد.

 

7- بانکها در قبال زیانهای ناشی از عدم رعایت قوانین مربوط به چک ضامن شدند.

 

8- بانکها به انتشار فهرست شماره حسابهای جاری مسدودی ملزم شدند.

 

9- مقررات راجع به اخذ ضمانت از صادرکنندگان و ظهرنویسان اضافه شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح حقوق شرکتها

 

1-   طبقه‌بندی شرکتهای تجارتی بازنگری شد. شرکتهای نسبی، مختلط سهامی و مختلط غیرسهامی به دلیل عدم اقبال عمومی با توجه به آمارهای رسمی اداره ثبت شرکتها و پیچیدگیهای حقوقی تشکیل و فعالیت، و نیز نداشتن بهره‌ای قاطع در روابط حقوقی و بازرگانی حذف شدند.

 

2-   موارد متعدد از ابهام و سکوت مقررات ناظر بر شرکتهای غیرسهامی (مسئولیت محدود، تضامنی) با وضع مقررات خاص مربوط به هر یک و یا تعمیم مقررات شرکتهای سهامی به آنها، حسب مورد و اقتضا برطرف و تعیین تکلیف شدند.

 

3- تشکیل شرکتهای یک نفره پیش‌بینی شد.

 

4- باب جدیدی از قانون به شرکتهای مادر و وابسته و قواعد حاکم بر آنها اختصاص یافت.

 

5- باب جدیدی به ادغام شرکتها اختصاص یافت.

 

6- باب جدیدی به تجزیه شرکتها اختصاص یافت.

 

7- رانت‌زدایی در فضای کسب وکار پیش‌بینی شد. به عنوان مثال اشخاصی که در مجموعه حاکمیت دارای منصب هستند، از مدیریت شرکتهای تجارتی منع شده‌اند.

 

8- نصابهای ریالی تعیین شده در مواردی همچون حداقل سرمایه تشکیل شرکتها تجدیدنظر شدند و قانون به‌گونه‌ای تنظیم شده است که این نصابها متناسب با نرخ تورم اعلا‌می از سوی بانک مرکزی قابل تجدیدنظر باشند.

 

9- حداقلی در شرکتهای سهامی عام برای تامین سرمایه از طریق پذیره‌نویسی عمومی پیش‌بینی شد.

 

10- سرمایه غیرنقد برای تاسیس شرکتهای سهامی عام حذف شد.

 

11- تعهد سهام برای تشکیل شرکتهای سهامی با توجه به مشکلا‌ت حقوقی و مدیریتی موجود در این نهاد حذف شد.

 

12- انتقال سهم‌الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود با حذف لزوم رعایت اکثریت عددی و سرمایه‌ای که هم از سوءاستفاده اکثریت در احقاق حقوق اقلیت جلوگیری کند و هم  با ماهیت این نوع شرکت سازگاری داشته باشد، تسهیل شد.

 

13- انتشار سهام بی‌نام برای شفاف‌سازی و پیگیری مقرراتی چون مقابله با پولشویی یا کنترل انحصار محدود شد.

 

14- شرط دست و پاگیر و مشکل ساز سهامدار بودن اعضای هیئت مدیره شرکتهای سهامی حذف شد، تا اشخاص خصوصی و دولتی ناگزیر به واگذاری سهام صوری به مدیران خود و تحمیل پیامدهای آنها نشوند.

 

15- در بخش اوراق قرضه با توجه به الزامات سازوکار بازار سرمایه (فقه اسلا‌می) تجدیدنظر اساسی به عمل آمد و احکام جدید اوراق مشارکت جایگزین آن شد.

 

 

 

نوآوریهای طرح بازسازی و ورشکستگی‌

 

1- در راستای سالم‌سازی فضای تجارتی، مبحث ورشکستگی مورد تجدید نظر اساسی قرار گرفت و باب بازسازی تاجر به قانون اضافه شد.

 

2- برای صیانت از تولید و تجارت و حفظ حقوق اشخاص ثالث، امکان ادامه فعالیت تجارتی تجار حقیقی و حقوقی که در پرداخت دیون خود با توقف مواجه شده‌اند، لیکن در صورت بازسازی از ورشکستگی نجات یافته و امکان تادیه دیون بدون تعطیلی فعالیت را به دست می‌آورند، فراهم شد.

 

3- ترتیبات نهادی مناسب از جمله تشکیل هیئت تشخیص، دادگاه تجارتی، سازمان بازسازی و سازمان تصفیه امور ورشکستگی پیش‌بینی شد.

 

4- برای کسبه، امکان بازسازی مالی در نظر گرفته شد.

 

 

 

ساعات صرف شده برای تدوین قانون تجارت‌

 

به منظور بررسی مواد فوق، کمیته کارشناسی بازنگری و اصلا‌ح قانون تجارت در مجموع 189 جلسه (به‌طور متوسط هر جلسه حداقل 4 ساعت) تشکیل داد، ضمن اینکه حسب مورد از حضور سایر کارشناسان و صاحبنظران نیز در جلسات بهره گرفته است. یادآوری می‌شود، حسب ضرورت برای برخی مواد و برخی بخشها از جمله درخصوص قراردادهای حمل و نقل و اسناد تجارتی الکترونیکی، کمیته‌های فرعی نیز تشکیل شد. تنها برای طرحهای پژوهشی و جلسات کمیته کارشناسی 17300 نفر- ساعت زمان صرف شده است و بادرنظر گرفتن حجم گسترده مطالعات مرتبط قبلی، اظهارنظر صاحبنظران و اشخاص حقیقی و حقوقی و امور کارشناسی پشتیبانی، کار انجام شده برای تدوین پیشنویس لا‌یحه، در سابقه قانون نویسی کشور بی‌نظیر بوده است.

 

در مجموع 1028 ماده و 150 تبصره در پیشنویس تدوین شد. در مجموع 8درصد از مواد قانون تجارت موجود ابقا شد، 21درصد مشمول تغییرات جزیی یا ویرایشی قرار گرفت. 33درصد به لحاظ محتوایی تغییر کرد و 38درصد حذف شد. 393 ماده نیز به قانون تجارت اضافه گشت.

 

قوانینی که باید‌فسخ شوند، به شرح زیر احصا شدند:

 

·  قانون تجارت مصوب 1311.

 

·  اصلا‌حیه مصوب سال 1347 قانون تجارت و تمامی اصلا‌حات و الحاقات بعدی آن.

 

·  آیین‌نامه اداره تصفیه امور ورشکستگی مصوب 1318.

 

·  آیین‌نامه درآمد صندوق الف و صندوق ب مصوب سال 1319.

 

·  نظام‌نامه امور ورشکستگی قانون تجارت مصوب سال 1311.

 

·  قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌های کشور مصوب سال 1343.

 

·  قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت سال 1376.

 

·  قانون صدور چک و الحاقیه‌های آن.

 

·  قانون ثبت شرکتها.

 

 منبع :

 

 لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت(فرآیند و اصول تدوین و نوآوری‌ها)، وزارت بازرگانی، معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی - دفتر مطالعات اقتصادی‌

 

 

 

چارچوب کلی لا‌یحه‌

 

باب اول- تجار و معاملا‌ت تجارتی‌

 

باب دوم- حقوق و تکالیف تاجر

 

فصل اول: دفتر ثبت تجارتی‌

 

فصل دوم: دفاتر تجارتی‌

 

فصل سوم: اسم تجارتی‌

 

باب سوم- قراردادهای تجارتی‌

 

فصل اول: دلا‌لی‌

 

فصل دوم: حق‌العمل‌کاری‌

 

فصل سوم: حمل و نقل‌

 

فصل چهارم: قائم‌مقامی و نمایندگی تجارتی‌

 

فصل پنجم: گروه اقتصادی با منافع مشترک‌

 

باب چهارم- ضمانت‌

 

باب پنجم- اسناد تجارتی‌

 

فصل اول: چک‌

 

فصل دوم: سفته‌

 

فصل سوم: برات‌

 

فصل چهارم: اسناد تجارتی الکترونیکی‌

 

باب ششم- اشخاص حقوقی و شرکتهای تجارتی‌

 

فصل اول: اشخاص حقوقی‌

 

فصل دوم: شرکتهای تجارتی (کلیات، شرکت سهامی، شرکت با مسئولیت محدود، شرکت تضامنی)

 

فصل سوم: ادغام و تجزیه شرکتها

 

فصل چهارم: مقررات نهایی (متفرقه)

 

باب هفتم- بازسازی و ورشکستگی‌

 

فصل اول: بازسازی‌

 

فصل دوم: ورشکستگی‌

 

فصل سوم: مقررات جزایی بازسازی و ورشکستگی‌

 

باب هشتم- مقررات تکمیلی‌

 

 

 

منابع:

 

لایحه ااصلاح قانون تجارت (فرایند و اصول تدوین و نواوریها ) ، وزارت بازرگانی ،  معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی- دفتر مطالعات اقتصادی

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

نوشته شده توسط حسابدار_فا در 1:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

نگاهی به لایحه اصلاح قانون تجارت و نواوریهای آن

هوشنگ نادریان

 

کسب و کار و فعالیتهای تجاری، پیوندی ناگسستنی با اطلا‌عات دارد و این دو اجزای  جدایی‌ناپذیر یکدیگرند. هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که می‌تواند تاجر خوبی باشد بدون اینکه دسترسی به اطلا‌عات صحیح، دقیق و جامع داشته باشد. از همین دیدگاه است که بحث حسابداری و درپی آن حسابرسی مطرح می‌شود و به همین دلیل در لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت  به این مقوله نیز توجه شده است.

 

مشکل اساسی در قانون تجارت کنونی این است که درآن،  مبنای مشخصی برای تهیه صورتهای مالی که مبنای تصمیمگیری سهامداران، مدیران و مجموعه دست‌اندرکاران و استفاده کنندگان از اطلا‌عات است، درنظر گرفته نشده است و به همین ترتیب در بحث بازرس که در قانون برای اعتباردهی به صورتهای مالی و اطلا‌عات حسابداری و ایجاد اطمینان از رعایت یکسان حقوق سهامداران مطرح شده نیز معیارهای دقیق و مشخص وجود ندارد؛ نه برای تعیین بازرس شرایط احراز تعیین شده و نه برای انجام  وظیفه بازرس ضوابط و استانداردهای خاص در نظر گرفته شده است.

 

با این دو خلا‌ء بزرگ که در قانون کنونی وجود دارد، در این مقاله لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت و نوآوریهای آن را در چند محور به اختصار بررسی می‌شود.

 

 

 

شفافیت بیشتر

 

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت فضای تجاری با شفافیت بیشتری  تعریف شده و ضمن ابهام‌زدایی از تعاریف و مفاهیم به‌کار رفته، مواردی که در قانون فعلی خلا‌ء وجود دارد و یا قانون با سکوت از کنار آن گذشته در لا‌یحه با صراحت و روشنی بیان شده است.

 

یکی از پدیده‌های جدید اقتصادی، موضوع شرکتهای مادر و شرکتهای وابسته و تابعه و در کل وابستگیهایی است که شرکتهای مختلف می‌توانند از بعد مالکیت و یا مدیریت به هم داشته باشند. در لا‌یحه تلا‌ش شده است تعریفهای مشخص و جامع در این عرصه ارائه شود.

 

برای ارائه صورتهای مالی میاندوره‌ای 6 ماهه، توسط شرکتها که مهلت قانونی مشخصی برای آن وجود نداشت، در لا‌یحه مهلت یکماهه تعیین شده است. زمینه قانونی برای معامله اوراق مشارکت منتشر شده توسط شرکتها در بورس اوراق بهادار فراهم شده است. تعریف اندوخته قانونی در لا‌یحه مشخص شده و سود قابل تخصیص به عنوان مبنای محاسبه اندوخته قانونی تعیین گردیده است و به این ترتیب ابهامهایی که در این زمینه وجود داشت رفع خواهد شد. در لا‌یحه، سودخالص و سودخالص قابل تخصیص برمبنای استانداردهای حسابداری تعریف شده و سود قابل تخصیص به عنوان مبنای تصمیمگیری مجمع عمومی در تقسیم سود درنظر گرفته شده است.

 

یکی از مشکلا‌ت قانون کنونی، بحث تعدد بازرسان است که اگر تعدد نظر بازرسان بروز کند مشکلا‌تی برای استفاده کنندگان از صورتهای مالی ایجاد می‌شود که در لا‌یحه جدید تعدد بازرس مطرح نشده است.

 

در قانون فعلی حدنصابهای مالی متعددی وجود دارد که به دلیل گذشت زمان اعتبار خود را به شدت از دست داده و در لا‌یحه ضمن اینکه نصابهای معقول درنظر گرفته شده، تغییر آنها هم به عامل تورم مرتبط گشته است.

 

در ارتباط با آیین‌نامه دفاتر مالی و نحوه تنظیم و نگهداری آنها در یکی از بندهای لا‌یحه،  ضمن توجه به قانون تجارت الکترونیک، توسعه و تحول اقتصادی و سیستمهای نوین حسابداری رایانه‌ای، بازنگری در آیین‌نامه نحوه تنظیم دفاتر موکول به تصویب هیئت وزیران شده است تا انجام اصلا‌حات لا‌زم در این زمینه با توجه به پیشرفتهای فنی و علمی با سهولت بیشتر امکان‌پذیر باشد.

 

 

 

افزایش انضباط مالی‌

 

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت، به انضباط مالی در راستای رانت‌زدایی و فراهم ساختن فضای سالم برای رقابت تجاری در موارد متعدد توجه خاص شده است، از جمله:

 

·  ‌‌ممنوعیت مسئولا‌ن دولتی و حاکمیتی و دستگاههای نظارتی (بویژه رئیس، دادستان، معاونان، مشاوران و مستشاران دیوان محاسبات و رئیس، معاونان و مشاوران سازمان بازرسی کل کشور) از عضویت در هیئت‌مدیره شرکتها،

 

·  ‌‌افزایش کنترل بر معاملا‌ت با اشخاص و ابسته و مسئولیت شرکت مادر، در مقابل تعهدات ایجاد شده برای شرکت تابعه یا وابسته،

 

·  ‌‌ممنوعیت خرید سهام شرکتهای مادر توسط شرکتهای تابعه و وابسته،

 

·  ‌‌ممنوعیت پرداخت تمام یا بخشی از سرمایه شرکتهای سهامی عام به صورت غیرنقد و ایجاد سقف (3/2) جهت سرمایه غیرنقد در شرکتهای سهامی خاص،

 

·  ممنوعیت صدور سهام بی‌نام بیش از 30درصد سرمایه و ممنوعیت تبدیل سهام با نام به بی‌نام،

 

·   ‌‌انتقال اوراق مشارکت با نام صرفاً از طریق بورس اوراق بهادار و ممنوعیت خرید اوراق مشارکت توسط صادرکننده آن،

 

·  ‌‌پیشبینی تضمین بانکها و موسسه‌های اعتباری جهت تعهدخرید تتمه اوراق مشارکت خریداری نشده در راستای تامین تمامی اعتبار مورد نیاز جهت پروژه،

 

·  ‌‌حذف سرمایه تعهدشده و الزام به تادیه وجه سهام،

 

·  ‌‌تعیین نصابهای عملی جهت معاملا‌ت مدیران و اشخاص وابسته با شرکت،

 

·  ‌‌تعیین نصاب جهت پاداش هیئت‌مدیره موظف و غیرموظف و موکول شدن پاداش اضافی در شرایط سود با تصویب د و سوم آرای مجمع با سقف مشخص،

 

· ‌‌ضرورت افشای پرداختها به هیئت‌مدیره در صورتهای مالی،

 

·  ‌‌تشدید ممنوعیت در معاملا‌ت بازرس و اشخاص وابسته به ایشان با شرکت،

 

· ‌‌افزایش محدودیت در اخذ وام، اعتبار، هدیه و هرگونه تسهیلا‌ت و تضمین دیون از طرف شرکت برای بازرس.

 

 

 

محوریت استانداردهای حسابداری و حسابرسی‌

 

شاید بتوان گفت شاه بیت اصلا‌حات قانون تجارت در بخش مقررات مالی و حسابداری، تعریف صورتهای مالی براساس استانداردهای حسابداری و مکلف ساختن هیئت‌مدیره به تهیه صورتهای مالی شرکت براساس استانداردهای حسابداری است. استانداردهای حسابداری و حسابرسی در ایران، در حال حاضر طبق قانون به‌وسیله سازمان حسابرسی تدوین می‌شود و رعایت آن الزامی است. با این حال در لا‌یحه اصلا‌حی هم این الزام دیده شده است تا استفاده از استانداردهای حسابداری و حسابرسی کاملا‌ً نهادینه شود. با توجه به این که استانداردهای ملی حسابداری و حسابرسی، به استانداردهای بین‌المللی حسابداری و حسابرسی بسیار نزدیک است، زمینه مناسبی برای افزایش اعتبار صورتهای مالی شرکتهای ایرانی فراهم خواهد شد.

 

به همین ترتیب در جهت الزامی کردن استانداردهای حسابداری و حسابرسی در عرصه تجارت، در لا‌یحه اصلا‌حی، شرکتهای مادر ملزم به تهیه صورتهای مالی تلفیقی برای مجموعه شرکتهای گروه شده‌اند؛ پیشبینی سود اوراق مشارکت و محاسبه سود قطعی آن  برمبنای استانداردهای حسابداری و با رعایت آن درنظر گرفته شده و گروههای اقتصادی با منافع مشترک (Joint Ventures)  ملزم شده‌اند صورتهای مالی خود را با رعایت استانداردهای حسابداری تهیه کنند.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت،  بازرس موظف شده است حسابرسی صورتهای مالی را با رعایت استانداردهای حسابرسی انجام دهد و نیز ملزم شده است ضوابط و موازین حرفه حسابرسی از جمله درستکاری، بی‌طرفی، دقت و رازداری را رعایت کند.

 

ارتقای نقش حسابرس و بازرس قانونی‌

 

دامنه اختیارات بازرس در قانون کنونی محدود بود و در موارد متعددی اقدامات مدیران نیاز به اظهارنظر بازرس نداشت. در لا‌یحه اصلا‌حی دامنه اختیارات بازرس به میزان درخورتوجهی توسعه یافته است؛ از جمله:

 

·  دعوت مجمع عمومی توسط بازرس در شرایط عدم اقدام مدیران در مورد:

 

·  ‌‌توقف انتشار روزنامه رسمی بیش از یک‌ماه،

 

·  ‌‌انتخاب مدیران برخلا‌ف صلا‌حیتهای قانونی،

 

·  ‌‌کاهش سرمایه نسبت به حداقل مقرر قانونی،

 

·  ‌‌انقضای مدت ماموریت مدیران،

 

·  ‌‌بررسی عملکرد مدیران تصفیه،

 

·  ‌‌الزام اظهارنظر بازرس در مورد حسابهای شرکت صادرکننده اوراق مشارکت و موضوع مشارکت و موافقت دارندگان اوراق مشارکت با تبدیل اوراق به سرمایه،

 

·    ‌‌احراز مالکیت و تعیین آرای حاضران در جلسه مجمع عمومی توسط بازرس در صورت عدم اقدام هیئت‌مدیره،

 

·    ‌‌ارائه گزارش بازرس متضمن امکان تادیه بدهیهای شرکت از محل داراییها در شرایط از بین رفتن نصف سرمایه بر اثر زیان،

 

·    ‌‌تعیین ضوابط جهت انتخاب بازرس و چگونگی استفاده از خدمات بازرسان،

 

·    ‌‌تعمیم وظیفه بازرس نسبت به اظهارنظر در مورد اطلا‌عاتی که توسط هیئت‌مدیره در اختیار مجامع عمومی فوق‌العاده قرار می‌گیرد،

 

·   ‌‌انعکاس بلا‌تصدی ماندن در تصفیه یا عدم تعیین مدیران تصفیه یا عدم اقدام آنان، به دادگاه تجاری توسط بازرس،

 

·   ‌‌ضرورت استماع گزارش بازرس توسط مجمع در شرایط درخواست تمدید مهلت تصفیه توسط مدیران،

 

·   ‌‌تعمیم وظایف بازرسی شرکتهای فعال به شرکتهای درحال تصفیه،

 

 ·  ‌‌پیشبینی امکان تعیین بازرس در شرکتهای با مسئولیت محدود در اساسنامه با وظایف، اختیارات و مسئولیتهای مشابه شرکتهای سهامی،

 

  ·   ‌‌الزام به ارائه اظهارنظر بازرس در مورد طرح  ادغام و تجزیه،

 

  ·   ‌الزام به حسابرسی صورتهای مالی گروههای اقتصادی با منافع مشترک.

 

 

 

افزایش ضمانت اجرایی قانون‌

 

قانون فعلی در موارد متعددی ضمانت اجرایی جدی برای الزام‌آور ساختن مفاد قانون درنظر نگرفته است و در نتیجه رعایت نکردن قانون و یا انجام اقدامات خلا‌ف قانون امکان‌پذیر است و بهای مهمی ندارد.

 

در لا‌یحه اصلا‌حی ضمانت اجرایی کافی و جامع برای رعایت قانون درنظر گرفته شد ه  که موارد مهم آن به شرح زیر است:

 

·  ‌‌ضمانت‌اجرایی جهت تصدی همزمان مدیریت در بیش از یک شرکت،

 

·  محرومیت مدیران در صورت‌اظهارصلاحیت  و سوابق علمی و تجربی برخلا‌ف واقع،

 

·  امکان اقامه دعوی دارندگان حداقل 20 درصد سرمایه علیه مدیران یا بازرس جهت جبران خسارات وارده به شرکت،

 

·  جریمه نقدی جهت عدم ارائه بموقع صورتهای مالی و گزارش فعالیتها به بازرس توسط هیئت‌مدیره یا  دعوت نکردن مجمع عمومی عادی،

 

·  جریمه نقدی و محرومیت از تصدی بازرسی جهت افرادی که با وجود منع قانونی آگاهانه سمت بازرسی را بپذیرند،

 

·  مجازات نقدی برای بازرس در صورت تخلف از انجام تکالیف قانونی،

 

·  تشدید مجازات بازرس در صورت ارائه گزارش خلا‌ف یا تصدیق اطلا‌عات خلا‌ف،

 

·  محرومیت بازرس در صورت انجام معاملا‌ت ممنوعه با شرکت مورد بازرسی یا اخذ وام، اعتبار، تسهیلا‌ت و اخذ تضمین دیون و تعهد،

 

·  جریمه نقدی، محرومیت و حبس جهت مدیرانی که مبادرت به تقسیم سود بدون رعایت قوانین نمایند.

 

 

 

نتیجه‌گیری‌

 

لا‌یحه اصلا‌حی قانون تجارت حاصل سه سال تلا‌ش مستمر پژوهشی- مشاوره‌ای است که با بهره‌گیری از اندیشه‌های استادان، صاحبنظران، صاحبان صنایع و کارشناسان دستگاههای اجرایی و متخصصان در فرایندی پویا و تعاملی تدوین شد و دربرگیرنده نوآوریهای مهمی است که تصویب آن می تواند فضای تجاری کشور را روان کند و در توسعه فعالیتهای تجاری بسیار موثر باشد.

 

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

نوشته شده توسط حسابدار_فا در 1:19 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر